ارتش / پرویز رجبی | ۱۳:۸,۱۳۹۷/۲/۸|

اَرْتِش [arteš]، مجموعۀ نیروهای مسلح سازمان یافته و تحت فرماندهی کشور برای عملیات و اقدامات تدافعی یا تهاجمی. از انواع دیگر نیروهای سازمان یافته نیز با نام ارتش یاد می‌شود، مانند ارتش آزادی‌بخش، ارتش رهایی‌بخش، یا حتى ارتش رستگاری. در این مقاله، منظور از ارتش تعریف نخست آن است. I. در جهان درآمد: سرشت و سازمان ارتش طی تاریخ تغییر کرده است. عاملهای سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و فنی کشورها در دوره‌های مختلف موجب شده است که در ترکیب و کارکرد ارتشها مدام تجدیدنظر شود و جنگ‌افزارهای جدید بر چگونگی جنگها و تشکیلات نظامی تأثیر گذاشته است.

زورخانه / محسن احمدی | ۱۱:۴۵,۱۳۹۷/۱/۲۹|

زورْخانه، باشگاهی برای ورزشهای باستانی. واژۀ زورخانه که برگرفته از «زور» به معنای نیرو و توانایی است، در ترکیب با «خانه» مفهوم جدیدی می‌یابد، همچون گلخانه و کارخانه. پیش‌تر، زورخانه را «آماج‌خانه»، به معنی محل تیراندازی می‌گفتند (بیضایی، 61). نام زورخانه از حدود دورۀ صفویه به کار رفته است؛ برای نمونه، میرنجات قمی در منظومۀ گُل کشتی (ح 1080 ق/ 1669 م)، از آن یاد کرده است (الٰهی، 727). برخی معتقدند که زورخانه پیش‌تر با نامهای گوناگونی، مانند عبادت‌خانه، بیت، حزب، لنگرگاه و پاتوق نامیده می‌شد (صدیق، «نگاهی ... »، 46). در زبان کردی، کشتی «زوران»، کشتی‌گیر «زورانی‌گر و زوران‌باز» وکشتی‌گیری ...

خواب‌گزاری / مریم صادقی | ۱۴:۲۶,۱۳۹۷/۱/۲۲|

خوابْ‌گُزاری، تعبیر و تفسیر خواب و رؤیا. خواب‌گزار را تعبیر‌کنندۀ خواب و مُعَبِّر ( آنندراج، ذیل واژه)، و خواب‌گزاری را حکایت رؤیای خود کردن نیز معنا کرده‌اند (حاجی‌خلیفه، 1/416؛ لغت‌نامه ... ؛ نیز نک‍ : انوری، 3/ 1778). واژۀ تعبیر از مادۀ «عبر» و به معنی گذشتن است و توجه به کاربرد آن در معنی و رمزگشایی رؤیا این است که خواب‌گزار از ظاهر رؤیا ونمادهای نهفته در آن می‌گذرد و معنی یا معانی باطنی و پنهان آنها را درمی‌یابد. برخی تعبیر خواب را در جرگۀ علوم غیبی شمرده (براون، 144)، و از آن در کنار رمل، استخاره و فال، در شمار روشهای سنتی پیشگویی، نام برده‌اند (ماسه، I/243؛ نیز نک‍‌ : الفینستون، 218).

خانقاه / فریده داودی‌مقدم | ۱۶:۰,۱۳۹۷/۱/۱۹|

خانِقاه، مکانی برای سکونت و عبادت صوفیانِ مقیم و مسافر، که در آنجا به تعلیم مبانی دین و اصول طریقت، و ریاضت، مراقبت و تهذیب نفس، و اخذ مبانی تصوف از حدیث و تفسیر و کلمات مشایخ می‌پرداختند. واژۀ خانقاه، در منابع متعدد به صورتهای گوناگون چون خانگاه، خوانگاه، خانجاه، خونگاه، خورنقاه، و جمع آنها به اشکال خوانق، الخوانک و خانقاهات ضبط شده است ( لغت‌نامه ... ، ذیل واژه‌ها). برخی از صاحب‌نظران آن را مرکب از واژۀ «خوان» به معنای خانه، کاروان‌سرا، معبد یا خوان به معنای سفره، طبق و ایوان، و پسوند «گاه» در معنای جا و مکان دانسته‌اند (کیانی، 57- 59).

بهار / اصغر کریمی | ۱۵:۱۴,۱۳۹۷/۱/۱۵|

بَهار، یا به‌صورت متداول باهار، فصل اول از فصلهای چهارگانۀ سال. فرهنگ اصطلاحات نجومی بهار را چنین تعریف کرده است: «فصل اول از چهار فصل سال شمسی، یعنی هنگامی که آفتاب در بروج حمل، ثور، جوزا، مطابق با ماههای فروردین، اردیبهشت، خرداد باشد، به معنی ربیع عربی» (نک‍ : مصفا، 93). ایرانیان باستان برای زمان، اوج و منزلتی مینوی قائل بودند و در لحظه‌به‌لحظۀ آن به نیایش می‌پرداختند. آنها اعتقاد داشتند که حرکت خورشید و ماه اساساً برای روشن‌سازی جهان و رشددادن به همۀ زاییدنیها و روییدنیها و درست‌داشتن روز و ماه و سال، و بهار و تابستان و پاییز و زمستان و همۀ حسابها و انگاره‌های ...

جَشْن/ مینا سلیمی ـ محمد جعفری (قنواتی) | ۱۳:۲۹,۱۳۹۶/۱۲/۲۶|

جَشْن، آیینی با آداب گوناگون و بیشتر شادی‌آور. جشن را بزم، سور، شادی، عیش، و عید نیز می‌گویند (برهان ... ؛ لغت‌نامه ... ). واژۀ جشن از واژۀ اوستایی یَسنَه yasna-، در معانی ستایش، پرستش، قربانی‌کردن و جشن، از ریشۀ yaz- (= ستودن، جشن گرفتن، تقدیس کردن) گرفته شده است (بارتولمه، 1270-1274). در متون فارسی میانه، yaštan به معنای «جشن‌گرفتن» است، و واژه‌های IJašn، sūr، yasn، bazm (مکنزی، 46, 78, 97) و xwaran (فره‌وشی، 635) نیز در معنای جشن به کار رفته‌اند. امروزه دو واژۀ جشن و عید در زبان گفتاری و نوشتاری ...

چهارشنبه سوری / یاسمین مجتهدپور | ۱۴:۹,۱۳۹۶/۱۲/۲۲|

چَهارْشَنْبه‌سوری، جشن آیینی چهارشنبۀ پایان سال که به باور مردم، موقع دفع قضا و بلا ست. برخی از پژوهشگران این جشن را بازماندۀ جشن فروردگان می‌دانند (میرشکرایی، 457؛ رجبی، 18- 19). آن‌گونه که در اوستا نیز آمده، زردشتیان هرساله در 5 روز پیش از پایان سال، و 5 روز پس از آن، میزبان فروهرهای نیاکان‌اند و به این منظور، بر بام خانه‌هایشان آتش می‌افروزند تا آنها را به سوی خانه راهنمایی کنند (همانجا؛ نیز نک‍‍ : یشتها، 2/71). در زمان ساسانیان، این آتش در شب آغازِ گاهنبار همسپتمدم (آفرینش انسان)، یعنی 26 اسفند ماه افروخته می‌شد که برابر با آغاز بازگشت فروهرها به خانه‌هایشان...

چُگور / محمدرضا درویشی | ۱۲:۴۳,۱۳۹۶/۱۲/۲۲|

چُگور، یا چُئگور/ چغور، سازی زهی ـ زخمه‌ا‌ی که اوزانهای قدیم (اجداد عاشقهای کنونی) می‌نواخته‌اند. به این ساز قوپوز نیز می‌گویند. سازی که امروزه در دست عاشقهای آذربایجان دیده می‌شود، «ساز» نام دارد و به ساز عاشیقی نیز معروف است. اینکه آیا قوپوز، چگور و ساز یکی بوده‌اند و یا اینکه شکل ظاهری قوپوز و چگور در قدیم چگونه بوده است، به روشنی معلوم نیست (درویشی، دایرة‌المعارف ... ، 1/230)...

چَغانیان / علی کرم همدانی | ۱۲:۴۷,۱۳۹۶/۱۲/۲۰|

چَغانیان (عربی: صغانیان)، سرزمینی کهن و کوره‌ای به مرکزیت شهری به همین نام در ماوراءالنهر در کرانۀ راست رود جیحون. این سرزمین، بخشهای شمالی اراضی حوضۀ آبریز چغانیان رود، از شاخابه‌های رود جیحون را که امروزه سُرخان‌دریا خوانده می‌شود، دربر می‌گرفته است. ناحیۀ سفلای سرخان‌دریا (ترمذ) در بیشتر زمانها جزو چغانیان نبوده، و از لحاظ سیاسی معمولاً از آن جدا بوده است (بارتولد، «مجموعه3»، III/558؛ ایرانیکا، IV/614). به گمان مارکوارت نام چغانیان احتمالاً ریشه در زبان مغولی دارد و برگرفته از واژۀ «چغان» به معنای «سفید» است

چَشْمْ‌زَخْم / علی بلوکباشی | ۱۳:۵۹,۱۳۹۶/۱۲/۱۶|

چَشْمْ‌زَخْم، گزند و زیانی که به باور عامه در اثر نگاه ستایشگر یا حسدآلود، یا زبان تمجید‌آمیز دوستان و آشنایان شورچشم، و یا دشمنان و بدخواهان نظر تنگِ حسود به انسان، حیوان، نبات و شیء می‌رسد و به اصطلاح چشم یا نظر می‌خورند. مردمْ بسیاری از مرگها، ناخوشیها، رویدادها، بی‌بر‌و‌بار شدن درختانِ پُربار و خشک شدن وکم‌شدن شیر مادران و دامهای پُرشیر را نتیجۀ اثرات چشم‌زدگی یا چشم بد می‌پندارند. باور به چشم‌زخم در هردو سنّت مذهبی و عرفی در فرهنگ جامعه‌های سراسر جهان، به‌ویژه در جامعه‌های آسیایی و افریقایی از دیرباز رایج بوده است.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما