جاثی عَلى رُکْبَتَیْه، هفتمین صورت از صور فلکی نیمکرۀ شمالی که به صورت مردی بر زانو نشسته با دو دست باز و کشیده، یکی به سمت ستارگان اِکلیل شمالی و دیگری به سمت ستارگان نَسر واقع، تصور شده است (بیرونی، التفهیم، ۹۲؛ صوفی، ۷۷، نیز ترجمۀ فارسی، ۵۴).
در افسانههای بینالنهرین آن را نماد نمرود، خدای خورشید، میدانستند که اژدهای تیامات را از پای درآورد. یونانیان آن را هرکولس[۱] مینامیدند و با اوصافی چون «زانو زده»، «ناشناس» و«مرد بر زانو نشسته» میخواندند (آلن،239؛ آلکت، 213-214). منجمان مسلمان نیز این صورت را مطابق توصیف یونانیان «جاثی علی رکبتیه» نامیدند که بیرونی آن را به «زانو زده» (همانجا)، یا «بر زانو نشسته» (همان، ۹۵) ترجمه کرده است. آنان این صورت را «راقص» نیز میخواندند (نک : صوفی، همانجا).
در فهرستهای قدیمی ثوابت جاثی دارای ۲۸ ستارۀ داخل صورت و یک ستارۀ خارج صورت است که از قدرهای سوم تا ششم هستند (بطلمیوس، 348-349؛ صوفی، ۸۶-۸۸). بطلمیوس در جدول خود تعداد ستارگان قدر ۳ را ۶، قدر ۴ را ۱۷، قدر ۵ را ۲، و قدر ۶ را ۳ ستاره آورده (همانجا)، اما صوفی یکی از ستارگان قدر ۳ و ۲ ستاره از ستارگان قدر ۴ را از قدر ۵ دانسته، و بنابراین شمار ستارگان قدر ۵ صورت را ۵ ستاره آورده است (همانجا، نیز نک : ترجمۀ فارسی، ۵۹-۶۰؛ قس: بیرونی، القانون...، ۳/ ۱۰۲۸-۱۰۳۰). صوفی از ستارگان دیگری از قدر ششم در این صورت یاد میکند که بطلمیوس از آنها یاد نکرده است (ص ۸۳، نیز نک : ترجمۀ فارسی، ۵۹).
اعراب مجموعهای از ستارگان جاثی و دو ستاره از صورت فلکی شَلیاق را که بر یک راستا قرار دارند، «نَسَق شامی» میخواندند. همچنین ستارگان واقع بر قوزک پای چپ جاثی را به همراه ۳ ستاره از تِنّین (ه م) «صلیب» مینامیدند (همو، ۸۲-۸۳).
در ردهبندی امروز صورت فلکی جاثی با صورتهای فلکی عَوّا، سهم، شلیاق، نسر، حَیّه، اکلیل شمالی و تنین هممرز است و محدودۀ ۲۲۵‘۱ درجۀ مربع از سطح آسمان را میپوشاند (بکیچ، ۲۸). نخستین ستاره از این صورت که آن را «رأس الجاثی» مینامند، ستارهای است دوگانه و متغیر که دامنۀ قدر آن بین ۳ و ۴ متغیر است. بطلمیوس قدر آن را مطلقاً ۳ در نظر گرفته بود (ص 348)، اما صوفی آن را از اصغرِ قدر سوم دانسته است (ص ۷۸). دوگانه بودن این ستاره در ۱۷۹۵م توسط ویلیام هرشل کشف شد. دورۀ تناوب چرخش این دو ستاره بسیار نامنظم و بین ۲ تا ۴ ماه متغیر است (آلن، 243).
این ستاره را در قدیم بر اسطرلابها نقش میکردند (صوفی، ۷۷، نیز ترجمۀ فارسی، ۵۴؛ کونیچ، «صوفی...[۲]»، 158)، ولی نصیرالدین طوسی در بیست باب و نیز بیرجندی در شرحی که بر آن نگاشته، از آن جزو ستارۀ اسطرلابی نام نمیبرند.
نام عربی جاثی به صورتهای مختلف به زبانهای اروپایی راه یافته است که معروفترین آن به احتمال زیاد تصحیفی از نام ستارۀ رأسالجاثی است که به صورت Elhhathi آمده، و ممکن است از نام Ras Alheti که در ۳ ویرایش نخستین زیج آلفونسی به این ستاره منسوب بوده، گرفته شده باشد. در ویرایش چهارم زیج آلفونسی این نام به صورت Rasaben هم برای صورت جاثی و هم برای این ستاره به کار رفته است (آلن، همانجا؛ کونیچ، «اعراب...[۳]»، 89-90).
مآخذ
بیرونی، ابوریحان، التفهیم، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ۱۳۵۲ش؛ همو، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۵۶م؛ صوفی، عبدالرحمان، صورالکواکب، چ تصویری، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م؛ همو، همان، ترجمۀ فارسی نصیرالدین طوسی، به کوشش معزالدین مهدوی، تهران، ۱۳۵۱ش؛ نیز:
Allen, R., Star Names: Their Lore and Their Meaning, New York, 1963; Bakich, M. E., The Cambridge Guide to the Constellations, Cambridge, 1995; Kunitzsch, P., The Arabs and the Stars, Northampton, 1989; id, «Al-Ṣufi and the Astrolabe Stars», Zeitschrift für Geschichte der arabisch-islamischen Wissenschaften, Frankfurt, 1990, vol. VI; Olcott, W., Star Lore of All Ages, 1996; Ptolemy, Almagest, tr. and ed. G. J. Toomer, London, 1984.
محمد مظفری