بنی موسی
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
سه شنبه 3 تیر 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/229044/بنی-موسی
پنج شنبه 14 فروردین 1404
چاپ شده
12
به نوشتۀ ابن ندیم، بنی موسى از جمله كسانی بودند كه در طلب علوم كهن بسیار كوشیدند و در این راه مال فراوان خرج كردند و رنجها بردند و كسانی را به سرزمین روم (بیزانس) فرستادند تا این علوم را برای ایشان بیاورند و مترجمان را با صرف هزینهها از گوشه و كنار نزد خود جمع كردند (ص 330-331). همو در جای دیگری مینویسد: محمد، احمد و حسن حنین بن اسحاق و دیگران را به روم فرستادند و ایشان از آنجا كتابهای طرفه و نوشتههای غرب در فلسفه، هندسه، موسىقی، حساب و پزشكی برایشان آوردند (ص 304)؛ همچنین از ابوسلیمان منطقی سجستانی نقل میكند كه «بنی منجم» هر ماه حدود 500 دینار به گروهی از مترجمان، از جمله حنین بن اسحاق و حُبَیش بن حسن و ثابت بن قره، حقوق میپرداختند (همانجا؛ نک : ابن ابی اصیبعه، 1 / 187). به گفتۀ ابنندیم، حنین بیشتر ترجمههایش را به سفارش بنیموسى انجام داده است (ص 352؛ نیز نک : ابن ابی اصیبعه، 1 / 205). این گفته را فهرستی كه حنین خود از آثار جالینوس فراهم آورده است، تأیید میكند. از میان 129 كتاب یا رساله كه نامشان در این فهرست آمده ــ و برخی از آنها هم به عربی ترجمه نشده، و حتى برخی را نیز حنین خود ندیده بوده است ــ 62 اثر، یعنی بیش از نیمی از آنها به دست حنین یا دیگران برای محمد بن موسى یا احمدبن موسى و در یك مورد هم برای ابراهیم بن محمد بن موسى ترجمه شده است. در جدولی كه براساس تصریحات حنین در جای جای رسالۀ وی فراهم آمده، نام مترجمانی كه در خدمت بنی موسى بودهاند و شمار آثاری كه هریك برای آنان ترجمه كردهاند، آمده است (نک : ص 689). از این جدول نقش بنی موسى در ترجمۀ متون به عربی ــ حتى در علمی چون پزشكی كه با علایق اصلی آنان (ریاضیات و نجوم و علم حیل) رابطه مستقیمی نداشته است ــ معلوم میشود. از مجموع این آگاهیها چنین بر میآید كه حتى اگر بنیموسى كار خود را با بیتالحكمه آغاز كرده باشند، در زمان اوج فعالیتشان، یعنی در دهههای 3 تا 5 قرن 3ق / 9م بیتالحكمه در هدایت ترجمه و تحقیق دیگر آن اهمیت پیشین را نداشته، و كار حمایت و تشویق مترجمان برعهده اشخاص منتفذ و با فرهنگ و مالداری بوده است كه این كار را به سائقه علاقه شخصی انجام میدادهاند؛ و در این میان، بنی موسى، و به ویژه محمد و احمد از همه مؤثرتر بودهاند (نک : گوتاس، 60-53، كه سهم افراد را در نهضت ترجمه مهمتر از نهاد متمركز بیتالحكمه میداند). در این زمان خانه بنی موسى كانون علمی واقعی بوده، و كار ایشان از تشویق مترجمان بسیار فراتر میرفته است و در واقع 3 برادر در رأس یك گروه پژوهشی بودهاند. بنی موسى به سبب تمكن میتوانستند به مترجمان حقوق بپردازند و به دلیل احاطهای كه خود بر علوم مختلف داشتند، قادر بودند آنان را در كار ویرایش و اصلاح ترجمهها یاری كنند.
نظارت بنی موسى بر آثاری كه به سفارش ایشان ترجمه میشد، همه جانبه بود؛ ازجمله اینکـه گاهی مترجمی چیرهدستتر را ــ كه معمولاً حنین بود ــ به اصلاح كار مترجمی دیگر میگماشتند (نک : حنین، 27)؛ گاه دو مترجم را به مقابله و اصلاح متنی كه یكی از ایشان ترجمه كرده بود، وادار میكردند (همو، 28، 29)؛ گاه خود به مطالعۀ ترجمه میپرداختند و اصلاح اغلاطی را كه در آن میدیدند، از حنین میخواستند (همو، 42)؛ و گاه اِتمام ترجمهای را كه به سفارش كسی دیگر آغاز شده، اما به دلیلی ناتمام مانده بود، سفارش میدادند (همو، 49، 60). در ریاضیات و علوم وابسته به آن كه حوزۀ تخصص ایشان بود، تأثیرگذاری بنی موسى از این حد بسیار فراتر میرفت. در این علوم كار مترجم در واقع فراهم آوردن مادۀ خامی بود كه بنی موسى به دست میگرفتند و آن را میپیراستند. نوع و میزان تصرف ایشان در این آثار از مقدمهای كه احمد بن موسى بر ترجمۀ مخروطات آپولونیوس نوشته است، معلوم میشود (ص 621 بب ؛ نیز نک : دنباله مقاله، بخش ب). برخی از مترجمانی كه برای بنی موسى كار میكردند ــ مانند ثابت بن قره ــ خود پرورده و شاگرد ایشان بودند. به روایت ابن ندیم، محمد بن موسى در سفر روم با ثابت آشنا شد و چون زباندانی او را دید، در بازگشت او را همراه خود به بغداد برد «و گفتهاند كه ثابت نزد محمد ابن موسى درس خواند و در خانه او دانش آموخت» (ص 331؛ نیز نک : ابن ابی اصیبعه، 1 / 215). بیرونی نیز ثابت را پرورده بنی موسى و تهذیبكنندۀ دانشهای ایشان میداند ( اﻵثار،60)؛ اما اینکـه ابنندیم میگوید: محمد بن موسى ثابت را «با معتضد مربوط كرد و در سلك منجمان او درآورد» (همانجا؛ نیز نک : ابن ابی اصیبعه، همانجا)، با واقعیتهای تاریخی نمیخواند؛ زیرا هر چند ثابت در دوران خلافت معتضد از نزدیكان و ملازمان او بوده است (صابی، 86؛ ابن عبری، 265)، بعید مینماید كه این ارتباط از طریق محمد ابن موسى برقرار شده باشد؛ چه، در زمان مرگ محمد بن موسى، معتضد كودكی 10 ساله (اگر تاریخ تولدش 249ق دانسته شود)، یا نوجوانی 17 ساله (اگر تاریخ تولدش 242ق دانسته شود) بوده، و بعید است كه در این سن منجمانی در اطراف او بوده باشند. به هر حال، پیوند ثابت با بنی موسى چنان بود كه برخی از آثاری را كه در محفل بنی موسى تألیف شده است، به ثابت نسبت دادهاند (نک : بخش آثار، فی سنة الشمس)؛ یكی از آثار ثابت به نام ذكر آثار ظهرت فی الجو و احوال كانت فی الهواء مما رصد بنو موسى و ابوالحسن ثابت بن قره (نک : ابن ابی اصیبعه، 1 / 219) ــ چنانکـه از نامش پیداست ــ محصول همكاری او با بنی موسى بوده؛ و دستكم یكی دیگر از آثار ثابت نیز ظاهراً ادامۀ پژوهشهایی است كه در محفل بنیموسى صورت میگرفته است (نک : بخش آثار، القرسطون). كلاگت به این دلیل كه ثابت اثری به نام كتاب فی مساحة الاشكال المسطحة و سائر البسط والاشكال داشته است (نک : قفطی، 117؛ ابن ابی اصیبعه، همانجا)، احتمال میدهد كه وی در تألیف كتاب فی مساحه الاشكال البسیطة والكریۀ بنی موسى شركت داشته است I / 226))؛ اما تا وقتی كه شاهد مستقلی در تأیید این مطلب به دست نیامده باشد، نمیتوان آن را چندان جدی گرفت. حنین ــ چنانکـه پیش از این گفته شد ــ دستكم از 232ق/ 847م به تناوب در خدمت بنی موسى بوده، و بیشتر ترجمههایش را برای ایشان انجام داده (ابن ندیم، 352)، و رابطۀ او با آنان دستكم تا 242ق/856م ــ كه تاریخ تحریر اول رسالۀ اوست ــ ادامه داشته است؛ زیرا در این رساله، ذیل كتاب فی مداواة الامراض الی اغلوقن مینویسد: «در این ایام آن را برای ابوجعفر محمد بن موسى به عربی ترجمه كردم». اگر این عبارت افزودۀ حنین در تحریر دوم رساله فرض شود، در این صورت، رابطۀ او با بنی موسى تا حدود سال 250ق نیز ادامه داشته است. با این حال، این رابطه همیشه بر یك منوال نبوده، و احیاناً گاهی میان ایشان اختلافاتی بروز میكرده است؛ زیرا در نوشتهای از حنین كه ابن ابی اصیبعه (1/193) نقل كرده ــ و بیشترِ آن بیان گرفتاریهای حنین، و اختلافاتی است كه او بر سر مسائل كلامی و حرفهای با همكیشان مسیحی و همكاران پزشك خود داشته است ــ چنین آمده كه «اكنون به بیان آخرین چاهی میپردازم كه برای من كندند؛ و این غیر از آن چیزهایی است كه در گذشته میان من و بنی موسى و جالینوسیان و بقراطیان در ماجرای نخستین بهتانی كه به من زدند، واقع شد».
یكی از مهمترین كتابهای ریاضی كه زیر نظر بنی موسى به عربی ترجمه شده، و ایشان خود آن را تحریر و ویرایش كردهاند، كتاب مخروطات آپولونیوس است. از این كتاب كه در 8 مقاله بوده، 7 مقاله باقی مانده است و از این میان نیز، اصل یونانی 3 مقالۀ پنجم تا هفتم از بین رفته، و از آنها تنها ترجمۀ عربیای كه زیر نظر بنی موسى صورت گرفته، باقی است. مقالۀ هشتم ــ به استثنای چند قضیه (نک : ابن ندیم، 326) - ظاهراً پیش از ترجمه به عربی از میان رفته بوده است. احمد بن موسى در مقدمهای كه بر این كتاب نوشته، روش خود را در ویرایش آن شرح میدهد. وی نخست از جایگاه كتاب مخروطات در علم ریاضی (ص 621؛ نیز نک : ابن ندیم، همانجا)، دشواری استنساخ آن و علل راه یافتن خطا در كتابها و به ویژه كتابهایی از این دست (ص 621-623)، كوششِ اوطوقیوس عسقلانی در تصحیح و توضیح این كتاب و روش او در این كار (ص 623) و متروك ماندن آموزش این كتاب پس از او (همانجا) و در زمان خود بنی موسى بهسبب پایین بودن سطح دانش ریاضی مردمان (ص 623- 625) یاد میكند و آن گاه میگوید كه از این كتاب 7 مقاله (یعنی بخش موجود آن) به دست بنیموسى میافتد و ایشان تصمیم به ترجمۀ آن میگیرند؛ اما به سبب غلطهای بسیاری كه در آن راه یافته بوده است، كار را بسیار دشوار میبینند. در این میان، حسن بن موسى ــ كه در علم هندسه توانا و چیرهدست بوده است ــ برای آنکـه مطالب كتاب را بهتر بفهمد، خود به تحقیق در مقطع استوانه با صفحهای كه موازی قاعدۀ آن نباشد، میپردازد و رسالهای در این باره مینویسد (ص 625-626؛ نیز نک : بخش آثار، الشكل المدور المستطیل).پس از آن احمد بن موسى والی بریدِ شام میشود، به آن ولایت میرود و در آنجا به گردآوری نسخههای این كتاب میپردازد (همو، 627)، اما در این كار موفق نمیشود. آن گاه به نسخهای از تحریر اوطوقیوس دست مییابد و با اینکـه این نسخه هم مغلوط بوده، اما وی خطاهای آن را كمتر از متن آپولونیوس كه در دست داشته است، مییابد. 4 مقالۀ اول این نسخه را هلال ابن ابی هلال حِمْصی و 3 مقالۀ آخر را ثابت بن قره زیر نظر احمد بن موسى به عربی ترجمه میكنند و آن گاه احمد 4 مقالۀ اول را براساس تحریر اوطوقیوس تصحیح میكند و با تسلطی كه از این راه بر مطالب كتاب مییابد، موفق میشود كه 3 مقالۀ دیگر آن را از روی متن آپولونیوس بفهمد و ترجمۀ عربی آن را اصلاح كند. همچنین وی در ذیل هر قضیۀ كتاب قضایایی را كه آن قضیه بر آنها مبتنی است (با ذكر شمارۀ مقاله و شمارۀ قضیه)، ذكر میكند؛ و این چیزی است كه نه در متن آپولونیوس وجود داشته است، نه در تحریر اوطوقیوس. گذشته از این، در ابتدای كتاب 9 قضیه را نیز كه برای فهم برخی از قضایای كتاب لازم است، میافزاید (ص 629).
بنی موسى گذشته از حمایت مترجمان و ویرایش ترجمههای ایشان، خود نیز در چندین زمینۀ علمی دست داشتند، اما به دلیل آمیختگی آثار علمی 3 برادر، دشوار میتوان دریافت كه هر یك در كدام زمینه از علوم بیشتر تبحر داشتهاند. از سیاهۀ آثار ایشان كه ابن ندیم به دست داده است (ص 331؛ نیز نک : دنبالۀ مقاله)، چنین بر میآید كه محمد، علاوه بر علوم ریاضی، به مسائل حكمت طبیعی و جهانشناسی نیز میپرداخته، و این نکـتهای است كه در هیچ یك از منابع زندگینامهای و تاریخی به آن تصریح نشده است. ابن ندیم مینویسد كه بنی موسى از میان علوم، بیشتر در هندسه، حیل، حركات، موسىقی و نجوم ممتاز بودهاند، اما مهارت ایشان در نجوم از آن علوم دیگر كمتر بوده است (همانجا). نکـتۀ اخیر را شواهد موجود، از جمله اشتغال آنان به كارِ رصد از زمان مأمون، تألیف كتاب فی سنة الشمس (نک : بخش آثار) و مقام بلندی كه منجمان بزرگی چون ابن یونس و بیرونی و نیز صاعد اندلسی (ص 225) در این علم برای ایشان قائل بودهاند، نقض میكند. بیرونی در تحدید نهایات الاماكن 3 مقدار را كه بنی موسى برای عرض جغرافیایی بغداد براساس اندازهگیری بیشترین و كمترین ارتفاع یك ستاره معین كردهاند، میآورد. این 3 مقدار به ترتیب «° 33و´25و˝30»، «°33 و´29» و «°33 و ´25 و ˝33 یا °33 و ´30 و ˝30» است (بیرونی اختلاف میان دو مقدار اخیر را به كمیدقت آلت رصدی، یا به خطای ناسخان نسبت میدهد) كه به مقدارِ امروزی (°33و ´18 و ˝26) بسیار نزدیك است (ص 39-40). بیرونی مینویسد كه در منبع او تاریخ این رصدها ذكر نشده بوده، اما به گمان او این تاریخ حدود سال 248ق / 862م بوده است (همانجا). وی در جای دیگری از همین رساله به مقدارِ ارتفاع ستارهای در سامرا طبق اندازهگیری محمد و احمد استناد میكند (ص 58) و باز در جای دیگری از همین رساله از رصدِ بیشترین ارتفاع خورشید توسط این دو برادر در سامرا در پنجشنبه 20 صفر 243، در پنجشنبه 25 شعبان همان سال، در شنبه 17 رمضان 245، و نیز ازاندازه گیری همین كمیت در خانۀ ایشان در محلۀ «الجسر» بغداد در پنجشنبه 27 ذیحجۀ 254 یاد میكند (ص 66-67). این دو رصدِ اخیر به قصد اندازهگیری مقدارِ تمایل دائرة البروج (میل اعظم) انجام گرفته است و مقداری كه از رصد اول به دست آمده،°23 و ´34 و˝30، و مقدار حاصل از رصد دوم °23 و ´30 است. تكرار اندازهگیری واحد در مورد ستارگان مختلف، و تكرار یك اندازهگیری در فاصلۀ نزدیك به 10 سال، همه نشانۀ آن است كه بنی موسى كار رصد را بسیار جدی میگرفتهاند و از اواخر دهۀ 2 قرن 3ق / 9م تا اواسط دهۀ 6 این قرن به این كار اشتغال داشتهاند (دربارۀ رصد دیگر بنی موسى، نک : همان، 279). همچنین بیرونی آورده است كه بنی موسى كسوفی را در یك زمان در سامرا و نیشابور رصد كردند و از روی آن تفاوت میان عرض دو شهر (◦10) را به دست آوردند (همان، 244). این روشی است كه بعدها خود بیرونی ــ با همكاری ابوالوفا بوزجانی ــ برای یافتن تفاوت میان عرض دو شهر به كار برده است. منجمان بزرگی چون بیرونی (. اﻵثار،191) و ابن یونس (نک : هیل، مقدمه بر «كتاب ...»، دقت بنی موسى را در كار رصد ستودهاند و بر رصدهای ایشان اعتماد كردهاند. بیرونی مینویسد كه در مورد طول ماه قمری متوسط، نظر بنی موسى را بر نظر بطلمیوس ترجیح داده است، زیرا ایشان تا آنجا كه در توان داشتند، میكوشیدند تا حقیقت را دریابند و در زمان خود در كار رصد بینظیر بودند؛ علما هم بر این مرتبۀ ایشان شهادت دادهاند (همانجا). به نوشتۀ ابن خلكان، بنی موسى به دستور مأمون طول یك درجۀ نصفالنهار زمین را اندازه گرفتند. برای این منظور زمین مسطحی را در دشت سنجار ــ در میان دو رود دجله و فرات ــ انتخاب كردند و آن گاه نخست به سوی شمال به راه افتادند و با نصب میلههایی بر روی زمین و اندازهگیری فاصلۀ میان آنها، تا جایی پیش رفتند كه ارتفاع ستارۀ قطبی به اندازه یك درجه افزایش یافت؛ سپس همین كار را در جهت جنوب انجام دادند و تا مسافتی پیش رفتند كه ارتفاع ستارۀ قطبی به اندازۀ یك درجه كاهش یافت (5 / 162-163). هر چند در اندازهگیری طول یك درجۀ نصف النهار در زمان مأمون تردیدی نیست، نالینو در اینکـه این كار را بنی موسى انجام داده باشند، به این دلیلها تردید كرده است: 1. منابع دیگر میگویند: مأمون این كار را به منجمانی كه در تهیۀ زیج ممتحن مداخله داشتند، واگذار كرد؛ 2. بنی موسى در زمان مأمون در عنفوان شباب بودهاند؛ 3. مقداری كه ابن خلكان برای طول یك درجه آورده است (5 / 162)، نه با واقعیت میخواند، نه با مقداری كه در منابع دیگر برای نتیجۀ این اندازهگیری ذكر كردهاند؛ 4. به گفتۀ ابن خلكان، بنی موسى این اندازهگیری را در زمینهای پست اطراف كوفه نیز مجدداً صورت دادهاند (5 / 163)، در حالی كه این زمینها همه باتلاق و ترعه و بیشه بوده، و چنین اندازهگیریهایی در آنجا امكان نداشته است. به این ترتیب، نالینو بیشتر احتمال میدهد كه بنی موسى در مقام دستیار در این اندازهگیری شركت داشتهاند و كار اصلی برعهدۀ منجمان دیگر بوده است (ص 286- 287). دربارۀ مقام نسبی 3 برادر در ریاضیات نیز باید قول منابع را با احتیاط تلقی كرد. ابن عبری محمد را در هندسه و علم حیل چیره دست خوانده، و مقام علمی احمد را از او فروتر دانسته، مگر در علم حیل كه در این علم كسی را همپایۀ او نمیشمرد (ص 264). با این حال، به گواهی مقدمۀ احمد بر كتاب مخروطات آپولونیوس، تصحیح و تحریر این كتاب (و احیاناً تفسیر آن) و افزودن قضایایی مقدماتی بر آن، كار او بوده است (نک : بخش ب). حسن بن موسى هم به شهادت این سیاهه و گواهی برادرش، احمد در مقدمۀ مخروطات، بیشتر به ریاضیات میپرداخته، و در هندسه بسیار با استعداد بوده است (ص 625). برخی از داستانهایی كه دربارۀ استعداد هندسی زودرس او گفتهاند، قابل مقایسه با مطالبی است كه دربارۀ پاسكال گفته شده است.
كهنترین و معتبرترین سیاههای كه از آثار بنیموسى در دست است، همان است كه ابن ندیم آورده (ص 331)، و مؤلفان دیگر هم غالباً آن را نقل كردهاند. ابن ندیم در این سیاهه برخی از این آثار را به یكی از 3 برادر نسبت داده، و در مورد برخی دیگر مؤلف آنها را مشخص نکـرده است. سیاههای كه قفطی از آثار بنی موسى به دست داده (ص 316)، به سیاهۀ ابن ندیم بسیار نزدیك، اما از آن مختصرتر است و با آن اختلافهایی دارد. آثار بنی موسى براساس این دو سیاهه، به تفكیك مؤلف از این قرار است:
محمد بن موسى: 1. حركة الفلك (قفطی: الافلاك)الاولی. 2. ثلث (؟). 3. الشكل الهندسی الذی بین جالینوس امره. اشتاین ـ اشنایدر احتمال داده است كه كلمۀ «جالینوس» در عنوان این اثر غلط، و شاید تصحیف «منلائوس» باشد. وی موضوع این رساله را بحث دربارۀ «شكل قطاع» یا قضیۀ منلائوس دانسته است (ص 131-132). 4. الجزء. 5. فی اولیة العالم (قفطی: فی اول العلل).6. كتاب علی مائیة الكلام.
احمد بن موسى: 1. الحیل، 2. كتاب بَین فیه بطریق تعلیمی و مذهب هندسی انه لیس فی خارج كرة الكواكب الثابتة كرة تاسعة (قفطی: فی انکـار ان ثم كرة تاسعة افلاك)،3. المسألة التی القاها علی سند بن علی، 4. مسائل جرت بین سند و بین احمد.
حسن بن موسى: الشكل المدور المستطیل.
ابن ندیم این آثار را هم بدون تصریح به نام یكی از 3 برادر به ایشان نسبت میدهد: 1. بنوموسى فی القرسطون، 2. المخروطات، 3. مساحة الاكر و قسمة الزوایا بثلاثة اقسام متساویة و وضع مقدار ]ین[ بین مقدارین لتتوالی علی قسمة واحدة (همانجا).افزون بر اینها، حاجی خلیفه كتابی در علم جنگافزارها به بنیموسى نسبت داده است (1 / 394). همچنین لویس شیخو رسالهای دربارۀ یك دستگاه خودكارِ نوازنده به نام آنان در بیروت به چاپ رسانده كه ویدمان هم آن را به آلمانی ترجمه كرده است. هاوزر نیز كتابی دربارۀ اُكَر، و كتابی دربارۀ صنعت اسطرلاب به بنی موسى نسبت داده است، بیآنکـه منبع دقیقی به دست دهد (نک : هیل، مقدمه بر «كتاب»،.(6 از این آثار آنچه به دست ما رسیده، یكی الحیل، دیگری مخروطات، و سدیگر كتابی است كه ابن ندیم از آن به مساحة الاكر و قسمة الزوایا بثلاثة اقسام ... نام برده است. بر این آثار باید كتاب فی سنة الشمس را هم ــ كه معمولاً به ثایت بن قره نسبت داده میشود ــ افزود.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید