مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • کردی بادینی | كردی بادینی / kordi-ye bâdini/ ، یا بهدینانی یا بادینانی، گونه‌ای از کردی شمالی (کرمانجی) است که در برخی منابع، معادل کردی کرمانجی قرار می‌گیرد؛ اما به‌طور دقیق‌تر، گونه‌ای از کرمانجی است که ویژگیهایی در مقایسه با کرمانجی، همچنین، اختلافهایی با آن دارد. کردی بادینی را گویشورانی که عمدتاً در منطقۀ بادینان (غال...
  • امین السلطان، خانه | امین‌السلطان، خانه \xāne-ye amīn-os-soltān\، خانه‌ای قاجاری در خیابان لاله‌زار که بعدها بخشهایی از آن به تملک حاج رحیم اتحادیه درآمد و او با تجمیع آن با بخشی از خانۀ ظهیرالدوله، خانه‌ای بزرگ‌تر ساخت. امروزه خانۀ اتحادیه با عنوان «خانۀ طهران» در اختیار سازمان زیباسازی شهرداری تهران قرار دارد.
  • امین السلطان، تیمچه | امین‌السلطان، تیمچه \tīmče-ye amīn-os-soltān\، مجموعه‌ای تجاری مربوط بـه دورۀ قاجار (بنا: 1307 ق/ 1889 م)، واقـع در خیابان ناصر خسرو. این تیمچه که در نقشۀ نجم‌الدوله در جنوب باغ مروی و شمال مدرسۀ دارالشفا جانمایی شده است (نک‍ : اطلس ... ، 84)، چنان‌که از نام آن برمی‌آید، به ‌دست میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطا...
  • امین السلطان، پارک | امین‌السلطان، پارک \pārk-e amīn-os-soltān\، مجموعه‌ای از باغ و عمارت در تهران دورۀ قاجار که به سبک اروپایی ساخته شد و مالکیت خصوصی داشت (تأسیس: پس از 1305 ق/ 1888 م).
  • امین السلطان | امیـن‌السلطـان \amīn-os-soltān\، علی‌اصغـر خـان (1274-1326 ق/ 1858- 1908 م)، پسر محمدابراهیم خان امین‌السلطان، صدراعظم و سیاستمدار دورۀ قاجار.
  • امین السرور، کوچه | امین‌السرور، کوچه \kūče-ye amīn-os-sorūr\، کوچه‌ای واقع در جنوب غربی محلۀ عودلاجان در تهران عهد ناصری.
  • امین الدوله، مسجد | امین‌الدوله، مسجد \masjed-e amīn-od-dowle\، مسجدی واقع در خیابان مصطفى خمینی (سیروس سابق)، میدان سید اسماعیل، بازار چهل‌تن، کوچۀ برادران نیری. این مسجد در دهۀ 1340 ش، به‌طور کامل بازسازی شده، و به‌صورت بنایی با معماری جدید درآمده است.
  • امین الدوله، مسجد |
  • امین الدوله، کوچه (محلۀ عولادجان) | امین‌الدوله، کوچه \kūče-ye amīn-od-dowle\، کوچه‌ای واقع در محلۀ عودلاجان در تهران عهد ناصری.
  • امین الدوله، کوچه | امین‌الدوله، کوچه \kūče-ye amīn-od-dowle\، کوچه‌ای واقع در محلۀ بازار، در تهران عهد ناصری.
  • زبان | زَبان، يک نظام نشانه‌ای که عملکرد اصلی آن برقرارکردن ارتباط ميان انسانها، و افزون‌برآن، ابزاری برای مفهوم‌سازی و تفکر است. زبان در طی قرون به‌عنوان يکی از مميزه‌ها که انسان را بر ديگر موجودات برتری می‌دهد، شناخته شده است. زبان با فراهم‌آوردن ارتباط بين نسلها، امکان به‌اشتراک‌گذاردن تجربيات فردی، و برون‌سپاری ...
  • آشتیان، گویش | آشتیانی، لهجۀ \lahje-ye āštiyānī\، در طبقه‌بندی لهجه‌های ایرانی، آشتیانی از زمرۀ لهجه‌های مرکزی ایران به شمار می‌آید و با لهجه‌های وَفْسی و آمُره‌ای قرابت دارد (مقدم، 132؛ ایرانیکا، II / 848). در 1335 ش، این لهجه در 7 محله از بخش غربی آشتیان متداول بود و تنها روستاییانی که بیش از 40 سال داشتند و در آن زمان شم...
  • ترکی، زبانها | تُرْکی، زَبانها، خانواده‌ای از زبانها که مراکز اصلی رواج آنها شمال غرب چین، جنوب سیبری، جمهوریهای آسیای مرکزی، ایران، قفقاز، ترکیه و شبه‌جزیرۀ بالکان است. تنها یک زبان به نام یاکوت خارج از این مسیر و در شمال سیبری رواج دارد (کامری، 187). برخی از زبان‌شناسان، زبانهای ترکی را همراه با زبانهای مغولی و تونگوزی (ی...
  • پشتو، زبان | پَشْتو، یكی‌ از اعضای‌ مهم‌ خانوادۀ زبانهای‌ ایرانی‌ شرقی‌ كه‌ به‌ همراه‌ فارسی‌ (دری‌)، زبان‌ رسمی‌ كشور افغانستان‌ است‌. این‌ زبان‌ علاوه‌ بر افغانستان‌، در شمال‌ غرب‌ پاكستان‌ (منطقۀ پشتونستان‌) نیز تكلم‌ می‌شود (كمبل‌، II / 1328)، ولی‌ در بلوچستان‌ پاكستان‌ و مرزهای‌ شرقی‌ ایران‌ نیز گویشور دارد («دائرةال...
  • پارتی، زبان | پارْتی‌ (پهلوانی‌، پهلویِ اشكانی‌)، از زبانهای‌ ایرانیِ میانۀ غربی‌. زبانهای‌ ایرانی‌ میانه‌ اصطلاحاً به‌ آن‌ دسته‌ از زبانهای‌ ایرانی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ پس‌ از فروپاشی‌ِ شاهنشاهی‌ هخامنشی‌ (331 ق‌م‌) تا چند سده‌ پس‌ از انقراض‌ ساسانیان‌ (31ق‌ / 651م‌) در ایران‌ و سرزمینهای‌ مجاور آن‌ رایج‌ بود. زبانهای‌ ایران...
  • تاجیکی، لهجه | یکی از لهجه‌های فارسی نو (و طبعاً یکی از لهجه‌های ایرانی جنوب غربی) که در حوزۀ وسیعی از آسیای مرکزی، به‌ویژه‌درجمهوری‌تاجیکستان به‌آن‌سخن می‌گویند. واژۀ تاجیک (مانند تات)، واژه‌ای عمومی است که در نزد ترکان به معنی ایرانی و در مقابل مفهوم «ترک» به کار می‌رفته است (دایرةالمعارف...، 1 / 591). این لهجه در 2000م د...
  • پهلوی، زبان و ادبیات | پَهْلَوی، زَبانْ وَ اَدَبیّات، واژۀ پهلوی در اصل به معنای «منسوب به پهلو (= پارت)» است که از دورۀ هخامنشی به بعد از استانهای شمال شرقی ایران بود و در کتیبه‌های هخامنشی پرثوه نامیده شده است. بنابراین، پهلوی در اصل نام زبان رایج در استان پارت بوده است که امروزه پارتی نامیده می‌شود. در دورۀ ساسانی زبان رایج در ا...
  • اصفهان، گویش | زبان و گویش: یكی از مهم‌ترین مداركی كه در مورد زبان منطقۀ اصفهان در عصر پیش از اسلام باید بدان اشاره كرد، گفتار ابن مقفع در طبقه‌بندی زبانهای فارسی است. وی زبانهای فارسی (به معنی اعم) را بر 5 زبان پهلوی، دری، فارسی (به معنی اخص)، خوزی و سریانی بخش كرده، و در توضیح زبان پهلوی، آن را زبان رایج در منطقۀ بزرگ پَه...
  • امین الدوله، عمارت | امین‌الدوله، عمارت \emārat-e amīn-od-dowle\، از خانه‌های اعیانی محلۀ عودلاجان در تهران عهد قاجاریه.
  • امامزاده زیدی | امامزاده زیدی \emām-zāde zeydī\، شیخ ابراهیم (1300-1355 ق)، فرزند علی تهرانی، عالم دینی و عارف.
  • زبانهای تاجیکستان | زبان رسمی تاجیکستان فارسی تاجیکی است که با خط سیریلی نوشته می‌شود. زبان ترکیِ ازبکی از نظر شمارِ سخنگو در این کشور مقام دوم را داراست و در نزدیکیِ سرحدات ازبکستان مخصوصاً در ولایت شمالیِ خجند رایج است. روسی که پیش از استقلال تاجیکستان زبان اصلی نهادهای حکومتی ــ به ویژه در پایتخت ــ بود، هنوز در عرصه‌های علم ...
  • تالشی، زبان | تالِشی، یکی از زبانهای ایرانی که در امتداد ساحل جنوبی دریای خزر تا منطقۀ «کپری چال»، در شمال غربی استان گیلان و بخشهایی از منطقۀ «لنکران»، در جمهوری آذربایجان بدان سخن می‌گویند. تالشی به همراه گیلکی و رودباری 3 زبان اصلی مردم استان گیلان را تشکیل می‌دهد ( ایرانیکا، X / 660 ).
  • تاتی، زبان | تاتی، یکی از زبانهای مهم ایرانی نو که در سرزمینهای وسیعی از ناحیۀ ساوه در ایران تا منطقۀ نخجوان در جمهوری آذربایجان گسترده است، ولی به طور مشخص در استانهای قزوین، زنجان و آذربایجان شرقی و نیز در بخشهایی از جمهوری آذربایجان و ناحیۀ خودمختار داغستان بدان تکلم می‌شود.
  • زنجان، گویش | گویش قدیم زنجان و اطراف آن همان بود که تا پیش از حملۀ امیر تیمور به ایران، و سلطۀ سلسله‌های قراقویونلو (ح 777-873 ق/ 1375- 1468 م) و آق‌قویونلو (ح 800- ح 908 ق/ 1398-1502 م) بدان گفت‌وگو می‌شد (یارشاطر، 239-240). در سدۀ 4 ق/ 10 م، اصطخری در مسالک الممالک (ص 195)، و ابن‌حوقل (سدۀ 4 ق) در صورة الارض (ص 304)، زن...
  • خورزوقی | خورزوقی / xorzuɢi/ ، یا در اصطلاح محلی، «وِلاتی»، از گویشهای مرکزی ایران و از مجموعۀ زبانها و گویشهای ایرانی شمال غربی است که امروزه در میان سالمندان شهر خورزوق (در گویش مردم محل و نیز اصفهان، «خورزوک» / xorzuk/ ) اندک‌رواجی دارد.
  • امین‌الدوله، پارک | امین‌الدوله، پارک \pārk-e amīn-od-dowle\، نخستین پارک تهران که در دورۀ قاجار و در محدودۀ محلۀ دولت توسط میرزا علی خان امین‌الدوله، از رجال بنام دورۀ ناصری و مظفری، ساخته شد. این پارک مالکیت خصوصی داشت و محل رخداد حوادث تاریخی و فعالیتهای فرهنگی از دورۀ مشروطه و پس از آن بوده است. بعدها در محدودۀ این پارک خیاب...
  • امین‌الدوله | امین‌الدوله \amīn-od-dowle\، میرزا علی خان (1260-1322 ق/ 1844-1904 م)، از رجال آزادی‌خواه و نوگرای ایران، و از جملۀ منشیان و نثرنویسان عصر ناصرالدین شاه قاجار. وی فرزند میرزا محمد خان مجدالملک، خواهرزادۀ میرزا آقا خان نوری بود (ممتحن‌الدوله، 35).
  • امین‌دربار، حمام | امین‌دربار، حمام \hammām-e amīn-darbār\، بنایی مربوط به دورۀ قاجار، واقع در خیابان امیرکبیر، کوچۀ امین‌دربار، نبش کوچۀ نصیرزاده.
  • امین‌حضور، خیابان و سه‌راه |
  • امین‌حضور | امین‌حضور \amīn-hozūr\، آقا علی آشتیانی (د رجب 1314/ دسامبر 1896)، از رجال سیاسی و درباری دورۀ ناصرالدین شاه قاجار (سل‍ 1264-1313 ق).
  • امین‌احمد رازی | امین‌احمد رازی \amīn(-e) ahmad-e rāzī\، تذکره ـ ‌نویس، شاعر و ادیب نـامی عصر صفوی در سده‌های 10- 11 ق/ 16-17 م، صاحب تذکرۀ معروف هفت اقلیم.
  • امیریه | امیریه \amīriy(y)e\، باغ، عمارت و نیز نام دو خیابان در محلۀ سنگلج دورۀ ناصری، و امروزه نام محله‌ای در حدود نواحی مرکزی تهران، واقع در منطقۀ 11 شهرداری.
  • امیری فیروزکوهی | امیری فیروزکوهی \amīrī-ye fīrūzkūhī\، کریم، متخلص به امیر و ملقب به سیدالشعرا، شاعر و سخنور بزرگ معاصر. وی از تیرۀ سادات حسینی فرح‌آباد فیروزکوه بود و در 1288 ش/ 1909 م در همانجا به دنیا آمد (امیری، مقدمه، 9).
  • امیرهوشنگ ابتهاج، خانه | امیرهوشنگ ابتهاج، خانه \xāne-ye amīr hūšang-e ebtehāj\، بنایی مسکونی در خیابان فردوسی، خیابان شهید تقوی (کوشک پیشین)، کوچۀ شهید انوشیروانی، پلاک ۲۲.
  • امیرکبیر، مؤسسۀ انتشارات | امیرکبیر، مؤسسۀ انتشارات \moºassese-ye entešārāt-e amīr kabīr\، بزرگ‌ترین ناشر خصوصی کتاب در ایران، در دوره‌ای از فعالیت خود (تأسیس: 1328 ش در تهران، توسط عبدالرحیم جعفری).
  • امیرکبیر، گنجینۀ بنیاد | امیرکبیر، گنجینۀ بنیاد \ganjīne-ye bonyād-e amīr kabīr\، مؤسسه‌ای غیر انتفاعی، شامل کتابخانه و گنجینه‌ای که مجموعه‌ای از نمونه‌های باارزش صنایع دستی و دیگر آثار هنرهای سنتی ایران در آن نگهداری می‌شود.
  • امیرکبیر، دانشگاه صنعتی | امیرکبیر، دانشگاه صنعتی \dānešgāh-e sanºatī-ye amīr kabīr\، نخستین دانشگاه صنعتی کشور (تأسیس: آبان 1335).
  • امیرقاسمی | امیرقاسمی \amīr qāsemī\، سلیمان (1263-1355 ش/ 1884-1976 م)، خوانندۀ دورۀ قاجار.
  • امیرصحی | امیرصحّی \amīr sehhī\، ماه‌سلطان، از نخستین بنیان‌گذاران مدارس دخترانه در تهران.
  • امیرسلیمانی، کوشک | امیرسلیمانی، کوشک \kūšk-e amīr soleymānī\، بنایی از سالهای پایانی دورۀ قاجاریه در زمینهای سلیمانیۀ تهران که امروزه در محلۀ مشیریه و در بوستان آزادگان قرار دارد. کتابخانۀ عمومی یاد یار نیز در این بنا دایر است.
  • امیرسلیمانی، حسینیه | امیرسلیمانی، حسینیه \hoseyniy(y)e- ye amīr soleymānī\، حسینیه‌ای واقع در خیابان بهشت در ضلع جنوبی پارک شهر.
  • امیرسلیمانی ، توران | امیرسلیمانی \amīr soleymānī\، توران، سومین همسر رضا شاه. توران در سال 1282 ش/ 1903 م در عهد مظفرالدین شاه قاجار (سل‍ 1313-1324 ق/ 1896-1906 م) در تهران زاده شد. مادرش شمس‌الملوک منزه‌الدوله نام داشت و پدرش، عیسى خان مجدالسلطنۀ امیرسلیمانی، از خاندان قاجار و پسردایی ناصرالدین شـاه (سل‍ 1264- 1313 ق/ 1848-1896 ...
  • امیرسلیمانی ، امیرمصطفی | امیرسلیمانی \amīr soleymānī\، امیرمصطفى، ملقب به مشیرالسلطنه، از رجال سیاسی اواخر عصر قاجار و دورۀ پهلوی.
  • امیرخسرو افشار، خانه | امیرخسرو افشار، خانه \xāne-ye amīr xosrow-e afšār\، بنایی مسکونی متعلق به اوایل دورۀ پهلوی اول، واقع در خیابان انقلاب اسلامی (شاهرضای سابق)، خیابان خاقانی، مقابل دانشگاه تربیت معلم (دانش‌سرای عالی سابق و خوارزمی امروز). این بنا در تاریخ 23/ 6/ 1377 ش، به شمارۀ 126‘2 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
  • امیرجاهد | امیـرجـاهــد \amīr jāhed\، محمــدعلــی (1275- 1356 ش/ 1896-1977 م)، از مهم‏تریـن تصنیف‏سـازان و تصنیف‏سرایان در آغاز سدۀ 14 ش. او با اینکه در موسیقی، خودآموخته (امیرجاهد، «پای ... »، 65) و غیر حرفه‏ای بود، در تاریخ تصنیف‏ ایرانی، جایگاه برجسته و مهمی دارد، هرچندکه به‏ندرت به اهمیت او پی برده شده است.
  • امیربهادر، عمارت | امیربهادر، عمارت \emārat-e amīr bahādor\، بنایی متعلق به دورۀ مظفری، واقع در خیابان ولیعصر (امیریه)، خیابان سرگرد بشیری (پل امیربهادر/ ارامنۀ سابق). این عمارت تنها بخش باقی‌مانده از مجموعه‌ساختمانهای متعلق به امیربهادر، از رجال دربار مظفرالدین شاه (سل‍ 1313-1324 ق/ 1896-1906 م) است و در 5/ 9/ 1380 ش، به شمارۀ...
  • امیربهادر، پل | امیربهادر، پل \pol-e amīr bahādor\، نام پلی منسوب به حسین پاشا خان ملقب به امیربهادر جنگ در تهران قدیم.
  • امیربهادر |
  • امیراکرم، سه‌راه | امیراکرم، سه‌راه \se-rāh-e amīr akram\، یکی از تقاطعهای قدیمی شهر تهران.
  • امیراعلم، بیمارستان | امیراعلم، بیمارستان \bīmārestān-e amīr aʾlam\، با نام اولیۀ مریض‌خانۀ نسوان، نخستین زایشگاه و بیمارستان دولتی ویژۀ زنان و کودکان در ایران (تأسیس: 1335 ق/ 1917 م).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: