ترکیه
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 11 آبان 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224207/ترکیه
شنبه 9 فروردین 1404
چاپ شده
15
هر چند ترکان از دورۀ تنظیمات عثمانی به تئاتر و نمایشهای صحنهای علاقهای مفرط نشان میدادند و محیطی مناسب برای پیشرفت آن فراهم آوردند، اما با این حال در آن دوره تئاتر هیچگاه از حد نمایشهای عامهپسند تجاوز نکرد و هدف اصلی آن سرگرمی و وسیلهای برای تفریح عامۀ مردم بود (پلرو، 282). نمایشنامههای ترکها که از دورۀ تنظیمات عثمانی به بعد رایج شده بود، با اینکه تحت تأثیر غرب قرار گرفته بود، هنوز به سنتهای ترکی پایبند بود (میدان لاروس، XII/ 382).با مطالعۀ دوران عثمانی میتوان چند دورۀ مشخص و کاملاً غنی در حیطۀ تئاتر قائل شد، از جمله «قره گوز» که در واقع مبنای اصلی سینما بود و بازیگران مقوایی به رنگهای مختلف به شکل عروسکهایی از پشت پردۀ نورانی ظاهر میشدند. دیگر «بازیهای جنگی» بود که البته تنها بازی و عملیات جنگی نبودند، و صحنههای حقیقی جنگ دریایی و تصرف شهرها را نشان میدادند. سوم «اورتا اویون» یا «کول اویون»، نمایشنامههایی بود که از حوادث شهرها و یا محلات، و گاهی آمیخته با شوخیها و افسانهها اقتباس میشد. این نمایشنامهها هیچگاه پیشتر تدوین و تنظیم نمیشد و بازیگران به دلخواه خود هرچه را که میخواستند در موقع بازی میگفتند. بازیگران ترک عضو دستههای منظم و مشخصی بودند که حرفۀ آنها فقط تئاتر بود و از میان افراد تربیت شده برای این کار انتخاب میشدند. در اواسط سدۀ 19م برخی از نویسندگان ترک دست به کار ترجمۀ نمایشنامههای اروپایی زدند و آنها را به معرض نمایش گذاشتند. این ترجمهها در ابتدا از نمایشنامههای فرانسوی اقتباس و تقلید میشد که در استانبول طرفداران بسیار داشت، ولی بعدها نمایشنامههایی از شکسپیر و نیز نمایشنامهنویسان روسی ترجمه شد که به استحکام ترجمههای اولیۀ فرانسوی نبود (پل رو، 284). با این همه، هنر تئاتر در عثمانی هنوز مراحل اولیه را سیر میکرد، اما در دورۀ جمهوری اولین آثار و تئاترهای ملی که اصولاً جنبۀ محلی داشت و به هیچ وجه تقلید و یا اقتباس از آثار اروپایی نبود، ظهور کرد. فعالیتهای تئآتر با عنوان «تئاتر بزرگ دولت» آغاز شد (میدان لاروس، همانجا).موسیقی: موسیقی سنتی و فولکلوریک ترکیه به طور کلی شرقی است و از معنی و مفهوم حقیقی آهنگ موزون برخوردار است و هنگامی که با آواز همراه باشد، با ارتعاشات گوشههای آن هماهنگی میکند و میتوان آن را به 3 دستۀ موسیقی مذهبی و عرفانی، فولکلوریک و موسیقی اماکن عمومی مانند قهوهخانهها و کابارهها تقسیم کرد. موسیقی مذهبی و عرفانی ترکیه که تحت تأثیر و نفوذ فرقۀ مذهبی مولویه است، بیشتر جنبۀ تجرد دارد و بعضی از دستگاههای آن مانند پیش درآمد مولوی سرشار از زیبایی و ملاحت است. عود، چومبوش (نوعی ساز شبیه عود که از آن کوچکتر است)، قانون، تمبک، نی و سورنا (زورنا) معمولترین آلتهای موسیقی سنتی ترکیه است. ترکیه از سدۀ 19م با آمدن شماری از موسیقیدانان غربی به استانبول با سبک موسیقی غربی آشنا شد و با اینکه در آن دوره در ترکیه آموزشگاههای موسیقی و کنسرواتوار وجود نداشت، خیلی زود نخستین نشانههای نفوذ موسیقی غربی در موسیقی ترکیه مشاهده شد. هرچند موسیقی سنتی به شدت با نفوذ موسیقی غربی به مبارزه برخاست، اما نتوانست راه را بر آن سد کند (پلرو، 286-287). نفوذ و گسترش موسیقی غربی در ترکیه در دورۀ جمهوری مانند دیگر مظاهر فرهنگی غرب رواج بیشتری یافت. در 1924م مدرسۀ «معلم موسیقی» تأسیس گردید و گروه موسیقی موجود در کاخ عثمانی به آنکارا انتقال یافت و با نام ارکستر فیلارمونی ریاست جمهوری، کنسرتهایی اجرا کرد (کاتوغلو، 423). در این دوره برای پرورش نیروی لازم در موسیقی، دایر نمودن کنسرواتوار ضرور به نظر رسید و فعالیتهای گام به گام برای تأسیس کنسرواتوار آنکارا آغاز شد. برخی از جوانان با استعداد برای فراگیری موسیقی غربی به کشورهای اروپایی گسیل شدند. در این میان نیز دارالتعلیم موسیقی موجود در استانبول با گسترش فعالیتهایش به صورت کنسرواتوار وابسته به شهرداری درآمد (میدان لاروس، XII/ 380).استادان هنر ترکیه که در اروپا تعلیم یافته بودند، پس از بازگشت به کشور، موسیقیغربی را با موسیقیمحلی درآمیختند. شعر غنایی که در اپرا از آن استفاده میشد، نخستینبار در 1934م روی صحنه آمد، و در 1940م برای گسترش باله و اپرا، مؤسسهای وابسته به کنسرواتوار دولتی آنکارا دایر گردید (همانجا). از پیشگامان سبک موسیقی غربی در ترکیه میتوان از اسماعیل زوهودو، عدنان سیگون و اولوی جمال ارکین را نام برد (پلرو، 287).با تأسیس ارکستر سمفونی در 3 شهر استانبول، آنکارا و ازمیر فعالیت در زمینۀ موسیقی در ترکیه پیشرفت چشمگیری نمود. مهمترین این ارکستر سمفونیها، ارکستر سمفونی ریاست جمهوری است که ریشه در مدرسۀ همایونی موسیقی دارد که در 1826م دایر گشته بود (کاتوغلو، 439).سینما: نخستین فیلم سینمایی در 1896م در کاخ «یلدز» (ستاره) واقع در استانبول به نمایش گذارده شد و یک سال بعد در محلۀ «بَی اوغلی» و «شهزاده باشی» استانبول در معرض تماشای عمومی قرار گرفت. نخستین سالن سینما در 1908م گشایش یافت، و نخستین فیلم ترکی نیز توسط فؤاد اُوزکنای در 1914م ــ کـه فیلمـی مستنـد بـود ــ ساختـه شد. در سالهای جنگ جهانی اول فیلمهای مستند بسیاری از طرف «ادارۀ سینمای اردوی مرکز» ساخته شد. نخستین فیلمهای موضوعی به نامهای «جاسوسی» و «پنجه» در 1917م توسط سداد سماوی ساخته شد (میدان لاروس، XII/ 382).محسن ارطغرل نخستین کارگردان ترک بود که فیلمهایش بیشتر برگرفته از فیلمهای غربی بود. او در فاصلۀ سالهای 1923- 1925م، 17 فیلم را کارگردانی کرد. نخستین فیلم غیرصامت باز در همین دوره توسط همان کارگردان روی صحنه آمد. اولین شرکتهای فیلمبرداری نظیر «ایپک فیلم» و «کمال فیلم» در فاصلۀ سالهای 1923- 1928م با پیشگامی محسن ارطغرل تأسیس شدند. در سالهای 1939 و 1940م دورۀ گذر فیلمسازی ترکیه آغاز شد و با ظهور کارگردانان جدید از تأثیر محسن ارطغرل کاسته شد (همانجا). فیلمهایی که در فاصلۀ سالهای 1917- 1948م ساخته شد، به 74 حلقه رسید و از 1949م به بعد سینمای ترکیه به دور از تئاتر، خود به صورت یک هنر جداگانه و یک حرفه درآمد و امکان رشد بیشتری یافت. نخستین فیلم رنگی در دهۀ 1950 ساخته شد (همان، XII/ 383).
امپراتوری عثمانی میراثدار هنر و معماری بیزانس شد و هنر اسلامی را نیز بدان افزود. جمهوری ترکیه نیز میراثدار هنر و معماری عثمانی گردید. پس از مشروطیت دوم (1908م) که اندیشۀ ملیگرایی نضج بیشتری گرفت، معماری عثمانی نیز از تأثیر معماری غرب به تدریج رهایی یافت و عناصری از معماری کلاسیک عثمانی را وارد معماری ترکیۀ جدید نمود و سبک نوینی به وجود آورد. معماری کلاسیک عثمانی با سر ستونها و ایوانهایش، در دورۀ جمهوری نیز پذیرفته شد. با این همه، سبکهای مدرن غرب در دورۀ معاصر، در معماری سالهای بعد ترکیه تأثیر گذاشت. شهر کوچک آنکارا در 1923م به عنوان پایتخت تعیین گردید. در زمان گذر از امپراتوری عثمانی به ترکیۀ جدید، رژیم جدید در صدد برآمد تا با تغییراتی بنیادین این شهر را به صورت امروزی درآورد. در واقع، تأسیس آنکارا به مثابۀ شهری مدرن از اهداف و آمال جمهوری ترکیه بود که همّ و تلاش دولت ترکیۀ جدید از همان آغاز بر آن استوار گردید و چندی نگذشت که سیمای شهری مدرن بهسان شهرهای غربی پیدا کرد و بناهایی زیبا به سبک معماری غربی در آن ساخته شد (اودکان، 523) و معماری رسمی و معماری شهرها نهتنها در آنکارا، بلکه در دیگر شهرها نیز به تدریج جنبۀ غربی پیدا کرد (پلرو، 312).آرامگاه آتاتورک که طرح آن میان مشهورترین مهندسان اروپایی به مسابقه گذارده شد، از مهمترین بناها و آثار دورۀ جمهوری است. استادان آکادمی هنرهای زیبای ترکیه، آثاری در استانبول، آنکارا و برخی دیگر از شهرها که آمیزهای از هنر معماری و مدرن غرب و معماری سنتی و کلاسیک ترکیه بود، به وجود آوردند (میدان لاروس، XII/ 380). آتاتورک از نظر هنر معماری دو هدف را دنبال میکرد، یکی زینت بخشیدن به شهرها و میدانها با مجسمه، و دیگری احداث شهرهای جدید. لازمۀ برنامۀ اول، در معرض نمایش گذاشتن مجسمۀ انسان بود که در ضمن جنبۀ رسمی و تظاهر نیز داشته باشد، امری که با عقاید و رسوم اسلامی مباینت کامل داشت. در 1926م آتاتورک در استانبول از مجسمۀ خود که توسط مجسمهسازی ونیزی ساخته شده بود، پردهبرداری کرد و به دنبال آن دو مجسمۀ دیگر از خود، اثر مجسمهسازان ایتالیایی در آنکارا برپا کرد، اما تنها به این کارها اکتفا نشد و با ساختن بناهای یادگاری به تدریج آنکارا چهرهای غربی به خود گرفت که به هیچ وجه ارتباطی با هنر ترک نداشت، بلکه تظاهری بود از روحیۀ هنری، سیاسی و اجتماعی آن (پلرو، 312).برای ساختن مدارس و یا دانشگاه از طرف وزارت تعلیم و تربیت ملی ارنست آرنولداگلی که به عنوان مشاور برگزیده شده بود، مؤثرترین نمونههای معماری را ارائه داد که سبب ساخت بناهایی گردید که تا 1955م، تنها تکنیک بینالمللی مورد قبول بود (اودکان، 530). استادان معماری از استرالیا و آلمان برای کار در دانشگاه فنی استانبول استخدام شدند و تا 1940م استادی این دانشگاه را برعهده داشتند. بدینترتیب ترکیه در دورۀ جمهوری سعی کرد که با استفاده از وجود معماران و استادان اروپایی در کارهای معماری مدرن برای زیباسازی شهرها و ایجاد بناها تلاش کند (همو، 531). بناها و ساختمانهای جدید از این دست در شهرهای مختلف ترکیه به اندازهای است که نمیتوان بهترین آنها را انتخاب کرد؛ از آن جمله است: ساختمان دانشکدۀ زبان، تاریخ و جغرافیا (دانشکدۀ ادبیات)، کاخ ریاست جمهوری، و سدّ چوبوک (پلرو، 312-313). معماران مدرنگرای ترکیه نیز آثاری به سبک جدید به وجود آوردند. از جمله آثار مشترک و یا منفرد معماران ترکیه میتوان از هتل هیلتون استانبول، و ساختمان بنیاد تاریخ ترک آنکارا، ساختمان دانشکدۀ فنی و ادبیات استانبول وجز آن یاد کرد (میدان لاروس، XII/ 380).از 1950م معماری ترکیه وارد دورۀ نوینی شد که در واقع نقطۀ عطفی در معماری این کشور است. ویژگی کلی معماری در این دوره دنبالهروی و اجرای معماری غربی بود. تأمین کتاب و نشریات خارجی به سادگی و با سهولت و مسافرت به کشورهای خارجی سبب گردید که افق دید معماران کاملاً تغییر و توسعه یابد. رابطه با غرب در دورۀ معماری ملی تنها منحصر به استفاده از معماری آلمان نشد و تا دیگر سرزمینهای اروپایی و آمریکا گسترش یافت (اودکان، 548). نخستین کسانی که از معماری ملی دورۀ دوم دور شدند، امین اونات و سداد حقیالدم بودند که کاخ دادگستری استانبول را طراحی کردند (همو، 549). اما از میان معمارانی که کارهای آنان ویژگیهای دورۀ پس از 1959م را منعکس میکند، باید از بهروز چینیچی، تئومان انور توکای، اورخان بوزقورت، اوزخان بولاق و غضنفر بکَنَ نام برد (همانجا).
در سالهای تأسیس نظام جمهوری، در هنر نقاشی در حد امکانات موجود، پیشرفتهایی دیده میشد. هنرمندان جوانی که آموزش در مکتب هنرهای نفیسه را ناکافی میدیدند، خواهان توسعۀ آموزش در این زمینه شدند و نقاشانی که آثار خود را با روی کار آمدن جمهوری در ترکیه عرضه کردند، هنرمندانی بودند که پس از 1910م در فرانسه آموزش دیده بودند. آنان تحت تأثیر هنر نقاشی غرب قرار داشتند و نقاشانی نظیر چالی ابراهیم، آثاری به وجود آوردند که در آنها نور و رنگ نقشی اساسی داشتند؛ و نیز حکمت اونات در آثار خود مناظر کهن استانبول و تابلوهای دورنما را احیا کرد. هنرمندان نقاشی در این دوره و نسل نقاشانی که در فرانسه تعلیم یافته بودند، جریان هنر معاصر غرب را بیشتر پی گرفتند و به سبک و شیوۀ کوبیسم علاقه نشان دادند. در میان این نقاشان کسانی بودند که از مکتب هنرمندانی مانند عابدین دینو، نظمی ضیاء و حکمت اونات بهره برده بودند و نقاشانی چون مالک آقسل، عارف کاپیتان و صبری بَرکل ترکیب هنر نقاشی غرب را با نقاشی ادبی آمیختند. پس از جنگ جهانی دوم، هنرمندان جوان این رشته از هنرهای زیبا، گروههای هنری مدرن به وجود آوردند (اودکان، 538؛ میدان لاروس، همانجا).در ترکیه به علت فشار جریانهای سنتی، هنر مجسمهسازی خیلی دیر پا گرفت، زیرا مجسمهسازی و تندیس تراشی با قوانین، مقررات و آداب دین اسلام مباینت داشت. بدین جهت شمار کسانی که به این هنر علاقه داشتند، از زمان افتتاح بخش مجسمهسازی در مدرسۀ «صنایع نفیسه» تا سالهای تشکیل جمهوری بسیار محدود بود (اودکان، 544). از همان آغاز عصر جمهوری این هنر در آنکارا و استانبول رایج شد و مجسمهسازان برای نشان دادن نبوغ خود آغاز به فعالیت کردند که بعدها در دیگر شهرهای ترکیه نیز این هنر گسترش یافت، مجسمههایی که بازگوکنندۀ خاطرات جنگ رهایی بخش بود و مجسمههایی از آتاتورک ساخته شد که در میدانهای بیشتر شهرها برپا شدند که البته هنرمندان و مجسمهسازان خارجی نیز در ساخت آنها سهیم بودند. از مجسمهسازان مشهور ترکیه میتوان از حسین گَزَر، نصرت صومان و زرین بلوکباشی نام برد. مجسمهسازان ترک پس از 1950م در کل به سوی سبک تجرید گرایش پیدا کردند (میدان لاروس، همانجا).در فرهنگستان دولتی هنرهای زیبا که در 10 سال اول نظام جمهوری ترکیه شکل گرفت، احسان اُوزسوی و ماهر تومروک جزو کسانی بودند که گالریهای این فرهنگستان را اداره میکردند. از میان مجسمهسازان خارجی که بیشترین مجسمهها را ساختند، باید از پیترو کانونیکای هلندی نام برد. در آموزش هنر مجسمهسازی ازمتخصصان خارجی بهرهگیری شد؛ با اینهمه، خود ترکها نیز به تدریج به مرحلهای از استعداد آموزش رسیدند (اودکان، همانجا). ترکان از دورۀ جمهوری به بعد درصدد بر نیامدهاند رسوم هنری کهن کشور خود، یعنی هنر اسلامی را زنده نمایند و مکتبی جدید با به هم آمیختن مکتبهای اروپایی و شرقـی ــ که جنبۀ شخصـی و ملـی و جهانـی داشته باشد ــ به وجود آورند.دیرینگی هنر گرافیک در ترکیه به دورۀ عثمانی به روزگار سلطان احمد سوم (1636-1673م) و صدارت ابراهیم پاشا نوشهرلی باز میگردد. در این زمان سعید چلبی، پسر ییرمی سگیز محمد چلبی، سفیر عثمانی در فرانسه، نخستین چاپخانه در این کشور را تأسیس کرد. اولین کتاب مصوری که در این چاپخانه به طبع رسید، تاریخ هند غربی و نخستین کتاب دارای نقشه و نقاشی، کتاب جهاننما بود. پس از صنعت چاپ، مهمترین واقعۀ دیگر در توسعۀ هنر گرافیک در ترکیه تأسیس دستگاههای چاپ سنگی (لیتوگراف) است (اودکان، 567). در دورۀ مشروطیت دوم با آزادی مطبوعات و خبررسانی، شمار روزنامه و نشریات فزونی گرفت. شرکت اعلانات که در 1908م تأسیس یافت، در واقع بنیان سازمانهای تبلیغات و آگهیهای امروزه در ترکیه است. با تشکیل نظام جمهوری، هنرهای گرافیکی توسعه یافت. آکادمی هنرهای زیبا و مدرسۀ عالی هنرهای زیبای تطبیقی مؤسساتی بودند که در این دوره به آموزش هنر گرافیک میپرداختند. سازماندهی هنر گرافیک نیز با تشکیل انجمن هنرمندان گرافیست ترکیه در 1968م تحقق یافت، اما یک سال بعد تعطیل شد. در 1978م با تأسیس مرکز حرفههای گرافیکی، گرافیستهای ترکیه اعتبار بیشتری یافتند.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید