بهشت
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 17 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/229169/بهشت
شنبه 9 فروردین 1404
چاپ شده
13
نماد بهشت و باغ بهشتی در قالبهای رایج هنر بومی سرزمینهای گوناگون، در آثار، اشیاء و بناهای دورههای مختلف اسلامی دیده میشود. باغسازی، و هنرهایی چون مینیاتور، كاشیكاری، سفالگری، فلزكاری، و نیز نقوش گیاهی و جانوری به خوبی استعداد بروز این نماد را در خود داشتهاند (نک : دیبا، 31-32؛ هیلنبراند، «فرهنگنامه...»، XVI /133؛ نیز برای نقوش اسلیمی، نک : پرایس، 30، 33، 111). طرح چهارباغ زمینی مهمترین نماد از باغهای بهشتی بهشمار میآید. جریان آب در 4 جهت، تمثیلی از 4 نهر بهشتی است كه آن را در باغهای اندكی كه از گذشته بر جای ماندهاند و یا در مینیاتورها میتوان مشاهده نمود. چهارباغ را با امكان استفاده برای عموم، میتوان مصداقی از بهشت با دروازههایی گشاده و بدون مانع برای ورود پرهیزگاران دانست (دیبا، 38؛ دلاواله، 41؛ ابوالقاسمی، 282 بب ). حیاط شیران كاخ الحمراء و جنة العریف در سدۀ 8ق (نک : پرایس، 111-112، 116)، نیز باغ احمد سیاه و باغ فلاسان از دورۀ سلجوقی نمونههایی از این دست بهشمار میآیند (ویلسن، 278). نمونههای باغ هشت بهشت تبریز (گلمبك، 179-178/I و چهارباغ اصفهان (گدار، II(1) /88-89؛ دلاواله، 41-42؛ اُلئاریوس، 216-217، 244-245) و آثاری از زمان قاجاریه چون باغ فردوس تهران، باغ ارم شیراز، باغ فین كاشان و باغ مقبرۀ شاه نعمتالله ولی در ماهان كرمان را نیز میتوان یاد كرد (ویلبر، 99-96، تصویرهای 116، 112؛ لرمن، 136، 135، 126؛ برای دیگر باغها در تهران و شیراز، نک : كرزن، 2 /127- 129؛ بروگش، 1 /162، 164-165). در سرزمین هند نیز از زمان بابر كه به احداث باغ علاقه داشت، طرح چهارباغ ضمن تلفیق با هنر بومی، رواج یافت (جلیكو، 115,109؛ برای باغهای سمرقند، نک : لرمن، 193-192؛ كلاویخو، 221، 235). همچنین اندیشۀ بهشت با 8 طبقه، سبب احداث باغهایی با همین شیوه در تمدن اسلامی شده است (لرمن، .(142استفاده از طرح 8 ضلعی برای برپایی برخی از مقابر و آرامگاهها كه گاه درون باغ قرار دارند، نیز خود اشاره به هشت بهشت است (هیلنبراند، «معماری...»، 278-279).بازتاب اندیشۀ باغهای بهشتی در مینیاتور معمولاً در كوشك، آلاچیق و تخت درون آن، حوض (با جویهایی منشعب از آن) و فوارهها (نک : لرمن، سراسر كتاب) جلوه میكند. در میان آثار مینیاتور، كهنترین معراج نامۀ مصور كه به احمد موسی (ه م) منسوب، و در كتابخانۀ توپكاپیسرای استانبول موجود است، حاوی نگارههایی با مفهوم بهشت است كه 3 مرقع از آن، به حضور پیامبر(ص) در بهشت اشاره دارد. رسیدن پیامبر(ص) و جبرئیل به آسمان هفتم و دروازۀ بهشت، نگریستن ایشان از داخل یكی از غرفههای بهشت به درخت بهشتی (طوبى)، و نیز نقش حوریان، از موضوعات قابل توجه در این نگارههاست (اتینگهاوزن، 255، تصویر 6، نیز 373,367 ، تصویر 4). باید افزود كه در مینیاتوری از «بهشت آدم» در نسخۀ مصور زبدۀ التواریخ از 991ق، موضوعاتی چون آدم، حوا و فرزندانشان، و درخت ممنوع آمده است (نک : «مینیاتورها...»). راهیابی نمادهای بهشت اسلامی در هنر قالیبافی، بهویژه در ایران، حتى سبب اشتهار گونهای از این هنر به «قالی باغی» شده است. در این آثار طرح باغ با حوض و جویهای منشعب از آن در میانۀ قالی، و گاه عمارتی به جای حوض، با نهرهایی پیرامون آن نمایش داده شده است. در بعضی از طرحها، زمینۀ قالی به مربعهایی تقسیم شده است كه در میان آنها، گیاهان و بوتههای گل به صورت «شیوه یافته» (تجریدی) به چشم میخورند (دیماند، 83، 79، 78؛ دیلی، 55-58). قالی «فایدر» از كرمان در سدۀ 11ق /17م (استون، 78)، قالی «واگنر» از همان سده در ایران (وردن، ج V، تصویر 4)، قالی دیگری بافت كرمان در همان سده (پاپادوپولو، تصویر و قالی باغی از شمال غرب ایران از سدۀ 12ق /18م («آثار...»، تصویر 312)، حاوی اینگونه طرحهاست. مرغ طوبى: یكی از جلوههای زیبای هنر اسلامی با موضوع بهشت در تصویر پرندهای با سر انسان دیده میشود. اگرچه نمیتوان در روایات به سادگی نشانهای از مرغ بهشتی یافت كه در شعر و ادب بدان پرداخته شده، اما برخی نمونههای مشابه از آن دردست است (برای نمونه، نک : دمیری، 2 /308). هنرمند مسلمان این تلفیق زیبای پرنده و حكمت (سر، جایگاه اندیشه و تعقل) را از سدههای میانی در هنر خود عرضه كرده است؛ پرندهای با سر انسان كه در گذشته نقاشان آن را «مرغ طوبى» نام نهادهاند (تحقیقات میدانی)؛ و این همان مرغی است كه بر روی شاخۀ درخت بهشتی مینشیند (نک : ذكاء، 85). در این طرحها، اطراف پرنده را نقوش اسلیمی و یا بوتههای گل پوشاندهاند و حتى در نمونهای، روی بدن این پرنده نقوش اسلیمی دیده میشود. براساس آثار به دست آمده، كهنترین نقش مرغ طوبى، بر روی كاسۀ سفالین لعابدار، احتمالاً از منطقۀ ری در سدۀ 5 ق است (نک : پوپ، «بررسی...»، IX /631). طرح كاسۀ سفالین لعابدار به دست آمده از مصر در سدۀ 5 ق، با تفاوتی آشكار نسبت به دیگر طرحها، قابل توجه است. در این اثر دو مرغ طوبى با كلاهی بر سر، در دو سوی درختی كاملاً شیوه یافته، با دمی بلند، پشت به هم نشان داده شدهاند («اسلام...»، 155). نقش زیبایی از این مرغ در ظروفی سفالی از سدۀ 6ق /12م متعلق به كاشان و نیز در نقاطی از سوریه موجود است (نک : «كاسه»؛ «بشقاب چینی...») و از همین سده است «قالب سنگی» جلد كتاب با طرح مرغ با دمی بلند و تاجی بر سر (اتینگهاوزن، 977، تصویر 127)؛ همچنین است جام نقره از سوریه با تاریخ 576ق /1180م با دو مرغ طوبى (فهروری، «فلزكاری...»، تصویر 42)؛ و ظرفی از جنس بدل چینی لعابدار، در موزۀ ملی ایران كه روی بدن پرنده نقش اسلیمی دیده میشود (گدار، ج 3، تصویر 127)؛ نیز ظروفی از سدههای 6 و 7ق نمونههایی دیگر از این دستاند (لین، 321، تصویر 60؛ فهروری، همان، تصویر 75). در طرحی دیگر كه بر روی بشقابی از دورۀ ــ «ظروف كوباچه» از تبریز ــ منقوش است، بهویژه پوشش سر پرنده جلب نظر میكند (همو، «سفال...»، 270، تصویر 148).دو نقش دیگر از دورۀ قاجار از مرغ طوبى موجود است، یكی از اصفهان در جرزی گچی، درون گل و بته (ذكاء، همانجا)، و نیز تصویری از این پرنده كه تصویرگری از دورۀ قاجار برای كتاب عجایب المخلوقات (سدۀ 7ق)، بدون نام بردن از پرنده نقش كرده است (قزوینی، 62). درخت زندگی: در بسیاری از تصاویر مربوط به بهشت، درختی دیده میشود كه مفهوم زندگی و نیز جاودانگی و سرسبزی بهشتی را القا میكند. نقش این درخت بر گریو گنبد قبۀ الصخره از سابقۀ طولانی، و وجود آن در دورۀ امویان نشان دارد (كرسول، ج I(1)، تصویر 37). این نقش كه بهویژه در آثار دورۀ تیموری به چشم میخورد، درختی سر برآورده از یك گلدان است كه نمونههای آن در «مدرسۀ الغ بیگ سمرقند» و «درب امام» اصفهان وجود دارد (گلمبك، تصویر 376). این نقش را در میان قرینهای از مرغ طوبى نیز میتوان مشاهده نمود («اسلام»، همانجا). بر روی كاشیهایی از سدۀ 7ق، نقش درخت شیوه یافته كه تمام سطح كاشی را پوشانده است؛ نیز در طرح كاشی دیگری، دو پرنده به صورت قرینه در دو سوی آن قرار دارند (پرتر، 35). از دیگر نمونهها میتوان به طرح درخت برآمده از یك گلدان در قسمتی از كاشیكاری مسجد شاه اصفهان (پوپ، «معماری...»، 88-90) و در چینیخانۀ مقبرۀ شیخ صفیالدین در اردبیل اشاره كرد (تحقیقات میدانی). در نهایت نقش موجود بر روی یك جعبۀ جواهرات ــ احتمالاً از قرطبه در سدههای 5 و 6ق ــ را میتوان یاد كرد (اتینگهاوزن و گرابار، تصویر 129؛ نیز نک : بلر، تصویر 219).حورالعین: در تصاویر حورالعین غالباً با ظرفی دردست نشان داده میشود؛برخیاز نمونههای آنعبارتاند از ظرفی مربوط بهماوراءالنهر از سدۀ 9ق /15م (پوپ، «بررسی»، XII /1449؛ تصویر A)؛ مینیاتور «باغ پریان» در اوایل سدۀ 12ق /18م، در موزۀ متروپولیتن (ویلبر، تصویر 16)؛ و حوریهای بهشتی در نگارۀ معراج نامه (اتینگهاوزن، 253، تصویر 4). همچنین در دورۀ صفوی، در قالی نیز تصویر حورالعین دیده میشود (همو، 476؛ استون، 172؛ برای تصاویری دیگر، نک : پوپ، همانجا، تصویرهای B, D).
نقش طاووس نماد تجدید زندگی (نک : نادعلیان) بهعنوان موجودی بهشتی، در آثار هنری اسلامی همچون مینیاتورها، كاشیها و ظروف فلزی دیده میشود. دو طاووس قرینه (روبهروی هم)، بر روی جعبۀ جواهراتی از عاج، از غرب سرزمینهای اسلامی، در 353ق /964م (برند، 58، تصویر 33) نمونهای از این دست است. بجز نقش طاووس بر روی ظروفی سفالی از سدههای 4 تا 6ق و نیز 11ق (نک : ویلسن، 17، تصویر 9-8؛ پاپادوپولو، 206، تصویر 103)، مجسمهای فولادی از آن هم مربوط به سدۀ 13ق /19م در ایران (وارد، تصویر 96) یافت شده است (نیز نک : فالك، تصویر 99). همچنین روی كاشی مقبرۀ خواجه ربیع در شهر مشهد، نقش طاووس زیبایی دیده میشود (حسینی، 71). گفتنی است در نسخۀ فالنامه ایمصور از دورۀ صفوی (شاه طهماسب)، حضرت آدم(ع) سوار بر طاووسی تصویر شده است (نک : »آدم...»).
این درخت با پیشینهای طولانی در اندیشۀ ایرانی، در آثار اسلامی نشانۀ زندگی ابدی و نمادی از بهشت است (برای نمونه، نک : هیلنبراند، «معماری»، 278-279) كه نمونههایی قدیم از آن بر روی كاسهای از كاشان در 583ق و نیز كاشی ستارهای، به اوایل سدۀ 7ق از سوریه مربوط میشود (نک : پرتر، 44، تصویر 33؛ برند، 90)، نمونههای متأخر نقش سرو را میتوان بر روی ظرفی سفالی از تركیه در سدۀ 10ق (ویلسن، تصویر 92)، حكاكی بر روی رحلی چوبی از ایران (760ق / 1359م) با نقوش زیبای اسلیمی پیرامون آن (بلر، تصویر 28)، و نیز بر روی قالی سدۀ 18م (پاپادوپولو، 438، تصویر 478) میتوان مشاهده نمود (برای نمونهای در پرچینكاری تاج محل، نک : رضوی، 301).نام و كلمۀ بهشت با برخی تركیبها، غالباً به عنوان تیمن، بر روی ابنیه و اشیاء مختلف نقش شده است كه بسیاری از مقابر و آرامگاههای بزرگان و پادشاهان همچون آثاری از دورۀ تیموری مانند ساقۀ گنبد مرقد ابونصر در بلخ، سردر ورودی مدرسۀ الغبیگ در سمرقند (گلمبك،I /209-210 )، و نیز در مقبرۀ برجی رادكان (407-411ق)، رباط ملك (471ق) و مقبرۀ برجی مهماندوست (490ق) این واژگان دیده میشود (بلر، 85, 153, 174). به این فهرست میتوان پیشانی شبستان مسجدجامع دهلی (1060ق)، طاقنماهای درگاه قطب صاحب (مقبره، 1130ق)، سردر خارجی و نیز ضلع شرقی و شمالی مقبرۀ اكبر (1022ق) در سكندره، بالای در ورودی مسجد امامبارۀ آصفالدوله در لكهنو (1212ق) و تاج محل در آگره را افزود (حكمت، 23- 25، 35، 37، 54 - 55، 123، 125؛ برند، 204-205).به كارگیری كلمۀ بهشت بر روی كاشیها و ظروف سفالی نیز مرسوم بوده است. كاشیهای آستان مطهر امام رضا(ع) در 612ق و ظروف سفالی مكشوف از نیشابور در سدههای 3 و 4ق با كلمات و جملاتی تكرار شونده بر روی آنها از این دست است (مثلاً نک : قوچانی، كتیبهها...، 26، 74، 132، 296، تصویرهای 3، 27، 56، 138، اشعار...، 18-19). كاشیهای به كار رفته در مساجد و بناهای اسلامی نیز، محلی مناسب برای نمایش بهشت بوده است. در اینباره حتى برخی از محققان بر این عقیدهاند كه كاخها، رودها و گلهای منقوش بر روی كاشیهای مسجد اموی دمشق، تعبیری از بهشتاند (بوركهارت، 32، 36؛ اتینگهاوزن و گرابار، 44).نقوش استفاده شده بر روی كاشی به دست آمده از اصفهان در نیمۀ دوم سدۀ 11ق /17م، نمایانگر باغی است با انواع درختها، گلها و پرندگان با رنگهایی زیبا (پوپ، «بررسی»، VIII /549). همچنین است كاشی هفت رنگی متعلق به قصری خصوصی در اصفهان كه نقش زیبایی از پرندهها و گلهای رنگارنگ فضای بهشت را تداعی میكند (همو، «معماری»، 162، تصویر 213).
ابوالقاسمی، لطیف، «هنجار باغ ایرانی در آیینۀ تاریخ»، مجموعۀ مقالات كنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، 1374ش؛ اُلئاریوس، آدام، سفرنامه، ترجمۀ احمد بهپور، تهران، 1363ش؛ بروگش، هاینریش، سفری به دربار سلطان صاحبقران، ترجمۀ محمد حسین كردبچه، تهران، 1367ش؛ بوركهارت، تیتوس، هنر اسلامی، زبان و بیان، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، 1365ش؛ پرایس، كریستین، تاریخ هنر اسلامی، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، 1347ش؛ حسینی، محسن، خواجه ربیع، مشهد، 1381ش؛ حكمت، علیاصغر، نقش پارسی بر احجار هند، تهران، 1337ش؛ دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمۀ شعاعالدین شفا، تهران، 1348ش؛ دمیری، زكریا، حیاة الحیوان الكبری، قم، 1364ش؛ دیبا، داراب و مجتبى انصاری، «باغ ایرانی»، مجموعۀ مقالات كنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، 1374ش، ج 2؛ ذكاء، یحیى و محمدحسن سمسار، آثار هنری ایران در مجموعۀ نخستوزیری، تهران، 1357ش؛ قزوینی، زكریا، عجایب المخلوقات، تهران، 1340ش؛ قوچانی، عبدالله، اشعار فارسی كاشیهای تخت سلیمان، تهران، 1371ش؛ همو، كتیبههای سفال نیشابور، تهران، 1364ش؛ كرزن، ج. ن.، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، 1350ش؛ كلاویخو، ر.، سفرنامه، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، 1337ش؛ گدار، آندره، آثار ایران، ترجمۀ ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد، 1367ش؛ تحقیقات میدانی مؤلف؛ نیز:
«Adam and Eve From a Copy of the Falnama... », web4.si.edu /asia / collections /singleObject.cfm?Objectid=22224; Blair, Sh. and J. Bloom, The Art and Architecture of Islam 1250-1800, London, 1994; «Bowl», web4.si.edu / asia /collections / singleObject.cfm? Objectid= 25236; Brend, B., Islamic Art, London, 1991; Creswell, K. A. C., Early Muslim Architecture, New York, 1979; Dilley, A. U., Oriental Rugs and Carpets, New York, 1959; Dimand, M. S., Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art, New York, 1973; Ettinghausen, R., Islamic Art and Archaelogy Collected Papers, Berlin, 1984; id and O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: 650-1250, Harmondsworth, 1987; Falk, T., «Rothschild Collection...», Persian and Mughal Art, London, 1976; Feh E rv D ri, G., Islamic Metalwork of the Eighth to the Fifteenth Century in the Keir Collection, London, 1976; id, «Safavide Pottery», Persian and Mughal Art, London, 1976; Godard, A., Āthār-é Irān, Haarlem, 1937; Golombek, L. and D. Wilber, The Timurid Architecture of Iran and Turan, Princton, 1988; Hillenbrand, R., Islamic Architecture, Edinburgh, 1994; id et al., The Dictionary of Art, London, 1998, vol. XVI; Islam, Art and Architecture, eds. M. Hattstein and P. Delius, K N nemann, 2000; Islamic Works of Art, Carpets and Textiles, London, 1986; Jellicoe, S., X Mughal Garden n , The Islamic Garden, Washington, 1976; Lane, A., Islamic Pottery, London, 1956; Lehrman, J., Earthly Paradise, London, 1960; «The Miniatures of the Zubdat al-Tawarikh», www.mfa.gov.tr /grupc /cj /cja /Zubdat.htm; Nadalian, A., «Peacock, the Bird of Celestical Garden (Paradise)», www.maranao.com / opinion /peacock.htm; Papadopoulo, A., L'Islam et l'art musulman, Paris, 1976; Pope, A. U., Persian Architecture, London, 1965; id, A Survey of Persian Art, London /Tokyo, 1967; Porter, V., Islamic Tiles, London, 1995; Rizvi, A. A., «Muslim India», The World of Islam, London, 1994; Stone, P. F., The Oriental Rug Lexicon, London, 1997; «Stone-paste Laqabi Dish, Decorated with a Harpy», www. thebritishmuseum.ac.uk /compass /ixbin /hixclient. exe; Ward, R., Islamic Metalwork, London, 1993; Wearden, F., The Dictionary of Art, London, 1998; Wilber, D. N., Persian Gardens and Garden Pavilions, Tokyo, 1962; Wilson, E., Islamic Designs, London, 1988.
مهبانو علیزاده
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید