تقی الدین راصد
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 4 آبان 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224344/تقی-الدین-راصد
پنج شنبه 14 فروردین 1404
چاپ شده
16
تَقیُّالدّینِ راصِد، محمدبن معروف (د 993ق/ 1585م)، ریاضیدان، مهندس، نورشناس و منجم معروف سدۀ 10ق/ 16م، از بزرگترین چهرههای علمی دوران عثمانی و یکی از آخرین دانشمندان شاخص دورۀ اسلامی. وی را دمشقی (حاجی خلیفه، 1/ 940)، مصری، صهیونی (EI2, X/ 132) و راصد شامی نیز نامیدهاند. بنابر دستخط خود او در نسخۀ منحصر به فرد کتاب الطرق السنیة در دمشق زاده شده است. تولد او را در 932ق/ 1526م (احسان اوغلو، «تاریخ منابع نجوم...»، I/ 199) و برخی در قاهره در 927ق/ 1521م (EI2، همانجا) دانستهاند، هرچند قول اخیر را نتیجۀ اشتباه عطایی، نویسندۀ ذیل الشقایق شمردهاند (نک : حسن، 18). بر اساس شجرهنامهای که تقیالدین در پایان کتابش، ریحانة الروح آورده است، نسب وی به امیرانی از سلسلۀ ایوبیان میرسد (نک : احسان اوغلو، همانجا). وی در کشورهای مختلفی حضور داشته است: در 953ق/ 1546م همراه با برادر بزرگترش در استانبول (تقیالدین، 77)، در 959ق در مصر (حسن، همانجا) و دستکم طی سالهای 966-975ق در نابلس بوده، چراکه دو اثر خود الکواکب الدریـة و ریحانة الروح را در آن شهـر بـه پایـان بـرده است. تقیالدین در نابلس دارای منصب قضاوت بوده است (حسن، 19؛ حاجی خلیفه، 1/ 940). او از نابلس دوباره به استانبول بازگشت و با استفاده از دوستی خواجه سعدالدین، ملقب به «معلم السلطان» در 979ق/ 1571م به مقام منجمباشی سلطان سلیم دوم (حک 974-982ق/ 1566-1574م) دست یافت. پس از به قدرت رسیدن سلطان مراد سوم (حک 982-1003ق/ 1574-1595م)، تقیالدین، محمدپاشا (وزیر اعظم) و خواجه سعدالدین را راضی کرد که برای تصحیح زیجهای موجود، نیاز به رصدهای جدیدی است و در نامهای به سلطان این مطلب را شرح داد و سلطان دستور ساختن رصدخانهای را تحت نظارت تقیالدین صادر کرد (صاییلی، 289). علاءالدین منصور شیرازی نحوۀ ساخت رصدخانه و ابزارهای نجومی موجود در آن را، در بخشی از منظومۀ شهنشاه نامۀ خود به زبان فارسی به نظم کشیده است (نک : محقق، 128-144). ساخت رصدخانه در محلی به نام غلاطه سرای فرنگ (همو، 137)، که همان «میدان تقسیم» امروزی در استانبول است (سزگین، II/ 34)، از 983 تا 985ق به طول انجامید. در رمضان همان سال ستارۀ دنبالهداری در آسمان ظاهر شد و تقیالدین آن را دلیل پیروزی سلطان بر شاه اسماعیل دوم صفوی دانست. پیشگویی وی درست از آب درآمد، ولی با شیوع طاعون مصادف گشت. سلطان به واسطۀ دسیسۀ اطرافیانش به رصدخانه بدبین شد و دستور تخریب آن را در 987ق صادر کرد. تقیالدین عزلت گردید و 6 سال بعد در استانبول درگذشت (حسن، 20؛ محقق، 140-142؛ صاییلی، 290-292؛ احسان اوغلو، همان، I/ 200-201). رصدخانۀ استانبول آخرین رصدخانۀ مهم دوران اسلامی محسوب میشود که در ساخت آن از دستاوردهای علمی غربیان یا از همکاری ایشان استفاده نشده است. تقیالدین خود در سدرة منتهی الافکار، آلات نجومی این رصدخانه را وصف نموده، صدیق حسن خان خلاصهای از این وصفها را نقل کرده (2/ 93-94)، و شیرازی هم از چند آلت نام برده است (محقق، 137). بیشتر این آلات (لبنه، حلقۀ اعتدالی، ذات الحلق، ذات الشعبتین و...) ریشۀ یونانی یا اسلامی دارند، اما آلتی به نام «ذات الاوتار» و آلتی دیگر به نام «المشبهة بالمناطق» که برای اندازهگیری فاصلۀ زاویهای ستارگان به کار میرفته، از ساختههای خود تقیالدین بوده است (سزگین، II/ 34-35؛ صاییلی، 300). به گفتۀ شیرازی در این رصدخانه «15 اهل علم گزین» زیر نظر تقیالدین کار میکردهاند (محقق، همانجا). اروپاییان به احتمال بسیار از این رصدخانه از راه گزارشهای سیاحانی چون اشتفـان گـرلاخ ــ کـه شخصـاً رصدخـانه را دیده است ــ آگاه شدهاند (سزگین، II/ 34). بررسیهای انجام شده نشان داده است که رصدخانۀ تیکوبراهه که در اواخر سدۀ 16م در اروپا ساخته شد، از لحاظ ابزارهای نجومی بسیار به رصدخانۀ استانبول شباهت داشته است (تکلی، «تقیالدین»؛ EI2، همانجا؛ سزگین، II/ 34-37).
تقیالدین در زمینههای چندی چون نجوم، مکانیک، ریاضیات، نورشناسی و پزشکی دارای آثاری است:
تقیالدین از جملۀ کسانی است که در تنظیم جداول نجومی و مثلثاتی از کسرهای دهگانی استفاده کرده است. پیش از او اقلیدسی و غیاثالدین جمشید کاشانی (ه مم) از کسرهای دهگانی استفاده کرده بودند، ولی استفاده از این کسرها در نجوم پیش از تقیالدین معمول نبود (تکلی، همانجا؛ احسان اوغلو، همان، I/ 203).وی همچنین برای اندازهگیری برخی از ثابتهای نجومی، از جمله خروج از مرکز مدار خورشید و مقدار حرکت سالانۀ اوج آن از روش جدیدی استفاده کرد. اندازهگیریهای تیکوبراهه و کوپرنیک نیز به همین روش انجام شده است (تکلی، همانجا). از آثار وی در این زمینه میتوان به این موارد اشاره نمود: 1. جریدة الدر و خریدة الفکر، زیجی کوچک است و نسخهای از آن در برلین وجود دارد ( آلوارت، شم 5699)؛ 2. سدرةمنتهیالافکار فی ملکوت الفلک الدوار یا زیج شهنشاهی، حاوی مجموعۀ رصدهایی است که وی در رصدخانۀ استانبول انجام داده است. نسخهای از آن در کتابخانۀ نور عثمانیه (شم 2930) نگهداری میشود (ششن، نوادر...، 1/ 390-391)؛ 3. الدر (العقد) النظیم فی تسهیل التقویم، که در آن زیج الغبیگ را خلاصه کرده است (حاجی خلیفه، 1/ 736). نسخهای از آن در لیدن (شم 1140) وجود دارد (استوری، II(1)/ 72)؛ 4. الابیات التسع فی استخراج التواریخ المشهورة و شرحها، که در آن نحوۀ به دست آوردن تاریخ وقایع مشهور را از تاریخ عربی و برعکس شرح کرده است (ششن، همان، 1/ 390)؛ 5. الثمار الیانعة من قطوف الآلة الجامعة، در شرح رسالۀ اشعة اللامعة فی العمل بالآلة الجامعة از ابن شاطر (زوتر، I/ 198)؛ 6. شرح استخراج انصاف اقطار المدارات المتوازیة، در محاسبۀ شعاع تصویر دایرههای ارتفاع بر صفحۀ اسطرلاب. نسخهای از آن به خط خود مؤلف در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی موجود است (شورا، 23/ 14)؛ 7. رسالة فی العمل بالربع الشکازی (زوتر، I/ 199)؛ 8. رسالة فی العمل بالربع الدستور (احسان اوغلو، همان، I/ 120). وی در زمینۀ نجوم آثار دیگری نیز دارد (نک : احسان اوغلو، همان I/ 202-206؛ زوتر، I/ 198-199).
1. بغیة الطلاب فی علم الحساب، که شامل 3 رساله است و در آن به حساب هندی، حساب نجومی و استخراج مجهولات پرداخته است (حاجی خلیفه، 1/ 249). چندین نسخه از این اثر وجود دارد (نک : ششن، همانجا)؛ 2. تحریر الاکرِ ثاوذوسیوس یونانی (حاجی خلیفه، 1/ 142). از این کتاب تاکنون نسخهای یافت نشده است؛ 3. کتاب النسب المتشاکلة فی الجبر و المقابلة (زوتر، I/ 198؛ احسان اوغلو، «تاریخ منابع ریاضی...»، I/ 85)؛ 4. شرح رسالة التجنیس نوشتۀ سجاوندی در حساب (حاجیخلیفه، 1/ 852)؛ 5. رسالة فی عمل المیزان الطبیعی، «میزان (ترازوی) طبیعی» وسیلهای بوده است برای تعیین مقدار عناصر یک آلیاژ بدون ایجاد تغییر در شکل آن. نسخههایی از این اثر باقی مانده است (نک : احسان اوغلو، همان، I/ 86)، 6. تسطیح الاکر، که نسخههای آن وجود دارد (نک : همان، I/ 87)؛ 7. رسالة فی تحقیق ما قاله العلامة غیاثالدین جمشید فی بیان النسبة بین المحیط و القطر (همان، I/ 86).
1. الکواکب الدریة فی وضع البنکامات الدوریة. این کتاب را تقیالدین در 966ق، هنگامی که قاضی نابلس بود، نوشته است. در این کتاب وی طرز ساخت حدود 10 ساعت مکانیکی را وصف میکند که به دو دستۀ ساعتهای وزنهای (البنکامات السراقیّه) و ساعتهای فنری (البنکامات الدّوریّه) تقسیم میشوند (سزگین، همان، III/ 118؛ حسن، 59). با این همه، تقیالدین نخستین کسی نیست که در جهان اسلام به وصف ساعت مکانیکی پرداخته است، زیرا در این زمینه حافظ محمد اصفهانی که کتاب خود را در نیمۀ اول 10ق در هرات تألیف کرده است (بینش، 17)، بر او پیشی دارد. چون اصفهانی تصریح کرده که ساعت مکانیکی خود را از روی یک نمونۀ اروپایی که از «بلاد روم» آورده بودند، ساخته است (ص 11-17)، به احتمال بسیار تقیالدین نیز در ساخت ساعتهای مکانیکی خود از نمونههای اروپایی الهامگرفته باشد(برای نمونههای بازسازیشدۀ ساعتهای تقیالدین، نک : سزگین، III/ 118-122). وی در سدرة منتهی، جزو آلات رصدی که اختراع کرده، از یک ساعت رصدی (البنکام الرصدی) نیز نام برده (صدیق حسن، 2/ 94) که صفحۀ آن ساعات و درجات و دقایق را نشان میداده است (سزگین، III/ 118). نسخهای از این رساله در پاریس (شم 2478) موجود است (GAL, S, II/ 484)؛ 2. الطرق السنیة فی الآلات الروحانیة. این کتاب آخرین اثر مهم در سنت علم الحیل اسلامی و بسیار تحت تأثیر کتاب الحیل بنوموسى (ه م) و کتاب الجامع بین العلم و العمل جزری (ه م) است. این اثر در یک مقدمه و 6 «باب» تنظیم شده است: مقدمه دربارۀ ساخت یک ساعت نجومی است. باب اول دربارۀ ساعات آبی (البنکامات)، باب دوم دربارۀ ابزارهایی که با آنها میتوان وزنههای سنگین را بلند کرد، باب سوم دربارۀ ابزارهای آبکشی، باب چهارم دربارۀ ساخت سازهای خودکار و فوارههای دائمی، باب پنجم دربارۀ دستگاههای پراکنده، و باب ششم دربارۀ سیخ کبابی که با نیروی هوای داغ حرکت میکند. در این دستگاه، گرمایی که از آتش برمیخیزد، توربین پرهداری را حول یک محور قائم میچرخاند و حرکت این توربین از راه مجموعهای از چرخدندهها به سیخ بالای آتش منتقل میشود و آن را حول یک محور افقی به چرخش درمیآورد (نک : تصویر). تقیالدین پیش از شرح این دستگاه، از دستگاه دیگری یاد میکند که در زمان او رایج بوده، و در آن سیخ کباب با نیروی بخار به چرخش درمیآمده است (نک : ص 76-77). هرچند این دستگاه ساختۀ تقیالدین نیست، اما او در اشاره به استفاده از نیروی بخار برای ایجاد حرکت بر برانکا (1629م) و ویلکینز (1648م) پیشی دارد (حسن، 35). دو تا از ابزارهایی که در باب ششم کتاب وصف شده، «جام عدل» و «جام جور» است و تقیالدین در طراحی جام عدل خود برخی از جزئیات طراحی بنو موسى را تکمیل کرده است (معصومی همدانی، 21-22، 29-30). این کتاب را احمد یوسف حسن در 1976م در حلب به صورت چاپ تصویری منتشر کرده است؛ 3. ریحانة الروح فی رسم الساعات علی مستوی السطوح، که در آن به نحوۀ ساخت ساعتهای آفتابی اشاره میکند (حاجی خلیفه، 1/ 940). نسخهای از آن در واتیکان (شم 1424) موجود است (GAL, S، همانجا؛ حسن، 27).
1. کتاب نور حدقة الابصار و نور حدیقة الانظار، در شرح و بررسی کتاب تنقیح المناظر کمالالدین فارسی (ه م) (زوتر، I/ 199). نسخهای از این کتاب در کتابخانۀ نوری افندی (شم 163/ 3) موجود است (ششن، مختارات...، 349).
1. مصابیح المزهرة فی علم البزدرة، که در آن افزون بر نحوۀ شکار با پرندگان شکاری (بازداری)، به روش شکار با سگ و پلنگ نیز پرداخته است. نسخهای از آن در کتابخانۀ گوتا (شم 2094) وجود دارد (پرچ، IV/ 117).
1. ترجمان الاطباء و لسان الالباء، که در آن به خواص درمانی گیاهان دارویی اشاره کرده است. نسخهای از این اثر در برلین (شم 6431) موجود است (ششن، فهرس...، 153؛ آلوارت، V/ 632). تقیالدین شعر نیز میسرود و خفاجی شعر او را متوسط دانسته، و نمونهای از آن را نقل کرده است (1/ 152-153).
اصفهانی، محمد حافظ، نتیجةالدوله، به کوشش تقی بینش، تهران، 1350ش؛ بینش، تقی، مقدمه بر نتیجهالدوله (نک : هم ، اصفهانی)؛ تقیالدین راصد، محمد، «الطرق السنیة فی الآلات الروحانیة»، همراه تقیالدین... (نک : هم ، حسن)؛ حاجی خلیفه، کشف؛ حسن، احمدیوسف، تقیالدین و الهندسة المیکانیکیة العربیة، حلب، 1976م؛ خفاجی، احمد، ریحانة الالبا، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهـره،1386ق/ 1967م؛ ششن، رمضان، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی باللغات العربیة و الترکیة و الفارسیة فی مکتبات ترکیا، استانبول، 1984م؛ همو، مختارات من المخطوطات العربیة النادرة فی مکتبات ترکیا، استانبول، 1997م؛ همو، نوادر المخطـوطات العربیة فـی مکتبات ترکیا، بیـروت، 1975م؛ شـورا، خطی؛ صدیـق حسنخان، محمد صدیق، ابجد العلوم، بیروت، دارالکتب العلمیه؛ محقق، مهدی، دومین بیست گفتار در مباحث ادبی و تاریخی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم در اسلام، تهران، 1369ش؛ معصومی همدانی، حسین، «جام عدل»، نشر دانش، تهران، 1381ش، س 19، شم 1؛ نیز:
Ahlward; GAL, S; İhsanoğlu, E. et al, Osmanlı astronomi literatürü tarihi, Istanbul, 1997; id, Osmanlı matematik literatürü tarihi, Istanbul, 1999; EI2; Hassan A. Y. and D. R. Hill, Islamic Technology, Cambridge, 1986; Pertch ; Sayili, A., The Observatory in Islam, Ankara, 1988; Sezgin, F., Wissenschaft und technik im Islam, Frankfurt, 2003; Story, C. A., Persian Literature a Bio-bibliographical Survey, London, 1972; Suter, H., Beiträge zur Geschichte der mathematic und Astronimie im Islam, Frankfurt, 1986; Tekeli, S., «Taqi al-din», Encyclopedia of the History of Science, Technology, and Medicine in Non-western Cultures, Netherlands, 1997. حسین روحاللٰهی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید