صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / مفاهیم جدید و تاریخ معاصر / زریاب، عباس /

فهرست مطالب

زریاب، عباس


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 2 اسفند 1403 تاریخچه مقاله

زَرْیاب، عباس (1297-1373 ش/ 1918-1994 م)، استاد تاریخ، محقق، مؤلف، دانشنامه‌نگار، مترجم و عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ او از جملۀ جامع‌الاطراف‌ترین محققان و فضلای معاصر ایران بود. در بعضی منابع، سال تولد او را 1298‌ ش ذکر کرده‌اند که درست نیست.

زندگی، تحصیل و تدریس

زریاب در خوی و در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. مدتی در مکتب‌خانه درس خواند و تحصیلات دورۀ ابتدایی و دورۀ اول متوسطه را در همان شهر به پایان برد. از همان اوان نوجوانی، به خودآموزی روی آورد؛ پرخوان بود و کتابهای بسیاری را در زمینۀ ادبیات و تاریخ مطالعه کرد؛ ازاین‌رو، دانسته‌هایش با هم‌سالانش قابل مقایسه نبود. در آن سالها، چون دورۀ دوم دبیرستان در خوی دایر نبود و شوق او به آموختن بسیار بود، به تحصیل علوم قدیمه روی برد و نزد چند تن از روحانیان خوی به فراگرفتن زبان عربی، فقه و اصول و منطق پرداخت. سپس در 1316 ش/ 1937 م، به تشویق یکی از طلاب، برای ادامۀ تحصیل راهی قم شد. تن‌ندادن به خدمت اجباری در ارتش و بحران روحی خود او از دیگر عاملهای مؤثر بر خروجش از محیط بستۀ شهرستان بود.
زریاب به مدت 6 سال، تا دورۀ خارج، نزد آیات و مدرسانی همچون شیخ صادق فراحی، سید محمد محقق داماد، شیخ محمدعلی کرمانی، سید احمد خسروشاهی، سید روح‌الله خمینی (ره)، سید صدرالدین صدر، سید محمدتقی خوانساری، سید محمد حجت کوه‌کمری و حاج شیخ مهدی مازندرانی تحصیل کرد. در 1322 ش، بر اثر بیماری پدرش به خوی بازگشت و به‌سبب مشکلات خانوادگی، ناگزیر شد به مدت دو سال در آنجا بماند. در خلال آن مدت، به تدریس در دبیرستان مشغول شد (زریاب، عباس، «‌زندگانی ... »، 373-375، 387- 389، 396-397، 403، گفت‌وگو، 1-4؛ تفضلی، «مختصری ... »، 1-5). 
در سال 1324 ش/ 1945 م، مقارن با ناآرامیهای سیاسی در آذربایجان، و به گفتۀ خودش، برای «فرار از دست دمکراتها»، به تهران رفت (نک‍ : زریـاب، عباس، گفت‌وگو، 4، نیز 20). او حـدود دو سال، زندگی سخت و تنگ‌دستانه‌ای را در آن شهر گذراند تا سرانجام از طریق آشنایانی، ازجمله محمد شریعت سنگلجی و تقی تفضلی در کتابخانۀ مجلس شورای ملی به‌صورت روزمزد به فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی مشغول شد (همان، 5، نیز «زندگانی»، همانجا؛ تفضلی، همان، 5؛ افشار، 810). زریاب در خلال آن سالها، از آموختن زبانهای خارجی غافل نبود؛ ترکی، زبان مادری او بود، فارسی و عربی را ضمن تحصیلات آموخته بود و از راه خودآموزی سالیان با زبانهای فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود. زبان آلمانی را به‌ضرورت تحصیل در آلمان آموخت (زرین‌کوب، 27؛ اتحاد، 10/ 332) و با ترکی استانبولی و روسی هم آشنایی یافت (زریاب، حسین، 22).
مسیر کـار و زندگی زریاب را سید حسن تقی‌زاده (ه‍ م) تغییر داد. تقی‌زاده که در دورۀ پانزدهم مجلس شورای ملی (1326- 1328 ش/ 1947- 1949 م) به نمایندگی از تبریز انتخاب شده بود ( اسامی ... ، 198؛ قس: زریاب، عباس، گفت‌وگو، همانجا، که به‌خطا نوشته است دورۀ چهاردهم)، در بدو ورود به تهران، و در بازدیدی از کتابخانۀ مجلس شورای ملی، که خود از پایه‌گذاران آن به شمار می‌رفت، به اطلاعات گستردۀ منبع‌شناختی زریاب پی برد و به توصیۀ او، زریاب مورد توجه مدیران مجلس قرار گرفت؛ حقوقش افزایش یافت و گشایشی در زندگی‌اش حاصل شد. پس از تأسیس مجلس سنا در 1328‌ ش، تقی‌زاده، رئیس آن مجلس، که به ایجاد کتابخانه‌ای تخصصی در سنا علاقه‌مند بود، مدیریت آن کتابخانه را به زریاب سپرد. زریاب با انتخاب منابع مناسب به زبانهای مختلف، هستۀ اصلی مجموعۀ غنی آن کتابخانه را تشکیل داد و تا 1334 ش/ 1955 م، که با معرفی تقی‌زاده و استفاده از بورس تحصیلی راهی آلمان شد، ادارۀ آن کتابخانه را بر عهده داشت (همان، 5-7، «زندگانی»، همانجا؛ افشار، 811-812؛ افراسیابی، 9).
زریاب به مدت 4 سال، به گفتۀ خودش در آلمان (همان، 7؛ قس: تفضلی، «مختصری»، 5، که این مدت را 5 سال ذکر کرده است)، در دانشگاههای ماینتس، فرانکفورت و مونیخ به تحصیل در رشته‌های تاریخ، علوم و معارف اسلامی، فلسفه و فرهنگ تطبیقی در دورۀ دکتری مشغول بود. بابینگر، شل و رویمر، از خاورشناسان معروف، از استادان وی بودند. پایان‌نامۀ دکتری او دربارۀ جانشینان تیمـور گورکانی بود. زریاب در سالهای اقامت در آلمان با دستاوردهای خاورشناسی در اروپا هم از نزدیک آشنا شد. پس از بازگشت به ایران در 1339 ش/ 1960 م، تقریباً به مدت دو سال در کتابخانۀ مجلس سنا به کار ادامه داد. در 1341 ش، هنینگ، استاد ایران‌شناسی، او را برای تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه برکلی (در کالیفرنیا) دعوت کرد. زریاب با دانشگاه دیگری هم در آمریکا همکاری پژوهشی داشت، و باآنکه مقامات دانشگاه مایل بودند او را استخدام کنند و در آنجا نگاه دارند، در 1343 ش/ 1964 م، خودخواسته به ایران بازگشت (زریاب، عباس، گفت‌وگو، 7- 8، نیز «زندگانی»، 403-404؛ تفضلی، همان، 5-6؛ افشار، 813؛ «یادکرد ... »، 98).
زریاب حدود دو سال، چند ساعت در هفته در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران تاریخ تدریس می‌کرد و از 1345 ش، با درجۀ دانشیاری در آن دانشگاه استخدام شد و به‌سبب وسعت معلومات و احاطه‌اش به مباحث متعدد، افزون‌بر دوره‌های مختلف تاریخی، موضوعات متنوعی را در چند مقطع تحصیلی درس می‌داد؛ ازجمله مبحث زبان‌شناسی از دیدگاه دانشمندان دورۀ اسلامی در دورۀ دکتری زبان‌شناسی. 
زریاب تا 1358 ش/ 1979 م، که او را از ادامۀ کار در دانشگاه معاف کردند، به تدریس اشتغال داشت و چند سالی هم مدیریت گروه تاریخ همان دانشگاه را بر عهده گرفت (زریاب، عباس، گفت‌وگو، 8، نیز «زندگانی»، 404؛ تفضلی، همان، 6؛ «یادکرد»، همانجا). مدتی هم در غیاب ایرج افشار، عهده‌دار ادارۀ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران بود (افشار، 816). پس از انقلاب، گهگاه، نه به‌طور مستمر، در مراکز مختلف و از‌جمله در دوره‌های کوتاه‌مدت، در جمع محدود دانشنامه‌ها تدریس می‌کرد (آذرنگ، اطلاعات ... ).
زریـاب درپی بیماری، کوتاه‌مدتی در بیمارستان بستری‌ شد و درحالی‌که وضعیت جسمی و روحی او عادی تلقی می‌شد، در تهران درگذشت. پیکرش را شماری از اهل علم و ادب ناباورانه تشییع ‌کردند و در قطعۀ هنرمندان گورستان بهشت زهرا به خاک سپردند (همان). 

دانشنامه‌نگاری

دانشنامه‌نگاری، مهم‌ترین و پربارترین فعالیت پژوهشی زریاب است. او با چند دانشنامه همکاری داشت، ازجمله: دایرة‌المعارف فارسی (به سرپرستی غلامحسین مصاحب)، دانشنامۀ ایران و اسلام (احسان یارشاطر)، دایرةالمعارف تشیع (صدر حاج‌سیدجوادی و چند تن دیگر)، دانشنامۀ جهان اسلام (مهدی محقق و چند تن دیگر) و دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی (سید کاظم موسوی بجنوردی). نگارش مقاله‌های دانشنامه‌ای در چندین زمینه، که همۀ آنها از دقت علمی ـ پژوهشی، تسلط به مأخذشناسی، استفاده از منابع دست اول و موثق، احاطۀ موضوعی و نگاه فراخ و چندجانبۀ وی به موضوع مقاله‌ها نشان دارد، پرثمرترین دستاورد حیات پژوهشی ـ فرهنگی او ست.
نخستین کوشش زریاب در دانشنامه‌نگاری از 1327 ش/ 1948 م، در همکاری با سید حسن تقی‌زاده برای ترجمۀ «دانشنامۀ اسلام» به فارسی آغاز شد؛ اما بر اثر کارشکنیهای حاسدان به جایی نرسید (روایتی با جزئیات که نگارندۀ این مقاله از خود زریاب شنیده است). کوشش بعدی او از دهۀ 1340 ش آغاز شد که تا آخرین روزهای عمرش تقریباً به‌طور مستمر ادامه ‌یافت. با معرفی نجف دریابندری، او با غلامحسین مصاحب آشنا شد. مصاحب به مناسبت اشکالاتی که در یکی از مقالات دایرةالمعارف فارسی دیده بود، با زریاب در این باب مشورت کرد و همان‌جا به دقت، فضل و احاطۀ زریاب پی برد و او را در جرگۀ همکاران نزدیک خود قرار داد. شماری از مقاله‌های حساس و اعتقادی آن دایرة‌المعارف، مانند مقالۀ «قرآن» و مقاله‌هایی در زمینه‌های فلسفه، کلام، فقه، فرق اسلامی، تاریخ تمدن، منابع کهن فارسی و عربی، شاعران فارسی‌زبان و عربی‌زبان در جلدهای دوم و سوم دایرةالمعارف فارسی به قلم او ست (برای نمونه، نک‍ : دایرة‌المعارف ... ، 1/ «دیباچه»، 6؛ آذرنگ، «زریاب ... »، 16).
در همان دهه، در تألیف و ترجمۀ شماری مقاله برای دانشنامۀ ایران و اسلام، به سرپرستی احسان یارشاطر، همکاری کرد. دانشنامه‌نگاری او پس از انقلاب، و نخست با تأسیس دایرةالمعارف تشیع آغاز شد. او طی 5 سال همکاری با این دایر‌ةالمعارف، بیش از 50 مقاله، ازجمله زندگی‌نامه‌های ائمۀ دوازده‌گانه (ع) را تألیف کرد (خرمشاهی، 222). پس از آنکه مهدی محقق سرپرستی بنیاد دایرةالمعارف اسلامی را برای انتشار دایرةالمعارف اسلامی پذیرفت، که بعداً دانشنامۀ جهان اسلام نام گرفت، همکاری زریاب از بدو تأسیس این دانشنامه، از 1362 ش/ 1983 م آغاز شد. او در مقام مشاور ارشد و علمی آن بنیاد، و از آغاز تشکیل نخستین هستۀ علمی در همان نهاد، حاصل سالها تجربۀ دانشنامه‌نگاری و اطلاعات گستردۀ خود را در زمینه‌های اسلام‌شناسی، ایران‌شناسی، مراکز اصلی مطالعات اسلامی و ایرانی و محققان و مؤلفـان این حوزه‌ها در اختیار گذاشت. زریاب در انتخاب موضوع، مؤلف، مترجم، تعیین معیارهای ارزشیابی مقاله‌ها، تشکیل مجموعۀ کتابخانه بـا انتخاب امهات منابع، معرفی اساسی‌ترین منابع پایه، حل‌ بسیاری از مشکلات علمی همکاران و نیز ترجمه و تألیف مقاله و ادارۀ گروه تاریخ، مؤثرترین همکاری را با آن بنیاد به عمل آورد (آذرنگ، اطلاعات). 
از زریاب 32 مقاله در حرف «ب»، در زمینه‌‌های تاریخ، جغرافیای تاریخی، تصوف و عرفان، فلسفه و کلام، فرق و چند حوزۀ دیگر در دانشنامۀ جهان اسلام چاپ شده است که از ‌جملۀ آنها می‌توان از مقاله‌های تاریخی ماندگار و متتبعانۀ «بابک خرم‌دین» و «بادوسپانیـان»، مقاله‌های عرفـانی ـ فلسفی «بـایزید بسطامی» و «بابا افضل»، و مقاله‌های فرق، مانند «بدعیّه»، «بکریّه»، «بیهسیّه»، و جز آنها نام برد که همگی از حساسیت موضوعی، تسلط بر موضوع و ترسیم دقیق مرزهای اعتقادی برخوردارند (برای آگاهی بیشتـر، نک‍ : ذیل مدخلها). این مقاله‌ها به‌صورت جداگانه در مجلدی با عنوان مقالات زریاب: سی‌و‌دو جستار در موضوعات گوناگون (به ضمیمۀ زندگی‌نامۀ خودنوشت)، در 1389 ش انتشار یافته است.
زریاب تقریباً از اوایل تأسیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، در جرگۀ همکاران اصلی آن مرکز هم قرار گرفت و مدیریت بخش تاریخ به وی سپرده شد (سجادی، 6) و با تشکیل شورای عالی علمی در آن مرکز، به عضویت آن شورا درآمد. از او 24 مقاله در حرف «الف» در دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی (دبا) چاپ شده است که از جملۀ آنها می‌توان از مقاله‌های «آذربایجان: تاریخ و جغرافیای تاریخی»، «آل‌نوبخت»، «ابلیس در قرآن»، «ابن‌مقفع: عقاید و آثار» و «اتابک» نام برد؛ این مقاله‌ها هم از متتبعانه‌ترین نوشته‌های دانشنامه‌ای او ست (برای آگاهی بیشتر، نک‍ : ذیل مدخلها).
بنابه برآوردی، شمار مقاله‌های زریاب در 5 دانشنامۀ یادشده، 173 مقالۀ تألیفی و 5 مقالۀ ترجمه در این زمینه‌ها ست: ادبیات فارسی، عرب و غرب؛ تاریخ؛ جغرافیای تاریخی؛ عرفان؛ فرق و مذاهب؛ فرهنگ و تمدن ایران؛ فقه و قانون؛ فلسفۀ غرب؛ فلسفه و کلام اسلامی؛ نجوم و تقویم (طاهری، 124-125). این مقاله‌ها گذشته از تنوع موضوعی، که نشان‌دهندۀ تسلط زریاب به دانشهای متعدد است، همگی این ویژگیهای اصلی دانشنامه‌نگاری مطلوب را دارد: شناخت دقیق منابع دست‌اول و معتبر، استخراج نقادی‌شدۀ اطلاعات از منابع، سازمان‌دهی مناسب اطلاعات استخراج‌شده، توجه به همۀ جوانب موضوع براساس جامعیت خود او، و نگارش مقاله‌ها با نثری روان، بی‌ابهام و روشن. به‌ویژه مقاله‌های او در حوزۀ تاریخ و فرق و کلام اسلامی می‌تواند از الگوهای مقاله‌نویسی مطلوب در این حوزه‌ها به شمار آید (آذرنگ، «زریاب»، 17). زریاب با دانشنامۀ ایرانیکا هم همکاری داشت (نک‍ : ایرانیکا، I/ 606).

آثار زریاب در زمینۀ تألیف، ترجمه، تصحیح و تدوین

از زریاب بیش از چند کتاب تألیفی و ترجمه‌ای انتشار نیافته است. او را از این حیث، در شمار استادانی نظیر بدیع‌الزمان فروزانفر و علی‌اکبر فیاض قرار داده‌اند که میراث تألیفی و مکتوب آنها با دانسته‌ها‌یشان برابری ندارد (شفیعی، 23). محمدابراهیم باستانی پاریزی دراین‌باره گفته است: «فرقی که من و او [زریاب] با هم داریم، این است که من 10برابر آنچه می‌دانم، می‌نویسم و او یک‌دهم آنچه می‌داند هم نمی‌نویسد» (ص 147- 148). بااین‌حال، شمار مقاله‌های زریاب که در دانشنامه‌ها و نیز در نشریات مختلف انتشار یافته است (نک‍ : بخش پیشین همین مقاله)، همچنین نقدهای او بر تصحیحهای استادانی همچون ذبیح‌الله صفا، محمد معین و پرویز ناتل خانلری، یا نوشته‌های سعید نفیسی و موسى عمید، دقت و نکته‌سنجیهای او را آشکار می‌کند (زرین‌کوب، 25-26). علت قلت آثار تألیفی زریاب را بیشتر در کمال‌گرایی وی دانسته‌اند (نک‍ : بهرامیان، 9).
زریاب در کنار تحصیل در آلمان، ترجمۀ دو کتاب تاریخ فلسفه (چ 1335 ش) و لذات فلسفه (چ 1344 ش) از ویل دورانت را به‌آرامی به پایان برد؛ هدفش از ترجمۀ این کتابها آشنایی بیشتر خود او با فلسفۀ غرب بود (افشار، 814). این دو کتاب، که از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده، به‌سبب استقبال خوانندگان، بارها بازچاپ شده‌اند. ترجمۀ دیگر او، اثری از نُلدکه با عنوان تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان (چ 1358 ش)، از منابع مهم دربارۀ تاریخ ساسانیان است که از آلمانی به فارسی ترجمه، و پرارج‌ترین کار زریاب در زمینۀ ترجمه قلمداد شده است. افزون‌بر این، زریاب به چند خطای نلدکه پی برده، و آنها را در این ترجمه اصلاح کرده است (نک‍ : زرین‌کوب، 29). دریای جان، نوشتۀ هلموت ریتر (چ 1374 ش)، دربارۀ اندیشۀ عرفانی عطار نیشابوری، و نیز ظهور تاریخ بنیادی، نوشتۀ فریدریش ماینکه (چ 1396 ش)، ترجمه‌های دیگر او از آلمانی به فارسی است.
تاریخ ساسانیان (چ 1354 ش) متنی درسی، و یکی از موجزترین و بهترین متنها دربارۀ تاریخ عصر ساسانیان است که او به سفارش دانشگاه آزاد پیش از انقلاب نوشت. آئینۀ جام (چ 1368 ش)، مجموعه‌ای از تأملات و تفسیرهای او ست در شرح آنچه «مشکلات» دیوان حافظ قلمداد کرده است. این کتاب از الفت دیرین مؤلف با غزلیات حافظ نشان دارد. بزم‌آورد: 60 مقاله دربارۀ تاریخ، فرهنگ و فلسفه (چ 1368 ش) مجموعه‌ای از مقاله‌های وی در زمینه‌های تاریخ، زندگی‌نامه، فقه، قانون، فلسفه، کلام و فرقه‌ها و مذاهب است. سیرۀ رسول‌‌الله (ص)، از آغاز تـا هجرت (نک‍ : مآخذ) اثـری نقادانه، خردگرایانه، همراه با بررسی منابع و با توجه به نیازها و مخاطبان امروزی، در‌بارۀ دوره‌ای از حیات پیامبر اسلام (ص) است. زریاب چون سالها تاریخ و سیرۀ پیامبر (ص) را تدریس می‌کرده، با تسلطی چشمگیر به موضوع، این کتاب را تألیف کرده اسـت (نک‍ : سراسر اثر). همین کتاب او را تکملۀ طبیعی سیرت رسول‌الله ابن‌اسحـاق و ابن‌هشام به شمـار آورده‌اند (نک‍ : خرمشـاهی، 223). بزم‌آوردی دیگر (به کوشش صادق سجادی، چ 1386 ش)، مجموعه‌ای از نوشته‌های زریاب دربارۀ مباحث تاریخی، ادبی، فلسفی و معرفی و نقد چند کتاب، و نیز حاوی خودزندگی‌نامه و شماری نامه از او، و به او ست. شماری از مطالب این مجموعه پیش‌تر انتشار یافته است. درس‌گفتارهای فلسفۀ تاریخ (نک‍ : مآخذ) مجموعۀ مباحثی است که زریاب از 1371 تا 1372 ش/ 1992 تا 1993 م، در دورۀ کارشناسی ارشد تاریخ و تمدن اسلامی، در زمینۀ فلسفه و دیدگاهها دربارۀ تاریخ تدریس کرده، که بعدها گردآوری و تدوین شده است. در این اثر، دیدگاه زریاب دربارۀ تاریخ، سیر تحول و نظرگاههای فیلسوفان عمدۀ تاریخ به زبانی ساده بیان شده است (نک‍ : سراسر اثر). نیز شمۀ کوتـاهی از دیدگاههای تاریخی و تاریخ‌نگارانه و فلسفی خود زریاب در گفت‌وگوی او با غلامحسین میرزاصالح آمده است (نک‍ : ص 24-130).
شط شیرین پرشوکت، منتخبی از آثار استاد عباس زریاب خویی (نک‍ : مآخذ)، و برگزیدۀ نسبتاً مفصلی از نوشته‌های منتشرشدۀ زریاب در زمینه‌های مختلف، همراه با 3 نوشته دربارۀ او به قلم ایرج افشار، محمدرضا شفیعی کدکنی و عبدالحسین زرین‌کوب، و نیز یادداشتی از گردآورندۀ این مجموعه است (نک‍ : سراسر اثر).

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: