دعوت / عبدالحمید مرادی | ۸:۷,۱۳۹۸/۳/۲۵|

دعوت در لغت به معنی فراخوانی، راه‌نمودن و تبلیغ، و در اصطلاح دینی به‌طور عام به‌معنی راهنمایی‌کردن به‌سوی حق است. امـا در مفهوم دینی ـ سیـاسی (فرهنگ اسلام) به دو معنی به کار می‌رود: یکی فراخواندن کسی برای پذیرش یا گروش به جنبش یا قیام فرد یا خاندانی مدعی حق امامت، و دیگری، کل سلسله‌مراتبی که در یک سازمان خاص دینی برای نیل به چنین هدفی پدید می‌آید. دعوت به‌معنای نخستین در دوره‌های مختلف تاریخی توسط گروههای مختلف شیعی رواج داشت و در طـی آن بـه امـامت فـرد خاصی ــ بیشتـر از خـاندان پیامبر (ص) ــ دعـوت می‌کردند.

دعوت / احمد پاکتچی | ۸:۵۹,۱۳۹۸/۳/۱۸|

دَعْوَت، واژه‌ای قرآنی ناظر به عملکرد پیامبران که درتاریخ فرهنگ اسلامی به‌عنوان مفهومی مهم شکل یافته، و برای طیفی‌گسترده از معانی، از فراخواندن به یک باور دینی چون اسلام یا فرقه‌ای از فرق اسلامی، تا خواندن به تبعیت سیاسی کاربرد داشته است. ریشۀ این واژه در پیش‌آفروآسیایی1 به‌صورت *diʕ-/*duʕ- به‌معنای سخن‌گفتن و فراخواندن بازسازی، و از این ریشه، واژۀ سامی *duʕ- به‌معنای فراخواندن ساخته شده است (اورل، 160). این ریشۀ آفروآسیایی به‌نوبۀ خود با ریشۀ *daʕ-/*diʕ- به‌معنای نگریستن و دانستن (نک‍ : همو، 143) پیوستگی دارد.

احیا / محسن احمدی | ۱۳:۴۹,۱۳۹۸/۲/۳۱|

اِحْیا، مراسم ویژۀ هر یک از شبهای 19، 21 و 23 ماه رمضان. در باور شیعیان احتمال داده شده که یکی از این 3 شب، «شب قدر» است. این واژه به صورت «اِحیاء»، واژه‌ای عربی است و در فارسی «احیا» می‌نویسند؛ معانی آن: زنده کردن، شب زنده‌داری، شب را به نیایش خداوند گذرانیدن، زندگی نوین، آماده‌کردن زمین، کشاورزی بر روی زمینهای موات و بازگردانیدن آنچه که از دست رفته و تضییع شده است (معین؛ لغت‌نامه ... ). واژۀ احیا به معنی اخص آن، زنده داشتن و بیدارماندن برای عبادت در شب (ابن‌منظور، ذیل حیا) به‌ویژه شبهای قدر است.

روزه / حسن اکبری بیرق | ۱۳:۱۲,۱۳۹۸/۲/۲۱|

روزه، خودداری موقت از خوردن و آشامیدن و برخی کارهای دیگر، به نشانۀ زهد و ریاضت، یا پیروی از دستورات دینی. روزه از اعمال عبادی و اخلاقی بسیار مشهور و معمول است و در تاریخ ادیان الٰهی، آیینهای شبه‌دینی و مکاتب صوفیانه، پیشینۀ کهنی دارد (نک‍ : زرین‌کوب، ارزش ... ، 17). روزه‌داری نزد مانویان (بویس، II/12؛ مزداپور، 54)، یهودیان و مسیحیان (سفر تثنیه، 9: 9؛ هاکس، 427- 428؛ موسوی، 31-33)، نوعی عبادت، و در نحله‌های عرفانی، روشی برای ریاضت و تزکیۀ نفس تلقی می‌شده است. در ایران پیش از اسلام، برپایۀ تعالیم مزدیسنا ــ که به شدت با ریاضت‌کشی و التزام گرسنگی مخالف بود ...

خلیج فارس / عباس سعیدی | ۱۷:۵۱,۱۳۹۸/۲/۱۰|

خَلیجِ فارْس، پیشرفتگی بزرگ آب در خشکی، و بخشی از دریای پـارس باستان در جنوب ایران. نام و نام‌گذاری: این بدنۀ آبی بزرگ از زمان باستان تاکنون، پیوسته «دریای پارس» یا «خلیج فارس» نام داشته است (بریتانیکا، ذیل واژه1)، تا آنجا که این نام را قدیمی‌ترین نام یک دریـا بـه حساب آورده‌اند (مورفی، 513). در گذر زمان، ترجمان همین نام را بیگانگان هر یک به زبان خویش، ازجمله تاریخ‌نویسان یونانی و روم باستان، به‌صورت خلیج پارس2 و دریای پارس3 (استرابن، VII/301, 305، نیز به نقل از اراستوسن؛ پلینی، II/24, 420, 443؛ مارسلینوس، 331) نقل کرده‌اند.استرابن (64 ق‌م/24 م) یادآور می‌شود که خلیج فارس را دریای پارس...

احمد اقتداری / فرهاد طاهری | ۱۴:۳۹,۱۳۹۸/۱/۲۷|

اقتداری \eqtedārī\، احمد (ز 1304 ش)، پژوهشگر حوزۀ خلیج ‌فارس، تاریخ و فرهنگ محلی فارس و جغرافیای تاریخی مناطق جنوبی ایران، عضو شورای علمی دانشنامۀ خلیج ‌فارس در مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی. او از نوادگان فتحعلی خان بیگلربیگی گراشی، حاکم لارستان و بنادر خلیج فارس در عصر قاجار، و اصالتاً از گِراش، شهری نزدیک لار در استان فارس، است (بیست ... ، 8). اقتداری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در لار، و دورۀ دانش‌سرای مقدماتی را در شیراز گذراند. در 1322 ش به لار بازگشت و پس از چند سال آموزگاری در آن شهر، در 1327 ش، رئیس فرهنگ لارستان شد.

انفال / محمدجواد حجتی كرمانی | ۸:۶,۱۳۹۸/۱/۱۹|

اَنْفال، اصطلاحی قرآنی و فقهی كه بر قسمی از اموال اطلاق گردیده است. این واژه جمع «نَفَل» است كه در معنای لغوی آن آرائی متنوع ارائه شده است؛ این ناهمخوانی از آن روست كه مفهوم لغوی واژۀ نفل تنها در عصر نخستین اسلامی شناخته بوده، و در طی قرون متمادی، با غلبۀ كاربرد اصطلاحی آن به فراموشی سپرده شده است. شاهد عمدۀ لغت‌شناسان برای برداشت معانی لغوی، بیت شعری منسوب به لبید بن ربیعه شاعر مخضرم است كه در آن تقوای پروردگار را «بهترین نفل» دانسته است و بر مبنای تفسیر همین بیت بوده كه لغت‌شناسان عرب، از جمله ابن اعرابی و ابوسعید معانی گوناگونی چون غنیمت...

چهارشنبه سوری / یاسمین مجتهدپور | ۱۱:۳۳,۱۳۹۷/۱۲/۲۶|

چَهارْشَنْبه‌سوری، جشن آیینی چهارشنبۀ پایان سال که به باور مردم، موقع دفع قضا و بلا ست. برخی از پژوهشگران این جشن را بازماندۀ جشن فروردگان می‌دانند (میرشکرایی، 457؛ رجبی، 18- 19). آن‌گونه که در اوستا نیز آمده، زردشتیان هرساله در 5 روز پیش از پایان سال، و 5 روز پس از آن، میزبان فروهرهای نیاکان‌اند و به این منظور، بر بام خانه‌هایشان آتش می‌افروزند تا آنها را به سوی خانه راهنمایی کنند (همانجا؛ نیز نک‍‍ : یشتها، 2/71). در زمان ساسانیان، این آتش در شب آغازِ گاهنبار همسپتمدم (آفرینش انسان)، یعنی 26 اسفند ماه افروخته می‌شد که برابر با آغاز بازگشت فروهرها به خانه‌هایشان بود...

بایزید بسطامی / فاطمه لاجوردی | ۱۳:۴۹,۱۳۹۷/۱۲/۱۸|

بایَزیدِ بَسْطامی، ابویزید طیفور بن عیسی بن سروشان (د 234 یا 261ق/848 یا 875م)، از عارفان بزرگ ایران در سده‌های 2 و 3ق/8 و9م. وی در نیمۀ دوم سدۀ 2ق در خانواده‌ای نومسلمان در محلۀ موبدان بسطام، از شهرهای منطقآ قومس به دنیا آمد (سهلجی، 63). اجداد او از موبدان زرتشتی و از بزرگان بسطام بودند. احمدبن حسین ابن خرقانی در کتاب دستورالجمهوری خودنیای پدری او را شخصی به نام موبد بسطامی معرفی کرده است که والی و حاکم قومس و از اکابر عصر خود بود (گ 19ب-20آ). سروشان جد او ـ که نامش در منابع به صورتهای گوناگون آمده است ...

الهام / نجیب مایل هروی | ۱۳:۹,۱۳۹۷/۱۲/۱۲|

اِلْهام، اصطلاحی عرفانی. در لغت مأخوذ از «لهم»، به معنای در دل افكندن، فرا دل دادن، فرو خوردن (راغب، ذیل لهم؛ زوزنی، 2/ 69؛ دهار، 1/ 68؛ ابن منظور، ذیل لهم؛ نیشابوری، 30/100) و در اصطلاح عارفان واردی است غیبی، یا القای معنى و معرفتی كه به طریق فیض، بدون اكتساب، فكر و استفاضه به دل می‌رسد، و البته هیچ نشانه، دلیل و حجتی با آن همراه نیست، جز آنک‍ه بر اثر آن، انسان به عملی برانگیخته می‌شود، یا ترك چیزی می‌كند (تهانوی، 2/ 1308؛ جرجانی، 28؛ كستلی، 45-46؛ ابن‌منظور، همانجا؛ عزالدین، 79؛ ابرقوهی، 132؛ نیز نک‍ : صدرالدین، الشواهد ... ، 349). گفته‌اند كه انسان بر اثر اینگونه القا....

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما