آخرالزمان در دین زردشتی / احمد تفضلی | ۱۳:۱۱,۱۳۹۷/۴/۳۰|

در گاهان (گاثها) كه سرودهای خود زردشت است و در آنها اصول عقاید وی را می‌توان یافت، اشارۀ چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید كه در بندی از گاهان (یسن 43، بند 3) سخن از مردی است كه در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد. این اشاره محتملاً دال بر اعتقاد زردشت به ظهور مرد نجات‌بخشی در پایان جهان است. همچنین درگاهان چند بار به واژۀ سوشینت . Saošyant (سودبخش) برمی‌خوریم كه در ادبیات بعدی زردشتی به صورت سوشیانس درآمده و منجی‌ نهایی زردشتی به‌شمار آمده است ....

آخرالزمان در مسیحیت / فتح‌الله مجتبایی | ۱۱:۳۸,۱۳۹۷/۴/۲۶|

نظریاتی كه دربارۀ آخرالزمان در بخشهای مختلف كتاب عهد جدید آمده است یكسان و یكنواخت نیست و به دشواری می‌توان تصویری روشن و هماهنگ از آنها در این باب به دست آورد. علت این امر آن است كه اولاً هر 4 انجیل و بخشهای دیگر كتاب عهد جدید نقل اقوال و گزارشهایی دربارۀ اقوال و اعمال عیسى(ع) است كه از قول شاگردان و نزدیكان او روایت شده و طبعاً تصورات و دریافتها و سوابق ذهنی ناقلان و نیز زمینه‌های فكری و فرهنگی شنوندگان در محیطهای متفاوت، در اشكال و معانی روایات مؤثر بوده است.

آخر الزمان، در دین یهود / فتح‌الله مجتبایی | ۱۶:۲۷,۱۳۹۷/۴/۲۰|

دوران قبل از اسارت: تصور «آخرالزمان»، به معنی پایان دوران جهان و پیوستن آن به قیامت كبرى، در بین قوم یهود از سده‌های 3 و 2ق‌م پیدا شده است. پیش از این زمان بنی‌اسرائیل كه خود را قوم برگزیدۀ خداوند می‌دانستند، در انتظار دورانی بودند كه در آن وعدۀ الٰهی تحقق یابد، و خداوند قوم برگزیدۀ خود را در «سرزمین موعود» مستقر، و دشمنان آن را نابود كند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حكومت داوود و سلیمان، كه این قوم از لحاظ اجتماعی دجار پریشانی و تفرقه و از لحاظ دینی و اخلاقی ...

آخرالزمان / محمد مجتهد شبستری | ۱۴:۳۳,۱۳۹۷/۴/۱۷|

آخِرٌالزَّمان، اصطلاحی كه در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود و در ادیان ابراهیمی از اهمیت و برجستگی ویژه‌ای برخوردار است. عقاید مربوط به آخرالزمان بخشی از مجموعۀ عقایدی است كه به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می‌شود و ادیان بزرگ دربارۀ آن پیشگوییهایی كرده‌اند. در این مقاله نخست به بررسی عقاید مسلمانان پرداخته می‌شود و سپس به لحاظ قرابت میان اسلام و آیین یهود و مسیحیت، عقاید این دو آیین آورده می‌شود. در پایان برای آگاهی از فرهنگ باستانی ایران قبل از اسلام، عقاید زردشتی دربارۀ آخرالزمان به این مقاله افزوده می‌گردد.

سوگند / محمد جعفری (قنواتی) – بخش دوم | ۷:۵۸,۱۳۹۷/۴/۱۱|

سوگندنامه: گاه برای تأکید بر پایبندی به عهد، سوگندنامه می‌نوشتند؛ یعنی آنچه را که بر زبان آورده بودند، مکتوب، و پای آن را امضا می‌کردند. معمولاً شخص یا اشخاصی نیز به‌عنوان شاهد، این متن یا سوگند را تأیید می‌کردند. این موضوع، پیش از اسلام نیز در ایران رایج بوده است. هنگامی که کیخسرو بر تخت می‌نشیند، کاووس از وی می‌خواهد که برای کین‌خواهی از افراسیاب و سرپیچی‌نکردن از راهِ داد، سوگند بخورد. سپس جزئیات سوگند را این‌گونه شرح می‌دهد: به افراسیاب با همۀ وجودت کینه‌ بورزی، خویشاوندی تو با او تأثیری بر این کینه...

سوگند / محمد جعفری (قنواتی) - بخش اول | ۱۴:۴۲,۱۳۹۷/۴/۶|

سوگَنْد، یا قسم، گفتاری که برای تأکید در اثبات یا نفی عملی بر زبان آورده می‌شود، و انواع متفاوتی دارد که معمولاً مؤثرترین آنها با آداب و آیینهایی خاص همراه است. سوگند که معمولاً به‌صورت مصدری سوگند‌خوردن، یا صیغه‌های مختلف فعلی آن به کار می‌رود، در‌اصل، نوعی آزمایش ایزدی برای تشخیص گناهکار از بی‌گناه بودهاست. این نوع آزمایش را در زبان اوستایی، ‌‌وَرَه (- varah) و در زبان پهلوی، وَر می‌نامیدند (پورداود، 121؛ معین، 442). انواع و کیفیت این آزمایشها مختلف بوده است؛ در برخی از کتابهای دینی زردشتیان، شمار آنها به 33 می‌رسد...

سیمرغ / علی سلطانی گردفرامرزی | ۱۷:۷,۱۳۹۷/۴/۲|

سیمُرْغ، پرنده‌ای یاریگر در اسطوره‌ها و افسانه‌ها. سیمرغ در اوستا به‌صورت مِرغوسَئِنَ به کار برده شده است. همین واژه است که در زبان پهلوی به‌صورت «سین‌مُرو»، و در فارسی دری، با حذف «ن»، به شکل سیمرغ درآمده است. واژۀ «مُرو» در فارسی دری شکل «مرغ» یافته، اما جزء سَئِن در اوستا به معنی شاهین به کار برده شده است؛ ولی حالاتی که به سیمرغ نسبت داده شده است، با اوصاف عقاب و وارِغْنَ (وارغنه) در اوستا و کتابهای پهلوی همانندی دارد (نک‍ : پورداود، 575، حاشیۀ 1؛ اوستا، 1/435).

سماع / مینا سلیمی | ۱۷:۰,۱۳۹۷/۳/۲۷|

سَماع، در لغت به معنی شنيدن، با گسترش معنايی در مفهوم رقص، و در اصطلاح عارفان، صوفيان و درویشان، وجد و حالتی روحانی كه بر اثر شنيدن آوايی پديد می‌آيد و سالك را از خود می‌رهاند و به اسراری از غيب رهنمون می‌كند. سماع واژۀ عربی از ریشۀ سمع ( المنجد، 351)، به معنی شنوایی، شنیدن، سرود، آواز، آهنگ، رقص، وجد و حالت مشایخ، و در اصطلاح صوفیان و عرفا آوازی است که حال شنونده را دگرگون می‌کند ( لغت‌نامه ... )؛ از‌همین‌رو، خانه‌ای را که ویژۀ آواز و رقص است، به‌ویژه اگر درویشان آن را ترتیب دهند، سماع‌خانه می‌نامند (نفیسی، علی‌اکبر، ذیل واژه).

داغ و داغ گذاری / علی بلوکباشی | ۱۸:۲۰,۱۳۹۷/۳/۲۳|

داغْ وَ داغْ‌گُذاری، نشان و اثر سوختگی باقی‌مانده از ابزار آهنی مانند سیخ، میل، سوزن، درفش و میخِ تفته یا سنگِ گداخته بر روی پوست بدن انسان یا حیوان. علامت سیاه پدید‌آمده بر پوست بدن انسان را «داغ»، و عمل سوزاندن پوست و علامت‌گذاشتن روی پوست بدن انسان یا حیوان با ابزاری تفته به‌منظور درمان بیماری، شکنجه، و نیز تعیین شناسۀ مالکیت بر انسان در نظامهای بـرده‌داری و اربـاب ـ رعیتی، یـا بـرحیـوان، به‌ویژه در دام‌پروری را «داغ‌گذاری» می‌نامند. علامت سیاهی را نیز که از جای مُهر بر روی پیشانی مسلمانان (مردان) در اثر سجدۀ فراوان ایجاد می‌شود، اصطلاحاً «داغِ مُهر» می‌گویند.

خوارج / احمد پاکتچی – بخش دوم | ۱۴:۵۲,۱۳۹۷/۳/۱۹|

ب ـ انسان و جامعه در اندیشۀ خارجی 1. نسبت فرد، جماعت و خدا: یکی از ویژگیهای عمومی در تفکر خوارج که به‌شدت بر باورها و رفتارهای آنان تأثیر نهاده و آن را قالب‌بندی کرده، نگرش ویژۀ آنها به نسبت میان فرد و جماعت است. در بحث از مفهوم شرات اشاره شد که چگونه یک فرد خارجی به گمان خویش وارد معامله‌ای می‌شود که یک طرف آن خدا و طرف دیگر شخص او ست، بدون اینکه جمعی به‌عنوان واسطه میان او و خداوند مطرح باشد. درواقع هر نوع رابطۀ جماعتی میان خوارج، مبنی بر نسبتی است که از طریق طرفِ شراء ــ یعنی خداوند ــ میان آنان برقرار می‌شود.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما