تكليف در كلام اسلامی / مسعود تاره | ۸:۳,۱۳۹۸/۷/۲۸|

تكليف در علم كلام شامل آن دسته از وظايف دينی است كه مكلَّف ــ به معنی اعم آن ــ برای به جای آوردن آنها دچار رنج و دشواری گردد. متکلمان بر حسب گرایشها و مبانی کلامی خود تعاريف متفاوتی از تکليف ارائه کرده‌اند. برای نمونه قاضی عبدالجبار تکليف را گونه‌ای از اِعلام و اِخبار می‌دانست که متناسب با نوع اعلام، در صورت به جای آوردن آن به مکلَّف سود می‌رسد يا انجام ندادن آن باعث دفع ضرری از وی می‌شود (نک‍ : مانکديم، 510؛ برای شرح بيشتر دربارۀ ماهيت تکليف از نظر قاضی عبدالجبار، ﻧﻜ : عثمان، 31 ﺑﺒ ). عبدالقاهر بغدادی تکليف را خطابی متضمن امر و نهی‌ می‌دانست که متوجه مخاطب می‌شود ...

تکلیف / حسین بیرشک | ۹:۱۶,۱۳۹۸/۷/۲۱|

تَکْلیف، اصطلاحی با خاستگاه قرآنی ناظر به وا داشتن انسان از سوی خداوند به انجام دادن کاری یا پرهیز از کاری در چارچوب امر و نهی. این موضوع در حوزه‌های گوناگون علوم اسلامی به خصوص کلام و فقه مورد توجه بوده، و دربارۀ اساس پسندیده بودن آن، چراییِ وقوع و گونه‌های آن بحثهای پردامنه‌ای مطرح بوده است. I . تکلیف در فقه و اصول مکلف بودن آدمیان و پذیرش این حقیقت که انسانها به انجام دادن یا ترک مجموعه‌ای از افعال ملزم شده‌اند، اساسی‌ترین پیش‌فرض و مبنایی است که دانش فقه بر پایۀ آن شکل گرفته، و به مثابۀ یکی از «اصول موضوعه» تلقی به قبول شده است

تقلید / احمد پاکتچی | ۱۳:۲۵,۱۳۹۸/۷/۶|

تَقْ‍ليد، اصطلاحی در حيطۀ کلام و فقه اسلامی ناظر به پذيرش سخن غير بدون پي‌جويی ادلۀ آن. از حيث ريشه‌شناسی منشأ ساخت کلمه، واژۀ «قِلادة» به معنای گردن‌بند است که در سريانی نيز به صورت قلودا1 يافت می‌شود (کوستاز، 320) و گاه حتى واژۀ عربی، وام واژه‌ای از اين واژۀ سريانی دانسته شده است (نک‍ : فرانکل، 54). تقليد در ساخت لغوی به معنای «آويختن گردن‌بند» (بر گردن کسی ديگر) آمده، و به همين معنا به عنوان اصطلاحی فقهی در کنار «اِشعار» در مباحث حج نيز به کار رفته است که آويختن چيزی بر گردن قربانی است(بخاری، 2/183؛ کلينی، 4/488؛ فيومی، 2/ 197).

تکیه دولت / احمد آرین‌نیا | ۱۴:۵۵,۱۳۹۸/۶/۲۳|

تِکْیۀ دولَت، بزرگ‌ترین تکیۀ ایران، ساخته شده در عصر ناصری که به نامهای تکیۀ همایونی و دولتی نیز خوانده می‌شد. این تکیه نه تنها از نظر معماری، بلکه از نظر رواج تعزیه‌خوانی و اجرای نمایشهای مذهبی و غیرمذهبی و شیوه‌ها و مراسم آنها حائز اهمیت بود (مستوفی، 1/ 288). علاوه بر این رویدادهای تاریخی و سیاسی مهمی نیز در آن به وقوع پیوست. در دورۀ ناصری تکیه‌های بسیاری در دارالخلافه برپا بود که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تکیه‌های ولی‌خان، سرچشمه، سپهسالار، عباس‌آباد و جز اینها اشاره کرد (گوبینو، 341؛ ذکاء، تاریخچه...، 284). ناصرالدین شاه به سبب نیاز به فضای بزرگ‌تر برای اجرای مراسم مذهبی...

تکیه / علی بلوکباشی | ۱۳:۴,۱۳۹۸/۶/۱۶|

تِکْیه، یا تَکْیه، ساختمانی با معماری و فضاسازی ویژه برای برگذاری آیینهای نمایشی شبیه‌خوانی و مراسم عزاداری و نیز جایی خاص برای اجرای مناسک اهل تصوف و درویشان. تکیه واژه‌ای برگرفته از فعل «توکّأ» (دراجی، 22-23) یا «دکأ» و «اتکأ» عربی است ( الموسوعة...، 1/564) و به معنای تکیه کردن بر چیزی و نیز جایی که در آن درویشان خانه می‌کنند (دراجی، 23). در ادبیات فارسی تکیه به معنای بالش و چیزی که بر آن تکیه زنند، مکان قرار گرفتن فقیران و به مجاز پشت و پناه ( آنندراج، 2/1166)، مکان آرمیدن، تکیه‌گاه و پشتی (براون، 97)، حسینیه که در آن روضه‌خوانی و تعزیه‌داری کنند ...

خواجوی کرمانی / اصغر دادبه | ۷:۳۸,۱۳۹۸/۶/۱۲|

خواجویِ کِرْمانی، کمال‌الدین ابوالعطا محمود بن علی بن محمود، مشهور به خواجوی کرمانی یا خواجوی مرشدی کرمانی (ذیحجۀ 689-750 یا 753 / دسامبر 1290- 1349 یا 1352)، شاعر پارسی‌گوی غزل‌سرا، قصیده‌سرا و داستان‌پرداز. الف ـ زندگی: خواجو در کرمان متولد شد و در شیراز درگذشت. وی نام و نسبش را در مقدمه‌های رسائل منثور خود (نک‍ : شمع ... ، گ 12 الف)، و روز و ماه و سال تولد خویش را در مثنوی «گل و نوروز» (خمسه، 707) بیان کرده است. خواجو از بزرگ‌زادگان کرمان بود (دولتشاه، 277) و به خاندان خواجگان کرمان تعلق داشت که خانواده‌هایی متعین بودند.

ابراهیم خلیل الله (ع) / صادق سجادی | ۱۲:۱۶,۱۳۹۸/۵/۲۰|

اِبْراهیمِ خَلیل (ع)، دومین پیامبر اولوالعزم، نیای بزرگ عرب از طریق پسرش اسماعیل، و بنی اسرائیل از طریق پسر دیگرش اسحاق . شكلهای گوناگون این نام در منابع دینی و غیردینی، با افزایش، ادغام، یا جابجایی حروف و هجاها می‌تواند حاكی از شهرت و رواج آن در منطقۀ هلال خصیب باشد. شكل ابرام (Abrām ) در نخستین موضعی كه عهد عتیق به آن اشاره كرده (پید، 11: 26)، همچون نامهای یعقوب و یوسف در سده‌های 20 و 19 ق م، در میان آموریها و سایر اقوام منطقه دیده شده است (البرایت، 3؛ سوسه، 233). نیز شكلهای ا ـ با ـ را ـ ما . (A-ba-ra-ma) ؛ ا ـ بام ـ را ـ ما . (A-bam-ra-ma) ؛ اب ـ را ـ مو. (Ab-ra-mu) ؛

آخوند خراسانی | ۱۰:۰,۱۳۹۸/۵/۱۴|

آخوندِ خُراسانی، مُلّامحمدكاظم (1255- 1329ق/ 1839-1911م)، فقیهِ اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت. وی كوچك‌ترین پسر ملاحسین واعظ هراتی بود. ملاحسین در مشهد ساكن شده بود و محمدكاظم در همان‌جا زاده شد و علوم مقدماتی را فرا گرفت و ازدواج كرد. در 1277ق/ 1860م مشهد را به سوی سبزوار ترك كرد. در آنجا، چند ماهی در نزد حاج ملاهادی سبزواری (د 1289ق/1872م) فلسفه خواند. سپس به تهران سفر كرد و نزد ملاحسین خوبی و نیز میرزا ابوالحسن جلوه (د 1314ق/1896م) به تحصیل فلسفه ادامه داد. در 1279ق/1862م راهی نجف شد ...

ابلیس در ادب و عرفان / فتح‌الله مجتبایی | ۱۱:۴۷,۱۳۹۸/۵/۶|

در نظم و نثر فارسی و ادبیات عرفانی این زبان ابلیس غالباً با شیطان و دیو و اهریمن به یك معنی است و در فرهنگها او را «مهتر دیوان» گفته‌اند (كردی نیشابوری، 74؛ میدانی، 64). این نامها هرگاه كه به صورت جمع (ابالسه، ابالیس، شیاطین، دیوان، اهریمنان) به كار روند، مراد اتباع ابلیس و موجودات شریر و آدمیان بدكار و بدسرشت است و تعبیراتی چون دیو سرشت، دیو خوی، دیو كردار، اهرمن روی و مانند اینها در توصیف این‌گونه مردمان به كار می‌رود. ابومُرّه و حارث از نامهای دیگر اوست، و پیش از آنكه نافرمانی كند و مطرود شود، معلم فرشتگان بوده و عزازیل نام داشته است. ابلیس در نظم فارسی گاهی به اقتضای وزن ...

ابلیس در علم کلام / سیدجعفر سجادی | ۱۱:۷,۱۳۹۸/۵/۱|

بحث دربارۀ ابلیس غالباً مسأله‌ای كلامی‌ است و متكلمان اسلامی ‌ابلیس و داستان او را كه در آیات و روایت گوناگون به آن اشاراتی شده است، مورد بحث و بررسی عقلی قرار داده و كوشیده‌اند كه آن را با معیارهای خود سازگار كنند. در همین راستا، گاه دربارۀ ماهیت ابلیس به تأویلاتی دست زده‌اند و برخی كه دارای ذوق فلسفی و عرفانی بوده‌اند، ابلیس را دوگونه دانسته‌اند: یكی ابلیس عالم كبیر كه همان است كه در قرآن به او اشاره شده است و دیگر ابلیس عالم صغیر یا انسان كه همان صفات رذیلۀ اوست (نسفی، 149)، امّا آنچه در آراء متكلمان اهمیت دارد، مسائل و ایراداتی است كه دربارۀ ابلیس مطرح شده ...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما