ایران‌شناسی در جهان / طهمورث ساجدی - بخش اول

1394/1/26 ۰۸:۴۷

ایران‌شناسی در جهان / طهمورث ساجدی - بخش اول

اشاره: ایران‌شناسی مجموعه دستاوردهای مربوط به فرهنگ و تمدن و زبانهای ایرانی است که پیشینه‌ای چهارقرنی دارد، لیکن هرگز تاریخی مدون و تعریفی روشن نداشته و بررسی آن نیز اغلب به طور مقطعی و موضوعی صورت گرفته است. در این مقاله، بخشهای گوناگون ایران‌شناسی در اروپا، در قرون هفدهم تا بیستم، و سپس ایران‌شناسی در ایران در قرن بیستم به همراه تعریف علمی آن، به ترتیب تاریخی بررسی خواهد شد. گفتنی است که این نوشتار از «دانشنامه زبان و ادب فارسی» برگرفته شده که زیر نظر آقای دکتر اسماعیل سعادت و به همت فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ شده است.

 

 

اشاره: ایران‌شناسی مجموعه دستاوردهای مربوط به فرهنگ و تمدن و زبانهای ایرانی است که پیشینه‌ای چهارقرنی دارد، لیکن هرگز تاریخی مدون و تعریفی روشن نداشته و بررسی آن نیز اغلب به طور مقطعی و موضوعی صورت گرفته است. در این مقاله، بخشهای گوناگون ایران‌شناسی در اروپا، در قرون هفدهم تا بیستم، و سپس ایران‌شناسی در ایران در قرن بیستم به همراه تعریف علمی آن، به ترتیب تاریخی بررسی خواهد شد. گفتنی است که این نوشتار از «دانشنامه زبان و ادب فارسی» برگرفته شده که زیر نظر آقای دکتر اسماعیل سعادت و به همت فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ شده است.

 

ایران‌شناسی در قرن هفدهم

یکی از قدیم‌ترین سنتهای ایران‌شناسی در اروپا، سنت ایران‌شناسی هلند در قرن هفدهم بود. در آن زمان، زبان فارسی هم مورد علاقه اعضای شرکت هند شرقی هلند بود و هم مورد علاقه دانشمندان و دانشگاهیان این کشور؛ اما این دو علاقه انگیزه یکسانی نداشت. در حالی که علاقه شرکت هند شرقی ناشی از احتیاج آن به هلندیان آشنا با زبان فارسی بود تا آن را در پیشبرد امور تجاری‌اش یاری کنند، وجهه نظر دانشمندان و دانشگاهیان صرفاً مطالعه زبان فارسی و به طور کلی تحقیق در زبانهای آسیایی و خویشاوندی آنها با زبانهای اروپایی بود. ولی توجه به زبان فارسی در هلند از نظر زمانی چندین دهه مقدم بر دوره فعالیتهای تجاری هلندی‌‌ها در آسیا بود. زبان فارسی تا نیمه دوم قرن شانزدهم در اروپا شناخته نبود.

اروپاییان نخستین ‌بار از طریق ترجمه اسفار پنجگانه عهد عتیق به فارسی(۱۵۸۶)، با آن آشنا شدند. یکی از نسخه‌های این ترجمه به دست فرانسیسکوس رافلنگین۱(۱۵۳۹ـ ۱۵۹۷)، متخصص فلاندری زبانهای شرقی و استاد زبان عبری در دانشگاه لیدن، رسید. مشابهتهایی که او پس از مطالعه این ترجمه، میان زبان هلندی و زبان فارسی یافت، سرآغاز بحثهایی درباره رابطه میان زبان فارسی و زبانهای اروپایی شد. در سال ۱۵۶۹ گوروپیوس بیکانوس با نوعی ریشه‌شناسی خام و ابتدایی، این نظریه را طرح کرد که لهجه هلندی رایج در آنْوِرس۲ متفرع از زبان کیمریان۳ است که به روایت هرودوت، از محل سکونت خود در حاشیه دریای سیاه به اروپای غربی کوچیدند؛ ولی ژوزف اسکالیژر۴ فرانسوی که به لیدن رفته بود، با این نظریه مخالف بود و خود می‌کوشید تا کلیدهایی برای کشف ریشه کلمات فارسی در زبانهای دیگر بیابد. دانشمند دیگری که مدافع وجود رابطه میان زبانهای ژرمنی و زبان فارسی بود، یوهان الیخمان۵ (۱۶۰۱ـ ۱۶۳۹)، طبیب و شرق‌شناس مقیم لیدن بود که در تأیید نظریه خود فهرستی از چهارصد کلمه فارسی گرد آورد که در زبان آلمانی هم کم و بیش به همان معنی به کار برده می‌شود.

تحقیق جدی درباره زبان فارسی و تاریخ ایران در هلند با مساعی توماس ارپنیوس۶ (۱۵۸۴ـ ۱۶۲۴) استاد «زبان عربی، زبان فارسی و سایر زبانهای شرقی» دانشکده لیدن آغاز شد. انگیزه مهم او در این مساعی، اطمینان او از وجود رابطه میان زبان هلندی و زبان فارسی بود. پس از او، دیگر عربی‌دان برجسته آن زمان، یاکوب گولیوس۷ (۱۵۹۶ ۱۶۶۷)، بیش از همه به مطالعه درباره زبان فارسی اهتمام داشت. از جمله فعالیتهای او در این زمینه تهیه فرهنگ فارسی لاتینی بود که پس از مرگ او در ۱۶۶۹، به کوشش شرق‌شناس انگلیسی به نام ادموند کاستل۸ در فرهنگ هفت‌‍‌زبانی او انتشار یافت. گولیوس در سالهای ۱۶۴۲ـ۱۶۴۳، در مطالعات خود از مصاحبت با شخصی به نام حق‌وردی ـ نماینده ایران در دربار شْلِسْویک هولشتاین۹ در آلمان ـ که به هلند رفته بود، بهره‌مند شد. بسیاری از محققان دیگر، از جمله کشیشی پروتستان به نام لویی دودیو۱۰ (متوفی۱۶۴۲) نیز در ۱۶۳۹ کتابی در دستور زبان فارسی به زبان لاتینی تألیف کرد. این اثر را نخستین توصیف زبان فارسی دانسته‌اند که در اروپا در دسترس تحقیق قرار گرفت.

 

یکی از محققانی که شهرت علمی گولیوس آنها را به لیدن کشانده بود، لوینوس وارنر۱۱ آلمانی بود که در سال ۱۶۴۴ مجموعه‌‌ای از ضرب‌المثل‌های فارسی، همراه با توضیح مختصر، منتشر کرد. او نخستین دانشمند اروپایی بود که غزلیات حافظ را به مدد شرح سودی به لاتینی ترجمه کرد. یادداشتهای منتشر نشدة وارنر، پس از مرگش به کتابخانه دانشگاه لیدن منتقل شد و در آنجا نگهداری می‌شود. در سال۱۶۵۱نخستین متن چاپی گلستان سعدی، به اهتمام گئورک گنتیوس۱۲ ـ دیگر شاگرد آلمانی گولیوس ـ در آمستردام منتشر شد. ترجمه هلندی این اثر نیز در سال ۱۶۹۴، یعنی سه سال پس از ترجمه آلمانی آن به قلم آدام اولئاریوس۱۳ به اهتمام دویسبرگ۱۴ کتابفروشی آمستردامی، انتشار یافت.

 

لهستان

کشور اروپایی دیگری از دیرباز تعلق خاطری به ایجاد رابطه با ایران و تعامل فرهنگی با آن داشته است، لهستان است. بیشتر ارتباطات لهستان با ایران از طریق امپراتوری عثمانی، همسایه مشترک ایران و لهستان، صورت می‌گرفت. در حقیقت امپراتوری عثمانی واسطه انتقال فرهنگ ایرانی به لهستان بود. اشراف لهستانی خود را از اعقاب سَرمَتْها۱۵ یا سرامطه، قوم قدیم چادرنشین آریایی می‌دانستند که در قسمت شرقی لهستان و قسمت جنوبی روسیه اروپایی می‌زیستند(نک: دایره‌المعارف فارسی، ذیل «سرمت‌‌ها» و «سرمتیه»). آنها در قرن هفدهم، به جستجوی ریشه‌های شرقی خود برآمدند و به سعی در حفظ آداب و رسوم ایرانی خود برخاستند که از طریق ترکها اخذ کرده بودند. ارمنیهای شهر لووف۱۶ و دیگر شهرهای جنو‌ب‌شرقی لهستان که فارسی می‌دانستند و در کار تجارت پررونق اجناس و اشیای دارای منشأ ایرانی بودند، در قوام بخشیدن به روابط ایران و لهستان کمک می‌کردند. به علاوه هیأتهای تبلیغی کَرْمَلی و یَسوعی لهستانیِ در قرن هفدهم در ایران بسیار فعال بودند. سرشناس‌ترین مبلغان مذهبی لهستانی تادئوش کروسینسکی۱۷ بود که در ایران زندگی می‌کرد و از نزدیک شاهد انقراض سلسله صفویه بود و گزارشهای جالب توجهی درباره آن منتشر کرد (کراسنو ولسکا، ص۲۱؛ ماخالسکی، ص۳۹۷).

یکی از نخستین ایران‌شناسان لهستانی ساموئل اوتْوینوْسْکی ۱۸ مترجم گلستان سعدی، در حوالی سال ۱۶۱۰ بود که از نخستین ترجمه‌های اروپایی این اثر است، هرچند ثابت شده است که منبع اصلی او ترجمه ترکی گلستان بوده است نه اصل فارسی آن. این ترجمه در ۱۸۷۹، یعنی پس از ترجمه دیگر این اثر به قلم کازیمیرسکی۱۹ (پاریس، ۱۸۷۶) که از روی متن اصلی آن صورت گرفته بود، چاپ شد (همان، ص۳۹۹؛کراسنو ولسکا، ص۲۳). خاورشناس لهستانی، فرانتسیشک منینسکی۲۰ نیز در سال ۱۶۸۰ لغتنامه‌ای سه زبانی، از جمله فارسی، تدوین کرد و در آن غزلی از حافظ به زبان لاتینی ترجمه و منتشر کرد (ماخالسکی، ص۳۹۸).

 

ایتالیا

در ایتالیا که از دیرباز روابط سیاسی و تجاری و فرهنگی با ایران داشت، جووان باتیستا رایموندی۲۱ (۱۵۳۶ـ ۱۶۱۴)، بزرگترین شرق‌شناس ایتالیایی عصر خود، زبان فارسی را زیباترین زبان جهان می‌دانست. او و برادران و کیتی۲۲ (جووان باتیستا وجرولامو۲۳) مخطوطات شرقی مهمی از مصر و خاور نزدیک و ایران و هند گرد آوردند. جرولامو از قاهره نسخه‌ای خطی از شاهنامه فردوسی (جلد اول)، با تاریخ کتابت ۶۱۴ق، به ایتالیا برد که اکنون در کتابخانه ملی فلورانس نگهداری می‌شود؛ این نسخه تا کنون کهن‌ترین نسخه خطی شاهنامه در جهان شناخته شده است. پیترو دلاواله۲۴ (۱۵۸۶ـ ۱۶۵۲) سیاح رُمی نیز اهتمام بسیار به گردآوری و استنساخ مخطوطات فارسی داشته است (پیه مونتسه، ص۱۳۷ـ ۱۳۹). کهن‌ترین نسخه مصور منطق‌الطیر عطار، با تاریخ تحریر ۸۵۷ق نیز که از جهت نقاشی و خطاطی شاهکار کوچکی در هنر کتابسازی ایرانی است، در شهر تورینو محفوظ است (همان، ص۱۵۸).

 

پی‌نوشتها:

۱-Raphelengien رر۲-Anvers رر۳- Cimmeriansرر۴- Scaliger رر۵-Elichmannرر۶- Erpeniusرر۷-Golius رر۸- Castell رر۹- Schleswig – Holsteinرر۱۰- de Dieu رر۱۱-Warner رر۱۲- Gentius رر۱۳- Olearius رر۱۴- Duisberg رر۱۵- Sarmatians رر۱۶- Lvov رر۱۷- Krusinski رر۱۸- Otwinovskiرر۱۹- Kazimirski رر۲۰- Meninski رر۲۱-Raimondi رر۲۲- Vecchitti رر۲۳- Gerolamo رر۲۴- della Valle

روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: