آرایش و پوشش
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 8 دی 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/231866/آرایش-و-پوشش
پنج شنبه 14 فروردین 1404
چاپ شده
2
با این همه، در طول تاریخ حیات اجتماعی مردم هر جامعه، خواه و ناخواه تغییر و تحولاتی در پوشاک یا پارهای از جامهها به صورت یک رفتار فرهنگی عادی بارها روی داده است. این تغییر و تحولات برخی ناپایدار و موقت، و برخی دیگر پایدار و ماندگار بوده، و رفته رفته در زندگی مردم به صورت یک الگوی فرهنگی پذیرفته شده درآمده است.تنوع و تغییر لباس در یک گروه اجتماعی، یک قوم و یک جامعه بر اثر عوامل گوناگونی روی میدهد. مهمترین این انگیزهها همچون عناصر دیگر فرهنگی اینهاست: برخورد و ارتباط فرهنگها و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی با حرکت پیشروانۀ جامعه در نوسازی ساختارهای سنتی نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی؛ میل و هوس به تفنن شخص یا گروه به تغییر لباس و تقلید یا اخذ مد و هدف سیاسی، اقتصادی و نظامی حکومتها در تغییر رسم و سنت قدیم مردم جامعه و کشور.تغییر و تحول پوشاک در جامعههای دارای نظام طبقاتی شهری بیشتر و ریشهایتر از جامعههای بیطبقۀ روستایی و عشیرهای روی میدهد. در ایران باستان، کورش بنیانگذار پادشاهی هخامنشی در رسیدن به آرمانهای شاهنشاهی بزرگ هخامنشی و آمادهکردن و آرایشدادن سپاهیجنگاور وسوارکار، بابهرهگیری از آموختههای خود درمیان قوم ماد ــ که سوارکاران ماهری بودند ــ به ترویج پرورش اسب و سوارکاری در میان پارسیان پرداخت. چون لازمۀ بر روی اسب نشستن و سوارکاری، بر تن داشتن جامۀ مناسب با هنر سوارکاری بود، به اندیشۀ تغییر پوشاک پارسیان، یعنی جامۀ چیندار بیآستین و کلاه نمدی ترکدار بزرگ افتاد، چون قبای بلند مانع بر اسب نشستن و سوارکاری و نبرد در جنگ بود، و پیچیدن آن بر دست و پا و کاستن از چستی و چالاکی میشد. پس از اینکه عباسیان به یاری ابومسلم، رهبر سیاهجامگان خراسان، دست امویان را از حکومت کوتاه کردند، تعلق خاطر و گرایش بسیاری به پذیرش و کاربرد برخی از آداب و رفتارها و عناصر فرهنگ ایرانی نشان دادند. پوشیدن جامههایی به شکل و رنگ و سبک دوخت پوشاک رسمی بزرگان ایرانی از آدابی بود که خلفای عباسی از ایرانیان اخذ کردند. مثلاً پیش از اینکه خلیفه معتصم (حک 218-227ق/833-842م) بر روی کار آید، آستینهای قبای مردان گشاد بود. او به رسم مردم ایران آستین قبایش را تنگ کرد و کلاه چهارگوشه بر سر نهاد. مردم عرب نیز به پیروی او چنین کردند. جعفر برمکی (150-187ق/767-803م)، وزیر ایرانی هارونالرشید، رواجدهندۀ پیراهن یقهگرد ایرانی در جامعۀ عرب آن روزگار بود که خوب جا افتاد و مورد پذیرش قرار گرفت.قَلَنسوه، کلاهی دراز بهشکل مخروط یا مخروط ناقص که بهآن قلنسوۀ طویله هم میگفتند، تقلیدی از کلاههای بلند پادشاهان ایران بود. میگویند منصورخلیفۀ عباسی(136- 158ق/ 753-775م) پوشیدن این کلاه ایرانی را در میان عرب رسم کرد.در گذشته ایرانیان در حفظ پوشاک سنتی و استمرار سبک پوشش خود پایبندی بسیاری نشان میدادند. بنابر گزارشهای سیاحتگران خارجی در دورۀ صفوی، لباسهای مردم آن عصر با لباسهای مردم دورههای پیش چندان تنوع و تغییری را نشان نمیداد. شاردن ایرانیان را درحفظ پوشاک سنتی خود و تغییر ندادن رنگ یا نوع پارچه یا سبک دوخت آن محتاطترین و دوراندیشترین مردم جامعههای جهان میانگارد. وی میگوید: لباسهای دورۀ تیموری موجود در خزانۀ شاه با لباسهای مردم دورۀ کنونی (نیمۀ دوم سدۀ 11ق)، تغییر چندانی از لحاظ شکل و دوخت نکرده است.در دورۀ قاجار کلاه چهارگوشۀ رایج در دورۀ افشاریان منسوخ شد و جایش را کلاه بلند پوستی سفید گرفت. گفته شده که کلاه چهارگوشه نمادی از سلطۀ سیاسی نادرشاه بر سراسر 4 کشور ایران، افغانستان، هندوستان و ترکستان بوده است. برخی نیز برآناند که این نوع کلاه احتمالاً به بیعت نادر با اهل سنت و به 4 خلیفۀ راشدین در اسلام اشاره داشته است.محمدشاه قاجار(سل 1250-1264ق/1834- 1848م) نخستینشاه قاجار بود که به نامناسب بودن لباس نظامی سپاهیان ایران در میدان نبرد پی برد و به فکر اصلاح و تغییر آن افتاد. از نوآوریهای او دستور ابداع «لباس متعارف کارکنان دربار» و تغییر لباس سنتی سپاهیان در جنگ هرات به لباس متحدالشکل نظامی بود.در دورۀ ناصری، وزیر جنگ او، محمدخان قاجار، پس از میرزا آقا خان، نخستین سرداری بود که لباس رسمی خود را تغییر داد و لباس کوتاه ملیلهدوزی و سردوشیدار را برگزید و همان کلاه کوتاه دو رویۀ خراسانی به طول یک چارک را برسر گذاشت. اهل نظام کمکم به او تأسی کردند و جبه و شال کلاه در لباس رسمی این طبقه ازمیان رفت و این لباسها به اهل قلم تخصیص یافت. لباس زنان ایرانی تا پیش از مسافرت ناصرالدین شاه به فرنگ عبارت بود از پیراهنی کوتاه و اَرخالقی از آن کوتاهتر که برای پوشاندن بالاتنه بهکار میرفت و زیرجامهای که تا پشت قدمها را میپوشاند. در زمستان کُلجهای هم برای حفظ از سرما بر آن اضافه میشد. سرپوش زنان هم چارقدی بود که سر و موهای بلند آنها را میپوشاند. وقتی که میخواستند از خانه بیرون بروند، چاقچوری که زیرْجامه در آن بگنجد، بر پا و چادری سیاه بر سر و روبندی از پارچۀ سفید با قلّابۀ جواهر که از پشت کلّۀ آنها میدرخشید، به صورت میزدند. نقاب مویی هم به خانم کربلاییها و پیرزنها اختصاص داشت.
سفرهای ناصرالدین شاه و برخی رجال درباری و مملکتی به اروپا، فرستادن گروههای دانشجو، سفیر و ایلچی به فرنگستان، آمدن سفیران، گروههای سیاسی ـ نظامی، بازرگانی و سیاحان با خانوادههایشان به ایران و اقامت در شهر تهران و شهرهای بزرگ دیگر و رفت و آمد با خانوادههای رجال و اعیان و اشراف، تأسیس مدرسۀ دارالفنون و جز آن موجبات ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میان ایرانیان و اروپاییان را روز به روز بیشتر کرد. نتیجۀ این ارتباطات و تماسها تأثیری بود که فرهنگ غربی بر شیوۀ زندگی، رفتار، اندیشه و آداب و رسوم ایرانیان گذاشت و در پی آن تغییراتی در نوع پوشش سنتی مردم، بهویژه لباسهای خانوادههای درباری، حکومتی، لشکری و کشوری پدید آورد. سفر ناصرالدین شاه به روسیه و دیدن جامۀ رقصندگان تماشاخانههای پترزبورگ و مسکو که شلواری کشباف و چسبان و نازک بر پا و زیرجامهای چتری و کوتاه روی آن میپوشیدند، او را سخت مجذوب کرد و در بازگشت به ایران زنان حرمسرای خود را به دوختن و پوشیدن چنین جامههایی واداشت. هانری دالمانی که در زمان مظفرالدین شاه (سل 1313-1324ق/1896-1906م) در ایران بهسر میبرده است، در سفرنامهاش به رواج جامههای اروپایی در تهران اشاره میکند و مینویسد: پارهای از بانوان به لباسهایی اروپایی تمایل نشان میدادند. همو خیاطان و طراحان اروپایی، بهویژه خیاطان فرانسوی را که به تهران آمده بودند، عامل شیوع لباسهای غربی در میان تهرانیها، و کفشهای زنان اعیان و بزرگان را تقلیدی از کفشهای چرمی کوچک و سیاه رنگ اروپایی میداند.پس از مشروطیت و تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جامعه و خیزش جنبشهای آزادیخواهی و روشنفکری و تشویق و ترغیب مردم، بهویژه زنان به تحصیل و کارهای اجتماعی و اقتصادی بیرون از خانه، توسعه و فزونی مدارس دخترانه، ورود بیحد و حصر اجناس و اقمشه و البسۀ گوناگون خارجی به ایران و آمدن دوزندگان و طراحان مد اروپایی به تهران و دهها واقعه و تحول دیگر در نیمۀ نخست سدۀ 14ش، تجددگرایی و گرایش به فرهنگ غربی و تحول و تنوع در کیفیت و سبکپوشاک، بهویژه پوشاک نخبگان و تحصیلکردگان شهرنشین را در پیداشت. تغییر لباس سنتی مردان از جلیقه و سرداری به کت و شلوار غربی کمکم از دورۀ احمدشاه قاجار (سل 1327-1344ق/ 1909-1925م) شروع شد. کت و شلوار به تدریج جزو پوشش متعینان درآمد و لباس دومشان شد. همین متجددان گاهی سرداری یا مرادبگی (ردایی منسوب به مرادبیگ، یکی از رؤسای ایل قجر)، را همچنان روی آنها میپوشیدند. مردم جامعههای شهرنشین، بهویژه زنان شهرنشین، از دیرباز در پایبندی به قیود اجتماعی و فرهنگی و ارزشها و ملاکهای بـومی و سنتـی، همچـون مـردم جـامعـههای ایـلی ـ عشیرهای و روستایی استوار نبودهاند. توانایی اقتصادی و مالی نسبتاً خوب خانوادههای شهری و ارتباطات گستردهتر آنها با جهان بیرون و آزادیهای نسبی برخاسته از فرهنگ خاص شهرنشینی، امکان و فرصت تفنن و تنوع در نوع، رنگ، شکل و دوخت لباس را برای آنها فراهم آورده بوده است.همزمان با شکل گرفتن سلطنت پهلوی، رسماً اندیشۀ تغییر لباس سنتی مردان و زنان در برنامۀ کار قرار گرفت. مجلس شورای ملی در 6 دی ماه 1307 لایحۀ دولت رضا شاه دربارۀ یکسانسازی پوشش مردان با عنوان «قانون متحدالشکل نمودن البسۀ اتباع ایران در داخلۀ مملکت» را تصویب کرد و این قانون در 10 دی 1307 به توشیح رسید. قانون مزبور در 4 ماده، تنظیم و زمان اجرای آن اول فروردین ماه 1308 تعیین شد. در مادۀ دوم این قانون 8 گروه از قشرهای مختلف مردم از تبعیت از آن مستثنا شده بودند. دولت نیز نظامنامۀ متحدالشکل کردن البسه را برای مردم شهر و قصبات در 3 فصل و 20 ماده در 8 بهمن ماه 1307 به تصویب رساند. بنا بر مصوبۀ قانونی تمام کارکنان دولت از قضایی و اداری مکلف شده بودند تا در غیرهنگام اشتغال به کار دولتی لباس متحدالشکل بپوشند. طبقات هشتگانۀ مستثنا از قانون با قید برخی شرایط عبارت بودند از مجتهدان، مراجع امور شرعیۀ دهات و قصبات، مفتیان اهل سنت و جماعت، پیشنمازان مساجد، محدثان، طلاب علوم فقه و اصول، مدرسان فقه و اصول و حکمت الاهی و روحانیان ایرانیان غیرمسلمان.بنا بر امریۀ رضا شاه همۀ مقامات دولتی موظف شدند لباسهایی بپوشند که از پارچههای محلی ایرانیبافت دوخته شده باشد. از اینرو، در سالگرد تاجگذاری شاه در 5 اردیبهشت ماه 1309ش/ 24 آوریل 1930م هیئت سیاسی ایرانی با لباسی که از پارچۀ پشمی بومیبافت دوخته شده بود، در مراسم شرکت کردند.رضا شاه پس از دیدار رسمی از ترکیه در 1313ش و تأثیرپذیری از برنامههای نوسازی آتاتورک، به تغییر لباس سنتی ایرانی بیش از پیش شایق شد. از این رو، بنا بر فرمانی در تیر 1314 به سرگذاشتن کلاه لبهدار به اسلوب اروپایی به جای کلاه پهلوی که شبیه کلاه کپی فرانسوی بود و خود او قبلاً آن را باب کرده بود، برای تمام مردان اجباری گردید. در همین سال دستور کشف حجاب از زنان را صادر کرد و زنان آموزگار و دختران مدرسه از رفتن به مدرسه با چادر منع شدند. سرانجام در 17 دی 1314ش/ 8 ژانویۀ 1936م شاه همراه ملکه و دو دختر بزرگش ــ که بیپوشش سر و ملبس بـه جامۀ اروپایی بودند ــ در جشن فارغالتحصیلی مدرسۀ عالی دخترانۀ تهران شرکت کرد و در مورد محرومیت زنان و دادن آزادی به آنها و سودمندی کشف حجاب سخنانی گفت.
اقـوام ایـلـی ـ عشیرهای و روستایی ایران نیز در پی ارتباط روزافزون جامعههایشان با جامعههای متحول شهری و رفت و آمد به شهرها و داد و ستدهای اقتصادی بازارهای شهری از تحولات فرهنگی و تغییر وتنوع در پوشاک بومی و سنتیشان بر کنار نماندند. تغییر و تنوع در شکل و رنگ لباس در میان ایلات و عشایر به صورتی محدودتر و کمرنگتر از تغییرات در جامعههای شهری روی داد و زنان عشایر اگرچه نتوانستند در برابر جنس، رنگ و نقش و نگار زمینۀ پارچههایی که بازار شهرها به جامعۀ آنها تحمیل میکرد، مقاومت کنند، اما در نـگهداشت و تـداوم طرح و اسلـوب جامههای قومی ـ سنتیشان کم و بیش مقاومت و پایداری نشان داده و میدهند.
لباس قشقایی چنانکه گفته شد، نمادی بود از هویت ایل قشقایی که افراد این ایل را از غیر آنان متمایز میکرد. سبک لباس امروز آنها به سبب تأثیرات خارجی و نفوذ سلیقههای بیرون از ایل در طول زمان تغییراتی کرده است. زنان لباسهای خود را از پارچههایی که از بازارهای شهر میخرند، میدوزند و به آنچه بازار به آنها عرضه میکند، وابستهاند. جامههای قشقایی از منسوجات صنعتی و کارخانهای شهرها ست و سلیقهشان تا حدودی برگرفته از آموزههای بازاریان و سوداگران سیار پارچه فروش. برخی از جامهها، مانند جبۀ نمدی، کلاه و کفش آنها را نیز پیشهوران ماهر غیرقشقایی تهیه میکنند.کُیْنَک (پیراهن)، ارخالق آستردار بلند و آستین گشاد ساده یا گلدار، تنبان سیاه کتانی، شال کمر که روی ارخالق میبستند، و گیوۀ ملکی ساخت آبادۀ شیراز برخی از جامههای سنتی مردان قشقایی را تا پیش از 1307ش/ 1928م تشکیل میداد. پس از تصویب قانون متحدالشکل شدن لباس، از عشایر خواسته شد تا لباسهای سنتی خود را کنار بگذارند. مردان قشقایی از آن پس کت و شلوار پوشیدند و کلاه پهلوی بر سر گذاشتند. پس از خلع رضاشاه در 1320ش و رفع ممنوعیتها در پوشیدن لباسهای سنتی، مردان به پوشیدن همان لباس کت و شلوار و پیراهن سبک اروپایی ادامه دادند و فقط گاهی در مراسم عروسی لباسهای سنتی خود را میپوشیدند.
در میان جامعۀ لر لرستان تغییر و تحول در پوشاک از مدتها پیش روی داده است. در گذشته، پوشاک زنان و مردان از پارچههای الیاف طبیعی، مانند پشم و پنبه بود و بهگونهای دوخته میشد که با دگرگونیهای دما و شرایط آب و هوایی محیط زندگی و مسیر کوچ مطابقت میکرد. لباسها معمولاً چند لایه و گشاد دوخته میشدند تا در برابر گرما و سرما عایق باشند، اما لباسهای امروزی آنها همه از الیاف مصنوعی است و ویژگیها و امتیازات جامههای سنتی بر آنها صدق نمیکند. مثلاً زنان لر هُلیلان لرستان در این زمان پوشیدن جامههای سیاه و تیرۀ سنتی را کنار گذاشتهاند و به جای آنها جامههای رنگارنگ کتانی یا نایلونی میپوشند. گاهی با این جامههای جدید جلیقۀ سنتی که رویش سکه و طلسم بسیار زیادی دوختهاند، بر تن میکنند. به هنگام بیرون رفتن از خانه، مثلاً رفتن به زیارت امامزادگان معمولاً چادر بر سر میافکنند. در مواقع دیگر، چادر را مانند شال بر دور کمر خود میپیچند. برخی زنان لر هم شلوار تنگ و چسبان بگی میپوشند. امروزه از روی جامههای زنان لر نه میتوان همچون گذشته به پایگاه اجتماعی یا وضعیت تجرد و تأهل آنها پی برد و نه میتوان علامت و نشانی دقیق از هویت ایلی و موقعیت مکانی آنها یافت.
در 100سال گذشته تغییراتی در پوشاک سنتی لرهای بختیاری، بهویژه پوشاک مردان ایل روی داده است. در 1308ش که مردان بختیاری را از پوشیدن لباس سنتی منع کردند، پوشیدن کت به سبک اروپایی در میان آنها رواج یافت.بنا بر گزارشی از زمان پیش از جنگ جهانی اول، مردان بختیاری پیراهن یقهداری به نام «جُمَه» (= جامه) میپوشیدند که در یک طرف سینه تکمه میخورد. این پیراهن امروزه کاملاً منسوخ شده، و جای آن را پیراهن سبک غربی گرفته است که آن را از بازار میخرند.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید