صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / علوم / بیرونی /

فهرست مطالب

بیرونی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 1 آبان 1401 تاریخچه مقاله

بیرونی‌ و تاریخ

بیشتر آثار برجای‌ مانده‌ از بیرونی‌، حاوی‌ نكات‌ تاریخی‌ مهمی‌ است‌ كه‌ همواره‌ از مآخذ مهم‌ پژوهشگران‌ معاصر بوده‌ است‌. كتاب‌ المسامرۀ فی‌ اخبار الخوارزم‌ ابوریحان‌ - كه‌ گویا تنها نوشتۀ صرفاً تاریخی‌ وی‌ به‌ شمار می‌رود - به‌ سبب‌ جایگاه‌ ویژۀ ابوریحان‌ در دربار فرمانروایان‌ گرگانج‌ (به‌ ویژه‌ مأمون‌ بن‌ مأمون‌)، از اهمیت‌ و اعتباری‌ بسزا برخوردار است‌. ابوالفضل‌ بیهقی‌ در تاریخ‌ خود ضمن‌ ستایش‌ بسیار از بیرونی‌ و درستی‌ نوشته‌های‌ او، «باب‌ خوارزم‌» كتاب‌ خود را به‌ تمامی‌ از روی‌ دست‌نویس‌ این‌ كتاب‌ كه‌ به‌ خط خود بیرونی‌ بوده‌، نوشته‌ است‌ (ص‌ 752-753). آنچه‌ بیهقی‌ نقل‌ كرده‌ است‌ با شرحی‌ مختصر از روزگار مأمون‌ بن‌ مأمون‌ (400-407 ق‌) و روابط وی‌ با محمود غزنوی‌ و تفصیل‌ چگونگی‌ بر افتادن‌ آل‌ مأمون‌ آغاز می‌شود و با شرح‌ برافتادن‌ خاندان‌ آلتونتاش‌ از سروری‌ خوارزم‌ پایان‌ می‌یابد (ص‌ 754- 778). اما از سخن‌ بیهقی‌ نمی‌توان‌ دریافت‌ كه‌ كتاب‌ بیرونی‌ تنها شامل‌ همین‌ مطالب‌ بوده‌، یا رویدادهای‌ پیش‌ و پس‌ از این‌ سال‌ را نیز در بر می‌گرفته‌ است‌. 
گر چه‌ بیرونی‌ هیچ‌ گاه‌ به‌ صراحت‌ دربارۀ چگونگی‌ سنجش‌ اعتبار منابع‌ و مآخذ تاریخی‌ سخن‌ نگفته‌ است‌، اما بر اساس‌ دیدگاههایی‌ كه‌ به‌ طور پراكنده‌ در آثار مختلفش‌، به‌ ویژه‌ دو كتاب‌ الآثار الباقیة و تحقیق‌ ماللهند آمده‌، می‌توان‌ گفت‌ كه‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ را در نظر داشته‌ است‌: 1. گزارشی‌ كه‌ عقل‌ در سنجش‌ آن‌ به‌ كار نمی‌آید و قیاس‌ آن‌ با رویدادها و تجربیات‌ دیگر سود بخش‌ نیست‌. 2. گزارش‌ از رویدادی‌ كه‌ وقوع‌ آن‌ عقلاً محال‌ یا در شرایط روزگار مورد نظر ناممكن‌ باشد. 3. گزارش‌ از رویدادی‌ كه‌ وقوع‌ آن‌ در «عادت‌ جاریه‌» ممكن‌ است‌ و برای‌ سنجش‌ آن‌ باید هم‌ به‌ نقل‌ و هم‌ به‌ عقل‌ متكی‌ بود. 
روایات‌ برجای‌ مانده‌ از حوادث‌ روزگاران‌ بسیار دور نمونۀ خوبی‌ از دستۀ نخست‌ به‌ شمار می‌آید. به‌ طور مثال‌ هر یك‌ از ملتها در مورد چگونگی‌ و زمان‌ پیدایش‌ انسان‌ روایات‌ متعدد و متناقضی‌ دارند. در نتیجه‌ در مورد مبدأ تاریخ‌ آدم‌ نیز روایات‌ متفاوتی‌ وجود دارد كه‌ به‌ قول‌ بیرونی‌ در هیچ‌ چیز دیگری‌ این‌ قدر اختلاف‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد. به‌ نظر بیرونی‌ چنین‌ گزارشهایی‌ همواره‌ با نادرستی‌ و افسانه‌ آمیخته‌ است‌، پس‌ بهتر آنكه‌ در چنین‌ اموری‌ نظر ملتهای‌ مختلف‌ در چنین‌ مواردی‌ را نپذیریم‌، مگر آنكه‌ كتابی‌ قابل‌ اعتماد بر درستی‌ آن‌ گواهی‌ دهد ( الآثار ... ، 13-14). 
وی‌ همچنین‌ بر آن‌ است‌ كه‌ برخی‌ رویدادها امروزه‌ بعید به‌ نظر می‌رسند، اما شاید روزگاری‌ ممكن‌ بوده‌اند؛ مانند روایاتی‌ كه‌ به‌ وجود انسانهای‌ بسیار درشت‌ اندام‌ و دست‌ دادن‌ عمرهای‌ بسیار طولانی‌ اشاره‌ دارند. وی‌ از كسانی‌ كه‌ این‌ روایات‌ را به‌ قیاس‌ روزگار خود یا با استناد به «احكامیان‌» از دایرۀ امكان‌ بیرون‌ آورده‌، و نشدنی‌ دانسته‌اند، انتقاد می‌كند. بیرونی‌ برای‌ رد نظر این‌ عده‌ از شیوۀ استدلال‌ خود آنها بهره‌ می‌گیرد؛ یعنی‌ با استناد به‌ آثار برجسته‌ترین‌ احكامیان‌، همچون‌ ماشاءالله‌ یهودی‌ و ابومعشر بلخی‌، گر چه‌ خود اعتقادی‌ به‌ این‌ آراء ندارد، ثابت‌ می‌كند كه‌ اگر معیار حداكثر عمر طبیعی‌ اوضاع‌ و احوال‌ ستارگان‌ در هنگام‌ تولد فرد باشد، می‌توان‌ تا 960 سال‌ عمر نیز برای‌ وی‌ پیش‌ بینی‌ كرد و البته‌ این‌ بدان‌ معنی‌ نیست‌ كه‌ كسی‌ نتواند بیش‌ از این‌ زندگی‌ كند. بیرونی‌ زاده‌ شدن‌ برخی‌ موجودات‌ عجیب‌ الخلقه‌ و از جمله‌ نمونه‌ای‌ از دوقلوهای‌ به‌ هم‌ چسبیده‌ را ــ كه‌ در عادت‌ طبیعی‌ شگفت‌آور به‌ نظر می‌رسند ــ قرینه‌ای‌ دیگر بر امكان‌ دست‌یابی‌ به‌ عمر بسیار دراز می‌داند (همان‌، 78-82). با این‌ همه‌، به‌ نظر می‌رسد تلاش‌ بیرونی‌ در اثبات‌ امكان‌ وقوع‌ این‌ حالات‌ بیشتر رنگ‌ و بوی‌ مذهبی‌ داشته‌ است‌؛ زیرا عمر فراتر از 960سال‌ بی‌درنگ‌ خواننده‌ را به‌ یاد نوح‌(ع‌) می‌اندازد كه‌ بنا بر نص‌ قرآن‌ مجید «950 سال‌ در میان‌ قوم‌ خود درنگ‌ كرد» (عنكبوت‌ /29 /14؛ نیز نک‍ : پیدایش‌، 9:29: «پس‌ جملۀ ایام‌ نوح‌ 950 سال‌ بود كه‌ مرد»). 
بیرونی‌ با آنكه‌ بارها در دو كتاب‌ الآثار الباقیة و تحقیق‌ ماللهند تأكید كرده‌ است‌ كه‌ هنگام‌ گزارش‌ آداب‌ و رسوم‌ ملل‌ به‌ نفی‌ یا اثبات‌ نظرات‌ مختلف‌ كاری‌ ندارد، اما باز هم‌ آن‌ دسته‌ از روایات‌ را كه‌ با عقل‌ سلیم‌ و اصول‌ روشن‌ علمی‌ سازگار نباشد، به‌ یك‌سو می‌نهد. مثلاً در مورد آتش‌ كلواذا (ناحیه‌ای‌ نزدیك‌ بغداد) كه‌ می‌گفتند هر نوروز در سمت‌ غربی‌ دجله‌ پدید می‌آید، از ابوالفرج‌ زنجانی‌ كه‌ مدعی‌ بود این‌ آتش‌ را به‌ چشم‌ دیده‌، می‌پرسد: نوروز از جای‌ واقعی‌ خود گردیده‌ است‌، زیرا ایرانیان ‌[از هنگام‌ زوال‌ ساسانیان‌] كبیسۀ سالها را در شمار نیاورده‌اند. پس‌ چگونه‌ است‌ كه‌ این‌ آتش‌ همواره‌ در نوروز سال‌ بدون‌ كبیسه‌ پدید می‌آید در حالی‌ كه‌ باید هر سال‌ اندكی‌ دیرتر از سال‌ پیش‌ دیده‌ شود... و می‌افزاید كه‌ ابوالفرج‌ از پاسخ‌ درماند ( الآثار، 215). 
شیوۀ برخورد بیرونی‌ با گزارشهایی‌ كه‌ تحقق‌ آن‌ به‌ طور معمول‌ ممكن‌ باشد، تركیبی‌ از اعتماد بر نقل‌ و بهره‌گیری‌ از شیوه‌های‌ قیاسی‌ است‌. به‌ نظر وی‌ در این‌گونه‌ مواقع‌ باید ذهن‌ خود را از هر گونه‌ پیش‌داوری‌ و تعصب‌ پاك‌ كرد و سپس‌ با مقایسۀ روایتهای‌ مختلف‌ و یافتن‌ توافقها و تشابه‌های‌ آنها تا حد امكان‌ در تصحیح‌ آنها كوشید. البته‌ از آنجا كه‌ عمر انسان‌ حتى برای‌ شناخت‌ سرگذشت‌ یك‌ ملت‌ بسیار كوتاه‌ است‌، آنچه‌ را تصحیحش‌ ممكن‌ نبوده‌، باید عیناً نقل‌ كرد تا آیندگان‌ از امكان‌ دست‌یابی‌ به‌ این‌ اخبار و پژوهش‌ و تحقیق‌ در آنها محروم‌ نشوند. بیرونی‌ افزون‌ بر این‌ حتى روایاتی‌ را كه‌ از نظر وی‌ مردود است‌، نقل‌ كرده‌، زیرا چه‌ بسا خود وی‌ نیز در داوری‌ دربارۀ این‌ گزارشها گه‌گاه‌ به‌ خطا رفته‌ باشد (همان‌، 4-5). مثلاً پس‌ از تكرار روایات‌ تاریخی‌ مختلف‌ در مورد مدت‌ حكومت‌ اسكندر، «ملوك‌ الطوایف‌» (سلوكیان‌) و اشكانیان‌، با توجه‌ به‌ فاصلۀ میان‌ تاج‌گذاری‌ یزدگرد سوم‌ و مبدأ تاریخ‌ اسكندری‌ كه‌ به‌ نظر وی‌ یقیناً 943 سال‌ است‌، یكایك‌ این‌ روایات‌ را كنار می‌گذارد، زیرا مجموع‌ سالهای‌ حكومت‌ بر اساس‌ این‌ روایات‌ كمتر یا بیشتر از 943 سال‌ می‌شود. سرانجام‌، بیرونی‌ برای‌ تصحیح‌ این‌ روایات‌ بر كتاب‌ شاپورگان‌ مانی‌ اعتماد می‌كند، زیرا اولاً وی‌ چندی‌ پس‌ از قیام‌ اردشیر برآمده‌، و ثانیاً وی‌ از جمله‌ كسانی‌ بوده‌ است‌ كه‌ دروغ‌ را حرام‌ می‌دانسته‌اند (همان‌، 117- 118). گر چه‌ بیرونی‌ در این‌ موضع‌ به‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ شاخصهای‌ تعیین‌ اعتبار گزارش‌، یعنی‌ نزدیك‌ بودن‌ روزگار گزارشگر به‌ زمان‌ رخداد اشاره‌ كرده‌، اما معلوم‌ نیست‌ كه‌ به‌ چه‌ مناسبت‌ به‌ دعوی‌ مانی‌ بر حرام‌ بودن‌ دروغ‌ اعتماد كرده‌ است‌. بیرونی‌ نیك‌ می‌داند كه‌ گزارشهایی‌ از دستۀ سوم‌ هم‌ می‌تواند درست‌ باشد و هم‌ نادرست‌؛ پس‌ در چنین‌ مواقعی‌ همچون‌ محدثان‌، راست‌گویی‌ یا دروغ‌ گویی‌ گزارشگر را بسیار مهم‌ می‌داند. 
به‌ نظر بیرونی‌ دروغ‌ زنان‌ 4 دسته‌اند: نخست‌ كسانی‌ كه‌ هم‌ردیفان‌ خود را بزرگ‌ می‌دارند تا خود نیز كه‌ از آن‌ جمله‌اند، بزرگ‌ شمرده‌ شوند، یا آنكه‌ بر كسانی‌ كه‌ در شمار دشمنان‌ آنان‌ هستند، زیانی‌ می‌رسانند، تا از این‌ راه‌ سودی‌ نصیبشان‌ شود. گروه‌ دوم‌ كسانی‌ هستند كه‌ گروهی‌ را كه‌ دوست‌ دارند، بزرگ‌ می‌دارند و گروهی‌ را كه‌ دشمن‌ خود یا دشمن‌ دوستانشان‌ هستند، كوچك‌ می‌شمارند. این‌ هر دو دسته‌ در دروغ‌ زنی‌ سود خود یا دوستان‌ و زیان‌ دشمنان‌ را در نظر دارند. اما دستۀ سوم‌ كسانی‌ هستند كه‌ نهاد آنان‌ را با دروغ‌ سرشته‌اند و جز دروغ‌ نتوانند گفتن‌. دستۀ چهارم‌ كسانی‌ هستند كه‌ از روی‌ نادانی‌ دروغهای‌ پرداختۀ دروغ ‌زنان‌ به‌ عمد را بازگو می‌كنند. 
بیرونی‌ دروغ‌ بودن‌ گزارش‌ را به «آفات‌ خبر» تعبیر می‌كند و بر آن‌ است‌ كه‌ اگر نبود آفاتی‌ كه‌ بر گزارش‌ عارض‌ می‌گردد، برتری‌ آن‌ بر مشاهده‌ آشكار بود؛ زیرا كه‌ مشاهده‌ در بند همان‌ لحظۀ وقوع‌ و تنها مختص‌ رویدادهای‌ در حال‌ رخداد است‌. در حالی‌ كه‌ گزارش‌، افزون‌ بر این‌، رویدادهای‌ گذشته‌ و آنچه‌ را در آینده‌ رخ‌ خواهد داد، شامل‌ می‌شود. بیرونی‌ گزارش‌ نوشتاری‌ را برترین‌ نوع‌ گزارشها می‌داند و از سیاق‌ عبارات‌ وی‌، پیداست‌ كه‌ وی‌ افزون‌ بر اخبار كتبی‌ و شفاهی‌، منابع‌ خبری‌ دیگری‌ مثلاً اشیاء و ساختمانهای‌ قدیمی‌ و منابعی‌ را كه‌ معمولاً در باستان‌ شناسی‌ بدانها توجه‌ می‌شود، نیز در نظر داشته‌ است‌. به‌ هر حال‌ چون‌ دور نگاه‌ داشتن‌ گزارشها از گزند دروغ‌ زنان‌ ناممكن‌ است‌، بیرونی‌ كتاب‌ مهم‌ تحقیق‌ ماللهند را با تأیید ضرب‌ المثل «شنیدن‌ كی‌ بود مانند دیدن‌» (لیس‌ الخبر كالعیان‌) آغاز می‌كند (نک‍ : ص‌ 1-2). 

مآخذ

بیرونی‌، ابوریحان‌، الآثار الباقیة، به‌ كوشش‌ زاخاو، لایپزیگ‌، 1923م‌؛ همو، تحقیق‌ ماللهند، حیدرآباد دكن‌، 1377ق‌ /1958م‌؛ بیهقی‌، ابوالفضل‌، تاریخ‌، به‌ كوشش‌ علی‌ اكبر فیاض‌، تهران‌، 1350ش‌؛ عهد عتیق‌؛ قرآن‌ كریم‌.

یونس‌ كرامتی‌

مردم‌شناسی‌ و دین‌پژوهی‌ بیرونی‌

با توجه‌ به‌ مباحث‌ مبسوطی‌ كه‌ بیرونی‌ در آثار خود، به‌ویژه‌ در الآثار الباقیة و تحقیق‌ ماللهند آورده‌ است‌ (نمونه‌هایی‌ از آنها یاد خواهد شد)، می‌توان‌ او را یكی‌ از پیشروان‌ مردم‌شناسی‌ و دین‌شناسی‌ تطبیقی‌، دست‌ كم‌ در میان‌ مسلمانان‌ دانست‌. بیرونی‌ در مقدمۀ تحقیق‌ ماللهند بر آن‌ است‌ كه‌ هیچ‌یك‌ از كسانی‌ كه‌ پیش‌ از وی‌ به‌ مباحث‌ مربوط به‌ دین‌پژوهی‌ و افكار و آراء ملل‌ مختلف‌ پرداخته‌اند، نتوانسته‌اند بدون‌ غرض‌ورزی‌ نسبت‌ به‌ فرقه‌ای‌ و حمایت‌ از گروهی‌، تنها این‌ دیدگاهها را چنان‌ كه‌ هست‌، نقل‌ كنند، مگر ابوالعباس‌ ایرانشهری‌ كه‌ به‌ هیچ‌ دینی‌ تمایل‌ نداشت‌؛ اما گزارش‌ او نیز در مورد هندوان‌ و شَمَنان‌ اشكالات‌ بسیاری‌ دارد. خود بیرونی‌ نیز قبلاً دو كتاب‌ سانك‌ و پاتنجل‌ را كه‌ حاوی‌ اصول‌ عقاید هندوان‌ بود، از سنسكریت‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ كرده‌ بود، اما امید داشت‌ كه‌ مطالعۀ تحقیق‌ ماللهند خواننده‌ را از این‌ دو كتاب‌ و آثار دیگر بی‌نیاز سازد (نک‍ : ص‌ 4-6). 
بیرونی‌ مشكلات‌ خود در شناخت‌ جامعۀ هندی‌ را تفاوت‌ در زبان‌ و دین‌، افراط هندیان‌ در دوری‌ گزیدن‌ از دیگر ملتها و پیروان‌ ادیان‌ دیگر و سرانجام‌، دشمنی‌ و نفرت‌ تاریخی‌ میان‌ هندوان‌ و مسلمانان‌ (و به‌ویژه‌ ایرانیان‌) بر می‌شمارد (همان‌، 13-16). وی‌ تأكید می‌كند كه‌ می‌خواهد آراء هندوان‌ را آن‌چنان‌ كه‌ هست‌ باز نماید و آنچه‌ را یونانیان‌ نیز بدان‌ باور دارند، با آنها مقایسه‌ كند تا نزدیكی‌ میان‌ باورهای‌ این‌ دو ملت‌ شناخته‌ شود؛ زیرا به‌ نظر وی‌ گرچه‌ اندیشمندان‌ یونان‌ بسیار برتر از دانشمندان‌ هندی‌ هستند، اما نظرشان‌ در مورد آنچه‌ به‌ تودۀ مردم‌ اختصاص‌ دارد، به‌ یكدیگر شبیه‌ است‌. وی‌ می‌افزاید كه‌ گاه‌ نظرات‌ برخی‌ از فرق‌ صوفیه‌ و مسیحیت‌ را كه‌ شباهتهایی‌ به‌ آراء هندوان‌ داشته‌، یاد می‌كند (همان‌، 3-5، 18-19). البته‌ بیرونی‌ تنها بازگوكنندۀ این‌ دیدگاهها نیست‌، بلكه‌ برخلاف‌ دعوی‌ مقدمه‌ ــ كه‌ كتاب‌ را «كتاب‌ حجاج‌ و جدل‌» نمی‌داند - بارها و بارها به‌ انتقاد از باورهای‌ مختلف‌ هندوان‌ و دیگران‌ می‌پردازد (مثلاً نک‍ : همان‌، 183، 191، 234، 268). 
وی‌ در سراسر تحقیق‌ ماللهند به‌ وعدۀ بررسی‌ تطبیقی‌ باورها پای‌بند است‌؛ ازجمله‌ دربارۀ عقاید مربوط به‌ معقولات‌ و محسوسات‌ و نفس‌ و روح‌ (ص‌ 24-25: اشاره‌ به‌ دیدگاههای‌ جالینوس‌ و افلاطون‌)، تناسخ‌ (ص‌ 38-42؛ مقایسۀ دیدگاههای‌ هندی‌ با سخنان‌ سقراط و پروكلس‌ و برخی‌ از صوفیه‌ و نیز مانی‌)، بهشت‌ و دوزخ‌ (ص‌ 44-49: مقایسه‌ با سخنان‌ صوفیه‌، ابویعقوب‌ سجزی‌، افلاطون‌، فیثاغورس‌ و سقراط)، هفت‌ آسمان‌ (ص‌ 189-190؛ نظرات‌ یحیی‌ نحوی‌، هُمر، افلاطون‌ و ارسطو) و جز آن‌. 
بیرونی‌ گه‌گاه‌ در مقام‌ مقایسه‌ از آنچه‌ خود گفته‌ است‌، فراتر می‌رود. مثلاً جامعۀ طبقاتی‌ هند را شبیه‌ جامعۀ طبقاتی‌ ایران‌ روزگار ساسانی‌ می‌داند (همان‌، 76-79) و نظر محمدبن‌ زكریای‌ رازی‌ در مورد زمان‌ را ــ كه‌ به‌ گفتۀ وی‌ برگرفته‌ از نظر فیلسوفان‌ یونان‌ باستان‌ است‌ ــ با نظر هندوان‌ و نیز دیدگاه‌ ابومعشر بلخی‌ ــ كه‌ آن‌ را مأخوذ از آراء هندی‌ می‌داند ــ مقایسه‌ می‌كند (همان‌، 274-276) و هنگام‌ ذكر منابع‌ عرف‌ و شرع‌ هندی‌، سنتهای‌ ایرانیان‌، یهودیان‌ و اعراب‌ دورۀ جاهلی‌ در مورد ازدواج‌ را از نظر دور نمی‌دارد (همان‌، 83-84). 
علاقۀ بیرونی‌ به‌ گاه‌شماری‌، ریاضیات‌، نجوم‌، كیهان‌شناسی‌، اقلیم‌شناسی‌، جغرافیا و نیز برخی‌ مباحث‌ طبیعیات‌ موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمدۀ تحقیق‌ ماللهند نیز به‌ بیان‌ نظرات‌ هندوان‌ در این‌ زمینه‌ها، به‌ویژه‌ احكام‌ نجوم‌ هندی‌ و جداول‌ سعد و نحس‌ ایام‌ اختصاص‌ یابد (نک‍ : ص‌ 170 بب‍‌ ، 492-499، 515- 548، به ‌ویژه‌ فصلی‌ مستقل‌ دربارۀ بنات‌ النعش‌: 326-331). 
وی‌ در آخرین‌ مبحث‌ كتاب‌ تحقیق‌ ماللهند كه‌ به‌ یادكرد باورهای‌ عامیانۀ هندی‌ درخصوص‌ آثار علوی‌ و پدیده‌های‌ جوی‌ اختصاص‌ دارد، آورده‌ است‌: هندوان‌ رنگین‌كمان‌ را كمان «اندر» (در باور هندیان‌: موجودی‌ افسانه‌ای‌ و رئیس‌ گونه‌ای‌ عجیب‌ الخلقه‌ از فیلان‌) دانسته‌اند، همچنان‌ كه‌ در نزد تودۀ مردم‌ ما (ایرانیان‌) نیز به «كمان‌ رستم‌» مشهور است‌ (ص‌ 547). اشارۀ اخیر بیرونی‌، تا آنجا كه‌ می‌دانیم‌، یكی‌ از كهن‌ترین‌ اشارات‌ در مورد اطلاق‌ عنوان‌ كمان‌ رستم‌ (گاه‌: كمان‌ بهمن‌) بر رنگین‌كمان‌ در میان‌ عامۀ مردم‌ ایران‌ است‌. 
بیرونی‌ افزون‌ بر تحقیق‌ ماللهند كتابهای‌ بسیاری‌ دربارۀ باورهای‌ هندیان‌ نوشته‌ است‌ كه‌ شماری‌ از آنها عبارت‌اند از فی‌ تحصیل‌ الآن‌ من‌الزمان‌ ( فهرست‌ ... ، شم‍ 52)، خیال‌ الكسوفین‌ عندالهند (همان‌، شم‍ 8، دربارۀ مطالب‌، نک‍ : تحقیق‌، 432- 438، به‌ ویژه‌ 434، نیز 512) و ترجمۀ برخی‌ متون‌ هندی‌ همچون‌ سانك‌ و پاتنجل‌ (كه‌ به‌ آنها اشاره‌ شد)، مقالة فی‌ باسدیو الهند عند مجیئه‌ الادنی‌، «حكایت‌ نیلوفر در داستان‌ دبیستی‌ و بر بهاكر» و «داستان‌ دو بت‌ بامیان‌» ( فهرست‌،شم‍ 83، 85، 96- 98). 
بیرونی‌ در الآثار الباقیة نیز در مورد باورها و مراسم‌ آیینی‌ گوناگونی‌ كه‌ در میان‌ ملل‌ و پیروان‌ ادیان‌ و فرق‌ مختلف‌ رواج‌ دارد، بارها به‌ تشابه‌ها و تفاوتهای‌ موجود اشاره‌ می‌كند. مثلاً در مورد اختلاف‌ یكی‌ از فرق‌ یهود با دیگر یهودیان‌ بر سر زمان‌ یكی‌ از روزه‌هـا ــ كه‌ تصور می‌كردند حتماً باید یك‌ روز دوشنبه‌ باشد ــ می‌گوید: این‌ كار به‌ روش‌ مسیحیان‌ نزدیك‌تر است‌ تا روش‌ یهودیان‌، زیرا معیار یهودیان‌ برای‌ روزه‌، روزهای‌ ماه‌ است‌، نه‌ روزهای‌ هفته‌ (نک‍ : ص‌ 278)؛ نیز به‌ نقل‌ از ابوعیسی‌ وراق‌، نظر یكی‌ از فرق‌ یهود دربارۀ شرایط اعیاد را نقل‌ می‌كند و می‌افزاید كه‌ این‌ عقیده‌ برخلاف‌ نظر عموم‌ یهودیان‌ و تصریح‌ تورات‌ است‌ (ص‌ 284). بیرونی‌ نظر یكی‌ از فرق‌ مسیحی‌ به‌ نام‌ اریوسیه‌ دربارۀ مسیح‌ را به‌ باور مسلمانان‌ نزدیك‌تر می‌داند، تا نظر دیگر فرق‌ مسیحی‌، و سپس‌ توجه‌ ویژۀ خود به‌ بررسی‌ تطبیقی‌ عقاید پیروان‌ مذاهب‌ مختلف‌ را به‌ صراحت‌ آشكار می‌سازد (همان‌، 288، به‌ ویژه‌ سطرهای‌ 10-13). بیرونی‌ روزۀ مسیحیان‌ را از توابع‌ فصح‌ یهودیان‌، و علل‌ این‌ دو را یكسان‌ می‌داند، اما برآن‌ است‌ كه‌ مسیحیان‌ در مورد زمان‌ فصح‌ از یهود پیروی‌ نمی‌كنند و ریشۀ این‌ اختلاف‌ نظر را نیز در اختلاف‌ نظر آنان‌ بر سر مبدأ تاریخ‌ اسكندر می‌داند (همان‌، 302). بررسی‌ اتفاق‌ یا اختلاف‌ نظر فرق‌ مختلف‌ مسیحی‌ به‌ویژه‌ در بخشی‌ از الآثار كه‌ به‌ اعیاد نسطوریان‌ اختصاص‌ دارد، به‌ چشم‌ می‌آید (ص‌ 309-311؛ برای‌ تفصیل‌ بیشتر، نک‍ : ه‍ د، تحقیق‌ ماللهند، نیز الآثار الباقیة).

مآخذ

بیرونی‌، ابوریحان‌، الآثار الباقیة، به‌ كوشش‌ زاخاو، لایپزیگ‌، 1923م‌؛ همو، تحقیق‌ ماللهند، حیدرآباد دكن‌، 1377ق‌ /1958م‌؛ همو، فهرست‌ كتب‌ محمدبن‌ زكریاالرازی‌، به‌ كوشش‌ پاول‌ كراوس‌، پاریس‌، 1936م‌.

یونس‌ كرامتی‌

صفحه 1 از5

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: