چ/ ملیحه مهدوی | ۱۴:۵۴,۱۳۹۶/۱۰/۲۷|

چ، هفتمین حرف از الفبای فارسی. این حرف در کتابهای لغت به نام جیم فارسی، جیم عجمی و جیم معقوده، مشهور است و نام «چِ» (= če) برای آن ضبط شده است ( لغت‌نامه ... ؛ انوری؛ سپهر، 147؛ معین، حاشیه ... ، 607) و به صورتهای چ‍ ، ـچ‍ ، ـچ، چ در آغاز، وسط و آخر واژه نوشته می‌شود (همو، فرهنگ ... ؛ رضوی؛ مشیری). در حساب ابجد، «چ» نمایندۀ عددی نیست؛ به همین سبب در ماده تاریخها به کار نرفته است، اما در حساب جُمَّل معادل «ج» محاسبه می‌شود و نمایندۀ عدد 3 است (صدری، «و»، «یب‍ »؛ «هدایت‌نامه»، 6؛ صفوی، 1/115). این حرف به سبب داشتن نقطه از حروف نقطه‌دار یا معجمه، و به سبب ...

چابَهار / محسن احمدی | ۱۵:۵۰,۱۳۹۶/۱۰/۲۳|

چابَهار، شهرستان و شهر بندری مهم در جنوب استان سیستان و بلوچستان. سبب نام‌گذاری: نام چابهار را بر‌گرفته از «چهار بهار» دانسته‌اند، بدین معنی که این سرزمین در 4 فصل سال دارای آب و هوای بهاری است (غراب، 98). تغییرات دما در فصلهای چهار‌گانۀ این شهر بسیار کم است و فرا رسیدن پاییز و زمستان در آن محسوس نیست. برگ‌ریزانِ پاییزی کمتر به چشم می‌خورد و درختان، سرسبزی خود را نسبتاً نگه می‌دارند. این سرسبزی همیشگی موجب تشبیه فصلهای آن به چهار‌بهار گردیده، و چهار‌بهار به‌تدریج به صورت چابهار درآمده است ( جغرافیا ... ، 39). شهرستان چابهار: این شهرستان از شمال به شهرستان راسک...

جیطالی / مسعود تاره | ۱۴:۵۶,۱۳۹۶/۱۰/۲۰|

جیطالی، ابوطاهر اسماعیل بن موسى جیطالی نفوسی (د 750 ق/ 1349م)، فقیه و متکلم اباضی. لقب او را به صورت جطالی نیز آورده‌اند (شماخی، 2/195؛ برای ضبطهای دیگر این اسم، نک‍ : لویتسکی، I/33). جیطالی در قریۀ جیطال در منطقۀ جبل نفوسه، در شمال غربی لیبی به دنیا آمد. تاریخ تولد وی مشخص نیست. او علوم دینی را نزد ابوموسى عیسى طرمیسی (د 722ق/1322م)، در مزغوره از قرای جبل نفوسه، فرا گرفت (شماخی، 2/193، 195). جیطالی افزون بر تدریس، به ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر مشغول بود و به همین منظور سفرهایی به قریه‌ها و شهرهای نزدیک داشت (همو، 2/195).

جِیْش، دیوان/ صادق سجادی | ۱۵:۳۸,۱۳۹۶/۱۰/۱۸|

جِیْش، دیوان، یا دیوان جُند، در فارسی دیوان سپاه، کهن‌ترین و از مهم‌ترین دواوین و دوایر دولتی در سراسر قلمرو اسلام. از آنجا که قدمت سپاهیگری و جنگ به کهن‌ترین دوران تشکل جوامع انسانی باز می‌گردد، سابقۀ ایجاد سازمان یا سازمانهایی که مدبر و ناظر بر امور نظامی و اداری سپاهیان باشند هم، لااقل به دوران شکل‌گیری نخستین دولتها باز می‌گردد. اکنون اطلاعات قابل توجهی دربارۀ تشکیلات نظامی دولتهای بین‌النهرین، ایران، یونان و مصر در دوران باستان در دست است. بنابر همین اطلاعات و نیز منابع و شواهد پرشمارِ عصر اسلامی، تشکیلات اداری یا دیوانی سپاه در این دوره، همچون غالب دوایر و دواوین، میراثِ ...

جِیْهانی، خانْدان/ علی آل داود | ۱۴:۵۲,۱۳۹۶/۱۰/۱۶|

جِیْهانی، خانْدان، از دودمانهای وزارت‌پیشه و نام‌آور ایران در سدۀ 4ق/10م. جیهان شهری در خراسان بر کرانۀ وادی هروز بود که مردم آن را جیحون می‌خواندند (نک‍ : یاقوت، بلدان، 2/181). محمد قزوینی به اختصار از جیهانی یاد کرده (7/ 258)، اما سعید نفیسی در مقالۀ مفصلی که دربارۀ وزرای ساسانی نوشته است («وزرا ...»، شم‍ 2، ص 82-91، شم‍ 3، ص 187-201)، از افراد بیشتری از این دودمان نام برده است. احوال و گزارش زندگی جیهانیها در کتابهای تاریخی و ادبی چنان درهم آمیخته است که تفکیک حوادث زندگی هریک به آسانی امکان‌پذیر نیست....

جیلی / عطیه میرزایی | ۱۳:۳۷,۱۳۹۶/۱۰/۱۱|

جیلی، ابوالفضل مجدالدین یوسف بن نصر، حکیم، فقیه و متکلم سدۀ 6 ق/12م. وی به‌رغم آنکه از شهرت چندانی برخوردار نیست، در انتقال سنت فلسفی و منطقی به نیمۀ دوم سدۀ 6 ‌ق سهم داشته است. در اکثر منابع از او به‌عنوان مدرس حوزۀ فلسفی مراغه یاد شده است و گفته‌اند که شهاب‌الدین یحیى سهروردی (مق‍ 587 ق/1191م) و فخرالدین رازی (606 ق/ 1209م) از شاگردان او در مراغه بوده‌اند (یاقوت، 19/314-315؛ ابن خلکان، 6/ 269؛ ابن ابی‌اصیبعه، 3/34). برخی از محققان، این دو شخصیت را همدرس حوزۀ جیلی دانسته‌اند ...

جِیْحان/ شیوا جعفری | ۱۱:۳۴,۱۳۹۶/۱۰/۹|

جِیْحان، رودی در جنوب ترکیه. جیحان از رودهای معتبر آناتولی است که یونانیان در دوران باستان آن را پیراموس می‌خواندند؛ رود دیگری که در غرب آن جاری است، سیحان (ساروس‌باستان) نام دارد (نک‍ : استرابن، V/353؛ گزنفن، III/35). این رود با 474 کمـ‍ درازا، در فاصلۀ کمی از شمال شرقی شهر البستان در ولایت قهرمان مرعش از کوههای توروس سرچشمه می‌گیرد و در حدود شهر البستان شاخابه‌های مهمی چون رودخانه‌های سوگوتولو و هرمان به آن می‌پیوندد، سپس در جنوب شهر افشین، رود گوکسون به آن می‌ریزد و در جهت جنوب ادامۀ مسیر می‌دهد و از میان شهر مرعش می‌گذرد...

باستان‌شناسی و هنر جیرفت / حمیده چوبک | ۱۴:۲۰,۱۳۹۶/۱۰/۶|

یکی از محوطه‌های پراهمیت پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی، واقع در جنوب شرق ایران، که در کنارۀ حوضۀ آبریز هلیل‌رود شکل گرفته، و به نام حوزۀ هلیل‌رود نیز شناخته شده است؛ از آثار به‌دست‌آمده از آن با اصطلاحات «فرهنگ جیرفت» یا «جیرفت» یاد می‌شود (مجیدزاده، «پروژه ...»، 31-52). پیشینه: هلیل‌رود با آب فراوان و انباشتهای رسوبی گل ضخیم، طغیانها و تغییر مسیر جریان خود طی هزاره‌ها، از یک‌سو زندگی‌ساز، و از سوی دیگر عامل از بین رفتن زیست و بوم تمدنها بوده است.

جیرُفْت/ محسن احمدی | ۱۵:۴۶,۱۳۹۶/۱۰/۴|

شهرستان و شهری تاریخی در استان کرمان: شهرستان جیرفت: این شهرستان از شمال به شهرستان کرمان، از شمال خاوری و خاور به شهرستان بم، از جنوب به شهرستان کهنوج، و از غرب به شهرستان بافت محدود است (جعفری، دایرة المعارف ... ، 354). شهرستان جیرفت برپایۀ قانون تقسیمات کشوری 1387ش، متشکل از 3 بخش به نامهای ساردوئیه، جبال بارز و مرکزی، و 11 دهستان است و در سرشماری 1385ش جمعیت آن 595‘ 187 تن بوده است («درگاه ... »، بش‍ ‌). به‌جز شهر جیرفت که مرکز شهرستان است، شهرهای دیگر آن اینها ست: جبال بارز و درب بهشت ( نشریه ...، بش‍‌ )...

جَیّانی/ پریسا عرب | ۱۳:۵۵,۱۳۹۶/۱۰/۲|

جَیّانی، ابوعلی حسین بن محمد بن احمد غسانی (427- 498ق/ 1036-1105م)، محدث و رجال‌شناس مالکی اندلس. وی در «الزهرا» شهری در نزدیکی قرطبه متولد شد. پدرش در زمان حملۀ بربرها، به جیان (ه‍ م) پناه آورد و از آن‌رو نسبت جیانی گرفت (یاقوت، 2/ 169؛ ابن ابار، 77- 78). وی هرگز اندلس را ترک نکرد (ذهبی، 19/ 149). جیانی از 444ق/1052م آغاز به طلب حدیث کرد (ابن خلکان، 2/180)، و نزد بزرگانی چون ابو عمر ابن عبدالبر، ابو ولید باجی، ابوعبدالله محمد بن عتاب، حکم بن جذامی، ابوالعباس عُذری و ابوالقاسم طرابلسی دانش آموخت...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما