ترکی، ادبیات
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 7 مهر 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/224202/ترکی،-ادبیات
شنبه 16 فروردین 1404
چاپ شده
15
اگر چه محققان گاه به ویژگیهای زبانی استناد میکنند، باید در نظر داشت که ویژگیهای زبان ترکان آناتولی شرقی و آذربایجانی که اکثر اینان از میان آن جماعت به ایران مهاجرت کردهاند، فرقی نداشته است. آثار قاسم انوار (757- 838م) را که ملمّعی ترکی و فارسی و نیز ملمعی گیلکی و فارسی سروده است (نک : انوار، 407- 408)، نمیتوان ادبیات آذربایجانی شمرد. حتى سرودههای سیدعمادالدین نسیمی (نک : جلالی پندری، 3 بب ؛ محمدزاده، مقدمه بر دیوان...، 5 بب ؛ قهرمانف، 5 ff.) را با احتیاط میتوان از اینگونه تلقی کرد و اگر در این اطلاق ذیحق باشیم، او نخستین شاعر آذربایجانی سرا به شمار میآید و حبیبی (سدههای 9- 10 ق) نخستین شاعر تمام عیار و بیشک و ریب ترکی آذربایجانی است (ساممیرزا، 357- 358؛ تربیت، دانشمندان...،102، 112؛ هیئت، سیری، 199-201؛ صفرلی، 210-215) و محمد فضولی (899-963ق) که بغدادی نامیده شده است و او را سرآمد شاعران روزگار خویش دانستهاند، به عربی و فارسی و ترکی آذربایجانی/ ارانی شعر میسروده، و دیوان ترکی و فارسی او بارها و نیز برخی از نوشتههای عربی او منتشر شده است (کوپریلی، مقدمه بر...، 3-22؛ هیئت، همان، 208- 215؛ کوپریلی، «تحقیقات»، .II/ 503 ff)، نخستین سرایندۀ مهم آذربایجانی/ ارانی به شمار میرود. به شاه اسماعیل بنیانگذار خاندان صفوی، دیوانی به زبان ترکی منسوب شده است (نک : محمدوف، 303-313؛ پارسادوست، 749-775؛ آراسلی،37-51) که اصالت آن مورد تردید قرار گرفته است. از شاعران آذربایجانی سرای عصر صفوی میتوان از محمد امانی از امرای قزلباش، معاصر شاه طهماسب و شاه عباس اول (نک : همو، 64-68) و مسیحی طبیب که در دربار شاه عباس و دربار بابریان هند حضور داشته است و مثنویهای دانه و دام، زنبور عسل، ورقاو گلشاه از او بازمانده است (همو، 120-130) و قوسی تبریزی، همعصر صائب تبریزی را برشمرد (نک : صائب، 6/ 3429-3445، 3683). ساممیرزا (د 975ق) در تحفۀ سامی (جم ) بیش از 10، و صادقی کتابدار در مجمعالخواص (جم ) به ترکی شرقی، نزدیک به 20 شاعر ترکیگوی را نام بردهاند، اما زبان همۀ آنان ترکی آذربایجانی / ارانی نبوده است. شعر ترکی آذربایجانی علاوه بر بهرهگیری فراوان از زبان و ادبیات فارسی (که در واقع، در ادبیات شاخههای 4 گانۀ ترکی در دورۀ اسلامی به شمار میرود)، از آثار زبان ترکی جغتایی و عثمانی نیز تأثیر بسیار پذیرفته است (نک : کوپریلی، همان، II/ 68؛ II/ 142، IA). تألیف فرهنگهای جغتایی در ایران و عثمانی و ترجمۀ آثار گوناگون به این زبان خود نشانۀ بارز اثر زبان و ادبیات جغتایی در زبان و ادبیات دو گروه اخیر است (نک : تربیت، ارغنون، 112-117؛ کوپریلی، همان، II/ 69). مرثیهسرایی یکی از مقولههای بارز ادبیات آذربایجانی است. فضولی را با سرودنحدیقةالسعدا میتوانپیشگام این فندر ادبیات آذربایجانی شمرد. حدیقةالسعدا به نوعی ترجمۀ روضةالشهدای ملاحسین واعظکاشفی است(قراخان،91, 143, 224, 236). پس از وی کسانی چون نظامالدین محمد تورفارقانی، اشراق مراغی، تائب خویی، دخیل، راجی، دلسوز، قُمری، صراف، پرغم و شکوهی راه وی را ادامه دادهاند (قاسمزاده، 62-63, 167؛ هیئت، آذربایجان...، 1/ 94-110). در این دوران زبان ترکی آذربایجانی بیشتر برای بیان احساس به کار رفته، و بدان شعر سروده شده است (نک : کوپریلی، همانجا؛ II/ 143، IA) و آثار منثور در آن زبان بسیار نادر بوده، و برای بیان موضوعات دینی، تاریخی، علمی از زبان فارسی استفاده میشده است. پس از سقوط خاندان صفوی و افشار، خاننشینهای نیمه مستقلی در اران (که اینک قفقاز نامیده میشد)، به وجود آمد و ادبیات مشترک ارانی ـ آذربایجانی در آن سرزمین تداوم یافت (کوپریلی، همان، II/ 63؛ آقبینار، 32 ؛ ایرانیکا، III/ 252). در این دوران از شاعرانی چون ملاولی ودادی (د 1224ق، نک : کوچرلی، 1(1)/ 143) و ملاپناه واقف (مق 1210ق، نک : همو، 1(1)/ 109) میتوان نام برد. این هر دو از حمایتخان قراباغ برخوردار بودند، اما واقف توسط محمدبیک جوانشیر برادرزادۀ خان کشته شد (نک : نواب، 3-4؛ مجتهدزاده، 8- 9). واقف که با گرایش به سادهنویسی و سودجستن از واژههای زبان عامه و ابداع مضامین نو و پرداختن به مسائل اجتماعی و به کارگیری طنز بر «ودادی» پیشیگرفته است، از چهرههای برجستۀ ادبیات آذربایجانی ـ ارانی به شمار میرود و او را بنیانگذار ادبیات نوین این زبان میدانند (نک : هیئت، همان، 2/ 97 بب ). پس از واقف، شاعرانی چون سالک (د 1258ه ق) که به فارسی و ترکی جغتایی هم شعر میسرود (کوچرلی،1(1)/ 248 بب )، قاسمبک ذاکر (1271ق، نک : نواب، 34-40؛ مجتهدزاده، 89-104) و نباتی(در آذربایجان) از مقلدان و پیروان او به شمار میروند (خودییف، 275، 285). در این روزگار شاعرانی چون نشاط شروانی، شاکر شروانی، مهجور شروانی، عارف شروانی و آقا مسیح شروانی شیوۀ کلاسیک شعر ترکی آذربایجانی/ ارانی را ادامه دادند (نک : همو، 239). پس از جنگ ایران و روس و تحمیل قراردادهای گلستان (1228ق) و ترکمنچای (1243ق) و جدایی قفقاز از ایران، شرایط متفاوت جداگانهای در قفقاز و آذربایجان به وجود آمد. در قفقاز بر اثر تسلط روسیه، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و آموزشی مناسبتری فراهم شد و روشنفکران قفقاز به امکانات بهتری برای نشر آثار و عقاید خویش دست یافتند (قاسمزاده، 128-129؛ «تاریخ...»، IV/ 397) و چند نشریه به راه انداختند (میراحمدف،«تاریخ...»، II/ 379-418؛«تاریخ»، V/ 228-235). از همان دوران، به ویژه پس از انقلاب 1905م روسیه کاربرد زبان ارانی (قفقازی) در نثر نیز آغاز شد و با تأثیرپذیری از ادبیات روسی و ادبیات غربی به واسطۀ زبان روسی، نمایشنامه و قصه و مقالات سیاسی و اجتماعی در آن زبان پدید آمد. میرزا فتحعلی آخوندزاده (1812- 1878م) از آغازگران این راه بود (نک : آدمیت، 3، 32- 68؛ مؤمنی، 5-54) و در شهرهای مختلف چند انجمن ادبی تشکیل شد و وزیرف (1851-1926م)، نریمانف و حقوردیف از همگامان آخوندزاده و از دنبالهروان او به شمار میرفتند (قاسمزاده، 136-139؛ «تاریخ»، IV/ 355-356, V/ 368-372). میرزا جعفر قراچه داغی از ناقلان شیوههای آنان به ایران و زبان فارسی و ادامهدهندۀ راه آنان بوده است (نک : مؤمنی، 43). از همین دوران جدایی زبان ادبی قفقازی (ارانی) و آذربایجانی آغاز شد و زبان قفقازی اندکاندک با واژهها و مضامین و مفاهیم روسی که آذربایجانیان با آن بیگانه بودند، انباشته شد (نک : قاسمزاده، 156-160؛ «تاریخ»، IV/ 358-360). سیدعظیم شیروانی (د 1888م، نک : رستموف،5 ff. ؛ قاسمزاده، 291-318)، بهار شیروانی (د 1300ق، نک : ه د، 13/ 99-101)، میرزا شفیع واضح (د 1852م، نک : محمدزاده، مقدمه بر نغمهها، 3- 8)، جلیل محمدقلیزاده (د 1310ش، نک : میراحمدوف، مقدمه بر...، 5-36) از چهرههای برجستۀ این دوراناند. به ویژه پس از انقلاب 1905م روسیه که تسلط و سانسور دولت کاهش یافت، نشریات بیشتری با شرایط بهتر و آزادانهتری در قفقاز به راه افتاد، از جمله میتوان از نشریههای فیوضات در باکو، ملانصرالدین در تفلیس و حیات، تازه حیات، ترقی و ... نام برد (نک : همو، «تاریخ»،II/ 379 ff. ). با آغاز انقلاب اکتبر 1917م، کوتاه مدتی تسلط روسیه در بخشی از سرزمینهای اشغال شده از جمله قفقاز (اران) از میان رفت، انگلیسیها و عثمانیان در آن سرزمین حضور یافتند و در قفقاز جمهوری جداگانهای تشکیل شد و شگفت آنکه بدون هیچگونه اصالت و اساسی این جمهوری نوبنیاد را آذربایجان نامیدند و روسیه اندکی بعد همۀ سرزمینهای رها شده از جمله قفقاز را تصرف نمود، اما درصدد اصلاح آن نام جعلی برنیامد و عنوان جمهوری آن نیز که اینک هیچگونه استقلال نداشت، باقی ماند. با تسلط سوسیالیستها بر قفقاز و دست یافتن رضاشاه پهلوی بر پادشاهی ایران، ارتباط دو سوی ارس به کلی قطع شد و به تبع آن زبان کمابیش مشترک آذربایجان و اران به دو شاخۀ کاملاً متمایز تبدیل شد؛ به ویژه در عرصۀ ادبیات، در آذربایجان شوروی ادبیات در تمام جنبههای آن ادامه یافت و آثار ارزشمندی در شعر و نثر تولید گردید و حسین جاوید، عزیر حاجی بیگف، محمد سعید اردوبادی و ... از نخستین چهرههای برجستۀ ادبی و هنری جمهوری نامستقل آذربایجان بودند. در ایران سیدابوالقاسم نباتی شیوۀ واقف را ادامه داد (خودییف، 285؛ هیئت، آذربایجان...، 1/ 119؛ کوچرلی، 1(2)، 533 بب ) و کسان دیگر چون محمدباقر خلخالی (د 1316ق) که منظومۀ ثعلبیۀ او معروف است (همو، 2(2)/ 228-256)، حاج مهدی شکوهی (نک : مصدق، سراسر اثر)، میرزا علی خان لعلی (هیئت، همان، 1/ 122-127) و دیگران به سرودن شعر ترکی آذربایجانی ادامه دادند و بیشتر آنان از دنبالهروان واقف به شمار میرفتند. با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی نشر آثار ترکی در ایران ممنوع و به نوحه و مرثیه منحصر گردید. پس از شهریور 1320، کوتاه مدتی این مشکل رفع شد و اندکی بعد حکومت خودمختار آذربایجان تحت حمایت ارتش سرخ در آذربایجان اقتدار یافت و این دولت کوشید زبان جمهوری آذربایجان را در آذربایجان ایران رواج دهد، اما به سبب بیگانگی مردم با آن زبان و عدم درک و هضم آن از سوی مردم و نااستواری آن دولت و فروپاشیدنش، توفیقی نیافت. منظومۀ معروف حیدر بابایه سلام شهریار یگانه اثر ادبی زبان آذربایجانی و شاهکار بدیع آن به شمار میرود که در عصر محمد رضا شاهی سروده شد و نشر یافت (نک : فردی، 7). دنباله روان شهریار و یا در حقیقت دنباله روان منظومۀ او آثار قابل قبولی در این زبان خلق کردند. پس از انقلاب اسلامی ایران محدودیتهای عصر پهلوی به کلی از میان رفت و نشر مجلات و کتب به زبان آذربایجانی آغاز شد، اما کمتر کسی راه شهریار را پیمود و دستاندرکاران بر آن شدند که زبان قفقازی (جمهوری آذربایجان) را که بیش از 50٪ از واژگان و مقولات و ساختار آن با زبان آذربایجانی بیگانه است،رواج دهند، بدین سبب با اقبالی از سوی مردم مواجه نشدند و اثر مهم و قابل قبولی نیز پدید نیامده که بتوان آن را آذربایجانی نامید.
برای ادبیات معاصر ترکمنستان و آذربایجان/ اران، نک : بخش II همین مقاله؛ برای ادبیات معاصر ترکیه، نک : ه د، ترکیه.
آدمیت، فریدون، اندیشههای میرزافتحعلی آخوندزاده، تهران، 1349ش؛ آراسلی، حمید، «رازهایی در دل تاریخ اثرینین مؤلفی فیروز منصوری یه آچیق مکتوب»، وارلیق، مهر 1360ش؛ ابن بطوطه، محمد، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، 1359ش؛ احمد یسوی، دیوان حکمت، به کوشش رسول اسماعیلزاده دوزال و دیگران، تهران، 1379ش؛ ارانسکی، ا. م.، مقدمۀ فقهاللغۀ ایرانی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، 1358ش؛ امیر علیشیر نوایی، مجالس النفایس، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، 1363ش؛ همو، محاکمة اللغتین، ترجمۀ تورخان گنجهای، تهران، 1327ش؛ انوار، قاسم، کلیات، به کوشش سعید نفیسی، تهران، 1337ش؛ بارتولد، و.، اورته آسیا تورک تاریخی حقنده درسلر، استانبول، 1927م؛ براون، ادوارد، از سعدی تا جامی، ترجمۀ علی اصغر حکمت، تهران، 1351ش؛ پارسادوست، منوچهر، شاه اسماعیل اول، تهران، 1375ش؛ تربیت، محمدعلی، ارغنون، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تبریز، 1373ش؛ همو، دانشمندان آذربایجان، تهران، 1314ش؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، 1376ش؛ جلالی پندری، یدالله، زندگی و اشعار عمادالدین نسیمی، تهران، 1372ش؛ جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، 1329ق/ 1911م؛ حکمت، علیاصغر، مقدمه بر مجالس النفایس (نک : هم ، امیر علیشیر نوایی)؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، تهران، 1331ق/ 1913م؛ خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، تهران، 1366ش؛ خودییف، نظامی، آذربایجان ادبی دیلی تاریخی، به کوشش حسین شرقی سوی تورک، تهران، 1377ش؛ دایرةالمعارف فارسی؛ دکره، فرانسوا، مانی و سنت مانوی، ترجمۀ عباس باقری، تهران، 1383ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعرا، به کوشش محمد رمضانی، تهران، 1338ش؛ رشیدالدین فضلالله، جامعالتواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، 1373ش؛ روشن، محمد و مصطفى موسوی، تعلیقات بر جامع التواریخ (نک : هم ، رشیدالدین فضلالله)؛ سام میرزا، تحفۀ سامی، به کوشش رکنالدین همایونفرخ، تهران، انتشارات علمی؛ صائب تبریزی، دیوان، به کوشش محمد قهرمان، تهران، 1370ش؛ صادقی، علیاشرف، «نسخه برگردان دیوان لغات الترک»، نامۀ بهارستان، 1383ش، س 5، شمـ 1-2؛ صادقی کتابدار، تذکرۀ مجمع الخواص، ترجمۀ عبدالرسول خیامپور، تبریز، 1327ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، 1363ش؛ فردی، اصغر، مقدمه بر کلیات ترکی شهریار، تهران، 1371ش؛ کوپریلی، فؤاد، تورک ادبیاتی تاریخی، استانبول، 1926م؛ همو، مقدمه بر کلیات فضولی، استانبول، 1342ق؛ کوچرلی، فریدون، آذربایجان ادبیاتی تاریخی ماتریا للاری، باکو، 1925- 1926م؛ گلی، امینالله، سیری در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی ترکمنها، تهران، 1366ش؛ گنجهای، تورخان، سه مقاله، لندن، 1998م؛ مجتهدزاده، محمد، ریاض العاشقین، استانبول، 1328ق؛ محمدزاده، حمید، مقدمه بر دیوان [فارسی] نسیمی، باکو، 1972م؛ همو، مقدمه بر نغمههای میرزا شفیع واضح، باکو، 1987م؛ محمدزادۀ صدیق، حسین، مقدمه بر دیوان ترکی ابوالقاسم نباتی، تبریز، 1372ش؛ مؤمنی، باقر، مقدمه بر تمثیلات فتحعلی آخوندزاده، ترجمۀ میرزاجعفر قراجه داغی، تهران، 1349ش؛ ناطق، ناصح، بحثی دربارۀ زندگی مانی و پیام او، تهران، 1357ش؛ نواب، میرمحسن، تذکرۀ نواب، باکو، 1913م؛ وامبری، آرمینیوس، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوریان، تهران، 1365ش؛ هیئت، جواد، آذربایجان ادبیات تاریخینه بیرباخیش، تهران، 1358ش؛ همو، سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی، تهران، 1365ش؛ یگانیانس، لیدیا، «میرعلیشیر نوایی و عصـر او»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات تبریز، 1327ش، س 1، شمـ 5؛ نیز:
Akpınar, Y., Azeri edebiyatı araştırmaları, Istanbul, 1994; Ārāslı, M., XVII-XVIII Asr Āzarbāyjān adabiyyātı tārixi, Baku, 1956; Arat, R. R., Eski Türk şiiri, Ankara, 1991; Atalay, B., introd. Divanü Lugat-it-türk, Ankara, 1998-1999; Āzarbāyjān Sovet ensiklopediyāsı, Baku, 1976-1987; Āzarbāyjān tārixi, ed. F. Q. Maqsodov et al., Baku, 2000-2001; Banarlı, N. S., Türk edebiyatı tarihi, Istanbul, 1971; Barthold, W.W., «Kutadgu biliğºin zikrettigi Buğrakan kimdit?», Kutadgu biliğ, Wien; The Book of Dede Korkut, tr. F. Sümer. et al, London, 1972; Boratav, P. N., 100 Soru da Türk halk edebyatı, Istanbul, 1973; Caferoğlu, A., Türk dili tarihi, Istanbul, 1970- 1974; Cevdet, K., Örnekli Türk edebiyatı tarihi, Ankara, 1995; Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre-thirteenth Century Turkish, Oxford, 1979; Czaplicka, M. A., The Turks of Central Asiain History and at the Present day, London/ New York, 1973; Dankoff, R, introd. Wisdom of to Yalglary (Kutadgu bilig), Chicago/ London, 1983; Dede Korkut Kitabı, ed. M. Ergin, Ankara, 1989; Devereux, R., introd. and nots on Muhākamat al-lughatin, Leiden, 1966; EI2; Ekiz, O. N. et al., İslamiyet öncesi Türk edebiyatı, Istanbul, 1986; Genc, R., Kasgarlı Mahmud’a gore XI. yüzyılda Türk dūrnyası, Ankara, 1997; Güzel, A. R., Dini-Tasavufi Türk edebiyatı, Ankara, 2004; Hacıyev, T., Āzarbāyjān adabi dili tārixi, Baku, 1976 - 1987; Has Hacib, Y., Kutagu bilig, metin, ed., R. R. Arat, Istanbul, 1947; IA; Iranica; Kabaklı, A., Türk edebiyatı, Istanbul, 1966; Kafes Oğlu, İ., Türk milli kültürü, Ankara, 1977; Karahan, A. K., Kültür bakanliğı yayıları, Istanbul, 1949; Kaşgarlı, M., Divanu lügat-it türk, tr. A. Çiçekli, Istanbul, 1970; Kitabı-Dede Qorgud, eds. and introd. F. Zoynalov and S. Alizade, Baku, 1988; Köprülü, F., Edebiyat araştırmaları, ed. O. Köprülü, Istanbul, 2004; id., Türk edebiyat tarihi, ed. O. F. Köprülü and N. Pekin, Istanbul, 1981; id., Türk edebiyatında ilk mutasaviflar, ed. O. Köprülü, Ankara, 1976; Levend, A., Ali Sir Nevai, hayatı, sanatı, ve kisiliği, Ankara, 1965; id., Türk edebiyatı tarihi, Ankara, 1988; Mahmatof, «Şah İsmail he Tainin edebi tesiri», Journal of Turkish Studies, 1983; Meydan Larousse ; Mirahmadov, A., Āzarbāyjān adabiyyātı tārixi, Baku, 1960; id. and T. Hasanzāda, introd. Asarlari, J. Mammad quli zāda, Baku, 1983; Müsaddiq, M., Mirza Mehdi Šükuhi, Baku, 1988; Ölmez, Z. K., introd. Seçre-i terakime Ebulgazi Bahadurhan, Ankara, 1986; Orkun, H. N., Eski Türk yazıtları, Ankara, 1987; Ǒgel, B., Türk mitolojisi, Ankara, 1989; Pekolcay; N., İslam Türk edebiyatı, Istanbul; Qahramānov., J., introd. Asarlari I. Nasimi, Baku, 1973; id et al. introd. Yusif va Züleyxā, M. Zarir, Baku, 1991; Qāsımzāda, «XIX Asrin birinji yārısırldā adabiyyāt», Āzarbāyjan adabiyyāt tārikhi, ed. S. Vurğun et al., Baku, 1960, vol. II; Rustamov, S., S. A. Shirvāni asarlavlaittin nashri tārikhindar, Baku, 1967; Safarli, A. and X. Yasifov, Qadim va Orta asrlar Āzarbāyjān adabiyyātı, Baku, 1991; Sepetçioğlu, N., Türk destanları, Istanbul, 1972; Sümer, F., Oğuzlar, Istanbul, 1980; Tekin, T., Orhun yazıtları, Ankara, 1988; Togan, Z. V., Oguz destanı, İstanbul, 1982; Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, Istanbul, 1976-1986; Türkiye diyanet vakfı İslām ansiklopedisi ; WNGD, 1974.مصطفى موسوی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید