ایران‌شناسی در جهان / طهمورث ساجدی - بخش سوم

1394/2/23 ۰۹:۲۳

ایران‌شناسی در جهان / طهمورث ساجدی - بخش سوم

کارنامه تحقیقات روسیه در زمینه ایران‌شناسی بسیار پربار است. متخصصان ایران‌شناس روسیه کوشاترین محققان شرق‌شناسی این کشورند. روسها در دهه ۱۶۴۰ شروع به یادگیری زبان فارسی کردند؛ ولی عده اندکی به این کار همت گماردند. سه تن از استادان دانشگاههای سن پترزبورگ، مسکو و قازان را باید راهگشایان تحقیق و تألیف درباره ایران در روسیه دانست: یکی الکسی بولدیروف۱(۱۷۸۰ـ۱۸۴۲) بود که کتابهای درسی فارسی و عربی او تا اواخر قرن نوزدهم در دانشگاههای روسیه تدریس می‌شد، دیگری اوسیپ سنکوفسکی۲ (۱۸۰۰ـ ۱۸۵۸)، از اشراف لهستانی بود که بعضی از کتابهای تاریخی فارسی را به زبان روسی ترجمه کرد، و سه دیگر ایرانی‌تباری به نام میرزا اسکندر کاظم‌بیک (۱۸۲۰ـ۱۸۷۰) بود که گرچه متخصص ترک‌شناسی بود، ولی علاقه‌مند به مطالعات مربوط به ایران‌شناسی نیز بود.

 

کارنامه تحقیقات روسیه در زمینه ایران‌شناسی بسیار پربار است. متخصصان ایران‌شناس روسیه کوشاترین محققان شرق‌شناسی این کشورند. روسها در دهه ۱۶۴۰ شروع به یادگیری زبان فارسی کردند؛ ولی عده اندکی به این کار همت گماردند. سه تن از استادان دانشگاههای سن پترزبورگ، مسکو و قازان را باید راهگشایان تحقیق و تألیف درباره ایران در روسیه دانست: یکی الکسی بولدیروف۱(۱۷۸۰ـ۱۸۴۲) بود که کتابهای درسی فارسی و عربی او تا اواخر قرن نوزدهم در دانشگاههای روسیه تدریس می‌شد، دیگری اوسیپ سنکوفسکی۲ (۱۸۰۰ـ ۱۸۵۸)، از اشراف لهستانی بود که بعضی از کتابهای تاریخی فارسی را به زبان روسی ترجمه کرد، و سه دیگر ایرانی‌تباری به نام میرزا اسکندر کاظم‌بیک (۱۸۲۰ـ۱۸۷۰) بود که گرچه متخصص ترک‌شناسی بود، ولی علاقه‌مند به مطالعات مربوط به ایران‌شناسی نیز بود. پس از آنها، باید از دو تن ایران‌شناس برجسته دیگر نام برد، یکی الکساندر خودزکو۳ (۱۸۰۴ـ۱۸۹۱)، دانشمند لهستانی، مؤلف تئاتر در ایران (۱۸۴۵) و دستور زبان فارسی (۱۸۵۲) که یک‌چند کنسول روسیه در ایران بود، و دیگری والنتین ژوکوفسکی۴ (۱۸۵۸ـ۱۹۱۸) که در سالهای ۱۸۸۲ـ۱۸۸۶ در ایران درباره زبان و ادب فارسی و فرهنگ عامه ایران مشغول تحقیق بود و چون به روسیه بازگشت، حاصل تحقیق خود را منتشر کرد. مهمترین کارهای او تألیف مواد و مطالبی برای مطالعه لهجه‌های فارسی (۱۸۸۸ـ۱۹۲۲) و دستور مختصر زبان نوین فارسی (۱۸۹۰) و تصحیح کتاب اسرارالتوحید است.

 

قرن بیستم

ایران‌شناسی در قرن بیستم به رغم وقوع دو جنگ جهانی، همچنان شکوفا ماند و حتی بعضی از کشورها با کوشش جدیدی وارد قلمرو آن شدند. فرانسه علاوه بر برنامه‌های قبلی خود درباره باستان‌شناسی در ایران و نیز ارائه دروس ایران‌شناسی در دانشگاهها و مراکز عالی آموزشی خود و تدوین فهرستهای نسخ خطی فارسی، به همت ادگار بلوشه۵ با هانری کربن۶ هیأت نوینی به ایران بخشید، تا آنجا که، پس از انقلاب اسلامی، دامنه آن را به کشورهای فارسی زبان یا کشورهای متاثر از زبان فارسی نیز گسترش داد. کُربن در ۱۹۴۶ «انستیتوی ایران و فرانسه»۷ را در تهران تأسیس کرد و در بطن آن «بخش ایران‌شناسی»۸ را بنیاد نهاد. این بخش، زیر نظر او، فعالیت انتشاراتی ارزشمندی آغاز کرد و به معرفی فلسفه و حکمت ایران اهتمام ورزید. به علاوه، در عرصه مکتب فلسفه خاورشناسی فرانسه بدعتی آورد که نه فقط توجه ایران‌شناسان غربی را به آن جلب کرد، بلکه سبب شد که شمار بیشتری از ایرانیان به تحقیق در ایران‌شناسی روی آورند.

در آلمان مطالعات آریایی، به کمک دستور زبان تطبیقی، در بین ایران‌شناسان قبول خاص یافت و به همین سبب تبعاتی نیز درباره فرهنگ و تمدن ایران صورت گرفت. نام آوران بزرگ ایران‌شناسی آن دیار، مانند تئودور نولدکه،۹ یوزف مارکوارت،۱۰ کارل فریدریش گلدنر،۱۱ ارنست کوهن،۱۲ فردیناند یوستی،۱۳ هانس‌ها ینریش شدر،۱۴ هاینریش یونکر،۱۵ و هلموت ریتر،۱۶ به تحقیق در تاریخ قدیم ایران، زبانهای ایرانی و ادبیات آنها و نیز فارسی جدید و حماسه ملی مشغول شدند و حتی بعضی زمینه‌های تحقیقی جدید پدید آوردند. این فعالیتها، بر اثر دو جنگ جهانی، تا حدی روی به رکود نهاد، لیکن تتبعات ایران‌شناختی عصر اسلامی و مباحث عرفانی و ادبیات فارسی، که از طریق ایران‌شناسان نسل‌های بعدی، مانند برتولد اشپولر۱۷ و آنه ماری شیمل۱۸ صورت گرفت، روح‌ تازه‌ای در ایران‌شناسی آلمان دمید.

در طی قرن نوزدهم چندین ایران‌شناس انگلیسی تاریخ ایران را تدوین کردند، لیکن تاریخی که در نیمه دوم قرن بیستم، با عنوان تاریخ ایران کیمبریج تالیف شد، اقدامی استوار و کاری ارزشمند بود، خاصه از این جهت که در تالیف آن محققان ایرانی هم همکاری داشتند (رازپوش، ج۶، ص۱۹۹)؛ اما زمینه ادبیات فارسی امروزه هم با نام ادوارد براون۱۹و تاریخ ادبی ایران او بیشتر شناخته شده است تا با آثار ایران‌شناسان دیگری همچون چارلز آمبروز استوری۲۰ و آرتو جان آربری.۲۱تاریخ ادبی ایران براون هنوز در ایران همانند به خود ندیده است و با آنکه یک قرن از تالیف آن می‌گذرد، همچنان مرجع معتبری در تاریخ ادب ایران است، و در عین‌حال سهل‌الوصول است، زیرا همة مجلدات چهارگانه آن به فارسی ترجمه شده است (همان، ج۶، ص۱۸۹). از دیگر رویدادهای مهم ایران‌شناسی قرن بیستم در انگلستان ترجمه و چاپ انتقادی مثنوی معنوی ( ۱۹۲۴ـ۱۹۴۰) به کوشش رینولدالین نیکلسون۲۲ است. نیکلسون، قبل از آن، در ۱۹۰۵ ۱۹۰۷تذکره‌الاولیای عطار و در ۱۹۲۱، فارسنامة ابن‌بلخی را چاپ انتقادی کرده بود.

و اما در روسیه که در قرن نوزدهم بخش بزرگی از مطالعات خاورشناسی آن به ایران‌شناسی اختصاص داشت، در قرن بیستم پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، نگرش جدیدی به خاورشناسی پدید آمد که هدف آن در نهایت امر، بیدار کردن ملل شرق از طریق معرفی هویت ملی و اصالت فرهنگی آنها بود (پورتال، ص۲۸۱). یکی از اقدامات جالب توجه ایران‌شناسی روسی در این قرن ترجمه آثار ادبیات فارسی، به ویژه ادبیات معاصر، به روسی بود، و چون این کار به منظور معرفی «ادبیات جهانی»۲۳ صورت می‌گرفت (اولدنبورگ، ص۱۳۸)، ادبیات تطبیقی جوان روسیه هم در کنار آن دست به فعالیت زد و به مقابله با افکار « اروپا محوری» برخاست (رضا، ص۲۲۲).

به علاوه، ولادیمیروویچ بارتولد۲۴ و ایلیا پاولوویچ پتروشفسکی۲۵و دیگر مورخان ایران‌شناس این کشور آثار تاریخی ارجمندی ارائه کردند که باعث کسب اعتبار ایران‌شناسی روسیه شوروی در سطح بین‌المللی شد (پتروشفسکی، ص۳۴)، زبان‌شناسی نیز پس از انقلاب اکتبر با بهره‌برداری از مواد جمع‌آوری شدة مربوط به زبانها و گویشهای شمال و مرکز ایران‌، که قبل از ۱۹۱۷ آغاز شده بود، به نتایج بدیعی در تتبعات خود دست یافت.

تحقیق در زبانها و گویشهای ایرانی که از اواسط قرن نوزدهم سخت مورد تجه آرتور دوگوبینو۲۶ و برنهارد دورن بود (بوآسل، ص۳۳۴، ۳۳۶)‌، و والنتین ژوکوفسکی نیز نظر آگاهانه‌ای دربارة اهمیت آن درحدود ۱۸۸۸ م ابراز کرده بود (رضا، ص۲۱۷)، با اقدام بدیع ایران‌شناس سوئیسی، ژورژ رودار۲۷ در سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۶۰ و سپس در سالهای بعد برای تهیه اطلس زبان‌شناسی ایران۲۸ به اوج خود رسید و حتی «انجمن بین‌المللی تحقیق لهجه‌های ایرانی» برای ضبط روشمندانة گویشهای ایرانی تاسیس شد (نیک‌بین، ج۱، ص۵۰۲ ۵۰۵). این امر نشان داد که تحقیق در گویشها و زبانهای ایرانی همچنان مهمترین و وسیعترین مبحث ایران‌شناسی است.

بعد از برقراری نظام شوروی، بعضی از مستشرقان روسی از روسیه مهاجرت کردند؛ بعضی مانند ولادیمیرایوانوف۲۹ (۱۸۸۶ـ۱۹۷۰) و ولادیمیر منیورسکی۳۰ (۱۸۷۷ـ۱۹۶۶) تابعیت انگلیسی پذیرفتند و بعضی دیگر مانند بازیل نیکیتین۳۱ به تابعیت فرانسوی درآمدند؛ اما برجسته‌ترین متخصص مطالعات ایرانی واسیلی بارتولد۱ (۱۸۶۹ـ ۱۹۳۰) بود که تحقیقاتش درباره تاریخ و جغرافیای منطقه ماوراء‌النهر شهرت جهانی دارد و بحشی از آثارش اختصاص به مطالعات ایرانی دارد. و اما برجسته‌ترین متخصص مطالعات ایرانی یوگنی برتلس۳۲ (۱۸۹۰ـ ۱۹۵۷) بودکه نزدیک به چهل سال ریاست شعبه ایران‌شناسی مؤسسه مطالعات شرقی روسیه را به عهده داشت. او بعضی از متون کهن فارسی را به روسی ترجمه کرد و کتابهای درباره دستور زبان فارسی نوشت.

 

پی‌نوشتها:

۱٫Rugarliرر۴۹٫Boldyrevرر۲٫Senkovskiiرر۳٫Chodzkoرر۴٫ Zhukovskiرر۵٫ Blochetرر ۶٫ Corbinرر۷٫ Institut franco-iranienرر۸٫ Departement d’Iranologieرر ۹٫Noldekرر۱۰٫ Markwartرر۱۱٫Geldnerرر۱۲٫Kuhnرر۱۳٫Justiرر۱۴٫Schaederرر۱۵٫ Yunkerرر۱۶٫ Riiterر۱۷٫ Spulerرر۱۸٫ Schimmelرر۱۹٫Browneرر۲۰٫ Ch. A. storeyرر۲۱٫ Arberryرر۲۲٫Nicholsonرر۲۳٫Litterature mondialeرر۲۴٫Bartholdرر۲۵٫Petruchevskyرر۲۶٫ Arthur de Gobineauرر۲۷٫ Redardرر۲۸٫Atlas liguistique de I;iranرر۲۹٫ ivanovرر ۳۰٫ Minorskyرر۳۱٫ Nikitineرر۳۲٫ Barthold

روزنامه اطلاعات

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: