به گفته هاشمی: «ابنسینا فیلسوفی است که مهمترین هدفش، رشد «عقلانیت» در جامعۀ انسانی و تعالی جایگاه انسان در نظام هستی است. او اگر از آثار پیشینیان بهره میبرد، خود را به مقام «شارح» تنزل نمیدهد و اگر دربارۀ مسائل دینی بحث میکند، به «تقلید» و «تعصّب» روی نیاورده و به «نقل» اکتفا نمیکند»
محیا شعیبی: نظام اداری ایران بعد از صفویه کوچکتر و کمکارکردتر شده و مدیریت به سمت شیوههای شفاهی گرایش یافته بود. دیگر خبری از تجملات و زیباییهای اداری دوران صفوی نبود، اما با این حال، بخش اداری همچنان فعال و کارآمد باقی مانده بود.
محمد بختیاری، دانشیار و عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه بینالمللی امام خمینی گفت: جامعه روستایی در دوره قاجار ستون فقرات حیات اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی ایران بود، اما در پژوهشهای تاریخی کمتر بهصورت مستقل و نظاممند بررسی شده است.
عباس زریاب خویی پژوهشگری است که یکی از غنیترین منابع ایرانشناسی موجود در کشور محصول سالها زحمات او در میان نسخ خطی است.
محمدرضا فدایی گفت: آندرهاس ویمر بر این باور است مطالعۀ ملّتسازی برای فهم جهان امروز لازم است. او اعتقاد دارد خیلی از بحرانهای معاصر -جنگ داخلی، دولتهای ناکارآمد، دموکراسیهای شکننده و امثالهم- صرفاً ناشی از فقر یا دیکتاتوری نیستند، بلکه نتیجۀ عدم تحقق واقعی ملّتسازی هستند.
منصوره اتحادیه(نظام مافی)، استاد ممتاز دانشگاه تهران گفت: ممکن است شخصی که سند را در اختیار دارد، آن را بخواند و فکر کند که سند کماهمیتی است. ولی متخصص ممکن است از لابهلای سند چیزی پیدا کند. ریزهکاریهایی در اسناد موجود است و زندگیها را زنده و ملموس میکند.
یک پژوهشگر ادبیات داستانی گفت:سیدمحمد علی جمالزاده با استفاده از زبان عامیانه و طنز تلخ، نوآوری در داستاننویسی ایران ایجاد کرد و تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی نویسندگان گذاشت.
سید علی آلداود گفت: اگر امیرکبیر مجال بیشتری مییافت و ناصرالدینشاه زمان طولانیتری او را در صدرات نگه میداشت اصلاحات عظیمتری در کشور به وجود میآمد اما ایران این شانس را نداشت زیرا کشور اساساً در موقعیتی قرار نداشت که پذیرای اصلاحات وسیع باشد هنوز نیروهای ارتجاعی و فرصتطلب و سنتگرایان نیروی اجتماعی مهم در ایران بودند طرفداران اصلاحات اندک بوده و حتی همین کسان معدود توان حمایت از امیر و گستاخی ایستادگی در مقابل طبقه وسیع ریشهدار گذشتهگرایان را نداشتند.
یوسفثانی گفت: در فلسفه اسلامی، ابنسینا شاغول و شاخصه عقلانیت است و خیلی تلاش و سعی وافری دارد که مطلبی را که نمیتوان از آن دفاع عقلانی کرد، مورد پذیرش قرار ندهد. این نکتهای است که مرحوم استاد ما مهدی حائری یزدی بسیار بر این نکته تاکید داشت و همیشه میگفت به نظر من در بین فلاسفه اسلامی بزرگترین فیلسوف ابنسیناست که به قاعده خردمندی و قاعده عقلانیت بسیار پایدار بود.
سیمون کریستوفورتی - شاهنامهپژوه ایتالیایی و ویراستار چاپ جدید ترجمه کلاسیکِ ایتالو پیتزی از شاهنامه - گفت: پیتزی شاهنامه را «بزرگترین منظومه ملی فارسی» میدانست و اهمیت آن را با نقشی که کمدی الهی دانته در فرآیند شکلگیری ملت ایتالیا ایفا کرده بود، مقایسه میکرد. از همینرو، او بر این باور بود که نسخه ایتالیایی این اثر باید دارای سبکی «حماسی» باشد؛ سبکی که وی آن را در ترجمههای سده نوزدهمیِ حماسههایی چون ایلیاد و انهاید بازمییافت.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید