بهشت
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 17 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/229169/بهشت
شنبه 9 فروردین 1404
چاپ شده
13
فارغ از نقش بهشت به عنوان جایگاهی آرمانی كه انسانهای نیك فرجام پس از محكمۀ قیامت بدان راه خواهند یافت، بهشت در حیات این جهانی انسان نیز ایفا كنندۀ نقشی پراهمیت است. این امر عموماً از سوی ادیان پذیرفته است كه درك مستقیم بهشت و نعمتهای آن، امری است كه دستكم برای عموم مردم هرگز در زندگی این جهانی روی نخواهد داد و آنچه در آموزههای ادیان مورد توجه قرار گرفته، ارائۀ تصویری به غایت رغبتانگیز از بهشت است تا در زندگی دینی انسان در این جهان كارآمد باشد. اگر هدف پدید آمدن انگیزشی در زندگی دنیا برای انسانها نبوده باشد، اموری چون قیامت و درآمدن به بهشت یا جهنم اموری هستند همچون بسیاری از امور پنهان عالم ماوراء كه ضرورتی به آگاهی انسان از آنها نبوده است. مطرح شدن بهشت دنیا پلی میان زندگی دنیا و بهشت آخرت برای محسوستر گشتن بهشت برین است. افزون بر آن پیوند یافتن بهشت برین و دنیا با حضور عناصری از بهشت در زندگی دنیوی و عناصری از دنیا در زندگی اخروی، فراهم آورندۀ زمینۀ مساعدی برای رابطۀ احساسی انسان به بهشت برین بوده است.
در زوایای گوناگون از آموزههای اسلامی، گاه زندگی این جهانی انسان پیوندهایی با بهشت یافته كه پرسشهایی دربارۀ فاصلۀ میان دنیا و آخرت را پدید آورده است؛ هم از این روست كه سخن از بهشتهایی به میان آمده كه تنها دارای مشابهتهایی با بهشت اخروی است. نخستین نمونه از این دست، بهشت آدم است كه از نقطهنظر دین شناختی، نمونهای از «بهشت پیش از مرگ» است. در قرآن كریم در مواضع مختلفی از فرمان هبوط به آدم یاد شده است، ولی در هیچ یك به صراحت در اینكه بهشت آدم چه نسبتی با بهشت اخروی داشته، یا در آسمان یا زمین بوده، سخن نیامده است. در روایات، عیاشی (2 /11) در حدیثی از امام صادق(ع) آورده است كه آن در آسمان بوده است، درحالیكه قمی (1 /43) و ابن بابویه (علل...، 2 /6) از وی روایت كردهاند كه بهشت آدم باغی از باغهای دنیا بوده است، با این توضیح كه اگر بهشت موعود میبود، هرگز از آن بیرون نمیآمدند (نیز نک : كلینی، 3 /247). از صحابه اُبیّ بن كعب و ابن عباس، و از مفسران پسین وهب ابن منبه، سفیان بن عیینه، ابوالعالیه و ابوحنیفه، و از متكلمان و مفسران ابوالقاسم بلخی، ابومسلم اصفهانی و ابن قتیبه بر این باورند كه بهشت آدم در زمین بوده است. اینان باور دارند كه در زبان عربی انتقال یافتن از مكانی به مكان دیگر را هبوط میگویند و این كلمه در یادكردهای قرآنی از هبوط آدم، بدین معنا به كار رفته است. گاه حتى جایگاه آن بهشت در جایهایی چون فلسطین، یا سرزمینی میان فارس و كرمان مشخص شده است (نک : شیخ طوسی، التبیان، 1 /155؛ ابن كثیر، 1 /15؛ سیوطی، الدر...، 1 /51). فارغ از بهشت آدم، در منابع روایی گاه از بهشتی به عنوان «بهشت دنیا» یاد شده است. زمینۀ سخن از چنین بهشتی، باورهای رایج دربارۀ سرچشمه گرفتن برخی از رودهای جهان از بهشت، یا زیست ارواح مؤمنان در بهشت پیش از برپایی قیامت بوده است. در مورد نخست، به عنوان نمونه باید از حدیثی به نقل از امام باقر(ع) اشاره كرد كه در آن، ضمن تأیید باور عمومی دربارۀ سرچشمه گرفتن فرات از بهشت، این بهشت، بهشت دنیا دانسته شده كه خداوند آن را در غرب جهان آفریده، و زیستگاه ارواح مؤمنان نیز در همانجاست (نک : كلینی، 3 /246-247). در دو سدۀ نخست هجری، این اندیشه رواج داشته است كه ارواح مؤمنان پس از مرگ در بهشتی خواهند زیست تا به هنگام رستاخیز با جسم خویش همراه گشته، راهی بهشت شوند. در این باره حكایتهایی نیز به نقل از پیامبر(ص) و صحابه نقل میشده است (مثلاً نک : احمدبن حنبل، 3 /455؛ بخاری، التاریخ...، 5 /305؛ بیهقی، الاعتقاد...، 221؛ مقدسی، 2 /105). در برخی از منابع امامی، ضمن آنكه زیست ارواح مؤمنان در بهشت تأیید شده، این جایگاه نه بهشت برین، كه بهشتی در دنیا دانسته شده است (نک : برقی، 178؛ اهوازی، 89؛ شیخ طوسی، الامالی، 2 /33). همچنین از امام علی(ع) نقل شده كه «میان ما و بهشت یا جهنم جز مرگ چیزی نیست» (راوندی، الدعوات، 236) كه به همین بهشت بازگردانده شده است (نیز برای توضیح، نک : قمی، 1 /20). در برخی از منابع روایی، محل بهشت دنیا كه زیستگاه ارواح مؤمنان است، در وادی السلام دانسته شده است (نک : جزایری، 258؛ قس: كلینی، 3 /133؛ ابن عساكر، 1 /313؛ مشهدی، 16؛ برای زیست ارواح انبیا، شهدا و فرزندان خدیجه در بهشت، نک : ابنحزم، 3 /76؛ حكیم ترمذی، المنهیات، 79). با این همه، در منابع روایی از بازدید بهشت توسط برخی از پیامبران، به خصوص ادریس(ع) و پیامبر اسلام(ص) سخن رفته كه به حسب ظاهر، مقصود در آنها بهشت آخرت بوده است (برای ادریس، نک : طبرانی، المعجم الاوسط، 7 /201؛ راوندی، قصص...، 82؛ زمخشری، 3 /24). دست كم دربارۀ بازدید پیامبر اسلام(ص) كه در جریان معراج رخ داده، حضور در بهشت به اقامت دائم در آن نینجامیده، و آن حضرت از لمس امور بهشتی بازداشته شده است (احمدبن حنبل، 3 /352؛ حاكم، 4 /503، 647؛ ضیاء مقدسی، 3 /395- 396؛ نیز نک : ه د، معراج).
با آنكه در قرآن كریم، به صراحت سخنی از محل جای گرفتن بهشت به میان نیامده، این اندیشه تقریباً همواره در میان مسلمانان شهرت داشته است كه بهشت در آسمان جای دارد. این امر به گونهای صریح در شماری از روایات بازتاب یافته، و گاه حتى دوزخ در برابر بهشت، در زمین دانسته شده است (مثلاً نک : طبری، 26 /206؛ حاكم، 4 /568؛ ابن بابویه، الخصال، 2 /597؛ برای تفصیل، نک : ابنرجب، 45). در سدههای متأخر، باور به اینكه بهشت در آسمان جای دارد، حتى به برخی از عقیده نامههای اهل سنت راه یافته است (برای چند مورد، نک : صدیق حسن خان، یقظة، 45- 48). به هر روی، قرار گرفتن جایگاه آرمانی انسانها در آسمان و دستنیافتنی بودن آسمان، خود زمینهساز احساس دور از دسترس بودن بهشت برای انسان بوده كه فائق آمدن بر آن در انگیزش انسانها نسبت به دستیابی به بهشت امری ضروری بوده است. از جمله راههای مؤثر در پدید آوردن احساس انس و قرابت انسان به بهشت، میتوان از معرفی عناصر و اموری با منشأ بهشتی در روی زمین یاد كرد كه برای انسانها قابل لمس بوده است. به هر روی، ویژگی آرمانی بهشت در فرهنگ اسلامی، این زمینه را فراهم آورده است تا عناصری یافت شونده در زمین، از آنجا كه منشأ بركتاند، به خاستگاهی بهشتی بازگردانده شوند. برجستهترین نمونۀ این عناصر رودها، به خصوص 4 رود سیحان، جیحان، فرات و چهارم نیل یا دجله است كه سرچشمه گرفتن آنها از بهشت، در عهد عتیق (پیدایش، 10: 2-14) نیز پیشینه داشته است (نک : احمدبن حنبل، 2 /289، جم ؛ ابن بابویه، همان، 1 /250، 2 /625؛ ابن حزم، 1 /96؛ ابن عدیم، 1 /387؛ قس: 8 رود بهشتی، كلینی، 1 /409). از آبهای جوشان نیز آب «چاه غرس»، در منطقۀ قبای مدینه در روایات متعدد از زبان پیامبر(ص)، چشمهای از چشمههای بهشت به شمار آمده است (نک : ابن سعد، 1 /503). بادهای بركتزا، دیگر پدیدۀ زمینی است كه دارای منشأ بهشتی دانسته شده است؛ در اینباره به خصوص از خاستگاه بهشتی باد جنوب، در احادیث نبوی سخن رفته است (نک : بحشل، 152؛ بیهقی، السنن...، 3 /364؛ ابوالشیخ، العظمة، 4 /1305؛ قس: كلینی، 8 /91) و در برخی از روایات به باد صبا نیز اشاره شده است (نک : مقدسی، 2 /30). از چارپایان، به ویژه گوسفند است كه از جنبندگان بهشتی شمرده شده است (نک : مالك، 2 /933-934؛ شافعی، 1 /113؛ احمدبن حنبل، 2 /436؛ برقی، 641-642). مائده یا خوراك بهشتی كه گاه برای برخی بندگان خاص فرستاده شده، موجب پدیدار شدن قدرتی شگرف یا حالتی روحانی در آنان بوده است (مثلاً نک : همو، 404؛ صفار، 293؛ كلینی، 6 /320). افزون بر بركت، گاه بهشتی بودن خاستگاه ناظر به خیر در برابر شر است؛ از نمونههای این معنا، در داستان همسرگزینی فرزندان آدم(ع) دیده میشود كه نیكی مردمان حاصل آمیزش فرزندان آدم با حوریان بهشتی، و بدی مردمان حاصل آمیزش آنان با زنانی از جن دانسته شده است (نک : عیاشی، 1 /215؛ ابنبابویه، علل، 1 /20، 103). برخی دیگر از روایات حكایت از آن دارند كه طینت مؤمنان از خاكی برگرفته از بهشت است (صفار، 16؛ كلینی، 2 /2، 44). نجاتبخشی از دیگر ویژگیهای عناصر بهشتی در زمین است كه نمونههای آن در لباسی كه از بهشت برای ابراهیم فرستاده شد تا او را از سوزانندگی آتش برهاند (صفار، 189)،دیده میشود. قداست به گونهای فراتر از مقدسات یافت شدنی در زمین، دیگر معنایی است كه در خاستگاه بهشتی عناصر قابل پیجویی است؛ ازجمله باید به روایاتی اشاره كرد كه از منشأ بهشتی حجرالاسود و سنگ مقام (فاكهی، 1 /84، 443؛ ازرقی، 1 /322) سخن آوردهاند. كوهها كه از منظر دینشناسان به عنوان یكی از جلوههای بهشت در ادیان دیگر شناختهاند (نک : ER, XI /188)، در فرهنگ اسلامی نیز نمونهای دیگر از عناصر بهشتی حاضر در زمین بهشمار میروند. برپایۀ حدیثی نبوی، 3 كوه اُحُد، طور سینا و «كوه لبنان» به همراه كوه چهارمی كه گاه ورقان نامیده شده است، 4 كوه از كوههای بهشتی خوانده شدهاند (نک : ابن شبه، 1 /81، 85؛ طبرانی، المعجم الكبیر، 17 /18؛ ابن عساكر، 2 /346). چنین مینماید كه 3 كوه یاد شده، به نبوت 3 پیامبر بزرگ رسول اكرم(ص)، موسی و عیسی(ع) اشاره دارد. در احادیث دیگری كوههای جودی، محل آرام گرفن كشتی نوح پس از طوفان (قرطبی، الجامع...، 9 /43) نیز از كوههای بهشتی شمرده شده است (برای كوههای دیگر، نک : ابن شبه، 1 /80؛ ابن سعد، 1 /333؛ طبرانی، همان، 17 /16). مسئلۀ شهرهای بهشتی نیز در منابع روایی با ذكر 3 شهر مقدس مكه و مدینه و بیتالمقدس دیده میشود (بسنده به همین 3، نک : «مسائل...»، 254) كه عموماً نام شهر چهارمی با آن همراه گشته، و به اختلاف دمشق، صنعا، یا مِصیصه ضبط شده است (دمشق: ابن عدیم، 1 /97؛ ابنعدی، 7 /73؛ ابنعساكر، 1 /219-220؛ صنعا: طبرانی، مسند...، 2 /106؛ دیلمی، 1 /375؛ مصیصه: فتال، 409؛ نیز نک : مجلسی، 57 / 254). اوج ارتباط یك مكان مقدس با بهشت در تعبیر «روضة من ریاض الجنة» (گلزاری از گلزارهای بهشت) دیده میشود كه نخست در حدیثی نبوی به حدفاصل میان منبر پیامبر(ص) تا خانۀ آن حضرت در مسجد مدینه اطلاق شده است (نک : بخاری، الصحیح، 2 /57، جم ؛ مسلم، 2 /1010؛ كلینی، 4 /553-556). در روایات شیعه، افزون بر روضة نبوی، این تعبیر دربارۀ مسجد كوفه (برقی، 56؛ كلینی، 3 /491، 493؛ ابن قولویه،72؛ ثقفی، 2 /415-416)، حریم مرقد حضرت علی(ع) (ابوالفرج، 86؛ ابنطاووس، 138)، حریم مرقد امام حسین(ع) (ابن قولویه، 225، 456؛ ابن بابویه، من لایحضر...، 2 /579) به كار رفته است. در دعاها برای مؤمنان درگذشته، درخواست آن است كه آرامگاه او چنین باغی گردد ( فقهالرضا (ع)،170؛ ابن بابویه، همان، 1 /171) و گاه در باورنامهها بر تحقق چنین امری برای متوفای مؤمن تأكید شده است (مثلاً نک : طحاوی، 33). در حیطۀ روابط انسانی، نسبتی میان مادر و بهشت برقرار شده، و در حدیث نبوی چنین آمده كه «بهشت زیر پای مادران است» (ابوالشیخ، طبقات...، 3 /569؛ قاضی قضاعی، 102؛ ابنعدی، 6 /348). افزون بر این عبارت كه به سان ضربالمثلی در میان مسلمانان معمول گشته (مثلاً نک : دهخدا، 1 /480)، این آموزه به تعابیر دیگری نیز در حدیث نبوی وارد شده است (مثلاً نک : احمدبن حنبل، 5 /198، 6 /445؛ حاكم، 2 /197، 4 /152). افزون بر آنچه یاد شد، برخی از خویها و كردارهای انسانی نیز دارای منشأ بهشتی شمرده شدهاند. در اینباره نخست باید به خوی بخشندگی اشاره كرد كه در حدیثی نبوی منقول در منابع متنوع، «درختی در بهشت» دانسته شده است (حمیری، 117؛ كلینی، 4 /41؛ ابونعیم، 7 /92؛ بیهقی، شعب...، 7 /435؛ خطیب، 3 /306؛ دیلمی، 2 /341). از اذكار به خصوص در حدیث نبوی، از «لاحول و لاقوة الاّ بالله» به عنوان گنجی از گنجهای بهشت یاد شده (بخاری، الصحیح، 5 /75، 7 /169؛ مسلم، 4 /2077)، و در حدیثی مبسوطتر، از 4 رفتار، یعنی صدقۀ دور از انظار، پوشانیدن مصیبت، و صلۀ رحم در كنار این ذكر، به عنوان 4 گنج بهشتی یاد شده است (خطیب، 3 /186). خاستگاه بهشتی خوی و حالات نیك در فرهنگ عمومی نیز بازتاب داشته، و نمونۀ آن این ضربالمثل فارسی است كه «سبك باری از بهشت آمده است» (دهخدا، 2 /941).
دیگر ارتباط دنیا با بهشت برین در آموزههای دینی، یافتن نشان از عناصری زمینی در بهشت است. مهمترین موجود زمینی كه میتوان نشان آن را در بهشت جستوجو كرد، همان انسان رستگار است كه پس از آزمایش در دنیا و گذار از قیامت، راه به بهشت جسته است. درواقع راه یافتن انسان به بهشت كه زمینۀ اصلی بحث از بهشت در ادیان است، در آموزههای ادیان گوناگون و ازجمله دین اسلام، با انتقال بسیاری از ویژگیهای انسانی، از امیال و هنجارها و آرزوها به بهشت برین همراه شده است. با این حال، آنچه حضور عناصر زندگی دنیایی را در بهشت برای پیجویانی كه هنوز در زندگی دنیایی خود به سر میبرند، آشكارتر میسازد، انتقال برخی وابستگیهای این جهانی به بهشت برین است. مهمترین این وابستگیها، خویشاوندی است كه به خصوص در منابع روایی بسط یافته است. برخلاف اهمیتی كه خویشاوندی خونی در بسیاری از فرهنگهای انسانی از آن برخوردار است، در بسط مباحث مربوط به بهشت در منابع اسلامی، از آن كمتر سخن رفته است؛ گویی این سكوت نسبی از آن روست كه حفظ روابط خویشاوندی خونی در زندگی بهشتی، از جمله اموری است كه همواره مفروض گرفته شده، و اندیشیدن به آن، با دیگر اوصاف بهشت تعارض مشخصی نداشته است. آنچه در حوزۀ خویشاوندی بیشتر به آن توجه شده، رابطۀ همسری است. حوریان با وجود رغبتانگیزی بسیار، احساسی از نوع خویشاوندی را در انسانهای دنیایی پدید نمیآورند؛ در هزاران تصویری كه در زوایای گوناگون آموزههای دینی از حورالعین ارائه شده، حوریان عموماً دارای هویتی قابل ارتباط برای انسانها نبودهاند و به ندرت میتوان روایتی یافت كه در آن از حوریای خاص یاد شود كه نامی چون «لُعیه» بر خود داشته باشد (نک : نسفی، 193). در حاشیۀ این نكته، مطرح بودن موضوع حورالعین، یا همسران بهشتی در قرآن كریم و بسط آن در روایات اسلامی، همواره از صدر اسلام این پرسش را برای مسلمانان در پیش روی نهاده كه روابط همسری دنیایی در زندگی بهشتی چه سرنوشتی خواهد داشت. در عصر پیامبر(ص) این پرسش از سوی زنان مؤمن مطرح بود كه چه تناسبی میان زنان دنیایی راه یافته به بهشت و حوریان از حیث فضیلت وجود خواهد داشت و پاسخ اینگونه بود كه «زنان دنیا» به مراتب افضل از حوریاناند (مثلاً نک : طبرانی، المعجم الكبیر، 23 /368؛ نیز نک : ابن بابویه، من لایحضر، 3 /468؛ ابن عساكر، 34 /282). دربارۀ حفظ رابطۀ همسری، برخی روایات حكایت از آن دارند كه مردان راه یافته به بهشت، هم از زنان دنیا و هم از حوریان یا «زنان آخرت» همسر خواهند داشت (دیلمی، 5 /543). حتى برخی از تابعان باور داشتند كه حورالعین همان زنان مؤمنۀ دنیایی هستند كه به صورتی نیكوتر خلق میشوند (قرطبی، الجامع، 17 /188). برپایۀ حدیثی نبوی، زنان دنیا زودتر از همسران خود به بهشت وارد خواهند شد و خود را پیش از ورود شوهرانشان ــ ظاهراً شوهران دنیایی خود ــ خواهند آراست (ابن ابیالدنیا، 2 /743). در برخی از روایات بر این نكته تصریح شده است كه زنانی كه در دنیا بیش از یك همسر داشتهاند، در انتخاب همسر خود در بهشت مختار خواهند بود (نک : طبرانی، همانجا). دربارۀ كودكان، در كنار این باور عمومی كه كودكان مؤمنان به سبب بیگناهی خود به بهشت راه خواهند یافت، برخی روایات ناظر به نمونههایی خاص نیز هست؛ از جمله حدیثی نبوی مربوط به ابراهیم، فرزند پیامبر(ص) چنین آمده است كه وی دورۀ شیرخواری خود را در بهشت به اتمام خواهد رسانید (نک : احمد بن حنبل، 3 /112؛ مسلم، 4 /1808؛ ابن بابویه، همان، 3 /491). دیگر وابستگی دنیوی انسان كه مایل به حفظ آن در زندگی بهشتی است، حفظ ارتباط با دوستان و همدمان و لذت بردن از دیدار و معاشرت با آنان است كه در متون روایی از آن سخن رفته است (ابن ابی شیبه، 6 /170؛ كلینی، 2 /54؛ ابن بابویه، معانی...، 46؛ طبرانی، همان، 3 /267). این نكته در ادبیات نیز مورد توجه بوده است و سعدی در غزلی اظهار میدارد كه اگر بدون دوستان در بهشت محشور گردد، همراهی با گناهكاران در دوزخ را ترجیح مینهد (غزل 451؛ برای بحثی دربارۀ دوام عشق در بهشت، نک : روزنتال، 247-254).
در زندگی دینی كه یك مسلمان، یاد بهشت به عنوان انگیزه برای پرهیز از منهیات و روی آوردن به دستورها امری قابل انتظار است، در قرآن كریم، از بهشت به عنوان چنین انگیزهای بارها یاد شده، و این اندیشه در جلوههای مختلف فرهنگ اسلامی بسط یافته است. در برخورد نخست، این باور به موعودی بهعنوان بهشت است كه میتواند در هر لحظهای از لحظات زندگی، فرد را به پیروی از دستورهای دین و رفتار به عنوان یك انسان نیك ترغیب نماید؛ اما در عمل برای وا داشتن انسانها به چنین رفتاری گامی فراتر بایسته است؛ لازم است شرایطی فراهم آید تا بهشت نقشی ملموستر در زندگی زمینی داشته باشد. این گام فراتر، مطرح شدن پاداشهای خاص بهشتی برای اعمال خاص است كه نمونههای آن را بارها میتوان در منابع روایی، از جمله كتب ثواب الاعمال بازیافت. به عنوان مثال به احادیثی با این مضمون اشاره شده است كه اگر كسی عمل خاصی را انجام دهد، كاخی برای او در بهشت ساخته خواهد شد (مثلاً نک : ترمذی، 3 /476؛ احمدبن حنبل، 3 /437)، درختی برای او در بهشت غرس خواهد شد (ابن حبان، 3 /109؛ ابن ابی شیبه، 6 /54، جم)، یا حوریانی در بهشت به همسری او در خواهند آمد (طبرانی، المعجم الكبیر، 22 /388؛ دیلمی، 2 /84). گامی باز فراتر، تصویر رابطهای عاطفی میان انسان زمینی و همسر بهشتی اوست؛ به عنوان نمونه در روایات سخن از آن آمده است كه اگر مردی در نماز آب دهان اندازد، حوریان از او روی بر خواهند تافت (طبرانی، همان، 8 /250). براساس برخی روایات، حوریان ــ البته پوشیده از دیدگان ــ هر جمعه به دیدار همسران خود به زمین میآیند (برقی، 58؛ قس: علی بن اسباط، 123) و به هنگام مرگ همسران خود، برای وصال به سوی او میشتابند (نک : ترمذی، 2 /330؛ طبرانی، همان، 20 /113). اوج این كاربرد در صحنههای جهاد است؛ آنگاه كه حوریان آمده به میدان جنگ برای مجاهدان تصویر میشوند، در حالی كه برای استقبال از شوهران آمادۀ شهادت و وصال، خود را آراستهاند (ابن مبارك، 70، 71؛ شیبانی، 1 /8، 24؛ ابن ابی شیبه، 7 /547). رابطۀ میان شهادت و دیدار حورالعین حتى به كتب تعبیر خواب نیز راه یافته است (نک : نابلسی، 1 /101؛ خوابگزاری، 125؛ برای تحلیل رابطۀ شوق بهشت و جهاد، نک : گرامبو، 55, 127 ff.).اینكه یك انسان بتواند به جایی برسد كه گویی بهشتیان و جهنمیان را در حال لذت و عذاب میبیند، در فرهنگ اسلامی به عنوان مرتبۀ والا از مراتب ایمان شناخته شده، و در حدیثی نبوی، چنین كسی مؤمنی دانسته شده كه خداوند قلب او را نورانی ساخته است (ابن بابویه، معانی، 187؛ هیثمی، 1 /57).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید