مردم شناسی

نمایش 51 تا 100 از 282 مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن رافع سلامی | اِبْنِ‌رافِعِ سَلّامی، ابوالمعالی تقی‌الدین محمد (ذیقعدۀ ۷۰۴- ۱۸ جمادی‌الاول ۷۷۴/ ژوئن ۱۳۰۵-۱۵ نوامبر ۱۳۷۲)، محدث و رجالی شافعی.
  • ابن درا | اِبْنِ‌دَرا، محمد بن نورالدین بن محمد درا (۱۰۲۸- رمضان ۱۰۶۵ ق/ ۱۶۱۹- مۀ ۱۶۵۵ م)، شاعر و ادیب شافعی. به شهادت ارجوزه‌ای که استادش، عمادی خطاب به او سروده، نام ابن‌درا درست است و درّا، که در اعلام (زرکلی، ۷/ ۱۲۶) و معجم المؤلفین (کحاله، ۲۱/ ۸۲) آمده، نادرست است.
  • ابن خالویه، علوم قرآنی | اِبْنِ‌خالویه، در دبا مقاله دارد.
  • ابن حبیب، بدرالدین | اِبْنِ‌حَبیب (جایگزین مدخل ارجاعی دبا)، بدرالدین ابوطاهر (و ابومحمد) حسن بن زین‌الدین عمر (شعبان ۷۱۰- ربیع‌الآخر ۷۷۹/ ژانویۀ ۱۳۱۱- اوت ۱۳۷۷)، ادیب، شاعر و مورخ عصر فرمانروایی ممالیک مصر و شام (برای نسب او، نک‍ : ابن‌عماد، ۳/ ۲۶۹؛ طباخ، ۵/ ۶۶؛ ابن‌حجر، انباء ... ، ۱/ ۱۶۲).
  • ابن جلاب | اِبْنِ‌جَلّاب، ابوالقاسم عبیدالله بن حسین بن حسن بصری (د ۳۷۸ ق/ ۹۸۸ م)، فقیه مالکی عراق. دربارۀ نام او اختلاف بسیار است؛ در منابع از وی با نامهای گوناگونی چون عبدالله، عبدالرحمان، محمد و حتێ ابوحسین بن حسن یاد شده است (قاضی عیاض، ترتیب ... ، ۴/ ۶۰۵؛ ابواسحاق، ۱۷۰؛ ابن‌فرحون، الدیباج ... ، ۱/ ۴۶۱؛ رودانی، ۱۶۹)...
  • ابن بنا | اِبْنِ‌بَنّا، ابوالعباس احمد بن محمد بن عثمان اَزدی مراکشی (د ۷۲۱ ق/ ۱۳۲۱ م)، ریاضی‎دان، ستاره‎شناس و ادیب صوفی‌مشرب، از مردم مغرب اقصا که در علوم دینی، تفسیر، ادب عرب و پزشکی نیز دست داشت. او به‌سبب شغل پدر بدین نام خوانده می‎شد (ابن‎قاضی، جذوة ... ، ۱۴۸؛ بابا‎تنبکتی، ۶۵). بنا‌به گزارش ابن‎قاضی (همان، ۱۵۲؛ ن...
  • ابن بلیمه | اِبْنِ‌بَلّیمه، ابو‌علی حسن بن خلف بن عبدالله بن بلیمۀ قیروانی (۴۲۷ یا ۴۲۸- ۱۳ رجب ۵۱۴ ق/ ۱۰۳۶ یا ۱۰۳۷- ۸ اکتبر ۱۱۲۰ م)، مقری بزرگ اسکندریه. خاندانش ساکن قیروان بودند و خود نیز در آنجا زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی را در همان شهر به سر برد (نک‍ : ذهبی، ۱/ ۳۸۰؛ صفدی، ۱۱/ ۴۳۰). نسبتهـای «هوّاری» (منسوب به قبی...
  • ابن بخاری | اِبْنِ‌بُخاری، ابو‌الحسن فخر‌الدین علی بن احمد بن عبد‌الواحد سعدی صالحی (۵۷۵-۲ ربیع‌الآخر ۶۹۰ ق/ ۱۱۸۰-۴ آوریل ۱۲۹۱ م)، محدث معمر حنبلی ساکن در بیت‌المقدس که نقش بسزایی در انتقال آثار گذشتگان به آیندگان داشته است.
  • ابن اشته | اِبْنِ‌اَشْته، ابوبکر محمد بن عبدالله بن محمد بن اشتۀ اصفهانی، مقری، محدث و نحوی سدۀ ۴ ق/ ۱۰ م. وی از برجستگان آن گروه از محدثان و دانشمندان اصفهانی است که با عنوان «ابن‌اشته» (برگرفته از نام نیای بزرگشان) معروف شده‌اند (برای اسامی و انساب دیگران، نک‍ : ابن‌ماکولا، ۱/ ۹۱؛ سمعانی، ۱/ ۱۶۱؛ ابن‌نقطه، ۱/ ۲۱-۲۲؛ ذ...
  • ابن ابی مریم | اِبْنِ‌اَبی‌مَرْیَم، ابوعبدالله فخرالدین نصر بن علی بن محمد شیرازی فارسی فسوی، مقری و مفسر سدۀ ۶ ق/ ۱۲ م. از تاریخ تولد وی گزارشی در منابع دیده نمی‌شود و تنها می‌دانیم که نزد تاج‌القراء برهان‌الدین محمود بن حمزة بن نصر کرمانی (د پس از ۵۰۰ ق) شاگردی کرده، و کتاب التیسیر فی التفسیر او را نزد وی خوانده بوده است ...
  • ابن ابی عمر | اِبْنِ‌اَبی‌عُمَر، ابو‌عبدالله محمد بن یحیى عدنی (د ۲۴۳ ‌ق/ ۸۵۷ م)، محدث مکی. گزارشی دربارۀ تاریخ ولادت او در دست نیست، اما به روایت ذهبی (۱۲/ ۹۷) وی ۹۰ سال عمر کرده بوده است و بر‌پایۀ این گزارش می‌بایست تولد ابن‌ابی‌عمر حدود سال ۱۵۳ ق رخ داده باشد.
  • ابن ابی الربیع | اِبْنِ‌اَبی‌الرَّبیع، شهاب‌الدین احمد بن محمد، از نویسندگان و حکیمان سدۀ ۷ ق/ ۱۳ م. او مؤلف کتابی است در اخلاق و سیاست موسوم به سلوک المالک فی تدبیر الممالک، که دانسته‌های اندک ما دربارۀ مؤلف برگرفته از برخی نسخ همین کتاب است. در این نسخه‌ها از قول مؤلف آمده که تألیف آن را در ۶۵۵ ق به انجام رسانیـده (نک‍ : آس...
  • ابن ابی الدنیا | اِبْنِ‌اَبی‌الدُّنْیا (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوبکر عبدالله بن محمد قرشی (۲۰۸-۲۸۱ ق/ ۸۲۳-۸۹۴ م)، محدث بغدادی و گردآورندۀ آثار روایی متعدد در زمینۀ زهد و اخلاق. خاندان وی با بنی‌امیه نسبت ولاء داشت و به‌همین‌سبب قرشی خوانده می‌شد (خطیب، ۱۰/ ۸۹). پدرش محمد بن عبید که از محدثان بغداد و از اولین استادان وی بود، فرز...
  • ابن ابی داوود | اِبْنِ‌اَبی‌داوود (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوبکر عبدالله بن سلیمان بن اشعث اَزْدی سجستانی (۲۳۰-۳۱۶ ق/ ۸۴۵- ۹۲۸ م)، محدث، فقیه و مقری. وی در سیستان زاده شد و نخستین‌بار در ۲۴۱ ق/ ۸۵۵ م در کنار پدر در طوس به مجلس حدیث محمد بن اسلم طوسی نشست و حدیث نوشت (خطیب، ۹/ ۴۶۴-۴۶۵). از آن پس همراه پدر به سرزمینهای مختلف سفر ...
  • ابن ابی حاتم | اِبْنِ‌اَبی‌حاتِم (جایگزین مقالۀ دبا)، ابومحمد عبدالرحمان ابن‌ابی‌حاتم محمد بن ادریس تمیمی حنظلی رازی (۲۴۰ - محرم ۳۲۷ ق/ ۸۵۴ ـ نوامبر ۹۳۸ م)، رجال‌شناس، محدث و مفسر بنام ایرانی. او در خانواده‌ای پرورش یافت که در پرداختن به دانش حدیث اهتمامی خاص داشته‌اند. پدرش ابوحاتم رازی (دبا)، داییان پدر (ابن‌ابی‌حاتم، الج...
  • ابرقوهی | اَبَرْقوهی، شمس‌الدین ابراهیم، از عارفان و نویسندگان سده‌های ۷- ۸ ق/ ۱۳-۱۴ م. اطلاعات ما دربارۀ ابرقوهی اندک، و بیشتر بر‌اساس اشاراتی است که وی در اثر مفصل خود، مجمع البحرین دارد. از این اشارات می‌توان دریافت که او در اوایل یـا اواسط نیمۀ دوم سدۀ ۷ ق/ ۱۳ م در نواحی مرکزی ایران ــ ظاهراً در ابرقوه (ابرکوه) ــ ...
  • ابراهیمی، حرم | اِبْراهیمی، حَرَم، آرامگاه ابراهیم خلیل (ع) و خاندان او در شهر الخلیل (حبرون).
  • ابراهیم نخعی | اِبْراهیمِ نَخَعی (جایگزین مقالۀ دبا)، ابو‌عمران ابراهیم بن یزید بن اسود بن عمرو بن ربیعه (د ۹۶ ق/ ۷۱۵ م)، از تابعین نامدار کوفه که روایات و اقوال وی در فقه و تفسیر مورد توجه نسلهای بعد قرار گرفت. اگر‌چه غالباً او را صاحب نسب عربی دانسته‌اند، اما برخـی، از‌جمله ابوعبیـده وی را از موالـی شمرده‌انـد (نک‍ : خلیف...
  • ابراهیم بن هاشم قمی | اِبْراهیمِ بْنِ هاشِمِ قُمی، ابواسحاق، فقیه و محدث امامی سدۀ ۳ ق/ ۹ م، که اصلی‌ترین مروج منابع روایی کوفه در قم به شمار می‌آید.
  • ابراهیم، قرآن | اِبْراهیم (جایگزین مقالۀ دبا)، نام چهاردهمین سوره از قرآن کریم، دارای ۷ واحد موضوعی (رکوع)، ۵۲ آیه (یا ۵۱، ۵۴، ۵۵ آیه)، ۸۳۱ کلمه و ۴۳۴‘۶ حرف.
  • ابراز، عنوان ماهویه | اَبْراز، عنوان ماهویه، ابوبراز، مرزبان مرو. ابن‌خردادبه ضمن برشمردن القاب ملوک خراسان و مشرق، ابراز را لقب شاه نسا در خراسان می‌داند (ص ۴؛ نیز نک‍ : بلاذری، ۵۷۵؛ دینوری، ۱۳۹). ظاهراً چون پسر ماهویه براز نام داشته، از ابراز به‌مرور ابوبراز درست شده است (یوستی، ۳؛ نیز نک‍ : ابن‌اثیر، ۳/ ۱۲۱). ابـراز در پهلوی به...
  • ابان احمر، ابوعبدالله | اَبانِ اَحْمَر (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوعبدالله ابـان بن عثمان، راوی حدیث و اخبار تاریخی و ادبی در سدۀ ۲‌ ق/ ۸‌ م و از خواص اصحاب امام جعفر صادق (ع). یاقوت که همۀ اطلاعات خود را دربارۀ ابان احمر از فهرست‌ طوسی برگرفته، نسب پدر او را به‌‌صورت عثمان بن یحیی بن زکریا ضبط‌ کرده، و به‌ وی نسبت لؤلؤی نیز داده است (۱...
  • اباظه، عزیز | اَباظه، عزیز بن محمد بن عثمان (۲۵ ربیع‌الاول ۱۳۱۶-۱۳۹۳ ق/ ۱۳ اوت ۱۸۹۸-۱۹۷۳ م)، نمایشنامه‌نویس، شاعر، ادیب و حقوق‌دان مصری.
  • آیه، قرآن | آيه (تکملۀ مقالۀ دبا):
  • آیات الاحکام، آیاتی | آیاتُ‌الْاَحْکام (جایگزین مقالۀ دبا)، عنوان آیاتی از قرآن کریم که بتوان از آنها حکم شرعی استنباط کرد. مشهور در میان فقهای متأخر این بوده که شمار «آیات‌الاحکام» بالغ بر ۵۰۰ آیه است (برای نمونه، نک‍ : علامۀ حلی، ۲۴۲؛ سیوری، ۱/ ۵) و «کتاب» به‌عنوان نخستین دلیل و مستند فقهی، درواقع چیزی جز همین آیات‌الاحکام نیست.
  • آهنگری، فرایند | آهَنْگَری، فرایند ذوب، ریخته‌گری و قالب‌گیری آهن و بالابردن مقاومت آن از طریق تفتن، فشردن و پتک‌زدن برای ساخت اشیاء و ابزار آهنی. آهنگری از پیشه‌های مهم و کهن جامعۀ ایران به شمـار می‌رود که از دیرباز نقش مهمی در ساختـار اجتماعی ـ اقتصادی و صنعتی ایفا کرده است.
  • آوجی، سعدالدین | آوَجی، سعدالدین محمد (د شوال ۷۱۱/ فوریۀ ۱۳۱۲)، از رجال بلندپایۀ عصر ایلخانان مغول که بیش از ۱۴ سال در روزگار پادشاهی سلطان محمود غازان و سلطان محمد اولجایتو، منصب صاحب‌دیوانی، صدارت و وزارت داشت.
  • آوج، شهری | آوَج، شهری کوچک در شهرستان بوئین‌زهرا (استان قزوین). این شهر با حدود ۹۷۵‘۱ متر ارتفاع، در ˚۳۵ و ́۳۵ عرض و ˚۴۹ و ́́۱۴ طول جغرافیایی و ۱۱۱کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین، بر سر راه قزوین ـ همدان قـرار دارد ( ‌فرهنگ جغرافیایی ایران، ۱/ ۲۶؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، ۳۶/ ۱۵).
  • آصف بن برخیا، شخصیتی | آصَفِ بْنِ ‎بَرْخیا (جایگزین مقالۀ دبا)، شخصیتی که برپایۀ روایات و تفاسیر، وزیر و کاتب حضرت سلیمان (ع) بوده است.
  • آسیای مرکزی، نام | آسیایِ مَرْکَزی، نام و اصطلاحی مسبوق‌به‌سابقه که در نوشته‌های جهانگردان و سیاحان در زبانهای انگلیسی و فرانسوی به صورتهای «آسیای بالا» و «آسیای داخلی» آمده، و هدف از آن مشخص‌کردن بخشهای مرکزی قارۀ آسیا بدون توجه به مرزبندیهای
  • آرچی، نام | آرْچی، نام قومی مسلمان، ساکن غرب داغستان. آرچیها در روستاها و زیستگاههایی در ناحیۀ چارودین در جمهوری خودگردان داغستان (فدراسیون روسیه) به سر می‌برند.
  • آراکل تبریزی، داوریژتسی | آراکِلِ تَبْریزی (داوریژتسی)، تاریخ‌نگار ارمنی. وی در ۱۵۹۵ یا ۱۶۰۰ م، در شهر تبریز متولد شد (آراکلیان، آ. گ.، II/ ۵۱۹). او در اچمیادزین شاگرد پیلیبُس آقباکتسی بود و درجۀ روحانی را از او دریافت نمود.
  • آذرخور اشتاذگشنسپ، ریاضی دان |
  • آدانا، شهر | آدانا، شهر و مرکز استانی به همین نام در جنوب ترکیه.
  • آداپازاری، یا آده‌بازاری | آداپازاری، یا آده‌بازاری، آطه‌بازاری، شهری در شمال غربی ترکیه و مرکز استان ساکاریا در آن کشور. این شهر در جلگه‌ای همنام که «آق‌اووا» نیز نامیده می‌شود، در ارتفاع ۳۱متری
  • آتسز | آتْسِز (جایگزین مقالۀ دبا)، علاءالدين ابوالمظفر (رجب ۴۹۰ ـ جمـادی‌الآخـر ۵۵۱/ ژوئـن ۱۰۹۷ـ ژوئیـۀ ۱۱۵۶)، دومیـن خوارزمشـاه، و بنیـادگـذار واقعی سلسلۀ خوارزمشـاهیـان بزرگ (آخرین دولت خوارزمشاهی).
  • آپولونیوس پرگایی، ریاضی دان | آپولونیوسِ پِرْگایی (جایگزین مقالۀ دبا) (ح ۲۶۲- ح ۱۹۰ ق‌م)، (در مآخذ اسلامی: آپولونیوس، آبلونیوس، و ملقب به نجار) ریاضی‌دان و ستاره‌شناس برجستۀ یونانی و مؤلف کتاب
  • آبی، زین الدین | آبی، زین‌الدین ابومحمد حسن بن ابی‌طالب یوسفی، از فقیهان امامی ایرانی در نیمۀ دوم سدۀ ۷ ق/ ۱۳ م. لقب او را عزالدین نیز نوشته‌اند (بحرالعلوم، ۲/ ۱۷۹). وی گاه در منابع با عنوان ابن‌ربیب
  • آبای، ابراهیم | آبای، ابراهیم قونانبایف (۱۲۶۱-۱۳۲۲ ق/ ۱۸۴۵-۱۹۰۴ م)، شاعر ملی قزاق. او در ناحیۀ سِمی (سمی پالاتینْسْک) در منطقۀ کوهستانی چنگیز در شمال شرقی قزاقستان زاده شد. پدرش
  • آب، ماه | آب، ماه پنجم در تقویم سریانی و هشتم در تقویم خورشیدی کشورهای عربی (در تقویم میلادی)، برابر با ماه اوتِ (اوغُسطُس) فرنگی. این ماه ۳۱ روز دارد و پس از تَموز و پیش از اَیْلول است.
  • ابن ابی جراده |
  • ابراهیمیه اباضیه |
  • ابراهیم بن اسماعیل دیباج |
  • ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال |
  • اباظه |
  • آیین نامه | آیین‌نامه، در زبان پهلوی آیین نامَگ یا ایوین نامگ، عنوان کتابها و رسالاتی به زبان پهلوی دربارۀ آداب و رسوم دربار، مراتب و مقامات بزرگان دولت و نمایندگان طبقات اجتماعی، قواعد و رسوم بازیها و سرگرمیها، آداب جنگ، آیینهای برگزاری جشنهای ایرانی مانند نوروز و مهرگان و موضوعات دینی، همراه با ذکر اسطوره‌ها، داستانها،...
  • آیة الله |
  • آیواز | آیواز، یا عَیواض (در كتابهای قدیم)، عنوانی برای پیشخدمتان در خانه‌های اعیان قدیم، در ادوار اخیرِ امپراتوری عثمانی، كه متصدی كارهای آشپزخانه و تهیه و خرید نیازمندیهای روزانه از بازار بودند. این پیشخدمتان بیش‌تر از ارمنیانِ وان و گاهی از كردان می‌بودند. آیوازها لباسی از نیم‌تنه و جلیقه و شلوار ارغوانی رنگ و جور...
  • جن |
  • آوار | آوار، قومی مسلمان، ساكن جمهوری شوروی خودمختار داغستان. نام آوار را قوم معرولل داغستان ‌بر خود نهاده‌اند و معرولل در زبان محلی به معنای كوه‌نشین است. این قوم كه روسها آنان را آوارتسی می‌نامند، در بخش اصلی كوهستانهای جمهوری شوروی خودمختار داغستان و نوار مورّب عریضی كه سراسر خاك آن را از شمال خاوری تا غرب دربر گ...