جزایری، شیخ طاهر
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
دوشنبه 6 آبان 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/223291/جزایری،-شیخ-طاهر
یکشنبه 31 فروردین 1404
چاپ شده
18
جَزايِري، شيخ طاهر (1268-1338ق / 1852-1920م)،اديب، لغتشناس و دانشمند سوري. پدر او شيخ محمد صالح سمعوني جزايري (د 1285ق / 1868م)، که از دانشمندان بزرگ مذهب مالکي بود، در 1263ق از الجزاير مهاجرت کرد و راهي دمشق شد و در آنجا منصب قضا را برعهده گرفت (کردعلي، 9؛ معطوف، 2 / 145؛ نويهض، 101).جزايري در دمشق متولد شد و نخستين درسها را نزد پدرش آموخت، سپس وارد مدرسۀ جقماقيه شد و نزد استاداني چون شيخ عبدالرحمان بوشناقي و شيخ عبدالغني ميداني غنيمي زبانهاي عربي، فارسي، ترکي و دانشهاي مقدماتي را آموخت. وي در دوران تحصيل خود از آموختن علوم طبيعي، رياضيات، نجوم و تاريخ غفلت نورزيد. هنوز به 30 سالگي نرسيده بود که بر زبانهاي فارسي، عربي و ترکي تسلط يافت و به فارسي و عربي شعر سرود (کردعلي، 9-10؛ معلوف، 2 / 146؛ مخلص رضا، 637-638). افزون بر اينها فرانسه، سرياني، عبري، حبشي و بربري را نيز ــ که زبان نياکانش بود ــ آموخت (کردعلي، 10).جزايري تدريس را از مدرسۀ ابتدايي ظاهريه آغاز کرد. وي در 1294ق / 1877م به عضويت انجمن خيريۀ علما و بزرگان دمشق (همو، 6) ــ که تازه تأسيس شده بود ــ درآمد و پس از تبديل اين انجمن به ديوان معارف، او نيز به عنوان بازرس مدارس ابتدايي ــ که در زمان مدحت پاشا، والي سوريه ساخته شده بود ــ برگزيده شد. جزايري با کمک دوست خود، بهاءالدينبک نقش مهمي در شکلگيري مدارس داشت. وي به ساخت مدرسه، تشويق خانوادهها براي توجه به آموزش فرزندانشان و نيز برنامهريزي و تأليف کتب درسي اهتمام بسيار داشت (همو، 10-11؛ معلوف، همانجا؛ قاياتي، 121). تأسيس چاپخانۀ انجمن خيريه با هدف انتشار کتابهاي درسي از اقدامات ارزشمند او ست (معلوف، همانجا). در همين زمان جزايري به کمک تني چند از دوستانش و به رغم مخالفت برخي، دارالکتب الظاهريه (منسوب به ملک ظاهر بيبرس) را بنا نهاد و کوشيد مجموعههاي خطي را که در مدارس پراکنده بود، در آنجا گرد آورد. همچنين در قدس نيز المکتبة الخالديه را به نام شيخ راغب خالدي بنيان گذارد (کرد علي، معلوف، همانجاها، قاياتي، 130؛ نيز نک : منجد، 10).جزايري به همۀ علوم و دانشهاي نوين، به جز موسيقي و نمايشنامه پرداخت. او موسيقي و نمايشنامه را بستري براي وقتگذراني و شهوتراني ميدانست و هيچگاه به جواز آنها فتوا نداد. جزايري اعتقاد داشت که مسلمانان بايستي اصول مذهبشان را فرا گيرند، از مقدسات و عادات خوب خود پاسداري کنند و همۀ دانشهاي گذشته و حال را بياموزند. وي کوشيد به عنوان يک مصلح اجتماعي در زمان خود انديشههايي را که درست ميپنداشت، در ميان جامعه نشر دهد و آنان را از جهل و ناداني برهاند و در اين راه تا اندازهاي نيز موفق شد (کردعلي، 12، 20).جزايري در جواني شيفتۀ کتابهاي ابن تيميه بود و براي نشر انديشههاي او بدون توجه به اينکه از سوي فقيهان تکفير شده است، نوشتهها و کتابهايش را استنساخ ميکرد و با بهاي بسيار اندک در بازار وراقان ميفروخت تا در دسترس همگان قرار گيرد (همو، 12-13). او بدون در نظر گرفتن فرقههاي گوناگون حنبلي، مالکي يا حنفي ميکوشيد با شيوۀ خاص خود اصول شريعت را از کتاب سنت اخذ کند و در اين راه گاه در برخي احکام حق را به علماي شيعه، اباضيه و يا معتزله ميداد. وي به فلسفه و حکمت جديد و قديم علاقه داشت و کساني را که سد راه آن ميشدند، سخت سرزنش ميکرد (همو، 13).جزايري براي نشر علم و دانش و انديشههاي خود شيوههاي گوناگوني به کار ميبرد و از اين طريق شاگردان بسياري تربيت کرد که بعدها به جايگاههاي والاي اجتماعي دست يافتند؛ از جمله ميتوان به محمد کردعلي اشاره کرد که جزايري در زندگي علمي، اجتماعي و سياسي او نقش بسياري داشته است (همو، 13-14؛ الموسوعة ... ، 7 / 586). تأثير گستردۀ انديشههاي وي در ميان استادان همعصر خود و نيز شاگردانش، حکومت را به وحشت انداخت و سبب شد تا براي کاهش اين تأثير او را از بازرسي مدارس برکنار کند. وي ميکوشيد همۀ آنچه در شرق و غرب منتشر ميشد و دستيافتني بود، مطالعه کند؛ از اين رو به شرق و غرب سفر کرد و نسخههاي خطي و کتابهاي بسياري فراهم آورد (کردعلي، 15-16).عزت نفس، پايبندي به شعائر اسلامي، شجاعت در بيان حق، تواضع، عدم توجه به ظواهر و اخلاص را از ويژگيهاي جزايري شمردهاند؛ او تندمزاج بود و از نفاق و تعصب بيزاري ميجست و دوست داشت هر کاري در زمان خود به انجام رسد و در آراء خود پافشاري ميکرد. هرگز ازدواج نکرد و سراسر اوقات خويش را با مطالعه سپري نمود. ميکوشيد فصيح سخن بگويد، اما گاه لهجۀ مغربي آميخته با گويش عاميانۀ دمشقي در کلامش يافت ميشد (همو، 16، 17، 18، 22، 23، 25، 26؛ الموسوعة، همانجا؛ مخلص رضا، 638-639).جزايري از استعمار و نيز سياست عثماني نفرت داشت و بر آن بود که چيرگي ترکان بر سرزمين اعراب زيانآور بوده، و اخلاقيات آنها را دگرگون ساخته است. البته وي منکر حسن معاشرت ترکان نبود (کردعلي، 28). کردعلي او را از اين جهت که خشونت را روا نميدارد و به دنبال احياي سنتهاي آسيايي و شرقي است و در عين حال مردم را به فراگيري صنعت و علوم ارزشمند ديگر ملتها فرا ميخواند، به گاندي تشبيه کرده است (ص 28-29).در 1325ق / 1907م جزايري در پي فشارهايي که از سوي حکومت سلطان عبدالحميد (1876-1909م)، به دانشمندان وارد ميشد، راهي قاهره گرديد. در اين سفر بخش عمدۀ کتابخانهاش را با خود به قاهره برد که در آنجا توسط احمد تيمور پاشا و احمد زکي پاشا و نيز کتابخانۀ سلطانيه خريداري شد و جزايري با آنچه از اين طريق به دست آورد، روزگار گذرانيد (معلوف، 2 / 147).جزايري تا 1338ق / 1920م در قاهره ماند. در اين زمان تنها دو بار سفر کرد: يک بار به قصد حج، و بار ديگر براي شرکت در کنفرانس خاورشناسان در پاريس ( الموسوعة، همانجا). وي که در قاهره به بيماري تنگي نفس دچار شده بود، به دمشق بازگشت و در آنجا مديريت افتخاري دارالکتب ظاهريه را ــ که خود تأسيس کرده بود ــ برعهده گرفت و به عضويت فرهنگستان دمشق (المجمع العلمي) نيز درآمد. اما در همان سال درگذشت و در دامنۀکوه قاسيون به خاک سپرده شد (همانجا).يکي از آثاري که به شرح حال جزايري پرداخته، کتاب تنوير البصائر بسيرة الشيخ طاهر است، که توسط شيخ محمد سعيد باني تأليف و در 1339ق در دمشق منتشر شده است. صالح مخلص رضا در مقالهاي (ص 635-637) به نقد اين اثر پرداخته، و معتقد است که به آساني نميتوان زندگينامۀ جزايري را از آن استخراج کرد و مؤلف نتوانسته است اطلاعات درستي از زندگي جزايري ارائه کند.
جزايري بخش عظيمي از زندگي خود را صرف تأليف کتابهاي بسياري در زمينههاي اعتقادي، لغوي و علمي نمود و برخي از آثار گذشتگان را شرح يا مختصر کرد و يا بر آنها حاشيه نوشت که دليل روشني بر کوششهاي خستگيناپذير او ست. با اين همه، برخي اعتقاد دارند که آثار علمي جزايري هماهنگ با دانش گستردۀ وي نيست؛ چه، برخي از آنها اگرچه مفيدند، اما در دوران جواني و به عنوان کتاب درسي و آموزشي به نگارش درآمده است. از اين رو شخصيت علمي جزايري تنها در چند اثر وي يعني شرح خطيب ابن نباته، ارشاد الالباء، التبيان، التقريب و توجيه النظر تجلي مييابد. او در تأليفات خود بر شيوۀ قدما بوده است، اما با بهرهگيري از انديشهاي منظم و ارائۀ تقسيمبنديهايي که پريشاني ذهن خوانندگانش را در فهم مطالب به دنبال ندارد (نک : کردعلي، 30-31). آثار او از اين قرار است:
1. اتمام الانس في عروض الفرس (يا في حدود القـدس: نک : وانديک، 464؛ بغدادي، 1 / 22) (چ دمشق). اين اثر رسالهاي است در علم عروض و قافيه به همراه جدولهايي در اين علم (وانديک، همانجا).2. اشهر الامثال (قاهره، 1919م)، گزيدهاي از ضربالمثلهاي عربي است و شرح هر يک که براساس حروف الفبا تنظيم شده است.3. بديع التلخيص و تلخيص البديع (دمشق، 1299م).4. التبيان لبعض المباحث المتعلقة بالقرآن على طريق الاتقان (قاهره، 1334ق / 1915م).5. تسهيل المجاز الى فن المعمّى و الالغاز (دمشق، 1303ق).6. التقريب لاصول التعريب (قاهره، 1334ق / 1916م و 1337ق / 1919م). جزايري در اين کتاب به معرّبات، شيوههاي تعريب و نيز واژههايي که از فارسي و ديگر زبانها وارد زبان عربي شده، اشاره کرده است (نک : المقتطف، 55(4) / 345؛ فولتن، 711).7. تمهيد العُروض الى فن العَروض (دمشق، 1303ق / 1885م و 1304ق / 1886م).8. توجيه النظر الى اصول (علم) الاثر، که در قاهره (1320ق / 1902م و 1328ق / 1910م) و مدينه منتشر گرديد. اين کتاب توسط گلدسيهر ــ که از شاگردان جزايـري بـوده ــ به آلماني ترجمه شده است (نک : مجلة ... ، 25(2) / 173).9. جدول الحروف العربية القديمة و الحديثة و النهدية و اليونانية (چ سنگي، نک : عواد، 2 / 308).10. الجواهر الکلامية في ايضاح العقيدة الاسلامية، در دمشق (1298 و 1313ق)، بيروت (1323ق)، قاهره (ميان سالهاي 1357-1380ق / 1938-1960م) و قازان (1909م) منتشر شد. اين اثر مجموعۀ پرسشها و پاسخهايي دربارۀ اصول اسلام است (نک : فولتن، همانجا).11. حدائق الافکار في دقائق الاشعار (دمشق، 1299ق).12. الحکم المنثورة (چ قاهره).13. دائرة في معرفة الاوقات و الايام (چ دمشق).14. رسائل في علم الخط (چ قاهره).15. رسالة و جداول جدارية في الخطوط القديمة و الحديثة.16. شرح خطب ابن نباته (قاهره، 1302ق / 1884م؛ بيروت، 1311ق / 1893م).17. شرح خطبة الکافي (چ قاهره).18. علم العروض (سوريه، 1306ق).19. عمدة المغرب و عدة المعرب (چ دمشق)، قصيدهاي است در علم نحو که به همراه شرحي آسان منتشر شده است.20. الفوائد الجِسام في معرفة خواص الاجسام (دمشق، 1300ق / 1883م). اين اثر يک کار مقدماتي دربارۀ علم فيزيک است، مشتمل بر 159 پرسش و پاسخهاي کوتاه آنها (فولتن، همانجا).21. الکافي في اللغة، مقدمۀ لغتنامهاي است که بيشتر آن از ميان رفته است (کردعلي، 30).22. مختصر ادب الکاتب اثر ابن قتيبه (همانجا).23. مختصر امثال الميداني (همانجا).24. مختصر البيان و التبيين جاحظ (همانجا).25. مدخل الطلاب الى علم الحساب (چ دمشق).26. مدالراحة لاخذ ( الى اخذ) المسافة (دمشق، 1300 و 1301ق).27. مراقي علم الادب (بيروت، 1325ق). اين کتاب داراي 3 بخش است: بخش اول دربارۀ علم حروف و حرکات آنها ست که ارشاد الالبّاء الى طريق تعليم الفباء نام دارد و به صورت مستقل نيز در 1321ق در بيروت منتشر گرديده است (نک : المقتطف، 28(8) / 833-834)؛ بخش دوم کتاب تمرين است با عنوان التمرين علي البيان و التبين (بيروت، 1325ق)؛ و بخش سوم تدريب اللسان على تجويد البيان (بيروت، 1325ق) خوانده شده است که درسهايي است در علم تجويد (همان، 29 / 180-181).28. منية الاذکياء في قصص الانبياء (ترجمه از ترکي) (دمشق، 1299ق).29. ميزان الافکار شرح معيار الاشعار (لکهنو، 1300ق)، در علم عروض و قافيه (سرکيس، 691؛ قره بلوز، 2 / 1307).
1. البديعة في مدح النبي (ص) (ظاهريه، 11 / 209-210)، قصيدهاي است در ستايش پيامبر(ص) مشتمل بر فنون بديعي؛ 2. تفسير بعض الآيات الکريمة من سور مختلفة (ظاهريه، 1 / 18-189، شم 11623). 3. تفسير مجموعة من الآيات من سور مختلفة (همان، 3 / 189، شم 11639). 4. تفسير مجموعة من الآيات من سور مختلفة من القرآن الکريم (همان، 3 / 187-188، شم 11680). 5. تفسير مجموعة من الآيات المنقولة من الطبري و النيسابوري (همان، 3 / 188، شم 11678). 6. دفاتر الشيخ طاهر الجزائري. نسخهاي از اين اثر در دانشگاه کويت (ب / 77م) موجود است (قره بلوط، همانجا). 7. فائدة في القرءات (فيما اذا شک القارئ في «حرف» هل هو بالتاء او بالياء) (تيموريه، 1 / 218). 8. مبتدأ الخبر في مبادئ علم الاثر. تأليف اين اثر در 1320ق به پايان رسيده است (همان، 2 / 28). 9. المنتقى من زهر الآداب و العقد الفريد. تأليف اين کتاب در 1323ق به پايان رسيده است (ظاهريه، 2 / 314-315، شم 11642).
1. الالمام باصول سيرة النبي عليه الصلاة و السلام (زرکلي، 3 / 320؛ کردعلي، 30). 2. التذکرة الطاهرية (زرکلي، همانجا)، مجموعهاي است در موضوعات گوناگون. 3. مقاصد الشرع (کردعلي، همانجا).جزايري همچنين در جهت احياي برخي از آثار اهتمام ورزيده است که از آن جملهاند: ارشاد القاصد اثر ابن ساعد انصاري؛ روضة العقلاء ابن حبّان بستي، و الادب الصغير ابن مقفع (همانجا؛ سرکيس، 691). بخشي از کتاب طبقات المفسرين داوودي (د 945ق / 1539م) را جزايري با خط خود نوشته است که در کتابخانۀ ظاهريه (شم 11468) نگهداري ميشود (ظاهريه، تاريخ و ملحقات، 2 / 344). همچنين گزيدهاي از کتاب المعجب من تلخيص اخبار المغرب، اثر محييالدين تميمي مراکشي (د 647 ق / 1249م) را فراهم آورده که نسخۀ خطي آن موجود است (همان، 2 / 444).
بغدادي، ايضاح؛ تيموريه، فهرست؛ زرکلي، اعلام؛ سرکيس، بوسف اليان، معجم المطبوعات العربية و المعربة، قاهره، 1346ق / 1928م؛ ظاهريه، خطي؛ عواد، کورکيس، الذخائر الشرقية، بيروت، 1999م؛ قاياتي، محمد عبدالجواد، نفحة البشام في رحلة الشام، بيروت، 1401ق / 1981م؛ قره بلوط، عليرضا و احمد طوران قره بلوط، معجم التاريخ التراث الاسلامي في مکتبات العالم، ترکيه، دارالعقبه / قيصري؛ کردعلي، محمد، کنوز الاجداد، دمشق، 1404ق / 1984م؛ مجلة الازهر، قاهره، 1373ق / 1953م؛ مخلص رضا، صالح، «تقريظ المطبوعات، کتاب تنوير البـصائر بسيـرة الشيخ طـاهـر»، المنـار، 1339ق / 1921م، شم 22؛ معلوف، عيسى اسکندر، «الشيخ طاهر الجزائري الدمشقي»، المشرق، 1920م؛ المقتطف، قاهره، 1903م، ج 28(8)، 1904م، ج 29، 1919م، ج 55(4)؛ منجد، صلاح الدين، المخطوطات العربية في فلسطين، بيروت، 1982م؛ الموسوعة العربية، دمشق، 2003م؛ نويهض، عادل، معجم اعلام الجزائر، بيروت، 1400ق / 1980م؛ وانديک، ادوارد، اکتفاء القنوع، به کوشش محمد علي ببلاوي، قاهره، 1313ق / 1896م؛ نيز:
Fulton, A. S. and M. Lings, Second Supplementary Catalogue of Arabic Printed Books in the British Museum, London, 1959.
بابک فرزانه
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید