چترال، زبانها
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
سه شنبه 26 آذر 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224701/چترال،-زبانها
جمعه 15 فروردین 1404
چاپ شده
19
چِتْرال، زَبانْها، گروهی از زبانها که در منطقۀ چترال بدانها تکلم میشود.
چترال (ه م) بخشی در شمال غربی پاکستان است که مرکز آن نیز به همین نام خوانده میشود ( آمریکانا، VI / 610). شهر چترال، چترار یا قاشقار نیز نامیده میشود (بریتانیکا، III / 247). بخش چترال کنونی از شمال به ناحیۀ هندوکش، از غرب به بدخشان و نورستان (کافرستان پیشین)، از جنوب به دیر و از شرق به گیلْگیت، مَسْتوج و یاسین میرسد ( ایرانیکا، V / 493؛ «فرهنگ ... »، X / 301). چترال در 1932م / 1311ش، حدود 100 هزار تن جمعیت داشته است (مُرگِنستیرنه، «گزارش ... »، 46).
منطقۀ چترال به ویژه 4 /1 جنوبی آن یکی از چندزبانهترین مناطق هندوکش است. در این بخش به زبانهای بسیاری تکلم میشود. با نفوذ مهاجران یا پناهندگان افغان از 1980م / 1359ش، این موقعیت پیچیدگی بیشتری یافته است ( ایرانیکا، همانجا). از این زبانها 11 زبان به عنوان زبانهای اصلی و بقیه به عنوان گویشهایی از آن زبانها شناخته شدهاند. زبانهایی که در این منطقه گویشور دارند و مجموعاً زبانهای چترال نام گرفتهاند، دارای ریشهها و پیشینههای متفاوتی هستند؛ از این رو، نمیتوان قواعد و تعاریف مشترکی برای این مجموعۀ زبانها ارائه داد.طی چند نسل تنها از 4 زبان در منطقۀ چترال استفاده میشد کـه عبـارتاند از: پهلوره، کلشه، خـور و گَـوَر ـ بتـی، کـه همگی جزو گروه شمال غربی زبانهای هندوآریایی یا دردی هستند (همانجا). زبانهای دردی خود به 6 دستۀ کلی تقسیم میشود که چترال یکی از آنها ست (منشی، 282). امروزه 4 زبان دردی، زبان گجری، یک زبان نورستانی، یک زبان با ریشۀ نامعلوم، و 4 زبان ایرانی، 11 زبان اصلی مردم چترال را تشکیل میدهند کـه میتوان آنها را به دو دستۀ زبانهای هندوآریـایی ـ نورستانی و زبانهای ایرانی تقسیم کرد ( ایرانیکا، همانجا؛ مرگنستیرنه، همان، 46-72).مفصلترین تحقیق میدانی که در زمینۀ این زبانها صورت گرفته، از مرگنستیرنه است که نتیجۀ آن در 1932م / 1311ش به چاپ رسید. مهمترین زبانهای چترال براساس این تحقیقات بدین شرح است:
خور مهمترین زبان منطقۀ چترال است و گاهی توسط همسایگان صرفاً چترالی خوانده میشود. نامهای دیگری مانند ارنیه و قاشقاری نیز به این زبان داده شده است. خور زبان حکومتی و نیز زبان مکالمات روزمره است و تقریباً همۀ افراد بزرگسال در منطقه آن را میفهمند (همان، 46). حدود 100 هزار تن یا در حقیقت 90٪ جمعیت منطقه گویشوران لهجههای مختلف این زبان شناخته شدهاند ( ایرانیکا، همانجا). آمارهای جدیدتر حدود 200 هزار گویشور را برای این زبـان یـاد کـردهاند (ون ـ دریم، 332). خور زبانی نوشتاری نیست؛ با این حال، از ارزش خاصی برخوردار است (مرگنستیرنه، همان، 50). برای مکتوب کردن این زبان به خطهایی مانند عربی تلاشهایی صورت گرفته است ( ایرانیکا، همانجا).
(کلاَشه): زبان کلشه از لحاظ تاریخی با خور مرتبط است. 3 تا 4 هزار گویشور دارد و در بخش غربی و جنوبی چترال به آن تکلم میشود (همانجا؛ مرگنستیرنه، همان، 51). لهجههای متفاوتی از آن در شمال و غرب نیز وجود دارد ( ایرانیکا، همانجا). کلشه زبانی هندی است. احتمالاً هر دو زبان خور و کلشه متعلق به نخستین موج مهاجرت هندوآریاییان به جنوب هستند. تحولات آوایی آنها نیز شبیه هم است، اما از نظر ساختواژی تا اندازهای با هم متفاوتاند.زبان کلشه شباهتهایی نیز با زبان کَتی دارد که سبب آن ارتباط نزدیک میان دو قبیله است. کلشه در درههای انشعابی غربی در مناطقی مانند رومبور، بومْبورِت، بیریر، جینْجیرِت و اورْتْسون گویشور دارد (مرگنستیرنه، همانجا). تفاوت لهجههای رومبور، بومبورت و بیریر ناچیز است، اما گویشی از کلشه که در بخش جنوبی و در اورتسون به آن صحبت میشود، کاملاً متفاوت است (همانجا). زبان کلشه از زبانهای در خطر انقراض بهشمار میآید (ون دریم، 330)، زیرا شماری از گویشوران کلشه با گرویدن به دین اسلام این زبان را رها کرده، و خور را به عنوان زبان اول خود برگزیدهاند (هگارد، 58).
(یا پلوله یا پلله یا دنگریکو بات): این زبان به عبارتی تنها حدود 800 تا 000‘1 گویشور دارد و در مناطق شرقیِ بخش جنوبی رود چترال بدان تکلم میشود ( ایرانیکا، همانجا). پهلوره زیرشاخۀ دردی است. به این زبان در روستاهایی چون اَشرِت، پوریگال و بیوری تکلم میشود (مرگنستیرنه، همان، 54). بنا به آماری دیگر این زبان بیش از 8 هزار گویشور در 7 روستا دارد (ون دریم، 339) و احتمالاً شاخهای کهنتر از زبان شینه است که در گیلگیت و درههای علیای رود سند به آن صحبت میشود (مرگنستیرنه، همان، 51؛ ایرانیکا، همانجا).
به این زبـان کـه نَریساتی یـا نرساتـی نیـز نـامیده میشود، در حوالی اَرَندو (هَرَنو یا ارنوی) در جنوب چتـرال و روستـاهایی در افغـانستان تکلـم میشـود. گـور ـ بتی زیرشاخۀ دردی است (همانجا). این زبان رابطی میان گویشهای پَشَی وکوهستان محسوب میشود و شباهتهایی با هریک از این گویشها دارد (مرگنستیرنه، همان، 62). این زبان با حدود 500‘1 گویشور از زبانهای در خطر انقراض به شمار میآید (ون دریم، 328).
نام دیگر این زبان دامه ـ بـاشه است، و 70 خـانواده در دَمِل یا دامِن یا گید در جنوب چترال و در کنارههای غربی رود چترال (کنر) به آن صحبت میکنند (مرگنستیرنه، همان، 59؛ ایرانیکا، همانجا). داملی واژههای مشترک زیادی با پهلوره و گـور ـ بتـی دارد، اما با این زبانها متفاوت است. یک گویشور به زبان داملی، سخن نورستانیها و افغانها را میفهمد، اما زبانش با زبان آنها از لحاظ ریشهای متفاوت است (مرگنستیرنه، همان، 59-60). ویژگی مهم داملی آن است که واجهای کامی هندواروپایی مانند k ، ĝh, ĝ موقعیت زبانشناختی این زبان هنوز مورد تردید است ( ایرانیکا، همانجا).
این زبان که گُجْری نیز نامیده میشود، در برخی از روستاها در منطقۀ شیشی رواج دارد. به زبان گجری هندی در بخشهای بسیاری از مناطق دردی تکلم میشود، اما دربارۀ زبان گجری چترال اطلاعات بسیار کمی در دست است (مرگنستیرنه، همان، 63؛ ایرانیکا، همانجا).
این زبان که بشگلی نیز نامیده میشود، زبانی نورستانی، و تنها زبانی است که گویشوران ساکنی در منطقۀ چترال دارد. زبان کتی دارای دو گویش است که به یکی از آنها در منطقۀ چترال تکلم میشود (گرونبرگ، 787). این زبان را مهاجران از بشگل با خود آوردهاند (مرگنستیرنه، همانجا) و زبان رایج کتیها، کامها و طوایف کوچک دیگر است (همان، 63-64؛ نیز نک : «بررسی ... »، VIII(2) / 32-41).دو گویش فرعی در منطقۀ چترال شناخته شدهاند: یکی ویگلی، گویشی که در روستایی به نام ویگل به آن تکلم میشود و شبیه ژوجیگال است؛ دیگری، پرسون، گویشی که با گویشهای نورستانی مرتبط است و نظام فعلیِ پیچیدهای دارد (مرگنستیرنه، «گزارش»، 65-67).یکی از زبانهایی که مهاجران افغان با خود به منطقۀ چترال آوردهاند، زبان ساوی است که از زبانهای دردی است و احتمالاً شماری از گویشوران آن در سالهای اخیر به افغانستان بازگشتهاند (ون دریم، 341).شوماشتی نیز از زبانهای دردی است که در چترال در مناطق پاکستان و افغانستان، تنها در بخشی از یک روستا به آن تکلم میشود و با حدود هزار گویشور، زبانی است که به طور جدی در خطر انقراض قرار دارد (همو، 343).
زبانهای ایرانی که در چترال به آنها تکلم میشود، اینها ست: وخی کـه در یرخـون علیـا به آن تکلم مـیشـود (نک : مرگنستیرنه، «زبانها ... »، II / 431-558)، پشتو، فارسی مدگلشتی که در ناحیۀ شیشی به آن تکلم میشود، و یدغه که حدود 300 خانوار در روستاهای لوتْکوه علیا به آن تکلم میکنند و گویشی از مونجی یا مونجانی است ( ایرانیکا، همانجا؛ نیز نک : مرگنستیرنه، همان، II / 283-284).
زبان رسمی در منطقۀ چترال فارسی بوده است و طبیعتاً تواریخ محلی همگی به این زبان نگاشته شدهاند؛ اما امروزه اردو به عنوان زبان رسمی جایگزین فارسی شده است ( ایرانیکا، همانجا).
Americana, 2006; Britannica, 1989; Grünberg, A. L., «Nuristani Languages», Concise Encyclopedia of Languages of the World, Oxford, 2009; Heegård, J. and I. E. Mørch, «Retroflex Vowels and Other Pecularities in the Klasha Sound System», Himalayan Languages: Past and Present, ed. Anju, Berlin / New York, 2004; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, 1972; Iranica ; Linguistic Survey of India , Indo-Aryan Family: North-Western Group, Delhi, 1968; Morgenstierne, G., Indo-Iranian Frontier Languages, Oslo etc., 1938; id., Report on a Linguistic Mission to North-Western India, Oslo, 1932; Munshi, S., «Dardic», Concise Encyclopedia of Languages of the World, Oxford, 2009; Van Driem, G., «South Asia and the Middle East», Encyclopedia of the World's Endangered Languages, ed. Ch. Moseley, Oxford, 2007.
صبا لطیفپور
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید