زبان سغدی- بخش دوم / بدرالزمان قریب | ۱۱:۱۵,۱۳۹۹/۵/۱۴|

کتیبه‌ها سنگ‌نوشته‌های شمال پاکستان در سند علیا این سنگ‌نوشته‌ها در شمال پاکستان و در آغاز سال 1980م توسط هیئت باستان‌شناسی آلمان و پاکستان، هنگامی‌که آزادراه کرکروم ساخته می‌شد، کشف گردید. بیش از ششصد سنگ‌نوشتۀ سغدی که بزرگ‌ترین مجموعۀ کتیبه‌های سغدی را تشکیل می‌دهد، همراه با چند سنگ‌نوشته به زبانهای دیگر ایرانی (10 سنگ‌نوشتۀ بلخی، دو پارتی و دو فارسی میانه) همه نوشته بر صخرۀ کوه یافت شدند. بیشتر آنها در محلی به نام «شتیال» نزدیک شهر «چیلاس» که راه کاروانی میان آسیای مرکزی، چین و هند از آن می‌گذشت، نوشته شده‌اند....

زبان سغدی - بخش اول / بدرالزمان قریب | ۱۴:۲۷,۱۳۹۹/۵/۸|

زبان سغدی یکی از زبانهای ایرانی میانۀ شرقی است که از سدۀ نخست تا سیزدهم میلادی در گسترۀ جغرافیایی بزرگی، از دریای سیاه تا مرزهای غربی چین، مردمانی ایرانی‌تبار بدانها تکلم می‌کردند. زبان سغدی در تحول آوایی و مشخصه‌های صرفی، با زبانهای ختنی، خوارزمی و بلخی وجوه مشترکی دارد که می‌توان، با وجود اختلاف محتوا و خط، این چهار زبان را در یک گروه زبانی ــ که ایرانی میانۀ شرقی است ــ قرار داد. آثار این زبان، که از ناحیۀ نزدیک سمرقند و درۀ رود زرافشان تا یکی از برجهای دیوار بزرگ چین و غارهای هزاربودای دون هُوان...

دهر - بخش دوم / احمد پاکتچی | ۱۲:۲۹,۱۳۹۹/۵/۱|

دَهْر، مفهومی خداشناختی بازمانده از دورۀ پیش از اسلام که در قرآن کریم باور مربوط به آن، به نقد گرفته شده، و در احادیث نیز از آن سخن آمده است. ریشۀ سه‌حرفی «د ه‍ ر»، در کاربرد فعلی در زبان عربی، به‌معنای فرودآمدن با وجه پژوراتیو است که کاربرد قرآنی ندارد؛ در ارتباط با همین کاربرد، مدهور به‌معنای مصیبت‌زده وآسیب‌دیده به کار رفته است. در کاربرد اسمی که ساخت آن باید متأخرتر باشد، واژه دهر، معنای اصلی‌اش روزگار است که در قرآن به کار رفته است (دهر/76/1). کاربرد دیگری نیز برای واژۀ دهر وجود دارد که حاصل تلفیق میان دو معنای یادشده است و در این کاربرد، دهر به‌معنای «سختی و مصیبت» است.

دهر – بخش اول / امیرحسین ساکت‌ | ۱۳:۹,۱۳۹۹/۴/۲۴|

دَهْر، اصطلاحی در فلسفۀ اسلامی به معنای زمان بی‌آغاز و بی‌انجام، و همچنین ساحتی میان زمان و سرمد. دهر در منابع اسلامی در عین تمایز و وجود تعاریف دقیق، معمولاً مترادف با مفاهیمی چون ازلیت، ابدیت، دیمومت و سرمد به کار رفته است. دهر با مفاهیم زمان و سرمد ملازمه دارد و تعریف آن بدون ارجاع به این مفاهیم ممکن نیست. نخستین مترجمان عالم اسلام دهر را معادل واژۀ یونانی aiōn برگزیدند، اگرچه گاهی اصطلاحات سرمد، ازلیت، ابدیت و دیمومت را نیز به همین معنا به کار برده‌اند (افنان، ذیل واژه‌ها). این ابهام تا حدودی در متون یونانی نیز در کاربرد اصطلاحات aiōnios (صورت وصفی aiōn) و aidios ...

ذوالقرنین / فتح‌الله مجتبائی | ۱۱:۴۵,۱۳۹۹/۴/۱۷|

ذوالقَرْنِیْن، لقبی که در قرآن کریم (کهف/ 18/83- 98) به یکی از ملوک اعصار باستانی داده شده است که از صالحان و مقربان درگاه الٰهی، و کسی بود که خداوند با او سخن گفت، او را بر روی زمین تمکن بخشید، رشتۀ کارها را به دست او سپرد، و قدرتش را در شرق و غرب عالم بسط داد. در قرآن سخنی دربارۀ اینکه ذوالقرنین چه کسی بوده و در کدام زمان و مکان می‌زیسته است، نیست؛ ولی در دوره‌های بعد، افزون‌بر معانی مختلفی که برای لقب او (ذوالقرنین) آورده‌اند (بیرونی، 44، 47؛ ثعالبی، 442)، دربارۀ هویت او نیز سخن بسیار رفته است. برخی ذوالقرنین را دو شخص دانسته‌اند...

ذوالقرنین / شهرام خداوردیان | ۱۱:۱۱,۱۳۹۹/۴/۹|

ذوالقَرْنِیْن، شخصیتی الٰهی در قرآن کریم، که بر بخش مهمی از زمین فرمان می‌رانده است. وی شخصیت محوری سومین و آخرین قصه از قصص سورۀ کهف است که با این عبارات آغاز می‌شود: «و از تو دربارۀ ذوالقرنین می‏پرسند، بگو به‌زودی ذکری از او بر شما برخوانم، ما در زمین او را متمکن ساخته و از هر چیزی او را سببی بخشیدیم، پس آن ]هر سبب[ را پی‌گرفت» (18/83-85). یادکرد موجز قرآن کریم از ذوالقرنین، مبتنی‌بر کشف هویت تاریخی یا ذکر اسم عَلَم او نیست و معطوف به ترسیم مسیر کلی تقدیر و رسالت وی و گویی بیشتر ناظر به برجسته‌ساختن وقایع و نکاتی در راستای معرفی ماهیتی سرنمونی است...

دیه / حمید گوینده | ۱۳:۴۱,۱۳۹۹/۳/۲۶|

دیـه، اصطلاح فقهی ـ حقوقی ناظر به مالی که به‌سبب قتل، یا صدمه به جسم اعم از جوارح یا حواس، یا سلب منافع جسمی انسان، برحسب مورد به اولیای دم مقتول یا به مصدوم پرداخت می‌شود. در لغت، دیه از مادۀ «ودی» به‌معنی حق مقتول و خون‌بهای او ست و در اصطلاح فقه اسلامی، دایرۀ شمول آن در مذاهب مختلف، متفاوت است. لفظ دیه نزد اهل سنت اختصاصاً به مالی که در قبال مرگ یک انسان پرداخت می‌شود، به کار می‌رود و عوضی را که در صدمات مادون قتل مثل جراحات یا قطع عضو پرداخت می‌شود، ارش می‌نامند. امامیه «دیه» را در هر موردی که شارع میزان آن را به نحو مقطوع تعیین کرده است ...

زورخانه / محسن احمدی | ۱۱:۴۴,۱۳۹۹/۳/۲۰|

زورْخانه، باشگاهی برای ورزشهای باستانی. واژۀ زورخانه که برگرفته از «زور» به معنای نیرو و توانایی است، در ترکیب با «خانه» مفهوم جدیدی می‌یابد، همچون گلخانه و کارخانه. پیش‌تر، زورخانه را «آماج‌خانه»، به معنی محل تیراندازی می‌گفتند (بیضایی، 61). نام زورخانه از حدود دورۀ صفویه به کار رفته است؛ برای نمونه، میرنجات قمی در منظومۀ گُل کشتی (ح 1080 ق/ 1669 م)، از آن یاد کرده است (الٰهی، 727). برخی معتقدند که زورخانه پیش‌تر با نامهای گوناگونی، مانند عبادت‌خانه، بیت، حزب، لنگرگاه و پاتوق نامیده می‌شد (صدیق، «نگاهی ... »، 46). در زبان کردی، کشتی «زوران»، کشتی‌گیر «زورانی‌گر و زوران‌باز» ...

خیام – بخش سوم و پایانی/ علی میرافضلی | ۱۱:۴۵,۱۳۹۹/۳/۱۸|

اشعار خیام: کهن‌ترین سندی که در مورد شاعری خیام وجود دارد، کتاب طرائف الطرف بارع بغـدادی (د 524 ق/1130 م) است که در سالهای آغازین قرن 6 ق/12 م فراهم آمده وگلچینی از شعرهای عربی است و در آن، 7 بیت شعر عربی به اسم خیام روایت شده است. ارزش این کتاب در آن است که در زمان حیات خیام تألیف شده و مؤلفْ حکیم عمر خیام را می‌شناخته است. در منابع، حدود 40 بیت عربی، تعداد بی‌شماری رباعی و 3 قطعۀ فارسی به اسم خیام نقل شده است. اشعار عربی: برخلاف رباعیات خیام که تا مدتها (ح یک قرن) در هیچ ...

خیام – بخش دوم / یونس کرامتی | ۱۲:۴۲,۱۳۹۹/۳/۱۱|

گاه‌شماری و نجوم: به‌رغم اهمیت ذاتی آثار خیام در فلسفه و به‌ویژه ریاضیات، و نیز شهرت جهانی رباعیات او، بی‌گمان می‌توان گفت که خیام بیشتر شهرت خود را مدیون نقشی است که همگان برای او در پایه‌گذاری گاه‌شماری جلالی در نظر گرفته‌اند و شگفتا که از منابع کهن نکات چندانی در خصوص چندوچون نقش خیام در این میانه دستگیر نمی‌شود. مشکلاتی که به‌کارگیری سال ناقصۀ ایرانی یا گاه‌شماری هجری قمری در محاسبۀ خراج پیش آورده بود، موجب شد که ملکشاه و نظام‌الملک طوسی برای سامان‌دادن به این امر، منجمان روزگار خود را برای رصد خورشید و یافتن هنگام اعتدال بهاری گرد آورند و براساس این ارصاد ...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما