ابلیس در علم کلام / سیدجعفر سجادی | ۱۱:۷,۱۳۹۸/۵/۱|

بحث دربارۀ ابلیس غالباً مسأله‌ای كلامی‌ است و متكلمان اسلامی ‌ابلیس و داستان او را كه در آیات و روایت گوناگون به آن اشاراتی شده است، مورد بحث و بررسی عقلی قرار داده و كوشیده‌اند كه آن را با معیارهای خود سازگار كنند. در همین راستا، گاه دربارۀ ماهیت ابلیس به تأویلاتی دست زده‌اند و برخی كه دارای ذوق فلسفی و عرفانی بوده‌اند، ابلیس را دوگونه دانسته‌اند: یكی ابلیس عالم كبیر كه همان است كه در قرآن به او اشاره شده است و دیگر ابلیس عالم صغیر یا انسان كه همان صفات رذیلۀ اوست (نسفی، 149)، امّا آنچه در آراء متكلمان اهمیت دارد، مسائل و ایراداتی است كه دربارۀ ابلیس مطرح شده ...

ابلیس در قرآن / عباس زریاب خویی | ۷:۴۹,۱۳۹۸/۴/۲۹|

كلمه ابلیس، در قرآن به معنی موجود خاصّی كه از رحمت خدا رانده شده و گاه معادل با شیطان به معنی عام به كار رفته است، هر چند كه كلمۀ شیطان نیز در قرآن گاه به معنی ابلیس آمده است (نک‍ : بخشI همین مقاله). ابلیس به سبب اطاعت نكردنِ امر خدا از روی استكبار و بر منشی، مطرود و مردود از مقام قرب الهی است و تا روز بازپسین، «وقت معلوم» (حجر/15/ 18؛ ص/ 38/ 8)، سعی در گمراه ساختن انسانها خواهد كرد و از این جهت «عدوّ مبین» انسان است (بقره/2/ 168، 208؛ یوسف/5/12؛ ...) و نیز «عدوّالله» خوانده شده و یكی از صفات او «رجیم» است (حجر/15/17، 34؛ نحل/16/ 98؛ ...).

اهل بیت / علی رفیعی | ۱۰:۶,۱۳۹۸/۴/۲۲|

اَهْلِ بِیْت، یا اهل البیت، اصطلاحی قرآنی، حدیثی و كلامی، به معنای خانوادۀ پیامبر گرامی اسلام (ص). این اصطلاح در این معنا تنها یك بار در قرآن كریم (در آیه‌ای كه به آیۀ تطهیر معروف شده) به كار رفته است: «وَ قَرْنَ فی بُیوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلیَّةِ الاْولى وَ اَقِمْنَ الصَّلوٰةَ وَ آتینَ الزَكوٰةَ وَ اَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسولَهُ اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرَّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً: ]ای همسران پیامبر[ در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشكار مكنید و نماز برپا دارید و زكات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان برید. همانا خدا می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان پیامبر بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند»...

ابلیس / آذرتاش آذرنوش | ۱۰:۱۲,۱۳۹۸/۴/۱۸|

اِبلیس، نام خاص (عَلَم) برای موجودی كه از فرمان خدا سرباز زد و از درگاه وی رانده شد. نیز اسمی‌ عام برای شیاطین. دربارۀ ابلیس از دیدگاههای مختلف می‌توان بحث كرد. در این مقاله، از ابلیس در 4 بخش سخن رفته است: I. در لغت و ادب عربی، II. در قرآن، III. در كلام، IV. در ادب فارسی و عرفان . I. در لغت و ادب عربی كلمۀ اِبْلیس، 11 بار در قرآن كریم آمده است، 9 بار آن مربوط به آفرینش آدم است (بقره/2/34؛ اعراف/7/11؛ حجر/15/31، 32؛ اسراء/17/61؛ كهف/ 18/50؛ طه/20/116؛ ص/ 38/74، 75)، و دو مورد دیگر (شعراء/26/95؛ سبا/34/20) را با آفرینش رابطه‌ای نیست. ...

تیرگان / ندا اخوان اقدم | ۱۰:۳۰,۱۳۹۸/۴/۱۱|

تیرْگان، از جشنهای ایران باستان که همه ساله در تیرماه برگذار می‌شد. تیرگان جشن باران بود و تمامی آیینهایی که در این روز برپا داشته می‌شد، به ایزد باران، یعنی تیشتر اختصاص داشت. هنوز هم زردشتیان ایران تیرگان را جشن «تیر و تیشتر» می‌دانند (بویس، «تاریخ...1»، I/75، «جشنها...2»، 803). ایرانیان باستان برای هر روز از هر ماه نامی نهاده بودند و اسامی 12 ماه سال نیز جزو این نامها بود. هرگاه نام روز و نام ماه برابر می‌افتاد، آن روز را فرخنده می‌دانستند و جشن می‌گرفتند؛ از این‌رو، در روز تیر، یعنی سیزدهم ماه تیر جشن تیرگان را برگذار می‌کردند ...

تیر / حسین شیخ | ۹:۳۰,۱۳۹۸/۴/۵|

تیر، نام چهارمین ماه و سیزدهمین روز ماه در برخی از تقویمهای ایرانی. بویس تیر را از تیری به معنای «تیزرو» دانسته است ( تاریخ...، هخامنشیان، 50). در سنت زردشتی تیر همان تیشتر است ( بندهش، 49، 116؛ گزیده‌ها...، 9)، از این‌رو برخی این دو را یکی می‌پندارند، اما این همسانی صحیح به نظر نمی‌رسد: نخست اینکه بنا به توصیفی که از تیشتر در اوستا به‌ویژه تیشتریشت (یشت هشتم) آمده است، او ستاره‌ای سپیدِ درخشنده و دور پیدا و سرور همۀ ستاره‌ها و بزرگ‌ترین ستارۀ شرق آسمان است (نک‍ : یشتها، 1/336-371؛ بهار، 61-64؛ عفیفی، 473-476).

دعوت / عبدالحمید مرادی | ۸:۷,۱۳۹۸/۳/۲۵|

دعوت در لغت به معنی فراخوانی، راه‌نمودن و تبلیغ، و در اصطلاح دینی به‌طور عام به‌معنی راهنمایی‌کردن به‌سوی حق است. امـا در مفهوم دینی ـ سیـاسی (فرهنگ اسلام) به دو معنی به کار می‌رود: یکی فراخواندن کسی برای پذیرش یا گروش به جنبش یا قیام فرد یا خاندانی مدعی حق امامت، و دیگری، کل سلسله‌مراتبی که در یک سازمان خاص دینی برای نیل به چنین هدفی پدید می‌آید. دعوت به‌معنای نخستین در دوره‌های مختلف تاریخی توسط گروههای مختلف شیعی رواج داشت و در طـی آن بـه امـامت فـرد خاصی ــ بیشتـر از خـاندان پیامبر (ص) ــ دعـوت می‌کردند.

دعوت / احمد پاکتچی | ۸:۵۹,۱۳۹۸/۳/۱۸|

دَعْوَت، واژه‌ای قرآنی ناظر به عملکرد پیامبران که درتاریخ فرهنگ اسلامی به‌عنوان مفهومی مهم شکل یافته، و برای طیفی‌گسترده از معانی، از فراخواندن به یک باور دینی چون اسلام یا فرقه‌ای از فرق اسلامی، تا خواندن به تبعیت سیاسی کاربرد داشته است. ریشۀ این واژه در پیش‌آفروآسیایی1 به‌صورت *diʕ-/*duʕ- به‌معنای سخن‌گفتن و فراخواندن بازسازی، و از این ریشه، واژۀ سامی *duʕ- به‌معنای فراخواندن ساخته شده است (اورل، 160). این ریشۀ آفروآسیایی به‌نوبۀ خود با ریشۀ *daʕ-/*diʕ- به‌معنای نگریستن و دانستن (نک‍ : همو، 143) پیوستگی دارد.

احیا / محسن احمدی | ۱۳:۴۹,۱۳۹۸/۲/۳۱|

اِحْیا، مراسم ویژۀ هر یک از شبهای 19، 21 و 23 ماه رمضان. در باور شیعیان احتمال داده شده که یکی از این 3 شب، «شب قدر» است. این واژه به صورت «اِحیاء»، واژه‌ای عربی است و در فارسی «احیا» می‌نویسند؛ معانی آن: زنده کردن، شب زنده‌داری، شب را به نیایش خداوند گذرانیدن، زندگی نوین، آماده‌کردن زمین، کشاورزی بر روی زمینهای موات و بازگردانیدن آنچه که از دست رفته و تضییع شده است (معین؛ لغت‌نامه ... ). واژۀ احیا به معنی اخص آن، زنده داشتن و بیدارماندن برای عبادت در شب (ابن‌منظور، ذیل حیا) به‌ویژه شبهای قدر است.

روزه / حسن اکبری بیرق | ۱۳:۱۲,۱۳۹۸/۲/۲۱|

روزه، خودداری موقت از خوردن و آشامیدن و برخی کارهای دیگر، به نشانۀ زهد و ریاضت، یا پیروی از دستورات دینی. روزه از اعمال عبادی و اخلاقی بسیار مشهور و معمول است و در تاریخ ادیان الٰهی، آیینهای شبه‌دینی و مکاتب صوفیانه، پیشینۀ کهنی دارد (نک‍ : زرین‌کوب، ارزش ... ، 17). روزه‌داری نزد مانویان (بویس، II/12؛ مزداپور، 54)، یهودیان و مسیحیان (سفر تثنیه، 9: 9؛ هاکس، 427- 428؛ موسوی، 31-33)، نوعی عبادت، و در نحله‌های عرفانی، روشی برای ریاضت و تزکیۀ نفس تلقی می‌شده است. در ایران پیش از اسلام، برپایۀ تعالیم مزدیسنا ــ که به شدت با ریاضت‌کشی و التزام گرسنگی مخالف بود ...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما