توپوز قلی میرزا
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
دوشنبه 23 دی 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/239685/توپوز-قلی-میرزا
پنج شنبه 14 فروردین 1404
چاپ شده
2
توپوزْقُلیْ میرزا، کتابی مشتمل بر 64 افسانه، حکایت و لطیفه از ادبیات شفاهی ایران که لارنس پل الولساتن (1912-1984 م / 1291-1363 ش)، ایرانشناس اسکاتلندی در دو مرحله، طی سالهای 1336-1337 ش و 1352 ش در برخی از نقاط ایران بر روی نوارهای صوتی ضبط کردهبوده، و در 1386 ش به همت احمد وکیلیان و زهره زنگنه و با نظارت اولریش مارتسلف، ایرانشناس آلمانی، منتشر شده است.نام کتاب را مصححان از نام یکی از افسانههای آن برگزیدهاند. براساس مقدمۀ اولریش مارتسلف، وی ضمن پژوهش دربارۀ افسانههای ایرانی که نتیجۀ آن تدوین طبقهبندی قصههای ایرانی بوده، با الولساتن آشنا میشود. الولساتن همۀ مدارک و ازجمله دستنوشتهها و نوارهای صوتی خود دربارۀ فرهنگ مـردم ایـران را ــ کـه حاصل کـار میـدانی او بـوده است ــ بـه مارتسلف اهدا میکند. بخشی از این نوارهای صوتی به گویش وفسی بودهاند که مارتسلف با همکاری دونالد استیلو آمریکایی ــ کـه پژوهشهای گستردهای در منطقـۀ وفس انجام داده بـود ــبراساس همین گویش در 1383 ش / 2004 م در آلمان منتشر کردهاست. بخشی دیگر از نوارهای صوتی الولساتن متنهای کتاب توپوزقلی میرزا بوده است. این متنها را میتوان به 3 دسته تقسیم کرد: اول، متنهایی که زمان و مکان ثبت آنها مشخص نیست و شمار آنها 6 است؛ دوم، متنهایی که در 1336-1337 ش در شیراز، وفس اراک و برخی از روستاهای شمال تهران ضبط شدهاند. این متنها که 23 عددند، ظاهراً حاصل کار انفرادی الولساتن بودهاند؛ و سوم، متنهایی که در روستاهای نطنز گردآوری شدهاند. این متنها که شمارشان 35 است، در 1353 ش ثبت شدهاند.به گفتۀ کاظم سادات اشکوری ــ که او نیز بخش اخیر را جداگانه و با عنوان افسانههای دهستان برزرود منتشر کرده است ــ در 1352 ش قراردادی میان الولساتن، به نمایندگی از دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند، و مرکز مردمشناسی و فرهنگ عامۀ ایران برای جمعآوری و ثبت افسانههای چند منطقۀ ایران بسته میشود. بر این اساس مقرر میشود که در مرحلۀ اول الولساتن به همراه یکی از پژوهشگران ایرانی به دو منطقه مسافرت کند. برای این کار سادات اشکوری ــ که در آن زمان از پژوهشگران مرکز یادشده بـوده است ــ انتخاب، و براساس توصیـۀ وی دهستان اشکور، از توابع شرق گیلان، و دهستان برزرود نطنز، برای کار میدانی معین میشود. همچنین مطابق با مفاد این قرارداد، موافقت شده بود که متن افسانههای گردآوریشده در ایران به زبان فارسی، و در بریتانیا به زبان انگلیسی منتشر شود. اما ظاهراً بهجز قسمت اول این قرارداد، یعنی گردآوری و ثبت افسانهها، دیگـر مفاد قرارداد عملاً اجـرا نمیشود (نک : مـارتسلف، 9-20؛ «مناقشه ... »، 10؛ سادات، افسانههای دهستان اشکور ... ، 11؛ همایونی، 112-114؛ نیز: سادات، گفتوگو ... ).مرکز مردمشناسی و فرهنگ عامه، بخشی از افسانههای گردآوریشده در سفر اول را با عنوان افسانههای اشکور بالا در زمستان 1352 ش منتشر کرد. در سفر دوم اگرچه هر دو پژوهشگر حضور داشتند، اما هر یک از آنها دستگاه ضبط صوت ویژۀ خود را داشتهاند. همانگونه که گفته شد، سالها بعد الولساتن نوارهای خود را به مارتسلف داد و او نیز آنها را با کمک وکیلیان منتشر کرد. درست در همان زمان نیز سادات اشکوری متنهای خود را مستقلاً انتشار داد؛ البته شمار متنهای منتشرشده از سوی وی 46 است، یعنی 11 تا بیشتر از بخش نطنز توپوزقلی میرزا. سادات اشکوری در عین حال، گفتهاست که ترجیح داده، محتوای برخی از نوارها را، که مشتمل بـر تعدادی مَتَل بودهاند، منتشر نکند (نک : افسانههای دهستان برزرود، 6). تفاوت دیگر کتاب سادات اشکوری با توپوزقلی میرزا در این است که وی در پایان هر متن مشخصات راوی را ذکر کرده است؛ در صورتیکه در توپوزقلی میرزا به نام راوی و مشخصات او اشارهای نشدهاست.
آنچه در سراسر کتاب توجه خواننده را به خود جلب میکند، این است که راویانْ خود را در مقابل شخصی غیرایرانی میبینند که از نظر خود باید حرمت او را نگه دارند؛ آنان تا حدود زیادی کوشش میکنند که آداب صحبت را رعایت کنند. سعی آنها این است که کلمهای دور از نزاکت بـر زبان نیاورند کـه احیاناً موجب حقارتشان در برابر مخاطب شود (همایونی، 114- 115). هم از اینرو، اصطلاحات، واژهها و عباراتی را بهکار میبرند که در مقابل اشخاصی که با آنها تعارف و رو دربایستی ندارند، استفاده نمیکنند. ازجمله میتوان به این موارد اشاره کرد: دور از جون شما، بیادبی شما پیش نیاد، میخوام یه قصهای عرض کنم، همینطورکه بنده عرض کردم، بنا کرد به پادشاه عرض کردن (نک : همانجا).صادق همایونی با استناد به مصادیق بیشتر، تأکید میکند که «قصههای کتاب به آفتی پنهانی» دچار شدهاند؛ آفتی که وی از آن با عنوان آفت «رودربایستی» یا «حرمتگذاری» یاد میکند (ص 115). اینگونه مواجهه با مخاطب مبین یکی از مقولههای مهم در انسانشناسی زبان است که براساس آن هر کلام و سخنی را باید در آن «موقعیت اجتماعی خاص» که سخن «در آن حادث میشود» بررسی کرد (نک : تودورُف، 89 -90). این موضوع بهویژه در رفتارهای زبانی روزمرۀ ایرانیان قابل توجه و تأمل است، بهگونهای که حتى بر نحو زبان در تعاملات اجتماعی ما تأثیرات معینی برجای میگذارد (نک : بیمن، 227-233). اهمیت این موضوع به اندازهای است که برخی از پژوهشگران از آن بهعنوان یکی از ویژگیهای بنیادین فرهنگ ایران که کارکردهای فراوانی در عرصۀ زبانی دارد، یاد کردهاند (مقدمکیا، 9).متنهای روایتشده همه به زبان فارسی است، اما از این لحاظ تفاوتی میان بخش اول و دوم وجود دارد. به گفتۀ سادات اشکوری، چون لهجۀ روستاییان نطنز برای الولساتن چندان مفهوم نبوده است، از راویان درخواست کرده بود که به فارسی صحبت کنند ( گفتوگو). به همین دلیل، زبان روایتها در این بخش نوعی فارسی شکستهبستهای است که روستاییان با آن صحبت میکنند؛ برای نمونه کاربرد «فرعان» به جای «فرعون» (الولساتن، 176). اما در بخش اول به استثنای روایتهای مربوط به وفس، اساس لهجۀ راوی حفظ شدهاست.با این همه، در هر دو بخش، چون راویان تصور میکردهاند که الولساتن تسلط چندانی بر زبان فارسی ندارد، در ضمن روایت، برخی از واژهها و اصطلاحات را معنی کردهاند یا اینکه معادل سادهتری از آن واژه یا اصطلاح را بهکار بردهاند. برای نمونه، یکی از راویان در ابتدای نقل خود میگوید: «سبک بگم» (همو، 53) که منظورش این است سادهتر و به گونهای صحبت کند که برای الولساتن قابل فهم باشد. راوی دیگری به جای «سقایی» از «آب فروختن» استفاده کرده است. جالب است که الولساتن در ضمن نقل راوی با گفتن «سقایی»، بهصورت غیرمستقیم به وی یادآوری میکند که با این واژه آشنایی دارد (ص 250).با توجه به مجموعۀ این مسائل، باید گفت که متنهای کتاب از زوایای متفاوت واجد اهمیتاند. این متنها ظرفیت و قابلیت آن را دارند که بهعنوان مواد خام بهویژه در پژوهشهای روایتشناسی و نیز زبانشناسی اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند. بخش اصلی متنهای کتاب را افسانهها تشکیل میدهند. در کنار افسانه، شماری متل، مانندِ خاله عروسی داره (ص 229)، نداشت، نداشت (ص 227)، دویدم و دویدم (ص 396) و لطیفههایی مانند الاغ و خربزه و اشکِ پیاز (ص 96، 198)، و حکایت بازپسگیری مملکت ایران (ص 164-165) نیز وجود دارد.از نکات قابل توجه دیگر کتاب این است که شماری از افسانههای نقلشده، شکل خلاصهشدۀ برخی از داستانهای سنتی ایرانی است؛ مانند بختیار (ص 210)، حیدربیگ و صنمبر (ص 213) و تومـار «شیرویه و سیمین عذار» (ص 263 بب ) کـه به ترتیب، صورت مختصر بختیارنامه، حیدربیگ و شیرویهاند. تومار «ملنگ چاقچورپا» (ص 339-353) نیز به احتمال فراوان باید بخشی از یکی از روایتهای داستان حسین کرد یا یتیمنامه باشد.
الول ساتن، ل. پ.، توپوزقلی میرزا، به کوشش احمد وکیلیان و دیگران، تهران، 1386 ش؛ بیمن، ویلیام اُ.، زبان، منزلت و قدرت در ایران، ترجمۀ رضا مقدمکیا، تهران، 1386 ش؛ تودورف، تزوتان، منطق گفتوگویی میخائیل باختین، ترجمۀ داریوش کریمی، تهران، 1377 ش؛ سادات اشکوری، کاظم، افسانههای دهستان اشکور بالا، تهران، 1387 ش؛ همو، افسانههای دهستان برزرود، تهران، 1388 ش؛ همو، گفتوگو با مؤلف مقاله؛ مارتسلف، اولریش، مقدمه بر توپوزقلی میرزا (نک : هم ، الولساتن)؛ مقدمکیا، رضا، مقدمه بر زبان، منزلت و قدرت در ایران (نک : هم ، بیمن)؛ «مناقشۀ پژوهشگران بر سر قصههای ایرانی»، آفتاب یزد، تهران، 2 / 7 / 1386 ش، شم 2176؛ همایونی، صادق، «هنر و فرهنگ قصههای ایرانی»، کتاب ماه هنر، تهران، 1387 ش، شم 117.
محمدجعفری (قنواتی)
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید