بنی منجم
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
سه شنبه 3 تیر 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/229042/بنی-منجم
چهارشنبه 13 فروردین 1404
چاپ شده
12
بَنی مُنَجَّم، یا آل منجم، شهرت خاندان ابن ابی منصور (ه م)، منجم و ریاضیدان بنام ایرانی روزگار مأمون. بنی منجم نخست به نجوم و علوم ریاضی گرایش داشتند، اما بعداً بیشتر در موسیقی و نیز ادب و شعر عربی نامیشدند. نیای بزرگ این خاندان، ابان حسیس یا فیروزان (مشهور به ابومنصور)، منجم منصور عباسی بود (ابن خلكان، 6 / 79). فرزندش، «بزیست» در روزگار مأمون اسلام آورد و نام خود را به یحیى بن ابی منصور (ترجمۀ بزیست پسر فیروزان) تغییر داد (ه د، 2 / 697). یحیى 4 پسر داشت: سعید، حسن، محمد و علی. محمد در ادب عربی، نجوم و موسیقی چیرهدست بود و آثاری از جمله اخبار الشعراء، از خود بر جای گذاشت (ابوالفرج، 16 / 12؛ ابن ندیم، 160؛ قس: شابشتی، 153). همۀ افرادی كه بعدها از این خاندان نامیشدند، از فرزندان علی بن یحیى بودند. اینک افراد مشهور خاندان:
(201-275ق / 816- 888م)، مشهور به ابن منجم. او در آغاز از نزدیكان محمد بن اسحاق بن ابراهیم مصعبی حكمران فارس بود؛ سپس به خدمت فتح بن خاقان، وزیر متوكل درآمد و پس از آن، از ندیمان خاص و محرم اسرار متوكل، منتصر، مستعین و معتمد عباسی شد و در بحرانهای سیاسی این دوره نیز دستی داشت. وی در سامرا درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد (نک : طبری، 9 / 216، 229، 253، 343-344؛ مسعودی،4 / 54-55؛ ابنندیم، همانجا). علی بن یحیى یكی از شاعران و ادبای به نام روزگار خود بود (برای نمونۀ اشعارش، نک : صولی، اخبار...، 42، 44)، چندان كه ادیبی چون صاحب بن عباد از وی در زمرۀ ظریفترین و حاضر جوابترین شعرا یاد كرده است (ثعالبی، خاص ...، چ امین، 53). برخی از برجستهترین شاعران آن دوره در مدح، و گاه ذم وی، و نیز پس از مرگش در رثای او ابیاتی سرودند (ابن معتز، 132؛ بحتری، 1622-1625، جم ؛ ابن رومی، 57-59، جم ؛ ابنابیعون، 189؛ مرزبانی، معجم ...، 141-142، الموشح، 35-36، 53-54؛ شابشتی، 10؛ یاقوت، 6 / 49، 15 / 144-154). علی با موسیقیدانان و خنیاگران برجستۀ روزگار خود، به ویژه اسحاق بن ابراهیم موصلی، موسیقیدان مشهور عصر عباسی نشست و برخاست و دوستی داشت؛ از اسحاق درس گرفت، همدم او شد و رسالۀ اخبار اسحاق بن ابراهیم را دربارۀ او تألیف كرد كه پس از رسالۀ حماد بن ابراهیم، كهنترین زندگی نامۀ اسحاق موصلی به شمار میآید. این رساله و مطالبی كه یحیى بن علی و دیگر ادبا و موسیقیدانان آن روزگار از علی نقل كردهاند، از منابع مهم ابوالفرج اصفهانی در الاغانی بوده است (مثلاً نک : 1 / 252، 5 / 270-272، 275-279، 286-287، 7 / 300، 8 / 89، جمـ؛ صولی، همان، 221؛ نیز فارمر،.(126 گفتهاند: متوكل هنگامیكه خواست كتاب احمدبن یحیى بلاذری در خصوص اصلاح تقویم و تأخیر خراج را بررسی كند، كسی را شایستهتر از علی بن یحیى و محمد بن موسی بن شاكر نیافت (یاقوت، 15 / 145 بب ). یاقوت (15 / 157) و ابنطاووس (ص 157) به نقل از نشوار المحاضرۀ ابوعلی محسن بن علی تنوخی ــ كه وی از نزدیك نوادۀ علی بن یحیى را میشناخته است (نک : تنوخی، نشوار...، 1 / 15) ــ آوردهاند كه علی بن یحیى باغی، و در آن باغ قصری مجلل، و در آن قصر كتابخانهای گرانقدر داشت كه خزانة الحكمه نامیده میشد و مردم از هر سرزمینی به این كتابخانه میآمدند و یحیى از ثروت خویش بدانها نفقه نیز میداد. براساس همین حكایت، ابومعشر بلخی نیز یكی از این مراجعان بوده است، اما بیتردید این بخش از روایت (باتوجه به روزگار زندگی ابومعشر) نادرست است. در متنی كه امروزه از نشوار به چاپ رسیده است، این مطلب دیده نمیشود و شاید این دو به بخشی از نشوار كه امروزه مفقود شده است، استناد كردهاند. به هر روی، در بیشتر مآخذ آمده است كه علی بن یحیى سرپرست مؤسسهای به همین نام بوده كه توسط فتح بن خاقان تأسیس شده بوده است. این امر نیز بعید نیست كه علی پس از همكاری احتمالی در دارالعلم موصلی (نخستین دارالعلم بغداد)، و پس از آن سرپرستی خزانة الحكمۀ فتح بن خاقان، خود به تأسیس مؤسسهای مشابه اقدام كرده باشد؛ به ویژه آنکـه وی در كنار بنی موسی یكی از مهمترین حامیان مترجمان و مؤلفان برجستۀ آن روزگار بوده است. به هر روی، حنین علاوه بر ترجمۀ چند اثر از جالینوس و دیگران برای علی بن یحیى، به درخواست وی یكی از مهمترین آثار خود را در خصوص آثار ترجمه شدۀ جالینوس به عربی نوشت. اسحاق بن حنین و حبیش نیز، آثاری را به سفارش یحیى به عربی ترجمه كردند. ثابت بن قره نیز افزون بر تألیف رساله ای دربارۀ ابواب علم موسیقی در پاسخ علی بن یحیى، كتاب اصول هندسۀ ارشمیدس را نیز برای وی به عربی درآورد (حنین، شم 11، 14، 50، 51، 53، 84، 104، 126، 127؛ قفطی، 117). از آثار اوست: 1. اخبار اسحاق بن ابراهیم؛ 2. الشعر و الشعراء القدماء والاسلامیین؛ 3. الطبیخ (ابن ندیم، 160).
(د 320ق / 932م). ابنندیم كتابی به نام تاریخ سنی العالم را بدو نسبت داده است (ص 161). برخی همچون ابن شاكر كتبی (ص 51)، صفدی (7 / 228)، ثعالبی ( یتیمة...،3 / 209، 227؛ نیز نک : تحفة...، 127- 128)، یاقوت (6 / 177، 284) و نیز كحاله (2 / 24) بر اثر خلط میان ابوعیسی احمد و ابوالفتح احمد (شم 5 همین مقاله)، از اشعار ابوعیسی در مدح صاحب بن عباد، یا از تألیف تاریخ سنی العالم توسط ابوالفتح یاد كردهاند. ابوعیسی كتابی نیز با عنوان اثبات نبوة نبیناً محمد المصطفی (ع) من طریق البرهان المنطقی نوشته كه قسطا بن لوقا (د ح 300ق / 913م)، ریاضیدان و مترجم مشهور رسالهای در پاسخ به آن نگاشته است (بیهقی، 110؛ قفطی، 263؛ ابن ابی اصیبعه، 1 / 244). 3. ابو احمد یحیى بن علی بن یحیى (241-300ق / 855-912م)، از ندیمان خاص موفق و خلفای بعدی، و در شمار متكلمان معتزلی بود. در خانۀ او جلسات مباحثه با حضور جمعی از متكلمان تشكیل میشد. از جملۀ آثار او كتاب الباهر فی اخبار (و اشعار) شعراء مخضرمی الدولتین است كه ناتمام ماند و فرزندش، احمد آن را تكمیل كرد (ابن ندیم، همانجا). مهمترین اثر یحیى بن علی رسالهای است كه در خصوص نظریات اسحاق موصلی در باب موسیقی و تفاوت آن با آراء ابراهیم بن مهدی ــ كه سبك كهن اسحاق را بسیار دشوار میشمرد و معتقد به ساده كردن آن بود ــ نوشت (برای آگاهی بیشتر، نک : ه د، 8 / 251-252).
(د 327ق / 939م). وی ادیب، شاعر، متكلم، فقیه و یكی از پیروان مذهب محمد بن جریر طبری بود و آثاری نیز در این زمینه نگاشت. او را نیز همچون پدرش در زمرۀ فقهای معتزلی شمردهاند. ابوالحسن با خلفای معاصر خود و به ویژه الراضی بالله رابطهای نزدیك داشت (ابنندیم، 161؛ ابن مرتضی، 100، 102؛ ثعالبی، خاص، چ نقوی، 524). از آثار اوست: 1. كتابی دربارۀ خاندان خود و نسب ایرانی آنها؛ 2. الاجماع فی الفقه علی مذهب الطبری؛ 3. المدخل الی مذهب الطبری و نصرة مذهبه؛ 4. الاوقات؛ 5. تكمیل كتاب الباهر پدرش (ابن ندیم، 160-161).
او همچون برادرش ابوالحسن از ندمای خلفای روزگار خود بود و در بیمارستان سیده كه به همت سنان بن ثابت در 306ق/918م تأسیس شد، بر امور اداری و پرداخت حقوقها نظارت داشت (قفطی، 195؛ ابنابیاصیبعه، 1/222؛ صولی، الاوراق، 9). مرزبانی نیز با او مراوده داشته، و مطالبی را از او روایت كرده است ( الموشح،51، 100، 143، 202، جم ). فرزندش احمد (یا محمد؟) نیز شرحی بر الثمره منسوب به بطلمیوس نوشت (قفطی، 78) و نوهاش، ابوالعباس هبة الله بن محمد نیز در علوم مختلف دست داشت. تنوخی مطالب بسیاری از هبهالله نقل كرده است ( نشوار،1/41، 2/336؛ نیز حاتمی، 97). از وی اشعاری در مدح ابوعلی حسن بن احمد (یكی از جانشینان صاحب بن عباد در وزارت) نقل شده است (نک : تحفة، 56؛ ثعالبی، خاص، همان چ، 525، كه این ابیات را بسیار ستوده است، قس: یتیمة، 3/286).
(251-288 یا 289ق / 865-901 یا 902م). از آثار اوست: 1. البارع یا اخبار الشعراء المولدین كه گزیدهای است از اشعار حدود 160 شاعر (از بشار بن برد تا محمد بن عبدالملك بن صالح)، بدون اشاره به احوال آنان (یاقوت، 19/262- 263). ثعالبی كتاب یتیمة الدهر را در ادامۀ این كتاب و به عنوان ذیلی بر آن نوشت كه بعدها با ذیلهای پی درپی چون دمیة القصر باخرزی، زینة الدهر حظیری و خریدة القصر عمادالدین كاتب تكمیل شد (ابن خلكان، 5/149-150؛ ذهبی، 21/346). این اثر از جملۀ مآخذ مهم یاقوت، ابن خلكان و ذهبی بوده است. 2. اخبار العشراءالكبیر كه به پایان نرسید و تنها مطالبی دربارۀ بشار، ابوالعتاهیه و ابونواس در آن آمد. 3. كتاب النساء و ما جاء فیهن من الخبر و محاسن ماقیل فیهن من الشعر والكلام الحسن (ابن ندیم، 161).
(271-352ق / 884-963م)، از دوستان ابن ندیم بوده، و وی چیرهدستی و ظرافتش را در شعر ستوده است. از آثار اوست: 1. شهر رمضان كه برای الراضی بالله تألیف كرد؛ 2. النوروز و المهرجان؛ 3. الرد علی الخلیل فی العروض؛ 4. رسالة فی الفرق بین ابراهیم بن المهدی و اسحاق الموصلی فی الغناء؛ 5. كتابی درخصوص نسب خاندانش؛ 6. كتابی در مقابله با الاغانی ابوالفرج اصفهانی؛ 7. الفرق و المعیار بین الاوغاد والاحرار (ابن ندیم، همانجا؛ مرزبانی، معجم، 464).
(302-376ق / 914-987م). به گفتۀ ابن ندیم وی شاعر و ادیب بود و كتاب مختار فی الاغانی را نوشت (همانجا)؛ اما قفطی او را یكی از منجمان مشهور آن روزگار شمرده، و به آثار ادبی او اشاره نکـرده است. به گفتۀ قفطی زیج هارون بن علی در میان مردم بسیار رایج بوده است (ص 338). زوتر (ص 34) و كندی (ص136) این زیج را از آن پدربزرگ وی، و زمان تألیف آن را نیز حدود سال 250ق / 864م دانستهاند كه ظاهراً ناشی از خلط نام دو هارون است (نیز نک : GAS, VI / 216).
(د پس از 377ق / 987م). وی ادیب و شاعر و از نزدیكان صاحب بن عباد، وزیر مشهور آلبویه بود (نباید او را با ابوعیسی احمد بن علی بن یحیى (شم 2 همین مقاله) اشتباه كرد). تنوخی وی را از نزدیك میشناخته، و مطالبی از او نقل كرده است. او در 377ق احمد بن علی را دیده، شعر او را نیز ستوده است ( الفرج ...،286- 288، نشوار، 3 / 284-285؛ یاقوت، 3 / 250-254).
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، 1299ق / 1882م؛ ابن ابی عون، ابراهیم، التشبیهات، به كوشش محمد عبدالمعید خان، كیمبریج، 1369ق / 1950م؛ ابن خلكان، وفیات؛ ابن رومی، علی، دیوان، به كوشش حسین نصار، قاهره، 1393ق / 1973م؛ ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز (ازنسخۀ چستربیتی)؛ ابنطاووس، علی، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم، قم، 1363ش؛ ابنمرتضی، احمد، طبقات المعتزلة، به كوشش زوزانا دیوالد ویلتسر، بیروت، 1380ق / 1961م؛ ابن معتز، عبدالله، دیوان، به كوشش عزیز افندی زند، قاهره، 1891م؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالكتب المصریه؛ بحتری، ولید، دیوان، به كوشش حسن كامل صیرفی، قاهره، 1973م؛ بیهقی، علی، تاریخ حكماء الاسلام، به كوشش محمد كرد علی، دمشق، 1365ق / 1946م؛ تحفة الوزراء، منسوب به عبدالملك ثعالبی، به كوشش حبیب علی راوی و ابتسام مرهون صفار، بغداد، 1977م؛ تنوخی، محسن، الفرج بعد الشدة، به كوشش عبود شالجی، بیروت، 1398ق / 1978م؛ همو، نشوار المحاضرة، به كوشش عبود شالجی، بیروت، 1391ق / 1971م؛ ثعالبی، عبدالملك، خاص الخاص، به كوشش حسن امین، بیروت، دار مكتبة الحیاة؛ همو، همان، به كوشش صادق نقوی، حیدرآباد دكن، 1405ق / 1984م؛ همو، یتیمة الدهر، به كوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دارالفكر؛ حاتمیكاتب، محمد، الرسالة الموضحة، به كوشش محمد یوسف نجم، بیروت، 1385ق / 1965م؛ حنین بن اسحاق، رسالة الی علی بن یحیى، به كوشش مهدی محقق، تهران، 1379ش؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، 1404ق / 1984م؛ شابشتی، علی، الدیارات، به كوشش كوركیس عواد، بغداد، 1386ق / 1966م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش احسان عباس، ویسبادن، 1389ق / 1969م؛ صولی، محمد، اخبار ابی تمام، به كوشش خلیل محمود عساكر و دیگران، بیروت، المكتب التجاری؛ همو، الاوراق، قسم اخبار الراضی بالله و المتقی لله، به كوشش ج. هیورث دن، قاهره، 1354ق / 1935م؛ طبری، تاریخ؛ قفطی، علی، تاریخ الحكماء، اختصار زوزنی، به كوشش لیپرت، لایپزیگ، 1903م؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، 1376ق / 1957م؛ مرزبانی، محمد، معجم الشعراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، بیروت، 1379ق / 1960م؛ همو، الموشح، به كوشش محب الدین خطیب، قاهره، 1385ق؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، قم، 1404ق؛ یاقوت، ادبا، نیز:
Farmer, H. G., A History of Arabian Music, London, 1967; GAS; Kennedy, E. S., A Survey of Islamic Astronomical Tables, Philadelphia, 1956; Suter, H., Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, 1902.
یونس كرامتی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید