ترکیه
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 11 آبان 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224207/ترکیه
شنبه 9 فروردین 1404
چاپ شده
15
در سالهای اخیر یکی از هنرهایی که در ترکیه بدان اهمیت داده شد، گراور است که از دهۀ 1960م به بعد توسعۀ چشمگیری یافته است. هنرمندان گراور ترکیه با تلاش بسیار خود را به سطح جهانی رسانیدهاند. از دیگر هنرهایی که میتوان برشمرد، هنر حکاکی است که تاریخچۀ آن را به 1882م میتوان رساند. آموزش این هنر از ابتدا تحت نظر هنرمندان اروپایی صورت میگرفت، اما به سبب علاقۀ اندکی که به این هنر نشان داده شد، آموزشگاه آن در 1924م تعطیل گردید. بعدها با افزایش امکانات، با تأسیس انستیتو آموزشی غازی در 1947م، این هنر دوباره مورد توجه قرار گرفت و از 1975م به بعد آموزش آن در آکادمی هنرهای زیبا (دانشگاه معمارسنان بعدی) دوباره آغاز شد (همو، 569).در سدۀ 19م با جان گرفتن دوبارۀ مطبوعات، توجه نشریات طنز به کاریکاتور در اندک زمانی بیشتر شد. کاریکاتور اولین بار در دورۀ مشروطیت اول در نشریات استانبول جایگاهی برای خود یافت و در 1870م در مجلۀ دیوژن که نشریهای فکاهی بود، اعتبار یافت. در زمان سلطان عبدالحمید دوم، نشریات فکاهی تعطیل شد. از اینرو، کاریکاتور نیز برای مدتی از نشریات حذف گردید، اما در دورۀ «ترکان جوان» طرفداران آن از کاریکاتور برای بیان خواستههای خود استفاده کردند. بیشتر این نشریات در خارج چاپ و منتشر میشد. پس از مشروطیت دوم، همراه با سانسور، ممنوعیت کاریکاتور نیز از میان برداشته شد و پس از 1930م و پیروزی قطعی حزب جمهوری خلق، هنر کاریکاتور دوباره دچار یک دوره سکون گردید، ولی در سالهای جنگ جهانی دوم نشریات دوباره صحنۀ انبوهی از کاریکاتورها شد. در 1960م، پس از آنکه حزب دموکرات از اقتدار افتاد، فضایی بازتر برای هنر کاریکاتور از نو پیدا شد. کاریکاتوریستها در 1969م با تشکیل انجمنی سازمان یافتند. این انجمن با برپایی نمایشگاه و مسابقاتی، سبب پیشرفت و گسترش صنعت کاریکاتور فنی شد (همو، 571-574).
تا سدۀ 19م، طی قرنهای متمادی «ارباب هنر» قابل احترامترین صنف از گروههای مردم به حساب میآمدند. در ربع آخر سدۀ 18م با راه یافتن تکنولوژی غربی به عثمانی و گسترش آن در سدۀ 19م و سپس توسعۀ آموزش عالی در سدۀ 20م و تدریس علوم فنی ـ مهندسی در دانشگاهها، از توجه به صنایع دستی کاسته شد و هنرمندان و استادکاران آن مهجور ماندند. بدینترتیب، از شمار هنرمندان کارآمد و با استعداد هنرهای دستی و سنتی کاسته شد و به سبب افزایش تولیدات ماشینی و کارخانهای شاخههایی از هنرهای ظریف از میان رفت. در هنرهای چینیسازی، کاشیکاری و سرامیک با بسته شدن و تعطیلی کورههای «ازنیک» تولید کاشی و چینی آن به تاریخ پیوست. در قالیبافی به علت تقاضای بالای داخلی و خارجی به فرش ماشینی روی آورده شد که در بافت آن طرحها و نقشمایههای سنتی جایگاه خود را حفظ کرد. صنعت نساجی در ترکیه هرچند از وضعیتی مطلوب برخوردار بود، اما با ورود پارچههای ارزان قیمت غربی به بازار ترکیه، این صنعت به سبب فرسودگی و عقبماندگی نتوانست در برابر آن پایداری کند و تولید قماش، جوراب، دستکش، و هنرهای گلدوزی و ظریفدوزی با توجه به کاهش تقاضا محدود شد. تولیدات فلزکاری به کارخانهها کشیده شد. اما هنر مینیاتور، تذهیب و جلدسازی با تلاش استادان این هنرها هنوز زنده نگاه داشته شده است. هنر خطاطی به رغم تغییر الفبا و یا انقلاب خط به علت فعالیت استادان اندک آن هنوز در سطحی محدود به حیات خود ادامه میدهد (همو، 578-579). قالی، گلیم، زیلو و جاجیمبافی از مهمترین و گستردهترین صنایع دستی در ترکیه است و در بافت آنها بیشتر از نقش مناظر و محیط طبیعی، دریاچه و آب جاری (آبشار)، گیاه، درخت، برگ، شاخه گل و حیواناتی نظیر پرنده، مار، هزار پا، کژدم، قورباغه، گوسفند و سگ و یا وسایلی نظیر ابریق، آیینه و منجوق و یا اعضای بدن انسان همچون سر، دست و چشم استفاده میشود. در کنار اینها طرحهای برگرفته از مفاهیم مجرد، نظیر درخت زندگی و یا دروازۀ جهان هم کاربرد دارد. دست در بدو امر به عنوان علامت انسان، و نماد اسلام، یعنی پیامبر(ص)، 4 خلیفه و حضرت فاطمه(س)، و ستارههای چند پر، اشکال چند ضلعی و یا طرحهای متنوع و نقشمایههایی از اشکال مختلف هندسی از دیگر نقوش مورد استفاده است (همو، 580-583).
از اواخر سدۀ 19م، تولید کارخانهای منسوجات در عثمانی آغاز گردید. در دورۀ جمهوری برای کاهش واردات پارچه، چند کارخانۀ بافندگی تأسیس و بدینسان بر میزان تولید افزوده شد؛ بهویژه از 1933م به بعد کارخانههای مختلف نساجی در شهرهای مختلف، از جمله باقرکوی، قیصری، بورسه، ملطیه و اسکیشهر دایر شد (همو، 583-584). در دهۀ 1960م با مشارکت بخش خصوصی، صنایع و تولیدات نساجی و بافندگی رشد و گسترش بسیار یافت و در طراحی پارچه نیز تحولاتی روی داد. برای آموزش طراحان، بخش یا دپارتمانی ویژۀ طراحی پارچه در آکادمی هنرهای زیبا، به ویژه از 1940م به بعد دایر شد. در 1957م نیز، دپارتمان نساجی در آموزشگاه تطبیقی هنرهای زیبا و در 1977م در دانشکدۀ هنرهای زیبای در دانشگاه اژه، واقع در ازمیر افتتاح گردید. استادان نساجی در طراحی نقوش پارچه از طرحهای بومی نیز استفاده کردند. منسوجات ترکیه از نظر طرح و بافت در بازارهای اروپا شناخته شده است (همانجا).موزهها، مراکز اسناد و کتابخانهها: با توجه به اینکه امپراتوری عثمانی خود را وارث امپراتوری بیزانس میدانست، افزون بر آنچه خود از نظر بناهای تاریخی به وجود آورده بود، آثار هنری و بناهای برجای مانده از دورۀ امپراتوری بیزانس را نیز حفظ نمود. از اینرو، آثار هنری بسیاری را به دوران جمهوریت منتقل کرد. هرچند بخش قابل توجه آثار هنری ترکیه تاکنون از این کشور به ویژه از بخش آناتولی آن، خارج شده و امروزه زینتبخش موزههای کشورهای غربی است و سبب آن نیز بیتوجهی امپراتوری عثمانی به احداث موزه بوده است (پلرو، 313-314)، پس از شکلگیری نظام جمهوری، موزهها یکی پس از دیگری تأسیس شد و به تدریج اهمیت و توجه به آثار هنری رو به فزونی نهاد. در حال حاضر بیش از 40 موزه با بخشهای مختلف در ترکیه وجود دارد که بیش از 80 هزار اثر کهن و هنری در آنها نگاهداری میشود و بیش از 80 گروه باستانشناسی از طرف دولت مشغول کاوشهای باستانشناسی هستند. کلیسای «سنت صوفی» که در زمان عثمانیان تبدیل به مسجد ایاصوفیه شد، در دورۀ جمهوریت به صورت موزۀ هنرهای بیزانس درآمد. موزۀ کاخ توپکاپی، موزۀ آثار باستانی استانبول و دُلمه باغچه از بزرگترین و مهمترین موزههای شهر استانبول است (همانجا). موزههای مهم دیگر ترکیه اینها ست: موزۀ مردمشناسی، موزۀ نقاشی مدرن در آنکارا، و موزۀ باستانشناسی در ازمیر، موزۀ آسوری، هیتیت و کلاسیک در آدانا، موزۀ هنر کلاسیک عثمانی در ادرنه، و موزۀ درویشهای دورهگرد و موزۀ عتیقه در شهر قونیه. وجود این موزهها برای ترکیه خود منبع درآمدی سرشار است، زیرا هر سال هزاران نفر از سراسر جهان برای دیدن چنین گنجینههایی راهی ترکیه میشوند و این علاوه بر آنکه منبع درآمد است، به صنعت توریسم ترکیه نیز ارزش و اعتبار بسیاری میدهد (همانجا).یکی از ویژگیهای ترکیه، داشتن آرشیوهای با ارزش از ادوار دیرین تاریخ این کشور است. جمهوری ترکیه که امروزه صاحب گنجینهای از اسناد و مدارک است، از این لحاظ نیز وامدار امپراتوری عثمانی است. عثمانی تا اشاعۀ نفوذ روشهای اداری غرب در قرن 20م، تنها مملکت منطقه بود که از اواسط قرون وسطى تا آن عصر تداوم سیاسی خود را از دست نداده بود. از اینرو، سوابق و بایگانیاش نیز کم و بیش دست نخورده باقی ماند. از مهمترین آرشیوهای ترکیه که میراثدار عثمانی است، میتوان به آرشیو نخستوزیری آن اشاره کرد که در واقع گنجینهای از اسناد و مدارک به زبانهای مختلف از جمله اسناد فارسی و عربی است. علاوه بر آن ترکیه به داشتن کتابخانههای متعدد که در هر کدام از آنها دهها و صدها نسخۀ خطی فارسی و عربی کمیاب یافت میشود، شهرت دارد، مثلاً استانبول را میتوان یک نمایشگاه کامل از تاریخ دانست. در استانبول صدها کتابخانه وجود داشته است که از راه ادغام، امروزه در 17 کتابخانه استقرار یافتهاند و میتوان از کتابخانۀ سلیمانیه، کتابخانۀ موزۀ باستانشناسی، کتابخانۀ ایاصوفیه، کتابخانۀ دولتی بایزید و کتابخانۀ شهرداری نام برد (قاسمی، 59، 63- 69).
اوضاع جغرافیایی ترکیه امکانات بالقوۀ فراوانی را از نظر جذابیتهای توریستی برای این سرزمین فراهم کرده است. ترکیه از 3 جهت با دریا احاطه گردیده است و سواحل زیبای این دریاها و نیز کوهها و درههای منتهی به آنها، خلیجها، بندرها، جزایر و جز آنها همه ساله جهانگردان بسیاری را به ویژه از اروپا و آمریکا به سوی خود جلب میکند (قاسمی، 134). بناهای تاریخی، آثار باستانی باقی مانده از دوران گذشته به ویژه بیزانسیها، مساجد، موزهها، شهرهای کهن نظیر استانبول و ویرانههای شهرهای کهن دیگر، از عوامل جذب جهانگرد به شمار میآیند. نخستین اقدام جمهوری ترکیه برای توسعۀ صنعت جهانگردی، تأسیس سازمان جهانگردی و اتومبیلرانی در 1923م بود. در 1949م ادارۀ مدیریت کل توریسم و نشر مطبوعات وابسته به نخستوزیری تشکیل شد. با پیشرفت صنعت توریسم در سالهای بعد، در 1957م وزارت انتشارات، مطبوعات و توریسم تأسیس یافت (میدان لاروس، XII/ 383)؛ در 1963م نیز وزارت توریسم و تبلیغات شکل گرفت و وظیفۀ تبلیغات توریستی در ترکیه به این وزارتخانه واگذار شد. سازمانهای توریستی وابسته به بخش خصوصی عموماً سندیکایی دارند که مهمترین آنها سندیکای کارفرمایی صنعت توریسم و سندیکای کارفرمایی هتل و رستوران است (همانجا). سهم عایدات حاصل از توریسم همواره یکـی از منابع تأمین مالی در جهت صنعتی کردن کشور محسوب گردیده است. بنابر آمار شمـار جهانگردانـی که از ترکیه بازدید نمودهاند، از رقم 17 هزار تن در 1914م، به 798‘122،21 تن در 2005م رسید که بالغ بر 2/ 18 میلیارد دلار برای این کشور درآمد داشته است (ویکیپدیا).
ابوالقاسمی، محمدجواد و حسین اردوش، ترکیه در یک نگاه، تهران، 1378ش؛ السن، رابرت، مسئلۀ کرد و روابط ایران و ترکیه، ترجمۀ ابراهیم یونسی، تهران، 1380ش؛ امیر کواسمی، ایوب، «درآمدی بر حزب رفاه ترکیه»، سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، تهران، 1375ش، س 10، شم 2؛ انتخابی، نادر، «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، تهران، 1374ش، شم 25؛ انتصار، نادر، قومیتگرایی کرد، ترجمۀ عبدالله عبداللهزاده، تهران، 1381ش؛ همو، ملیگرایی قومی کردهای خاورمیانه و معضلات کردهای ترکیه، ترجمۀ طاهر سرمدی، سنندج، 1380ش؛ انصاری، جواد، ترکیه در جست و جوی نقشی تازه در منطقه، تهران، 1373ش؛ ایگدمیر، اولوغ و دیگران، آتاتورک، ترجمۀ حمید نطقی، تهران، 1348ش؛ بیومونت، پیتر و دیگران، خاورمیانه، ترجمۀ محسن مدیر شانهچی و دیگران، مشهد، 1369ش؛ پلرو، ژان، ترکیه، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، 1352ش؛ پیرن، ژاک، جریانهای بزرگ تاریخ معاصر، ترجمۀ رضا مشایخی، تهران، 1357ش؛ حتی، فیلیپ، شرق نزدیک در تاریخ، ترجمۀ قمر آریان، تهران، 1350ش؛ حیدر زادۀ نائینی، محمدرضا، تعامل دین و دولت در ترکیه، تهران، 1350ش؛ رابینسن، ریچارد، جمهوری اول ترکیه، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، 1347ش؛ فیندلی، ک. و ج.م. راثنی، جهان در قرن بیستم، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، 1379ش؛ قاسمی، صابر، ترکیه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، تهران، 1374ش؛ قزار، رمزی، مبارزات سیاسی و روشنفکری کرد، ترجمۀ احمد محمدی، سنندج، 1379ش؛ لاپیدوس، ایرا، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمۀ محسن مدیر شانهچی، مشهد، 1376ش؛ لاموش، لئون، تاریخ ترکیه، ترجمۀ سعید نفیسی، تهران، 1316ش؛ لنچافسکی، ژرژ، تاریخ خاورمیانه، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، 1337ش؛ لوئیس، برنارد، ظهور ترکیۀ نوین، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، 1372ش؛ مفتاح، الهامه و وهاب ولی، نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی در ترکیه، تهران، 1374ش؛ نزان، کندال، کردستان ترکیه، ترجمۀ نامیق صفیزاده بورکهیی، تهران، 1379ش؛ نقوی، علیمحمد، جامعهشناسی غربگرایی، تهران، 1377ش؛ هونتزینگر، ژاک، درآمدی بر روابط بینالملل، ترجمۀ عباس آگاهی، مشهد، 1376ش، یاقی، اسماعیل احمد، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ترجمۀ رسول جعفریان، قم، 1379ش؛ نیز:
Altug, Y., Turk devrim tarihi dersleri, Istanbul, 1980; Brockelmann, C., History of the Islamic Peoples, London, 1959; Cem, I., Türkiye‘de geri kalmişliğin tarihi, Istanbul, 1989; Encarta Reference Library, 2004; Eroglu, H., Türk inkilāp tarihi, Ankara, 1990; IA; Jaeschke, G., Kurtuluş savaş ilgili ingiliz belgeleri, tr. Cemal Köprülü, Ankara, 1971; Karpat, K.H., «Modern Turkey», The Cambridge History of Islam, ed. P.M. Holt, et al., Cambridge, 1980, vol. Ib; Katoğlu, M., «Cumhuriyet Türkiye sinde eğtim, kultur, sanat», Türkiye tarihi cağdas Türkiye 1908-1980 , Istanbul, 1990; Meydan Larousse, Istanbul, 1992 ; Ödekan, A., «Mimarlik ve sanat tarihin», Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye 1908-1980, Istanbul, 1990, vol IV; Özdemir, H., «Siyasi tarih (1960-1980)», Türkiye tarihiçağaş Türkiye 1908-1980, Istanbul, 1990; Özkaya, Y., Türk istiklāl savaşi ve cumhuriyet tarihi, Ankara, 1981; Shaw, S.J., History of the Ottoman Empire and Modern Turkey, Cambridge, 1987; Türkiye diyanet vakfi İslam ansiklopedisi, Istanbul, 1991; Wikipedia, en. wikipedia.org/ wiki/ Turkey.وهاب ولی
ادبیات در ترکیه به دنبال راهیابی ترکان سلجوقی به آسیای صغیر با فتح ملازگرد (463ق/ 1071م) و گسترش دامنۀ نفوذ ترکان، بهویژه ترکان اغوز که عناصر دیگر ترک را در آن سرزمین تحتالشعاع خود قرار دادند (نک : طوغان، 218-219)، با فتوحات و مهاجرتهای بعدی در آن سرزمین (مرچیل، 103؛ گردلفسکی، 37-61؛ IA, X/ 393-395)، از قرن 7ق/ 13م آغاز شده است (بانارلی، I/ 285). زبان فارسی همچنان که در دولت سلاجقۀ بزرگ، در دولت سلاجقۀ روم نیز زبان رسمی و ادبی بود (توران، 337, 339؛ بانارلی، I/ 299)، در مجالس سلاطین سلجوقی و برخی از علما، گهگاه به زبان فارسی گفتوگو میکردند و پیوسته به مناسبت، اشعار فارسی میخواندند (کوپریلی، «تاریخ ادبیات ترکی»، 251)، چنانکه عزیز استرابادی در اواخر سدۀ 8ق/ 14م بزم و رزم را، به سبب آنکه «جمهور اهالی مملکت روم به زبان پارسی مایل و راغب» و اغلب ساکنان آنجا «به لغت دری قائل و ناطق» بودهاند و «جمیع امثله و مناشیر و مکاتبات و...» به این زبان نوشته میشده (ص 537)، به پارسی تألیف کرده است. در این دوره بحث ادبیات ترکی در سرزمینی که بعدها ترکیه نامیده شد، بر مبنای روایتهای حماسی و مذهبی شفاهی چون بَطّال غازی و قصۀ دانشمند غازی یا دانشمندنامه در حال شکلگیری بوده است (قفس اوغلو، 338). به نظر بارتولد، روایت سیدبطال غازی، قهرمان عرب که در زمان امویان در آسیای صغیر شهید شده بوده، پس از اقامت ترکان در آن سرزمین به یک غازی ترک تبدیل شده است (ص 67). دانشمندنامه نیز که به نوعی ادامۀ داستان بطال غازی و مربوط به جنگهای میان ترکان و بیزانس است، در اطراف نام ملک دانشمند احمد غازی که از نوادگان بطال غازی پنداشته شده، و خود در نیمۀ اول قرن 6ق/ 12م میزیسته، شکل گرفته است. این اثر که یک قرن پس از کشته شدن وی، به فرمان عزالدین کیکاووس دوم به کتابت درآمده، در حدود دو قرن پس از کتابت اول در زمان سلطنت سلطان مراد دوم عثمانی (850-855ق/ 1446-1451م) بازنگاری شده است (آوجی اوغلو، V/ 1944؛ «فرهنگ...»، II/ 182-184).به موازات ادبیاتشفاهی ــ که بدونانقطاع از آسیای مرکزی به آسیای صغیر انتقال مییافت (مازی اوغلو، 117) و تحت تأثیر محیط جدید ادامه داشت ــ ادبیات مکتوب نیز، با تأخیری در حدود دو قرن شکل گرفت (همانجا). علت اصلی این تأخیر هم گذشته از گرفتاریهای استقرار در اراضی در حال فتح، سیطرۀ فارسی به مثابۀ زبان رسمی در قلمرو سلاجقۀ روم بود. ادبیات دیوانی: نخستین آثار ادبی ترکی ضمن آنکه تحتالشعاع ادبیات فارسی قرار داشت، غالباً از قلم گویندگان پارسی و در کنار آثار آنان بدان زبان تراوش کرد. از مولوی (د 672ق/ 1273م)، اگرچه در انبوه سرودههای خود به فارسی، تنها معدودی ابیات حاوی کلمات ترکی و پارهای ملمعات بر جای مانده است (گولپینارلی، مولویه...، 104-105؛ محمدزاده صدیق، 40-54؛ بانارلی، I/ 318-319)، اما در تأثیر ژرف و گسترده و پایدار وی و همچنین تأثیر طریقت مولویه بر ادبیات ترکی، بهویژه ادبیات عرفانی آن سرزمین جای تردید نیست (طوغان، 280؛ کوپریلی، همان،247-249؛ لوند، 42-43؛ مازی اوغلو، 117-127). جالب توجه است که گیب «تاریخ شعر عثمانی» خود را با مولانا شروع کرده است (I/ 141 ff.). سلطان ولد (623-712ق/ 1226-1312م)، فرزند مولوی و از جانشینان وی و ازسازماندهندگان طریقت مولویه، ناگزیر از سرودن ابیات ترکی [غربی، یا آناتولیایی] بیشتری در لابهلای آثار منظوم خود به فارسی شده است (گولیپنارلی، همانجا). ولد چلبی ایزبوداق این ابیات ترکی را که بالغ بر 367 بیت میشود، گردآوری کرده، با عنوان دیوان ترکی سلطان ولد در 1341ق انتشار داده است. مجدود منصور اوغلو این مجموعه را با الفبای لاتین و با عنوان «منظومههای ترکی سلطان ولد» به چاپ رسانده است (کوپریلی، همان، 263-265؛ بانارلی، I/ 323-325؛ لویس، 326-330؛ محمدزاده صدیق، 139-177). سلطان ولد که هدفی جز انتشار و ترویج اصول صوفیانۀ مطرح شده از سوی پدرش نداشته، مانند چند شاعر خانقاهی و دیوانی (نک : دنبالۀ مقاله) معاصر خود، سعی در تنظیم ادبیات ترکی بر اساس نمونههای شعر صوفیانۀ ایران داشته است. وی معتقد است بدان سبب کمتر به نظم ترکی پرداخته شده که این زبان از داشتن اصطلاحات صوفیانه محروم است (کوپریلی، همان، 264).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید