صفحه اصلی / مقالات / آذربایجان /

فهرست مطالب

آذربایجان


آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 18 دی 1398 تاریخچه مقاله

آبهای زیرزمینی

دشتهای آذربایجان غربی که بیشتر آنها در اطراف دریاچۀ ارومیه قرار گرفته‎اند در اثر فعالیت رودخانه‎هایی به وجود آمده‎اند که همه از دامنه‎های کوههای شمالی و غربی و جنوبی استان سرچشمه می‎گیرند و به دریاچه منتهی می‎گردند. به‎طورکلی در محل خروج این رودخانه‎ها از مسیرهای کوهستانی و ورود آنها به دشتهای نسبتاً کم‎عارضه و هموار، مخروطهای افکنۀ وسیع ایجاد شده که برحسب نفوذپذیری لایه‎های زیرین سبب نفوذ آب و انتقال آن به سفرۀ آب زیرزمینی می‎گردد. در اثر همین وضع عمومی بسیاری از دشتها و جلگه‎های این استان دارای منابع سرشار آب زیرزمینی است که کمیت آن به ضخامت آبرفتها بستگی دارد. حداکثر عمق آبرفت در جلگه‎های میاندوآب و مهاباد در بخش جنوبی دریاچه 110 متر است در حالی که در جلگه‎های غربی دریاچه ضخامت لایه‎های آبرفتی به 200 متر می‎رسد (سازمان برنامه، مدیریت منابع آب ...، 72). این سفره‎های آب زیرزمینی مرتباً با آب رودخانه‎ها تغذیه می‎شوند و در نتیجه منابع دائمی هم برای تأمین آب قنوات و هم برای چاههای عمیق و نیمه‎عمیق به‌شمار می‎آیند. بنابر آمارهای موجود از سال 1350ش به بعد در دشتهای میاندوآب، مهاباد، نقده، اشنویه، ارومیه و سلماس جمعاً 798 حلقه چاه و 585 قنات و 156 چشمه از سفرۀ آبهای زیرزمینی این استان آب می‎گرفته است (همان، 76). 
آذربایجان غربی از لحاظ آبهای معدنی غنی است و چشمه‎های آب‌گرم یکی از جاذبه‎های توریستی این استان به‌شمار می‎آید. مهم‎ترین آنها عبارتند از: ایستی‎سو (بین ارومیه و سلماس)، باراندوز (در قریۀ هفت‎آباد، کنار باراندوزچای)، آب معدنی کوه زنبیل (4 فرسخی شهر ارومیه در کنار دریاچه) و آب معدنی در یک (در روستای چهریق) (وزارت آموزش و پرورش، 5). 

پوشش گیاهی

باران و برف نسبتاً فراوان همراه با خاکهای رسوبی و مستعدی که دریاچۀ ارومیه را از همه طرف احاطه کرده است موجد یک پوشش گیاهی غنی اعم از جنگل و مرتع در آذربایجان غربی است. تنها محدودیتی که در رشد گیاه طبیعی در این استان وجود دارد سرمای شدید زمستانی و به‎طورکلی زمستانهای زودرس است که از طول زمان مساعد برای رشد گیاه می‎کاهد. جنگلهای آذربایجان غربی بیشتر در شهرستانهای جنوبی و دامنه‎های کوههای مرزی که باران بیشتری دریافت می‎کنند به چشم می‎خورد. در نواحی مهاباد و پیرانشهر جنگل طبیعی فراوان است ولی مهم‎ترین جنگل استان در سردشت واقع شده که وسعت آن را نزدیک به 000’200 هکتار برآورد کرده‎اند (سازمان برنامه (دفتر فنی)، عمران ...، 24) و خود به جنگلهای بلوط غرب ایران می‎پیوندد و دنبالۀ آن به صورت پراکنده‎ای تا مغرب ارومیه کشیده می‎شود (همانجا). درختهای این جنگل از دو نوع میوه‎ای و غیرمیوه‎ای تشیل می‎شود که نوع اول آن شامل انگور، بنه، زال‎زالک، بادام کوهی و نوع دوم شامل افرا، نارون، خارسفید و مخصوصاً انواع بلوط است. در این منطقه وسعت و تراکم جنگل در گذشته خیلی بیشتر از حالا بوده که به علت عدم مراقبت و بهره‎برداری بی‎رویه، مخصوصاً برای تهیۀ هیزم و زغال، به وضع نامطلوب فعلی درآمده است. در تمام این جنگلها سطح زمین از درختچه‎ها و بوته‎های کوچک پوشیده است که از آنها استفادۀ مرتعی به عمل می‎آید. در درّۀ قُطور (مغرب خوی) درختچه‎های جنگلی به صورت پراکنده فراوان دیده می‎شود که مهم‎ترین گونه‎های آن زرشک وحشی و بوته‎های بزرگ خشبی و نیز نی و گز در بستر رودخانه است (همانجا). 
براساس آخرین اطلاعات موجود در استان آذربایجان غربی 974’864’1 هکتار مرتع وجود دارد (وزارت آموزش و پرورش، 18) که شامل مراتع ییلاقی و قشلاقی و میان‎بند است. نوع اول مراتع در ارتفاعات و پیشکوههای غربی و جنوبی استان از ماکو گرفته تا ارومیه و نقده و پیرانشهر و مهاباد و میاندوآب وجود دارد، درحالی‌که نوع دوم در جلگه‎ها و دشتهای همان مناطق که به علت ارتفاع کمتر، از هوای گرم‎تری برخوردارند تحول یافته است. متأسفانه این نوع مراتع در سالهای اخیر که برنامه‎های توسعۀ کشاورزی به موقع اجرا گذارده شده مورد تجاوز قرار گرفته است و روز به روز با مبدل شدن به اراضی کشاورزی از وسعت آنها کاسته می‎شود. مراتع نوع سوم که بیشتر با دامداری سنتی و سکونت دائمی دامداران توأم است از نظر جغرافیائی در فواصل بین 2 نوع اول و در دامنه‎های مشرف بر روستاها قرار دارد. مهم‎ترین انواع گیاهان مراتع آذربایجان غربی عبارتند از گَوَن، گل گندم، سماق، بوی مادران، زنبق، لاله، میخک، کاسنی و غیره (همانجا). 

حیات جانوری

در گذشته که وسعت جنگلها و مراتع آذربایجان غربی بیشتر از حالا بود و رفت و آمد در جنگلها کم‎تر صورت می‎گرفت انواع حیوانات وحشی در جنگلها به زندگی آرام خود ادامه می‎دادند ولی تخریب و نابودی جنگلها و مراتع که در سالهای اخیر متأسفانه با سرعت پیش‌رفته است از تعداد و انواع جانوران استان کاسته است. با وجود این، جانوران علف‎خوار مانند خرس قهوه‎ای و روباه و خرگوش و امثال آن در جنگلهای استان دیده می‎شود و در کوهسارهای غربی و جنوبی هنوز پرندگان شکاری مانند کبک وجود دارد. در بحث حیات‎وحش آذربایجان غربی باید از اهمیت فراوان جزایر دریاچۀ ارومیه یاد کرد زیرا در این جزایر است که نواحی حفاظت‌شده به منظور تکثیر و نگاهداری انواع جانوران بومی و غیربومی و همچنین پرندگان بومی و مهاجر به وجود آمده است. در این جزایر انواع گوزن ایرانی و پرندگانی چون مرغابی، غاز، کاکائی، فلامینگو، پلیکان و امثال آن به تعداد زیاد زندگی می‎کنند. 

جمعیت و مشخصات آن

تا قبل از اولین سرشماری عمومی مسکن و نفوس در ایران که در 1335ش انجام گردید هر رقمی که دربارۀ جمعیت آذربایجان داده شده برآوردی از جمعیت تمام آذربایجان (شرقی و غربی) بوده است. در اولین سرشماری رسمی 1335ش از 406‘863‘2 نفر کل جمعیت آذربایجان در حدود ــ یا 136‘721 نفر در 906‘138 خانوار در آذربایجان غربی سکونت داشته‎اند که از این عده 218‘367 نفر مرد و 918‘353 نفر زن بوده‎اند. در آن سال 998‘160 نفر یا 22٪ در مناطق شهری و 138‘560 نفر یا 78٪ در روستاها سکونت داشته‎اند (وزارت کشور، II / 2, 10) در آن سال جمعیت شهر ارومیه (رضائیه در آن زمان) 605‘67 یا کمی کمتر از 9٪ جمعیت استان بوده است (ادارۀ کل آمار عمومی، 82). در آن هنگام آذربایجان غربی تنها 8 / 3٪ جمعیت کل کشور را در خود جا داده و بعد از کردستان و بلوچستان از تمام استانهای 13گانۀ آن زمان کم‎جمعیت‎تر بوده است (همان، 21 مقدمه). 
از کل جمعیت استان 882‘435 نفر یا 60٪ در ردیفهای سنی کمتر از 15 سال قرار داشته‎اند (همان، 10). جمعیت نسبی آذربایجان غربی در 1335ش حدود 20 نفر در کمـ2 بوده است (دهقان، 45). در دومین سرشماری عمومی نفوس و مسکن (سال 1345ش) جمعیت آذربایجان غربی از رقم یک میلیون تجاوز کرده و به 182‘087‘1 نفر رسیده است. در این تعداد 942‘570 نفر مرد و 240‘516 نفر زن بوده‎اند. در آن سال 798‘272 نفر یا 25٪ در شهرها و 384‘814 نفر یا 75٪ در روستاها می‎زیسته‎اند (مشکور، 435). جمعیت مرکز استان در این سال 749‘110 نفر بوده است (دهقان، 49). حدود 47٪ از کل جمعیت استان در ردیفهای سنی کمتر از 15 سال بوده‎اند. در آن سال میانۀ سنی جمعیت استان 5 / 16 سال بوده است (همانجا). در سرشماری 10 سال بعد (1355ش) جمعیت استان به 604‘407‘1 نفر در 820‘247 خانوار افزایش یافته است که از این تعداد 319‘729 نفر مرد و 285‘678 نفر زن بوده‎اند. در آن سال 714‘446 یا 7 / 31٪ جمعیت استان در مناطق شهری و 890‘960 نفر یا 3 /  68٪ در نواحی روستایی سکونت داشته‎اند. در آن سال 4 / 46٪ جمعیت استان در ردیفهای سنی کمتر از 15 سال قرار داشته‎اند و میانۀ سنی جمعیت استان 5 / 16 سال بوده است (مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی 1355). بالاخره در آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در آبان ماه 1365ش انجام شده جمعیت آذربایجان غربی به 935‘989‘1 نفر در 639‘360 خانوار رسید که از این تعداد 411‘911 نفر یا 7 / 45٪ در مناطق شهری و 391‘078‘1 نفر یا 2 / 54٪ در روستاها سکونت دارند (در این سرشماری 133 نفر نیز در ردیف غیرساکن منظور شده‎اند، (مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1365، نتایج مقدماتی، ص 1). آذربایجان غربی یا مساحتی (بدون درنظرگرفتن سطح دریاچۀ ارومیه) برابر 3 / 2٪ مساحت کشور کمی کمتر از 5٪ جمعیت کنونی کشور را در خود جا داده و دارای تراکمی برابر با 51 نفر در کمـ2 یا حدود 7 / 1 برابر تراکم جمعیت کشور است. بدین‎سان این استان با وجود کمی عددی جمعیت از استانهای پرتراکم کشور به‌شمار می‎آید. 
از مشخصات جمعیتی آذربایجان غربی یکی جوان بودن جمعیت آن است که خود پی‎آمدهای مهم اجتماعی و اقتصادی به دنبال دارد. دیگری جابه‎جایی جمعیت آن از روستایی به شهری است که آن نیز با تغییرات عمیق در نوع معیشت و شرایط اجتماعی و اقتصادی ساکنان استان همراه است. در طول 10 سال (بین 1355ش و 1365ش) که افزایش جمعیت استان در حدود 40٪ بوده است، افزایش عنصر شهری جمعیت استان از 2 برابر گذشته و به 104٪ رسیده است. در بعضی شهرستانها این افزایش از 300٪ هم متجاوز بوده است. وضع واقعی جمعیت استان از لحاظ ازدیاد و تغییر روستایی و شهری به تفکیک شهرستان در جدول زیر نشان داده شده است. 

در 1355ش از کل جمعیت استان 5 / 95٪ را متولدین شهرستانهای همین استان تشکیل می‎داده‎اند و از 4 / 4٪ متولدین استانهای دیگر 960’51 نفر یا 84٪ از آنها در سالهای بین 1350 و 1355 به این استان مهاجرت کرده‎اند (مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی، 1355، ز) که این خود از کمی ارتباط بین این استان با استانهای دیگر کشور قبل از سال 1350ش حکایت می‎کند. در همان سال از کل جمعیت استان 2 / 99٪ را مسلمانان و 8 / 0٪ یا 785’10 نفر را پیروان ادیان دیگر تشکیل می‎داده‎اند. این عده عبارت بودند از مسیحی 513‘8 نفر (شامل ارامنه، آسوریان و کلدانیان)، کلیمی 474 نفر، زرتشتی 54 نفر و سایر ادیان 744‘1 نفر (همان، «ژ»). در آبان 1355ش از جمعیت 6 ساله و بیشتر این استان 3 /  38٪ را افراد باسواد تشکیل می‎داده‎اند که این میزان برای مردان 6 / 50، برای زنان 2 / 25، برای مناطق شهری 5 / 60 و برای مناطق روستایی 2 / 27 بوده است (همان، «س»). در اینجا لازم به یادآوری است که بخش قابل توجهی از جمعیت آذربایجان غربی را عناصر کوچ‎نشین یا ایلات و عشایر تشکیل می‎دهند. سراسر غرب ایران و مخصوصاً رشته‎کوههای زاگرس که آذربایجان غربی بخش دنبالۀ شمالی آن را به وجود می‎آورد از مهم‎ترین قلمروهای زندگی کوچ‎نشینی در ایران است (بدیعی، 2 / 152). جمعیت فعلی عشایر کوچ‎نشین آذربایجان غربی را تا 000‘200 برآورد کرده‎اند که بیشتر آنها اهل تسنن و پیرو مذهب شافعیند (وزارت آموزش و پرورش، 24، 25). ایلات عمدۀ آذربایجان غربی عبارتند از جلالی، میلان، حیدرانلو، ممکانلو، کوره سنی، شکاک، هرکی، بیک‎زاده، سادات، زرزا، قره‎پاپاق مامش، پیران، منگور، دهبکری، گورک مهاباد، بریاحی، باسک کوله، ملکاری، باپیر آقایی، پشتدریها، کلاسی، عثمان‎بیکی و همچنین طوایف فضل‎الله بیگی، ده بکری سقز، گورک سقز، سرشیو سقز، تیله‌کوه، وکیلی قباغلو، خورخوره، جاف سقز، کلالی، کلهر، اردلان‌کوره قلعه‌دیوانی، احمدی، لطف‎الله بیگی، شهیدی لطف‎الله بیگی، بهرام‌بیگی و غیره که هریک دارای چندین طایفه و تیره می‎باشند ( ایرانشهر، 1 /  118 تا 129؛ بدیعی، 2 / 83 تا 93؛ کیهان، 106 تا 111). در آذربایجان غربی زبان رسمی اداری و آموزشی و کتابتی فارسی است ولی مردم استان بیشتر به یکی از دو زبان ترکی و کردی تکلم می‎کنند. اقلیتها هم در میان خود به زبانهای ارمنی و آسوری و کلدانی گفت‎وگو می‎نمایند. در 1363 در سطح استان 105 کودکستان با 976‘5 کودک، 833‘1 دبستان با 512‘209 دانش‎آموز، 260 مدرسۀ راهنمائی با 137‘66 دانش‎آموز و 90 دبیرستان با 767‘33 دانش‎آموز وجود داشته است. علاوه بر این 180‘5 هنرجو در 21 مدرسۀ حرفه‎ای به کسب هنر اشتغال داشتند. نهضت سوادآموزی نیز 762‘2 آموزشگاه و 349‘36 سوادآموز در اختیار داشته است مرکز آمار ایران ( آمارنامۀ آذربایجان غربی، 21- 25). 
دانشگاه ارومیه تنها دانشگاه استان است که در آذر 1344ش به صورت دانشکدۀ کشاورزی وابسته به دانشگاه تهران تأسیس شده و در 1356 به نام دانشگاه رضائیه (ارومیۀ فعلی) نام‎گذاری شده است. این دانشگاه اکنون 4 دانشکده دارد و در 1367 دارای 795‘1 نفر دانشجو بوده است. اخیراً دانشگاه آزاد هم دانشکده‎هایی در خوی و مهاباد تأسیس کرده است. در 1363 در سطح استان 20 بیمارستان با 648‘1 تخت و 273 پزشک و دندان‎پزشک وجود داشته است (همان، 29).
مرکز استان شهر ارومیه است که در جلگۀ آبرفتی حاصلخیزی به وسعت 70×30 کمـ در مغرب دریاچه قرار گرفته است. رودخانه‎های متعددی مانند باراندوز چای، شهرچای، نازلوچای و غیره با خاکهای رسوبی مرغوب، وضع کشاورزی ممتازی برای ارومیه به وجود آورده است. موقع جغرافیایی آن در سر راه ساکنان ارمنستان و قفقاز از طرفی و بین‎النهرین از طرف دیگر، در زمانهای قبل از تاریخ اعتباری برای آن ایجاد کرده، که آثار باستانی فراوان کشف‌شده در سالهای اخیر شاهد آن است.

وضع سیاسی

اولین تقسیمات رسمی کشور ایران مربوط به 1325ق / 1907م و قانون تشکیل ایالات و ولایات است که در آن سال از تصویب مجلس گذشته است. به موجب مادۀ 2 قانون مزبور ایران از 4 ایالت آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر، خراسان و سیستان و تعدادی ولایت تشکیل شده است (بدیعی، 2 / 221). از آن زمان تا 1316ش که دومین قانون تقسیمات کشوری از تصویب مجلس گذشت آذربایجان غربی جزئی از ایالت بزرگ و مهم آذربایجان بوده است. به موجب قانون اخیر، کشور به 10 استان تقسیم گردیده که آذربایجان غربی رسماً استان چهارم نامیده شد و شامل شهرستانهای خوی، ارومیه (در موقع تصویب: رضائیه)، مهاباد، مراغه و بیجار بوده است (همان، 2 / 222). در 1339 به موجب قانون تقسیمات کشوری که از مجلس گذشت مقرر شد استانها به جای شماره به نامهای اصلی و تاریخی خود نامیده شوند. با این ترتیب: نام استان چهارم رسماً به آذربایجان غربی مبدل گردید که در آن زمان شامل 7 شهرستان و 18 بخش بود (همان، 2 / 223). از آن زمان تغییرات چندی در تقسیمات کشوری به عمل آمد، و به موجب تقسیمات کشوری که در سرشماری عمومی آبان 1355ش مورد استفاده قرارگرفته تعداد بخش، دهستان و آبادی شهرستانهای آذربایجان غربی چنین است:

کشاورزی

در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم مهاجرت از روستا به شهر در این استان هم مانند دیگر استانهای ایران وجود داشته است ولی این امر در 10 سال (بین 1355ش و 1365ش) با سرعت بیشتری به وقوع پیوسته به‎طوری که در آن 10 سال نسبت جمعیت روستایی در سطح استان از حدود 68٪ به 54٪ تقلیل پیدا کرده است. با توجه به اینکه هنوز بیشتر از نصف جمعیت استان در روستاها سکونت دارند، می‎توان گفت که شغل اصلی مردم آذربایجان غربی کشاورزی و دامداری است که سکونت در روستا را ایجاب می‎کند. بر طبق آخرین اطلاعات موجود در 1363 از جمع 278‘386 نفر جمعیت شاغل 10 ساله و بیشتر استان 390‘208 نفر یا حدود 54٪ به انواع مشاغل کشاورزی اشتغال داشته‎اند (همان، 16). در همان سال سطح زمینهای زیر کشت در آذربایجان غربی 212‘681 هکتار یا 5 / 17٪ وسعت استان بر مبنای 850‘38 کمـ2 مساحت بوده است که از این مقدار 915‘618 هکتار یا حدود 90٪ به کشت محصولات سالانه و 297‘62 هکتار یا حدود 10٪ به محصولات دائمی اختصاص داشته است. سطح زراعتهای سالانه و دائمی این استان نسبت به کل کشور 7 / 5٪ بوده و از این نظر در مقام هفتم قرار داشته است ( آمارنامۀ کشاورزی، 1363ش، 53). مهم‎ترین محصول کشاورزی غلات است که مانند بسیاری از نواحی کشور بیشتر به صورت دیم کشت می‎شود. با وجود آب سطحی و مقدار باران نسبتاً کافی در این استان گاهی اتفاق می‌افتد که در اثر سرمای شدید زمستانی یا خشکسالی غیرمنتظره تا 40٪ محصول دیم استان از دست می‎رود (سازمان برنامه (دفتر فنی)، عمران منطقۀ ...، 37). 
 

صفحه 1 از14

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: