صفحه اصلی / مقالات / آذربایجان /

فهرست مطالب

آذربایجان


آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 18 دی 1398 تاریخچه مقاله

مراتع را باید در مرحلۀ اول براساس اینكه در تابستان یا زمستان مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند به دو نوع مشخص ییلاقی و قشلاقی تقسیم نمود. در مقابل این دو نوع مشخص كه مورد استفادۀ دامپروران كوچ‌‌نشین قرار می‌گیرد، مراتع زیادی هم در اطراف دهات آذربایجان واقع است كه در تمام سال مورد استفادۀ دامهای ساكنان دهات واقع می‌شود. متأسفانه وسعت این قبیل مراتع تاكنون مشخص نشده است. مراتع مهم منطقۀ آذربایجان عبارتند از:
1. دشت مغان؛ که آن را می‌توان مهم‌ترین ناحیۀ مرتع قشلاقی در تمام كشور دانست. این دشت در شمال شرقی آذربایجان واقع شده است و از رسوبات رود ارس و شعب آن در طول دورانهای اخیر زمین‌شناسی به وجود آمده و وسعتی حدود 000’300 هكتار دارد. در حدود  1/3 آن در خاك ایران واقع است (همان، 210). ارتفاع متوسط این دشت از سطح دریا حدود 300 متر و باران متوسط سالانۀ آن در حدود 25 سانتی‌متر است كه بیشتر در پاییز و اوایل زمستان می‌بارد و همین امر توأم با گرمای نسبی هوای زمستان سبب رویش گیاه و سبز شدن دشت در ماههای سرد سال می‌شود. گیاهان دشت مغان تنوع زیادی دارد و تاكنون بیشتر از 30 گونۀ آن تشخیص داده شده است (همان، 211). محل رویش آنها برحسب ارتفاع و دوری و نزدیكی به رود ارس تفاوت می‌كند. از گیاهان معروف مغان انواع درمنه یا یوشان است كه در زمستانها تا 50 سانتی‌متر رشد می‌كند و تنها گیاهی است كه نوك آن از زیر برف بیرون می‌آید و مورد علاقۀ دامها است. در میان گونه‌های متعدد دیگر می‌توان از گندمیان و پروانه‌ایها و اسفناجیان و ترب وحشی و بالأخره نی را نام برد. گونۀ اخیر تنها در حواشی ارس رشد می‌كند و دامداران از آن برای آغل‌سازی و خانه‌سازی استفاده می‌كنند.
2. مراتع مشكین‌شهر كه در دامنه‌های سبلان قرارگرفته است و نزدیك‌ترین مرتع ییلاقی به مغان محسوب می‌شود و از این نظر مورد توجه دارمداران شاهسون است. وسعت دامنه‌های سبلان در حدود 60 كم‍ در 45 كم‍ (همان، 215) و ییلاق اصلی آن كه به گل مشهور است نزدیك قلۀ سبلان قرار دارد.
مراتع ییلاقی سبلان از بهترین نوع خود در ایران به‌شمار می‌رود زیرا خاك نرم و عاری از سنگلاخ و شیب ملایم آنها باعث می‌شود كه گوسفندان به راحتی تا بالاترین نقطه پیشروی كنند و از چمنهای سبز و خرم آن بهره‌ بگیرند. گیاهان این مراتع بیشتر از انواع گندمیان و مخصوصاً نوعی كه در زبان محلی به قیخ بُقوم (احتمالاً قرخ بُقوم = چهل بند) معروف است و نیز گل پروانه‌ایها و مخصوصاً بوی مادران و دیگر گلهاست كه از آنها برای چرای دامها و پرورش زنبور عسل استفاده می‌شود.
3. مراتع اردبیل كه از گردنۀ حیران در 30 كیلومتری مشرق شهر آغاز شده و به عرض تقریبی 5-6 كمـ تا حدود خلخال ادامه دارد. مهم‌ترین بخش این مراتع كه مورد بهره‌برداری تابستانی دامداران است، مرتع معروف به باقرو (باقرلو) است كه در ارتفاع 000’2 متری واقع است و وسعت آن به 000’50 هكتار می‌رسد.
نوع گیاهان این مراتع هم بیشتر از گونه‌های گندمیان و پروانه‌ایها است.
4. مراتع سراب: این مراتع میان دامنه‌های سبلان و بزقوش قرارگرفته است و بیشتر مورد استفادۀ ایلات شاهسون واقع می‌شود. وسعت مراتع سراب در حدود 000’6 هكتار و مهم‌ترین آنها آغمیون (14 كیلومتری شمال غرب) و اندراب (10-12 كیلومتری جنوب سراب) است كه گونه‌های گندمیان آنها بیشتر برای چرای گله‌های معروف گاو سرابی مورد استفاده قرار می‌گیرد (همان، 220).
5. مراتع خلخال، درواقع دنبالۀ مراتعی است كه از دامنه‌های غربی طالش شروع و به سمت مغرب و داخل آذربایجان كشیده می‌شود. مهم‌ترین مراتع ناحیه سردل (35 كیلومتری جنوب شرقی هروآباد) با وسعتی حدود 500‘ 3 هكتار در دامنه‌‌های آق‌داغ و اطراف قزل‌اوزن (غرب خلخال) است (همان، 221).
6. مراتع میانه تا حدی جنبۀ قشلاقی دارد و تمام وسعت 000’10 هكتاری جلگۀ میانه را كم‌وبیش دربر می‌گیرد. از مشخصات مراتع میانه این است كه علاوه بر گونه‌های گندمیان و پروانه‌ایها كه در تمام مراتع آذربایجان فراوان است، گون نیز در‌ آنها می‌روید و درنتیجه از مراكز تولید كتیرا هم محسوب می‌شود.
7. مراتع ارسباران در جنوب ناحیۀ جنگلی ارسباران واقع است و به علت نزدیك بودن به ارس و مغان، از مراتع آن به‌عنوان ییلاق و قشلاق هر دو استفاده می‌شود. به این ترتیب كه از مراتع میان قره‌داغ و مغان و درۀ رود ارس در زمستان و چمن‌زارهای سرسبز میان اهر و مشكین‌شهر در تابستانها بهره‌برداری می‌شود. در این بخش ایلات و قبایل ارسباران گاهی تا دامنه‌های سبلان پیش می‌روند.
8. جلگۀ مرند: در جلگۀ مسطح مرند مرتع مهمی وجود ندارد ولی كوهستانهای اطراف این جلگه از چراگاههای معتبر منطقه محسوب می‌شود. در این قسمت گونه‌های مختلف گندمیان و پروانه‌ایها بیشترین نوع پوشش گیاهی است. مهم‌ترین این مراتع كه بعضی از آنها جنبۀ قشلاقی نیز دارد، سلطان سنجر (30 كیلومتری شمال شرقی مرند)؛ مجیدآباد (25 كیلومتری شمال غربی)؛ میشاب (20 كیلومتری جنوب) ویكانك (40 كیلومتری شمال غرب) است.
9. جلگۀ تبریز میان دامنه‌های تودۀ سهند و دریاچۀ ارومیه واقع شده است و به علت وسعت زیاد و اختلاف ارتفاع قابل ملاحظه، پوشش گیاهی طبیعی مختلفی دارد. این جلگه دارای مراتع ییلاقی (دامنه‌های سهند) و قشلاقی (اطراف دریاچه) است. پوشش گیاهی دامنه‌های سهند به علت شیب تند و سنگلاخی بودن مانند سبلان غنی نیست و گونه‌های گیاهی نواحی مرتفع مانند مناطق كوهستانی است. در نواحی جلگه‌ای و كم‌ارتفاع از گونه‌های گیاهان ایران مركزی و نواحی خشك‌تر مانند خارشتر فراوان وجود دارد (همان، 224).
10. جلگه‌های هشترود و مراغه؛ در بیشتر نواحی جلگه‌های جنوبی سهند پوشش گیاهی طبیعی جای خود را به مزارع و كشتزارها داده است و تنها در ارتفاعات، مراتع طبیعی مشاهده می‌شود. از نكات جالب توجه اینكه در دامنه‌های جنوبی سهند، گونه‌های گندمیان و پروانه‌ایها به فراوانی مراتع دیگر به چشم نمی‌خورد و جای آنها را انواع گَوَن و گیاهان گلدار مختلف می‌گیرد و درنتیجه علاوه بر بهره‌برداری دامپروری كتیراگیری و پرورش زنبور عسل نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
11. ماكو: این ناحیه به سبب داشتن ارتفاع متنوع، دارای پوشش گیاهی طبیعی غنی و گوناگون است و مراتع ییلاقی و قشلاقی در فواصل نسبتاً كوتاه قرار دارند.
در مراتع بخش شاه‌آباد و پلدشت در زمستانها، و از چمن‌زارهای سیه‌چشمه و دشت تاریخی چالدران در تابستانها بهره‌برداری می‌شود. پوشش گیاهی در سراسر ناحیه غنی است و گونه‌های گندمیان و پروانه‌ایها از گونه‌های چیرۀ پوشش گیاهی است.
12. مراتع خوی، سلماس و ارومیه از ساحل دریاچۀ ارومیه تا خط‌الرأس كوههای مرزی ادامه می‌یابد. مراتع تابستانی و زمستانی در مجاورت یكدیگر و در فواصل كوتاه قرار دارند. در درۀ قطور كه به دامنۀ كوههای مرزی می‌پیوندد علاوه بر گندمیان و پروانه‌ایها، شیرین بیان و گَوَن نیز به چشم می‌خورد در حالی كه در نواحی پست‌تر و نزدیك دریاچه، خارشتر فراوان می‌روید. در این منطقه علاوه بر مراتعی كه مورد بهره‌برداری دامداران است پوشش گیاهی شامل گونه‌های فراوانی از نباتات طبی و دُهنی (روغنی) و عطری نیز هست كه در صنایع صابون‌سازی و عطرسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بیشتر این گیاهان و گلها در پرورش زنبور‌عسل هم مورد‌ بهره‌برداری واقع می‌شود.
13. مراتع مهاباد و میاندوآب در بخشی از سرزمینهای نسبتاً كم‌ارتفاع جنوب دریاچۀ ارومیه كه ادامۀ مناطق كوهستانی است و از جنگل پوشیده شده است قرار دارد. در این جلگه‌ها پوشش گیاهی به‌تدریج از جنگل به مرتع مبدل می‌گردد. وسعت این مراتع زیاد است و استفاده از آنها به‌ویژه در زمستانها بسیار اهمیت دارد. گونه‌های چیره در پوشش گیاهی، مخلوطی از گندمیان و پروانه‌ایها با انواع گَوَن و شیرین بیان و دیگر نباتات طبی و دُهنی و عطری است. 
ازجمله مراتع معتبر و مشهور این قسمت مراتع سلیم‌خان است كه از این ناحیه شروع می‌شود و تا حدود زنجان ادامه دارد (همان، 472).

مآخذ

اهلرز؛ اِكارت، ایران؛ مبانی یك كشورشناسی جغرافیایی، ترجمۀ محمدتقی رهنمایی، تهران، مؤسسۀ جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب، ‌1363ش؛ تهرانی، خسرو و علی درویش‌زاده، زمین‌شناسی ایران، تهران، وزارت آموزش و پرورش، 1363ش؛ ثابتی، حبیب‌الله، بررسی اقالیم حیاتی ایران، دانشگاه تهران، 1348ش؛ دائرةالمعارف بزرگ شوروی؛ سازمان برنامه، ارزیابی وضع موجود و امكانات توسعۀ منابع آب، به كوشش فریدون مبشری و فریدون هاشمی، ج 2، منطقۀ آذربایجان؛ سازمان برنامه (دفتر فنی)، عمران منطقه آذربایجان، گزارش مقدماتی، تهران، 1344ش؛ نشریۀ شم‍ 96؛ كردوانی، پرویز، جغرافیای خاكها، دانشگاه تهران، 1353ش؛ مبین، صادق، جغرافیای گیاهی، دانشگاه تهران، 1343ش؛ مركز آمار ایران، سالنامۀ آماری 1363ش؛ تهران، 1364ش؛ مؤسسۀ جغرافیایی دانشگاه تهران، اطلس اقلیمی ایران، به كوشش محمدحسن گنجی، تهران، 1344ش؛ تبوی، محمدحسن، دیباچه‌ای بر زمین‌شناسی ایران، تهران، سازمان زمین‌شناسی كشور ایران، 1355ش؛ نقشۀ زمین‌شناسی ایران به مقیاس یك میلیونیم (توضیحات پشت نقشه)، شركت ملّی نفت ایران، تهران، 1978م؛ وزارت آموزش و پرورش، جغرافیای استان آذربایجان شرقی، تهران، 1344ش، نیز:

Fisher, W. B., «Physical Geography», The Cambridge History of Iran, ed. W. B. Fisher, Cambridge University, 1968.

محمدحسن گنجی

III. آذربایجان شرقی

یكی از استانهای شمال‌غربی ایران با 102‘ 67 كمـ 2 مساحت (مركز آمار ایران، سالنامۀ آماری 1363ش، 31) میان °36 و ´47 و °39 و ´40 عرض شمالی و °45 و ´3 و °48 و ´50 طول شرقی واقع شده است، كه از شمال به اتحا جماهیر شوروی، از مشرق به اتحاد جماهیر شوروی و استان گیلان، از جنوب به استانهای زنجان و آذربایجان غربی و از مغرب تماماً به آذربایجان غربی محدود است.
آذربایجان شرقی از نظر وسعت نهمین استان بزرگ ایران است. این استان بخش بزرگی از فلات آذربایجان است كه در مهر 1337ش رسماً از لحاظ تقسیمات كشوری به آذربایجان شرقی (استان سوم) و آذربایجان غربی (استان چهارم) تقسیم شده است (وزارت آموزش و پرورش، 1).

ناهمواری و زمین‌شناسی

عوارض و ناهمواریهای آذربایجان شرقی به 3 بخش تقسیم می‌شود:
1. كوههای شمالی شامل قره‌داغ، میشوداغ و موروداغ كه مرتفع‌ترین قله آن در قره‌داغ به 660‘ 3 متر از سطح دریا می‌رسد.
2. كوههای شرقی شامل جبال طالش، صلوات داغ و خروسلو كه به ترتیب از جنوب به شمال كشیده شده‌اند. كوههای طالش مرز میان این استان و گیلان را تشكیل می‌دهد و 2 رشتۀ دیگر در داخل استان واقعند. ارتفاع قلل طالش تا 750’2 متر می‌رسد. این رشته از نظر جغرافیایی اهمیت فراوان دارد زیرا سرزمینهای سبز و خرم گیلان را از نواحی نسبتاً كم‌باران آذربایجان شرقی جدا می‌كند و مانع بزرگی در مواصلات میان 2 استان به‌شمار‌ می‌آید. تنها راه طبیعی میان آذربایجان شرقی و گیلان از گردنۀ معروف حِیْران می‌گذرد و از طریق درّۀ رود آستارا 2 استان را به یكدیگر مربوط می‌سازد.
3. كوههای مركزی و جنوبی شامل سبلان، بزقوش، قافلان‌كوه و سهند است. سبلان دارای 3 قلۀ مخروطی آتشفشانی است و مرتفع‌ترین آنها با 844’4 متر ارتفاع از سطح دریا، بلندترین نقطۀ استان است و در اطراف آن آب‌گرمهای معروف آذربایجان از خلل و فرج آتشفشانی به خارج راه پیدا می‌كند. تودۀ آتشفشانی سهند به صورت مخروط تقریباً منفردی با ارتفاع 710‘ 3 متر در جنوب شهر تبریز قرار دارد و ارتفاعات پربرف آن سرچشمۀ چندین رودخانه است كه به حوضه‌های ارومیه و قزل‌اوزن (دریای خزر) منتهی می‌گردند. 
در میان این رشته‌كوهها، جلگه‌ها و دشتهای میان‌كوهی متعددی از مواد آبرفتی تشكیل شده‌اند كه دارای استعداد كشاورزی فراوانند و درنتیجه مهم‌ترین مراكز جمعیت و آبادانی استان مانند جلگه‌های تبریز، مرند، سراب و اردبیل را به وجود می‌آورند.
چین‌خوردگیهای عظیم و نسبتاً جوان البرز و زاگرس كه اولی سراسر شمال و دومی مغرب و جنوب ایران را تحت تسلط دارد، در آذربایجان به هم می‌پیوندند. در دورانهای اخیر زمین‌شناسی، تمام آذربایجان دستخوش فعالیتهای شدید آتشفشانی بوده است و از آن پس عوامل فرسایش، جلگه‌های رسوبی نسبتاً پست و همواری را به وجود آورده‌‌اند. درنتیجه آذربایجان شرقی را از نظر زمین‌شناسی می‌توان آمیزه‌ای از چین‌خوردگیهای فرسوده و توده‌های آتشفشانی و جلگه‌ها و دشتهای میان‌كوهی رسوبی دانست.

آب و هوا

ارتفاع و عرض جغرافیایی، نزدیكی نسبی به دریای خزر و دریای سیاه و تا حدی مدیترانه و بالأخره هم‌جواری نسبی با جلگه‌های سرد اروپا عواملی هستند كه دست به هم داده و آب و هوای سرد و مرطوب استان آذربایجان شرقی را به وجود آورده‌اند. به علت تنوع زیاد ارتفاع، اختلافات شدید در گرمای این استان به چشم می‌خورد، به گونه‌ای كه در فواصل نسبتاً كوتاهی ایلات و عشایر محلی می‌توانند از ییلاق به قشلاق و برعكس حركت كنند. میزان متوسط حداقل و حداكثر گرما در سطح استان از °7 / 7 در بهمن تا °25 در تیر و مرداد تفاوت می‌كند (همان، 6). ولی این مقادیر متوسط به هیچ‌وجه گویای شرایط شدید درجۀ گرما نیستند، چون در بیشتر نقاط استان در زمستان حداقل دما تا °20 زیر صفر كاهش می‌یابد. در حالی كه در تابستانها حداكثر گرما در بسیاری از نقاط استان از °40 تجاوز می‌كند. از نظر مقدار باران آذربایجان شرقی را باید از استانهای نسبتاً پرباران كشور دانست، زیرا بعد از سواحل دریای خزر متوسط باران سالانۀ این استان از دیگر استانهای كشور بالاتر است و احتمالاً از 35 سانتی‌متر در سال تجاوز می‌كند. پرباران‌ترین نواحی استان ارتفاعات طالش، سبلان و سهند است كه مقدار باران سالانۀ آنها از 60 سانتی‌متر بیشتر است و اغلب به صورت برف نازل می‌شود. كم‌باران‌ترین نواحی استان، جلگۀ مغان با متوسط باران سالانۀ حدود 15 سانتی‌متر است.

آبهای روان و راكد

این استان از لحاظ منابع و ذخایر آبی از استانهای غنی كشور محسوب می‌شود. آبهای روان این استان در 2 حوضۀ فرعی از آبریز دریای خزر و حوضۀ دریاچۀ ارومیه جریان دارند. به این ترتیب كه تمام رودخانه‌های نیمۀ شرقی استان از طریق رود ارس در شمال و یا قزل‌اوزن در جنوب به دریای خزر می‌ریزند و رودخانه‌های نیمۀ غربی استان مستقیماً به دریاچۀ ارومیه منتهی می‌گردند. در مشرق استان قره‌سو، اهرچای، آق‌چای، بالیقلوچای، خیاوچای و نمین‌چای به رود ارس می‌ریزند در حالی كه در جنوب شرقی استان قرانقوچای، هشترودچای، میانه‌چای، قره‌چای و شهرچای به قزل‌اوزن و از طریق آن به سفیدرود می‌ریزند. در نیمۀ غربی استان آجی‌چای، صوفی‌چای، قوری‌چای، لیقوان چای، میدان‌چای، و مردی‌چای كه عموماً آب كمی دارند مستقیماً به دریاچۀ ارومیه منتهی می‌شوند. آبهای راكد استان صرف‌نظر از دریاچۀ ارومیه شامل بركه‌‌های كوچك و بزرگی به شرح جدول صفحۀ بعد است.

پوشش گیاهی

باران نسبتاً فراوان آذربایجان شرقی توأم با شرایط مناسب ناهمواری و جنس خاك موجب شده است كه این استان به‌طوركلی از پوشش گیاهی طبیعی غنی اعم از جنگل و مرتع برخوردار باشد ولی سرمای شدید زمستانی مانع انبوه شدن جنگلهای آن می‌شود و درنتیجه جنگلهای استان بیشتر به صورتی تُنُك و پراكنده درآمده است. وسعت جنگلهای استان 250‘151 هكتار برآورد شده است (وزارت آموزش و پرورش، 11)، كه در شهرستانهای اردبیل، خلخال، اهر، مراغه و هشترود دیده می‌شوند و مهم‌ترین آنها جنگل خلخال است كه از نظر اقتصادی حائز اهمیت است.
انواع مهم درختهای جنگلی استان راش، بلوط، مَمْرَزْ، افرا و درختان میوه، از قبیل گردو، گلابی، انار، فندق، آلوچه، سیب و امثال آن است.
وسعت مراتع استان آذربایجان شرقی در حدود 000‘310‘ 3 هكتار  (همان، 12) كه 20٪ آن را مراتع درجۀ یك تشكیل می‌دهد و همین مراتع است كه معیشت وسیع دامپروری توأم با كوچ‌نشینی را در این استان مقدور ساخته است. در میان انواع فراوان گیاهان مرتعی این استان، از چمن، جارو، گَوَن، كنگر وحشی، یوشان، خارشتر، شیرین‌بیان و روناس می‌توان نام برد.

حیات جانوری

استان آذربایجان شرقی از یك حیات وحش بسیار غنی برخوردار است. در جنگلهای استان: خرس، گرگ، خوك، روباه، خرگوش و موش و پرندگانی چون كبك، اردك، غاز وحشی و قرقاول فراوان دیده می‌شود. علاوه بر انواع پرندگان بومی، پرندگان مهاجر از قبیل پلیكان، فلامینگو، مرغ ماهیخوار، درنا، قو، لك‌لك، حواصیل و انقوت در حواشی رودخانه و اطراف آبهای راكد این استان زندگی می‌كنند. در ارتفاعات دوردست سهند و سبلان و بزقوش و دیگر كوههای استان، قوچ، بز وحشی، آهو و پلنگ وجود دارد. از جانوران خزنده انواع مارهای سمی و سوسمار در نواحی جنگلی و مخصوصاً در دشت مغان زیاد است (همان، 12).

جمعیت و مشخصات آن

جمعیت كل آذربایجان در 1313ش تقریباً 2 میلیون نفر بود (آسایش، 7). بنابر گزارش ادارۀ كل آمار و ثبت احوال، جمعیت آذربایجان شرقی به تنهایی در 1328ش به 651‘288‘2 نفر رسید. از این عده 365‘168‘1 نفر مرد و 286‘120‘1 نفر زن بوده‌اند. براساس همین آمار از این تعداد، 586‘488 نفر یا  4 / 21٪ شهرنشین و 065‘800‘1 نفر یا 6 /  78٪ روستانشین بوده‌اند (همو، 8). چنین به نظر می‌رسد كه این ارقام برآوردهایی بیش نبوده است. چون 7 سال بعد یعنی در 1335ش كه اولین سرشماری رسمی نفوس و مسكن در كشور انجام شد جمعیت استان آذربایجان شرقی 270‘142‘2 نفر و تراكم جمعیت استان در حدود 32 نفر در كمـ2 تعیین شد. از این جمعیت 922‘ 597‘1 نفر یا 75٪ در روستاها و بقیه یعنی 25٪ در شهرها ساكن بودند. در همان سال جمعیت كشور 704‘954‘18 نفر با تراكمی در حدود 11 نفر در كمـ2 بود و آذربایجان شرقی كه وسعت آن از 4٪ وسعت كشور افزون نبود 12٪ جمعیت كشور را در خود جای داده بود و تراكم جمعیت آن 3 برابر تراكم كشور بود.

صفحه 1 از14

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: