صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه حقوق ایران / آپارتاید /

فهرست مطالب

آپارتاید


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 4 اسفند 1403 تاریخچه مقاله

آپارْتایْد، از گونه‌های تبعیض نژادی که به‌طور مشخص بـه سیاست نژادپرستانۀ حکـومت آفریقای جنوبی بـر ضد سیاهان اطلاق می‌شود.
واژۀ آپارتاید از ریشۀ هلندی و فرانسوی apart به معنای جدا، و پسوند -heid (معادل -hood در انگلیسی، برای دلالت بر وجود یا 
 داشتن وصفی) تشکیل شده است («دیکشنریِ آنلاین ... »، npn.). آپارتاید در لغت به معنای جدایی یا جدا بودن است و در فرهنگهای لاتین مترادف با واژه‌های تبعیض، جداسازی، تفکیک، تعصب، تعصب‌نـژادی، نژادپرستی، تنگ‌نظری و مانند آن بـه کار رفتـه است («اصطلاح‌نامه»، «دیکشنری»، npn.). آپارتاید در تعـریف مفهومی، به معنای نظامی سیاسی است که در آن اعضای نژادهای مختلف، حقوق سیاسی و اجتماعی متفاوت دارند و زندگی، سفر، اوقات فراغت و سایر امور خود را جدا از یکدیگر می‌گذرانند (هورنبی، 45). آپارتاید به لحاظ منشأ تاریخی، نام مخففی است که در زبان آفریقاییان به معنای جداسازی نژادی، تفکیک یا تبعیض بـه کـار رفتـه، و حاکی از یک نظام سیـاسی ـ اجتماعی مبتنی‌بـر ایدئولوژی نژادپرستانه است. 
اصطلاح آپارتاید در ادبیات سیاسی و حقوقی، به گونه‌ای خاص از تبعیض و جداسازی مردمان یا گروهها، با معیارهای نژادی اشاره دارد؛ گونه‌ای که در آفریقای جنوبی و مستعمرۀ تحت سلطۀ آن ــ آفریقای جنـوب غربی (نامیبیای کنونی) ــ جریان داشتـه است. مفهوم آپارتاید نمادی از گونه‌ای تبعیض نژادی تلقی می‌شود که بازتاب وضعیت تاریخی و حقوقی خاصی است که بستر اِعمال آن را شکل می‌داده است. تبعیض نژادی آن‌چنان‌که در اسناد حقوقی ملی و بین‌المللی آمده است، به معنای توزیع و تخصیص نابرابر منابع و فرصتها، و انکار حقوق بنیادین افراد یا گروهها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی به دلایل نژاد، رنگ یا منشأ قومی، ازجمله نابرابری در دسترسی به خدمات عمومی یا خصوصی، تسهیلات، آموزش و استخدام و اشتغال است.
تبعیض نژادی بنابر اظهار دیوان بین‌المللی دادگستری عبارت است از: «ایجـاد و اِعمال تمایزات، استثناها، محدودیتها و مضایقی صرفاً مبتنی‌بر نژاد، رنگ، نسب یا منشأ ملی یا قومی که متضمن نوعی انکار حقوق بنیادی بشر است» (نک‍ : «گزارشها ... »، بند 131). در کنوانسیون بین‌المللی رفع کلیۀ اَشکال تبعیض نژادی، به بیانی فراگیرتر آمده است: «هرگونه جداسازی، استثنا، محدودیت یا ترجیح مبتنی‌بر نژاد، رنگ، نسل، یا منشأ ملی یا قومی که هدف یا اثرش انکار یـا خدشه در شناسایی، برخورداری یـا اجرای برابر حقوق و آزادیهای اساسی بشر در زمینه‌های سیاسی، اقتصـادی، اجتماعی و فرهنگی، یا هر زمینۀ دیگر حیات جمعی باشد» (کنوانسیون ... ، 1965 م، نک‍ : بخش 1، مادۀ 1). 
این‌گونه تعاریف و مواردی مانند آن، بیانهایی عام از تبعیض نژادی هستند. اما واژۀ آپارتاید به مفهومی فراتر از این اشاره دارد.ممکن است کم نباشند کشورهایی که در آنها برخی گروههای قومی یا نژادی تاحدودی از پاره‌ای حقوق بنیادی مانند حق مشارکت در حکومت محروم باشند؛ اما آنچه آپارتاید حکایت از آن دارد، این است که اعضای یک یا چند گروه نژادی به‌صورت نهادینه‌شده و گسترده، و گاه حتى به‌موجب قانون اساسی از اِعمال حق خود، به‌سبب منشأ قومی و نژادی‌شان منع شده‌اند (رِدّی، 15). به تعبیر دیگر، آپارتاید اشاره به نظامی سیاسی مبتنی‌بر یک ایدئولوژی نژادپرستانه دارد که در آن حیات و آزادی اشخاص، به‌سبب نژاد، مورد انکار قرار می‌گیرد و اعضای یک یا چند گروه نژادی خاص از گروه نژادی برتر و حاکم جداسازی، و در محلهای محروم از امکانات و تسهیلات حیات اسکان داده، و به بیگاری و استثمار گرفته می‌شوند (وایسبرود، 496). 
آن‌گونه که کنوانسیون ممانعت و مجازات جنایت آپارتاید بیان داشته، جنایت آپارتاید که شامل سیاستها و رویه‌های مشابهی مبنی‌بر تفکیک و تبعیض نژادی است، به‌نحوی‌که در رژیم [سابق] آفریقای جنوبی اِعمال می‌شده است. این جنایت بر اَعمال غیرانسانی‌ای اطلاق می‌گردد که به‌منظور ایجاد و حفظ سلطۀ یک گروه نژادی بر گروه یا گروههای نژادی دیگر، و اِعمال ظلم سیستماتیک بر آنها انجام می‌شود، و مهم‌ترین مصادیق آن عبارت‌اند از: 
الف ـ انکار حق حیات و آزادی شخصی هر عضو یا اعضای یک یا چند گروه نژادی از طریق: 1. قتل اعضای آن گروه یا گروهها؛ 2. تحمیل آسیبهای جدی جسمی یا روحی بر اعضای آن گروه یا گروهها، همراه با نقض آزادی و کرامت، یا شکنجه یا رفتار غیرانسانی یا مجازات بی‌رحمانۀ غیرانسانی، یا رفتار «ترذیلی» دربارۀ آنها؛ 3. دستگیری خودسرانه و حبس غیرقانونی اعضای آن گروه یا گروهها. 
ب ـ تحمیل عمـدی شرایطی نامساعد بـرای زندگی که باعث نابودی فیزیکی کل یا بخشی از آن گروه یا گروههای نژادی گردد. 
ج ـ هرگونه اقـدام تقنینی یا غیرِ آن، که به‌منظور محروم‌کردن یک یا چند گروه نژادی از مشارکت در زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور صورت گیرد و نیز ایجاد عمدی شرایطی کـه مانع پیشرفت کامل آن گـروه یا گروهها می‌گردد، به‌ویـژه از طریق انکار حقوق و آزادیهای اساسی آن گروه یا گروهها، ازجمله حق اشتغال، حق تشکیل اتحادیه‌های تجاری شناخته‌شده، حق آموزش، حق خروج و ورود به کشور، حق تابعیت، حق آزادی جابه‌جایی و اقامت، حق آزادی عقیده و بیان، و حق آزادی اجتماعات و تشکلهای مسالمت‌آمیز. 
د ـ هرگونه اقـدام، ازجملـه قانون‌گـذاری، به‌منظـور جداسازی جمعیت براساس خطوط نژادی، از طریق ایجاد اماکن اختصاصی برای اعضای یک یا چند گروه نژادی، منع ازدواج میان اعضای گروههای نژادی مختلف، مصادرۀ املاک متعلق به یک یا چند گروه نژادی یا اعضای آنها. 
ه‍ ـ استثمار نیروی کار اعضای یک یا چند گروه نژادی، به‌ویژه از طریق تحمیل کار اجباری. 
و ـ اذیت و آزار سازمانها و اشخـاص از طریق محروم‌ساختن آنها از حقوق و آزادیهای بنیادی به دلیل اعتراض به آپارتاید (کنوانسیون ... 1974 م، مادۀ 2).
به این ترتیب، آپارتاید دلالت بر یک نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد که مختصات آن نه‌تنها با رفتارهای تبعیض‌آمیز تعریف می‌شود، بلکه حکایت از تبعیض نژادی نهادینه‌شده در یک نظام حقوقی دارد که برپایۀ جداسازی نژادی تعریف شده است. باتوجه‌به جداسازی عمدی جغرافیایی و اجتماعی، براساس نـژاد و رنگ پـوست ــ آن‌گونه کـه در حکـومت سابق آفریقای جنوبی صورت می‌گرفت ــ نمی‌توان گفت که آن کشور صرفاً درگیر یک سیاست تبعیض‌آمیز نژادی بوده است، بلکه باید گفت آپارتاید خود گونه‌ای رژیم سیاسی است که برپایۀ چنین سیاستی استوار شده و تعقیب‌کنندۀ آن است (دوگارد، 53؛ دانشنامه ... ،VIII/ 37). مصداق بارز آپارتاید در آفریقای جنوبی روی داد و یک گروه نژادی کوچک سفیدپوست، که عمدتاً مهاجران دوران استعمار بودند، بر آفریقای جنوبی با اکثریت قاطع جمعیت سیاه‌پوست حکومت می‌کردند و آنها را از حق حاکمیت و تعیین سرنوشت خویش محروم کرده بودند و با آنان همچون بردگان رفتار می‌شد. این رژیم درحقیقت ارمغان استعمار در این کشور بود؛ زیرا آنچه در 1910 م در آفریقای جنوبی واقع شد، استعمارزدایی و استقلال از انگلیس نبود، بلکه اعطای استقلال به استعمارگران بود. جمعیت استعمارشده نه در مذاکرات حضور داشتند و نه به نظراتشان گوش داده می‌شد و درعمل تحت سلطۀ شدیدتر استعمارگران واقع شدند (رِدّی، 10). 

پیشینه 

وقتـی از پیشینـه و دورۀ تاریخـی آپـارتاید سخـن به میان می‌آید، اغلب به یک دورۀ بیش از 40ساله در حکومت آفریقای جنوبی اشاره می‌شود که از 1948 م آغاز شد و با استقرار نظام دموکراسی در 1994 م پایان یافت. سال 1948 م یادآور مجموعه‌ای از اقدامات قانون‌گذاری تضییقی و تعریف شده است که با روی‌کارآمدن حزب ملی همراه با شریک هم‌پیمانش، یک حزب کوچک آفریقاگرا، پدید آمـد (امفامبوکیلـی، 3). بااین‌حال، تصـور اینکه ساختار حقوقی آپارتاید یا آثار روان‌شناختی و اجتماعی آن به‌صورت ناگهانی در 1948 م پدید آمد و با شکل‌گیری دموکراسی در 1994 م خاتمه یافت، چندان صحیح نیست (پفر، 16). آپارتاید حاصل تحول گرایشاتی بود که دست‌کم 30 سال قبل از 1948 م شکل گرفت (امفامبوکلی، همانجا)، و سابقۀ آن به رفتارها و رویه‌های استعماری و تبعیض نژادی باز می‌گردد که پیشینه‌ای 300ساله دارد (نوروال، 1). به‌هرحال، پیدایش آپارتاید به‌طور خاص در آفریقای جنوبی ریشه در قوانین مدون و عرفهای 4 مستعمرۀ کیپ، ناتال، اورنج فیری استیت و ترانزوال داشت که در 1910 م اتحادیۀ آفریقای جنوبی را تشکیل دادند. 
پس از حدود 4 دهه از تأسیس اتحادیۀ آفریقای جنوبی، با پیروزی حزب ناسیونالیست و به‌قدرت‌رسیدن دکتر دانیل مالان، تبعیض نژادی در نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آفریقای جنوبی ریشه دوانید و در 1948 م آپارتاید به‌عنوان یک مدل جدید روابط نژادی معرفی شد. به‌ظاهر تصور می‌شد، این مدل به توسعۀ جداگانـۀ همۀ گروههای نژادی و قومی مبتنی‌بر احترام متقابل به هویتهای فرهنگی‌شان منجر می‌گردد؛ اما از نظر اکثریت قاطع جامعۀ بین‌المللی و حتى در دید نقادان سفیدپوست آپارتاید، این سیستم نه‌تنها بر معیار مـورد ادعا و تصور یاد شـده حرکت نکرد، بلکه بـه محروم‌کردن کامل جمعیت سیاه از مشارکت در نظام سیاسی اتحادیه انجامید (دانشنامه ... ، VIII/ 38). جداسازی نژادی نظامی است که طی اوایل دهۀ 1950 م از طریق یک سری قوانین، مانند «قانون ثبت جمعیت» (1950 م) که همۀ مردم آفریقای جنوبی را با یک شمارۀ هـویت نـژادی دسته‌بندی می‌کرد، و «قانون تعیین مناطـق متعلـق به گروههای نژادی مختلف» (1950 م) که معین می‌کرد هر گروه در کجـا باید زندگی کنـد و قانون‌گـذاریهـای تبعیض‌آمیز دیگـر، استقرار یافت (استیپلتن، 152-155). این اقدامات یک نظام جداسازی نژادی سخت و شدید را تثبیت نمود که قطبی‌سازی نژادی را تسریع و تشدید می‌کرد، و بـه رژیم آپارتاید موسوم گردید (بورستلمان، 5-7). هرچند حکومت آفریقای جنوبی، درحالی‌که وجود قوانین و رویه‌های تبعیض‌آمیز نژادی را انکار نمی‌کرد، سعی داشت اصطلاح آپارتاید را بـا عبارت «توسعـۀ جداگانه» جایگزین کند، با این ادعا که هدفش شکل‌دادن یک دموکراسی تکثرگرای چندملیتی یا چندنژادی است که به هر گروه نژادی یا قومی فرصت حفظ هویت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌اش را می‌دهد (دانشنامه ... ، همانجا). واقعیت آن است که همان قوانین و رویه‌های تبعیض‌آمیز نـژادی بـه‌عنـوان اجـزای یک نظام حقوقی ـ اجتماعی، زمینه‌سـاز آپارتاید یا همان نظام سیاسیِ مبتنی‌بر ایدئولوژی نژادپرستانه بوده است. حتى اصلاح قانون اساسی در 1983 م که مشارکت سیاسی بیشتر رنگین‌پوستان با والدین مختلط سیـاه و سفیـد و جمعیتهـای هندی ـ آسیایی را فراهم می‌کرد، همچنان بـر مادون بـودن جایگاه حقوقی و اجتماعی مردمان سیاه کـه اکثریت 67 درصـدی جمعیت 24 میلیونی کشور را تشکیل می‌دادند، تأکید داشت (همانجا).

آپارتاید و حقوق بشر 

از مراحل آغازین شکل‌گیری هنجارهای حقـوق بشـری ــ چـه در سطـوح ملـی و چـه در سطح بین‌المللی ــ اصـل برابری و عـدم تبعیض، به مثابۀ یکـی از اصول بنیادین حقوق بشر، مورد شناسایی واقع شده، و همواره مورد تأکید بوده است. هرچند ریشه‌‌های جنبش حقوق بشری را می‌توان در تلاشهای سدۀ 19 م، برای الغای برده‌داری جست‌وجو کرد و حتى به برخی اعلامیه‌های ملی، مانند اعلامیۀ فرانسوی حقوق بشر یا اعلامیۀ استقلال امریکا اشاره داشت، اما به باور اغلب صاحب‌نظرانِ این حوزه، شکل‌گیری سازمان ملل متحد را باید نقطۀ آغاز مبارزۀ مدرن برای اجرای حقوق بشر در سطح بین‌المللی دانست (بیلدر، 1). ازآن‌پس، به تعبیری، حقوق بشر به نخستین ایدئولوژی عام جهان بدل شد (وایسبرود، 486). اصل عدم تبعیض، به‌ویژه منع تبعیض نژادی، از اصول اولیه‌ای است که در نخستین اسناد حقوقی بین‌المللی مورد توجه و تأکید واقع شده است. براساس منشور ملل متحد (مادۀ 55)، هر دولتی با عضویت در ملل متحد به «پیشبرد احترام جهانی و مؤثرِ رعایت حقوق بشر و آزادیهای بنیادی برای همه، بدون تمایز از حیث نژاد، جنس، زبان یا مذهب» متعهد می‌شود و به‌این‌ترتیب منع تبعیض نژادی به‌نحوی بارز در این مقرره منشور ملل متحد بازتاب دارد. اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، به‌عنوان سند اساسی بین‌المللی حقوق بشر، که به بخشی از قوانین اساسی بسیاری کشورها بـدل شده است و مفـاد آن عمدتاً شکل حقوق بین‌الملل عرفی به خود گرفته است، در نخستین مادۀ خود اظهار می‌کند: «همۀ انسانها آزاد متولد می‌شوند و در کرامت و حقوق برابر هستند» و در مـادۀ 2 موضوع تبعیض و منع تبعیض نژادی را، با این بیان، برجسته می‌کند که «هرکس نسبت به همۀ حقوق و آزادیهای مقرر در این اعلامیه، بدون هرگونه تمایز مانند نژاد، رنگ، جنس، زبان و مذهب و ... ، مستحق شناخته می‌شود». علاوه بر منشور ملل متحد و اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، همۀ اسنـاد بین‌المللی حقوق بشر ــ چـه جهانی و چـه منطقه‌ای ــ حاوی مقرره یا مقرراتی هستند که تبعیض نژادی را به‌طور عام، یا ابعاد و جلوه‌های خاصی از آن را منع می‌کنند. آپارتاید به‌عنوان گونه‌ای تبعیض نژادی، به‌موجب همۀ هنجارهای معاهداتی و عرفی، نافی تبعیض مبتنی‌بر نژاد، رنگ و قومیت بوده و ممنوع شناخته می‌شود. برای مثال میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966 م) در بند 1 از مادۀ 2، بر نفی تبعیض نژادی در برخورداری از حقوق و آزادیهای شناخته شده در مقررات خود تأکید داشته و همچنین در مـادۀ 26 تأکیده کـرده است کـه همۀ اشخـاص در برابر قانون مساوی هستند و «قانون باید هرگونه تبعیض را منع کرده و حمایت کامل و مؤثر را برای همۀ اشخاص در مقابل تبعیض، با هر مبنایی، مانند نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیدۀ سیاسی یا غیر آن، و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب یا وضعیتهای دیگر، تضمین کند». کمیتۀ حقوق بشر که به‌موجب این میثاق تأسیس گردیده، در نظریۀ تفسیری شم‍ 18 خود دربارۀ عدم تبعیض، آن را یک اصل کلی و اساسی حمایت از حقوق بشر دانسته است («نظر کلی ... »، بش‍ ).
کنوانسیون راجع به امحای کلیۀ اشکال تبعیض نژادی (1965 م، لازم‌الاجرا در 1969 م)، به‌طور خاص، به موضوع تبعیض نژادی اختصاص یافته و دولتها را ملزم و متعهد به از بین بردن تبعیض نژادی، در هر شکل و گونه‌ای دانسته است. به موجب این کنوانسیون دولتهای عضو متعهد می‌گردند که تبعیض نژادی را در نظام حقوقی داخلی منع کرده، و برابری کامل افراد را در برخورداری از حقوق تضمین نموده، و حمایت و ضمانتهای مؤثری را برای حقوق بشر، در قلمرو خود، تأمین کنند (شاو، VIII/ 286). به‌طور قطع می‌توان ادعا کرد که ممنوعیت تبعیض نژادی، علاوه بر اینکه در حقوق بین‌الملل معاهداتی مورد تصریح و تأکید واقع شده است، یک قاعدۀ مسلم حقوق بین‌الملل عرفی را تشکیل می‌دهد («جنوب غربی افریقا ... »، بند 3). از رأی دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی، در قضیـۀ مـدارس اقلیتهـا در آلبانی («مـدارس اقلیت ... »، 19)، به خوبی برمی‌آید که باید اصل عدم تبعیض نژادی، در قانون و در عمل، و نیز از نظر شکلی و به‌صورت ماهوی مورد توجه و رعایت قرار گیرد

صفحه 1 از3

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: