صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه فرهنگ مردم ایران / فرهنگ مردم (فولکلور) / هنرهای عامه / موسیقی / زریاب /

فهرست مطالب

زریاب


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 2 اسفند 1403 تاریخچه مقاله

زِرْیاب، لقب علی بن نافع، مُکَنّى به ابوالحسن، از موسیقی‌دانان برجستۀ دربار عبدالرحمان بن حَکَم (از امرای اموی اندلس). مرگ وی را ربیع‌الاول 238/ سپتامبر 852 گفته‌اند (نک‍ : ابن‌حیـان، 221). شهرت زریاب در نوازندگی و تغییر و ترویج ساز عود است. وی را شاعر، منجم، زمین‌شناس، جغرافی‌دان و آگاه به احوال خلفا و سیرۀ پادشاهان نیز دانسته‌اند (مقری، 3/ 127). 
قلقشندی در صبح الاعشى لقب وی را زِریاب ثبت کرده است (2/ 88). این لقب در بغداد، زمانی‌که شاگرد اسحاق موصلی بود، به وی داده شد (مقری، 3/ 122؛ ابن‌عبدربه، 7/ 37). زریاب دو معنی دارد: یکی آنکه مُعرَّب «زرْ آب» یا «آبِ زر» است؛ و دیگری، نام پرنده‌ای سیـاه‌رنگ است که به‌نیکویـی آواز می‌خواند (نک‍ : لغت‌نـامه ... ؛ تاج العروس؛ مقری، همانجا). نام آن در منطق الطیر نیز آمده، و حیاة الحیوان این پرنده را همان «ابوزریق» یا «ابوزولق» گفته است (نک‍ : تاج العروس)؛ پرنده‌ای که تعلیم‌پذیر و باهوش است و چنانچه آموزش ببیند، حروف را آن‌چنان واضح ادا می‌کند که شنونده گمان می‌برد انسانی در حال سخن‌گفتن است (قلقشندی، همانجا). منابعْ علت برگزیدن این لقب را سیاهی رنگ چهرۀ علی بن نافع، و ذکاوت وی در یادگیری الحان موسیقی دانسته‌اند ( تاج العروس؛ مقری، ابن‌عبدربه، همانجاها؛ الموسوعة ... ). در زبان اسپانیایی نیز به‌سبب چهرۀ سیاه‌رنگ و صوت نیکو، به وی لقب «پرندۀ سیاه» داده‌اند (ظلی، 44-45). 
زرکلیْ زریاب را متولد «جزیره» به سال 172 ق/ 788 م، دانسته است (5/ 28). وی این نظر را از قول اواریست لِوی ـ پرووانسال، مورخ و خاورشناس فرانسوی، نقل کرده است؛ اما مقرون به صحت نمی‌نماید، چراکه اکثر منابعْ زریاب را از مَوالی مهدی باللٰه، خلیفۀ عباسی (126- 169 ق/ 744-786 م) دانسته‌اند (مقری، 3/ 122؛ ابن‌ابی‌طاهر، 1/ 153؛ الموسوعة؛ تاج العروس، ذیل واژه). موالی جمع مولى، و به معنی دوست، دوستدار، بنده و بندۀ آزادشده است ( فرهنگ ... ، ذیل واژه). موالیها بومیان سرزمینهای خارج از جزیرةالعرب و غیر عرب‌اند که طی فتوحات اسلامی تحت حکومت اعراب درآمدند و از طریق پیمانهای جِوار/ ولاء با اعراب پیوند یافتند؛ بدین صورت که اگر هر غیر عرب توسط هر فرد عرب، مسلمان می‌شد، جزو موالی وی قرار می‌گرفت؛ این اقدام براساس روایت معروف «من اسلم على ید غیره فهو موالاه» صورت می‌گرفت (چلونگر، 104-105)؛ ازاین‌روی، پیمان جوار (ولاء) بین زریاب و مهدی می‌بایست در زمان حیات خلیفه صورت گرفته باشد. ازآن‌جایی‌که مهدی میان سالهای 158 تا 169 ق بر مسند خلافت بوده است، زریاب بایستی حوالی 160 ق متولد شده باشد تا در زمرۀ موالی وی قرار بگیرد. 
برخی پژوهشگران با تکیه بر انتساب لقب «زریاب» در معنی معرب «زرْ آب» بر علی بن نافع، و خاستگاه ایرانی عود، وی را ایرانی‌تبار دانسته‌اند. بر این ادعا دو نقد وارد است: یکی آنکه جملگی منابع علت برگزیدن این لقب را تشابه علی بن نافع به پرنده‌ای با همین نام ذکر کرده‌اند؛ دیگر آنکه آشنایی اعراب با ساز عود به سدۀ 1 ق/ 7 م بازمی‌گردد. از جملۀ نخستین عودنوازان عرب می‌توان به سائب خاثر (د 63 ق/ 683 م)، عبدالله ابن‌سریج (20- 98 ق/ 641-717 م) و النضر اشاره کرد. سائب خاثر که ایرانی‌تبار و از بزرگان موسیقی عرب بود، نخستین عود را در مدینه ساخت (فارمر، 106). تقریباً یک سال پس از درگذشت وی، عبدالله ابن‌سریج در مکه، بر عودی می‌نواخت که پس از رواج عود ایرانی (عود الفُرس) ساخته شده بود. این عود شبیه همان ساز ایرانی بوده است که یکی از کارگران ایرانی عبدالله بن زبیر (د 73 ق) در جریان ساخت کعبه به مکه آورده بود (همانجا). با وجود آنکه عود ابن‌سریج در مکه تازگی داشت، اما پیش از وی، النضر در مکه این ساز را سازی عراقی معرفی کرده بود (همو، 107). 
در بررسی روند تحولات عود، منصور بن جعفر بن زَلزَل/ زُلزُل، عودنواز و خوانندۀ عصر عباسی در سدۀ 2 ق/ 8 م، نقشی اساسی ایفا کرده است. این عودنواز ایرانی‌تبار مشهور اهل بغداد افزون‌براینکه نوع جدیدی از این ساز با نام شبّوط را ارائه داد، دستان وسطای زلزل را بر عود وضع کرد (نک‍ : ه‍ د، زلزل). بنابر دلایل فوقْ زریاب بر سازی می‌نواخت که سالها پیش از وی در موسیقی اعراب وارد شده بوده و میان ایشان رواجی چشمگیر داشته است؛ ازاین‌رو، عودنوازی زریاب نیز نمی‌تواند دلیل محکمی بر ایرانی‌تباربودن وی باشد. زرکلیْ زریاب را اهل «جزیره» دانسته (5/ 28)، و دهخدا در تعریف جزیره چنین آورده است: جزیره زمینی است به بصره. در معنی گسترده‌تر اعرابْ بلاد بین‌النهرین عُلیا را جزیره می‌نامیدند، زیرا آبهای دجله و فرات علیا جلگه‌های آنجا را در بر می‌گرفت ( لغت‌نامه، ذیل واژه). 
نظریۀ دیگر آن است که زریاب از نژاد سیاه‌پوستانی (زنوج) بود که در عهد خلافت عباسیان از سواحل شرقی افریقا برای پیوستن به سپاه عباسیان، به بغداد وارد شدند. اعراب صفت «سَود» یا «سودان» را که صفت بارز زریاب است (ابن‌عبدربه، همانجا)، به مردمان حبشه (اتیوپی) اطلاق می‌کردند (حفنی، 12). تمایل به طرب و دوری از غم، از ویژگیهای ذاتی این قوم است؛ چنان‌که برتری در رقص و ایقاع در سرشت ایشان تنیده شده، تاجایی‌که نقل است: «سیاه‌پوستی از آسمان به زمین نمی‌آید مگر با ایقاع» (همو، 13). 
زریاب در بغداد شاگرد خاندان موصلی بود. ابتدا نزد ابراهیم موصلی (125- 158 ق/ 743-775 م) موسیقی را فراگرفت (تاج العروس؛ ابن‌عبدربه، همانجا) و سپس شاگرد فرزند وی، اسحاق موصلی (ح 150-235 ق/ 767- 849 م) شد (ابن‌خلدون، 1/ 540؛ مقری، 3/ 122، 124؛ الموسوعة). در توصیف ذکاوت و سرعت یادگیری وی گفته‌اند که آوازهای اسحاق موصلی را به‌زیرکی و باسرعت به چنگ می‌آورد و در این فن به چنان جایگاه رفیعی رسید که استاد وی هرگز بدانجا نرسیده بود (مقری، 3/ 122). 
دربارۀ سبب مهاجرت زریاب از بغداد دو روایت در منابع آمده است: یکی، مربوط به ابن‌قوطیه، تاریخ‌نویس قرن 4 ق/ 10 م اهل اندلس که در کتاب خود، تاریخ فتح اندلس، چنین آورده است که زریاب پیش از ورود به اندلس در دربار امین، ششمین خلیفۀ عباسی و پسر هارون‌الرشید (حک‍ 170-193 ق/ 786- 809 م)، به سر می‌برد، پس از آنکه مأمون به خلافت بغداد رسید و برادر خویش، امین، را در سال 198 ق به قتل رساند، زریاب بغداد را ناامن یافت و به اندلس گریخت (ص 85)؛ بنابر این روایت، زریاب حوالی سال 198 ق بغداد را ترک کرده است. روایت دوم آن است که مقری تلمسانی، مورخ قرن 11 ق/ 17م، در کتاب نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب آورده، و پی‌درپی میان پژوهشگران و مورخان بعدی تکرار شده است: روزی اسحاق موصلی از هارون‌الرشید اذن می‌طلبد که زریاب به خدمت خلیفه رود، و هنر خود را ارائه نماید. زریاب در آن مجلس از نواختن با عود استاد خویش امتناع می‌ورزد و خطاب به خلیفه می‌گوید اگر آواز استادم را می‌خواهید با ساز وی بخوانم و اگر آواز من را می‌خواهید، اجازه بدهید تا عود خود را بیاورم. وی با ایجاز کلام و حسن غنا چنان نظر خلیفه را به خود معطوف ساخت که رشک استاد خویش را برانگیخت. اسحاق جایگاه خود را در خطر دید و خطاب به زریاب گفت که حضور تو در دربار منجر به تنزل جایگاه من خواهد شد و این چیزی است که حتى از پسر خود نیز نمی‌توانم تحمل کنم. من تو را آموزش داده‌ام و بدون من هرگز به این درجه نمی‌رسیدی. پس، دو راه پیشِ روی زریاب قرار داد: یا در ازای دریافت کمکهای مالی و غیر ‌مالی از اسحاق، به سرزمینی چنان دور برود که خبری از وی به گوش کسی نرسد؛ یا در سایۀ نفرت استاد خود در بغداد بماند. زریاب فرار را برگزید و اسحاق به‌سرعت به وی کمک کرد که شبانه بغداد را ترک کند (مقری، 3/ 123-124). این ماجرا منجر به هجرت زریاب از بغداد شد. طبق این روایتْ تاریخ خروج او از بغداد را پیش از درگذشت هارون‌الرشید، یعنی سال 193 ق، باید دانست؛ زیرا چندی پس از مجلس یادشده، هارون‌الرشید از اسحاق می‌خواهد که زریاب را مجدداً به بارگاه فرابخواند. اسحاق در پاسخ خلیفه می‌گوید که زریاب غلامی دیوانه است که می‌پندارد جنیان با او صحبت می‌کنند و با آوازخواندن خود، او را وسوسه می‌کنند ... ، وی پنهان از من با خشم شهر را ترک گفته است (مقری، همانجا). 
هر دو این روایات از لحاظ گاه‌شماری و تطبیق حوادث تاریخی صحیح می‌باشند و نمی‌توان دلیلی قاطع برای ارجح‌دانستن یکی از آنها آورد، اما ازآنجاکه ابن‌قوطیه به لحاظ زمانی به وقوع این ماجرا نزدیک‌تر است، شاید بتوان روایت وی را مرجح در نظر گرفت. 
ترک ناگهانی بغداد توسط زریاب سبب شد در آثار زندگی‌نامه‌نویسان سرزمینهای شرقی اسلام اخبار پراکنده و کم‌حجمی از زندگی و احوال او ثبت شود. بااین‌حال، روایتی از عَلّویۀ اعسر (د 236 ق) موسیقی‌دان، موجود است که نشان می‌دهد پس از گذشت سالها از ترک بغداد، زریاب در میان مغنیان آن سرزمین همچنان بلندآوازه بوده است. در این روایت آمده است که مأمون در دمشق عزم شکار کرد و علویه نیز در ملازمت وی بود. در راه، علویه آوازی خواند و در آن از آبادگری بنی‌امیه یاد کرد و خشم مأمون را برانگیخت. علویه در پاسخ خلیفه اظهار داشت: مولای شما زریاب نزد امویان اندلس با 100 غلام بر مرکب می‌رود و من در همراهی با شما از گرسنگی در حال مرگ هستم (ابن‌ابی‌طاهر، 1/ 153؛ طبری، 8/ 657؛ ابوالفرج، 4/ 497؛ ابن‌حمدون، 8/ 23؛ ابن‌فضل‌الله، 10/ 350-351؛ مقری، 3/ 132). ورود زریاب به دربار امویان اندلس هم‌زمان با بر‌تخت‌نشستن عبدالرحمان ثانی به سال 206 ق/ 821 م بود، چنانچه تاریخ خروج زریاب از بغداد را 198 ق بدانیم، این واقعه حدود 8 سال پس از خروج زریاب از بغداد اتفاق افتاده است. 
زریاب پس از ترک بغداد وارد سرزمین شام شد (ابن‌ابی‌طاهر، همانجا) و دست‌کم تا سال 201 ق در این سرزمین سکونت داشت (زیرا طبق شواهد تاریخیْ زریاب پس از سال 201 ق به قیروان وارد شده است) (نک‍ : دنبالۀ مقاله). اخبار زیادی از احوال زریاب در شام گفته نشده است. زریاب را سرمنشأ پیوندهای موسیقایی بین سوریه، مراکش و شبه‌جزیرۀ ایبری قرون وسطى می‌دانند (شنُن، 313). ازآنجایی‌که زریاب در هر سرزمینی که در مسیر اندلس منزل می‌کرد، شاگردان و مریدان بسیاری را پرورش می‌داد، محتمل است در شام نیز چنین کرده باشد و ایشان به ترویج آموزه‌های موسیقی زریاب پرداخته باشند. زریاب از سویی، سبک موسیقی بغداد را در شام بر جای گذاشت، و از سوی دیگر، تأثیراتی از موسیقی شام را با خود به اندلس برد؛ اما نمی‌توان به‌طور دقیق گفت که تشابهات موسیقی شام و اندلس از کدام سرزمین به دیگری وارد شده‌اند؛ برخی از اندلس به شام وارد شده‌اند و برخی برعکس؛ برای مثال، تشابهات مُدالی که بین موسیقی اسپانیایی و موسیقی عربی وجود دارد، از بغداد و شام به موسیقی اسپانیا وارد شده‌اند؛ مثال دیگر، برخی از اشعار مورد استفاده در آوازهای سوریۀ امروزی است که برگرفته از همان موشحات قدیم اندلسی به شمار می‌رود (همو، 315؛ نیز نک‍ : دنبالۀ مقاله).
زریاب پس از شام به قیروان در شمال افریقا رفت. این شهر نخستین شهری است که مسلمانان در تونس بنا نهادند. در آن زمان، اغلبیان حکومت قیروان را در دست داشتند و زیادة‌الله اول بر مسند خلافت بود (ابن‌عبدربه، 7/ 37). 
زیادة‌الله اول در 201 ق/ 816 م، به خلافت رسید و زریاب در 206 ق وارد قرطبه شد؛ بنابراین ورود زریاب به قیروان را باید حوالی سال 201 ق یا چندی پس از آن دانست. زیادةاللٰه اول به مجالس موسیقی و طرب بسیار علاقه‌مند بود و پاسخ به این شوق را در زریاب یافت؛ ازهمین‌روی، زریاب در قیروان با بزرگان و درباریان هم‌نشین شد و به منزلتی رفیع دست یافت (حفنی، 90). در پی حضور زریاب و بذل توجه خلیفه به وی، شهر قیروان دچار دگرگونی فرهنگی عظیمی شد. شهری که تا پیش از ورود زریاب تنها به زهد و تدین شناخته می‌شد و با هنر و موسیقی آشنایی زیادی نداشت، به مکانی برای شادمانی و تجمل بدل شد. نفوذ زریاب در قیروان بدانجا رسید که شهر به دو منطقۀ زریابیها (الحیّ الزریابی)، و زاهدها (الحیّ الزُّهاد) تقسیم شد. منطقۀ زریابیها محل تجمع نوازندگان، خوانندگان و هنرمندان بود. ایشان زریاب را رهبر و مرشد خود می‌دانستند (همو، 91) و شاگردان برجسته‌ای میراث‌دار زریاب در قیروان شدند، اما حضور زریاب در این شهر با خطایی که در مجلس زیادة‌اللٰه از وی سر زد، به پایان رسید. زریاب در این مجلس، آوازی از عنترة‌ الفوارس در مدح سیاهی خواند. این آواز چنان خشم خلیفه را برانگیخت که فرمان داد او را پَسِ‌گردنی بزنند و از مجلس بیرون کنند؛ همچنین او را تهدید کرد که اگر ظرف 3 روز از آن سرزمین خارج نشود، گردن او را خواهد زد (همو، 92؛ ابن‌عبدربه، همانجا)؛ در همین حال، قاصدی به نام منصور یهودی مُغَنی از جانب عبدالرحمان بن حکم، فرزند خلیفۀ اندلس، ملقب به عبدالرحمان دوم، در قیروان حضور داشت. ابوالعاص حکم بن هشام اموی (180-206 ق/ 796-821 م) سومین خلیفۀ خاندان بنی‌امیه در اندلس بود که به «الحکم الربضی» شهرت داشت. دانش‌پژوه منصور یهودی را خنیاگر دربار حکم معرفی کرده است که برای فراخواندن زریاب، از قرطبه به بغداد فرستاده شده بود (ص 25). بنابر آنچه در دیگر منابع آمده است، این ادعا صحیح نیست؛ زیرا در آن زمانْ زریاب نه در بغداد، بلکه در قیروان بوده است. عبدالرحمان دوم برخلاف پدرش به موسیقی علاقه‌مند بود و توسط این قاصد، اشتیاق خود به هنر موسیقی و ملاقات با زریاب را به وی اظهار کرد (مقری، 3/ 124؛ حفنی، 93). پس از آنکه خلیفۀ اغلبیْ زریاب را از قیروان اخراج کرد، به همراه منصور یهودی به جزیرۀ خضراء واقع در دریای زقاق (دریای سفید/ دریای مدیترانه) رفت. 
با وجود اخراج زریاب از قیروان، میراث موسیقایی وی نزد اعیان و عوام رواج یافت و در طول سالیان به فتوحات اغلبیان ــ که از سواحل شمالی افریقا تا جزیرۀ سیسیل را در بر می‌گرفت ــ نفوذ پیدا کرد. این موضوعْ یکی از دلایلی است که سبب شد موسیقی‌پژوهان، زریاب را پایه‌گذار موسیقی متأثر از مکتب بغداد در شمال افریقا بدانند. حضور زریاب در قیروان تقریباً 5 سال طول کشید. وی در این مدت شاگردان بسیاری را با تأثیر از موسیقی مکتب بغداد تربیت کرد و به این ترتیب، مقدمات روش نوین خود را در آموزش موسیقی فراهم کرد؛ روشی که بعدها در اندلس به بلوغ رسید. با وجود آنکه زریاب در جوانی به‌واسطۀ اسحاق موصلی به مجالس درباری خلفای عباسی راه یافته بود، اما حسد بزرگان و زبان سرخش منجر به فرار از بغداد، و سپس تبعید از قیروان شد. این‌طور به نظر می‌آید که با وجود این تجربه‌های تلخ، ملازمت زیادة‌اللٰه و هم‌نشینی‌اش با بزرگان و اعیان قیروان آداب معاشرت با ملوک را به زریاب آموخت و سبب شد وی تا آخر عمر در نهایت عزت و آسایش در دربار امویان اندلس زندگی کند. ورود زریاب به اندلس سرمنشأ تحولات بزرگی در موسیقی سرزمینهای غربی جهان اسلام و سایر ممالک در ارتباط با آنها شد. زریاب را اسطوره‌ای می‌دانند که افزون‌بر نبوغ موسیقی و شعری خویش، میراث اجتماعی و فرهنگی بغداد را نیز در سرزمینهای حوزۀ مدیترانه گسترش داد؛ همچنین پایه‌گذاری و بالندگی موسیقی اندلسی رایج در سرتاسر شبه‌جزیرۀ ایبری قرون وسطى، حول این شخصیت اسطوره‌ای شکل گرفت. می‌توان سالهای زندگی زریاب در اندلس را سالهای طلایی عمر وی دانست. او هنگام ورود به این سرزمین، در میانۀ دهه چهارم عمر خود بود. علاقۀ عبدالرحمان ثانی به هنر و جایگاه ویژه‌ای که برای هنر زریاب قائل بود، در کنار آسایش و رفاه مالی‌ای که برای وی فراهم نمود، زمینه را برای بروز تواناییهای این موسیقی‌دان فراهم کرد (صادقین).
زریاب همراه منصور مغنی از قیروان به جزیرۀ خضراء رفت و تا پیش از فوتِ حَکَم بن هشام، خلیفۀ وقت اندلس، از آن جزیره خارج نشد (مقری، همانجا)؛ زیرا حَکَم از مخالفان سرسخت موسیقی بود، تاجایی‌که شنیدن موسیقی و غنا را حرام می‌دانست و شهادت خوانندگان و نوازندگان را باطل اعلام کرده بود. به فرمان وی چنانچه کسی در راههای شهر، آلات موسیقی به همراه داشت، شکستن آن جایز بوده است؛ نیز حکم کرده بود که تجارت سازها حرام باشد (حفنی، 101). پس از فوت حکم در 206 ق، فرزند او، عبدالرحمان بن حکم، ملقب به عبدالرحمان اوسط یا عبدالرحمان دوم، بر تخت خلافت نشست و در همین سال، زریاب به قرطبه وارد شد (مقری، همانجا). در فهرست آثار خطی در موسیقی به‌اشتباه، زریابْ مغنی دربار حکم اول و عبدالرحمان دوم (نک‍ : دانش‌پژوه، 24)، و در تاج العروس، سال ورود زریاب به اندلس به‌اشتباه 136 ق گفته شده است (نک‍ : ذیل واژه)؛ همچنین در تاریخ ابن‌خلدون آمده است که زریاب در زمان خلافت حکم بن هشام به اندلس وارد شد (1/ 540). این قول تنها در صورتی صحیح است که اندلس را مجزا از جزیرۀ خضراء، که جزئی از اندلس بوده است، در نظر بگیریم؛ اما در سایر منابع، ورود زریاب به قرطبه هم‌زمان با فوت حکم بن هشام، و خلافت عبدالرحمان ثانی گفته شده است (مقری، ابن‌عبدربه، همانجاها).

صفحه 1 از3

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: