ابن دنینیر
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
جمعه 2 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/223097/ابن-دنینیر
چهارشنبه 22 اسفند 1403
چاپ شده
3
اِبْنِ دُنَینیر، ابواسماعیل ابراهیم بن محمد موصلی (د 627 ق/ 1230 م)، ادیب، نویسنده و شاعر مدیحهسرای عصر ایوبیان. نسب وی را به قابوس بن مُنذر، امیر حیره در عصر جاهلی رسانیدهاند. او خـود از مردمـان موصل بـود و به همین سبب ابن شَعّـار (نک : زركلی، 1/ 62) از او به ابن دنینیر موصلی یاد میكند. از دوران كودكی و جوانی وی اطلاعی در دست نیست. سال تولد وی نیز روشن نیست، تنها زركلی (همانجا) سال 583 ق را پیشنهاد كرده كه نمیدانیم آیا مأخوذ از دیوان اوست یا از مأخذی دیگر؟ او ظاهراً از حدود 606 ق به سرودن شعر پرداخت. ابتدا در خدمت امیر اسدالدین احمد بن عبدالله مهرانی بود و اشعاری در مدح وی سرود (همانجا). سپس روی به بلاد مصر و شام نهاد و در 614 ق به خدمت الملك الكامل (حک 615-635 ق/ 1218- 1238 م درآمد. گویا مدتی را در خدمت وی گذراند و در همین دوران اشعاری در مدح وی سرود. ابن دنینیر را اساساً باید شاعر مدیحهسرای دربار ایوبیان خواند، اما دوست و معاصر وی ابن شعّار (د 654 ق/ 1256 م) سیمای شگفتی از شاعر ترسیم میكند. ابنشعار (نک : همانجا) كه خود نیز از مردمان موصل بود، در جلد اول عقود الجمان خویش دو بار، بار اول ذیل ابراهیم بن دنینیر و بار دیگر ذیل ابراهیم بن محمد معروف به ابن دنینیر موصلی به شرح حال او پرداخته است. وی خصوصیات ظاهری شاعر را چنین وصف میكند: جوانی سرخروی، با ابروانی پیوسته و بسیار زیبا و خوش منظر بود. خطی نیكو داشت و علم نحو را نیك میدانست و شعر نیز میسرود، اما سوء اعتقاد و تظاهر به فسق و الحاد و اصرار بر شرب خمر، چهرۀ زیبای او را نزد مردمان، ناخوشایند ساخته بود. وی سپس میافزاید: نزد وی اوراقی یافتند كه سراسر آكنده به سخنان كفرآمیز و هجو امیران بود و همین امر موجب شد كه الملك العزیز عثمان بن الملك العادل (حک 608-630 ق/ 1211-233 م) او را در السبیتة (قلعهای نزدیك بانیاس) به دار كِشَد. ابن شعّار در پایان میگوید «من او را بارها در موصل ملاقات كردم، اما از آنجا كه به این امور (شاید مراد وی اشعار كفرآمیز اوست) توجهی نداشتم، چیزی از او اخذ نكردم (همانجا). همۀ اطلاع ما از ابن دنینیر محدود به همین روایات است. در هر حال دانسته نیست كه وی به چه سبب از بارگاه الملك الكامل رانده شد و از آن پس چه حوادثی در زندگی وی رخداد كه عاقبت منجر به قتل وی شد.
ابندنینیر را دیوان شعری است مملو از ستایش ملوك و امیران، سرآغاز آن قصیدهای است در مدح الملك الكامل كه در آن به فتح دمیاط توسط صلیبیان اشاره دارد. نسخهای از این دیوان در كتابخانۀ ظاهریۀ دمشق، به شمارۀ 8744 (ظاهریه، 147- 148) موجود است. آنچه كحاله به عنوان نسخۀ خطی معرفی میكند، ظاهراً میبایست همان نسخۀ ظاهریۀ دمشق باشد (نک : 1/ 82). بجز دیوان، وی را صاحب سه كتاب دیگر دانستهاند كه یكی در علم قوافی و دو كتاب دیگر در «شیوۀ شرح حالنویسی» است. اگر زمانی این دو كتاب اخیر در یكی از كتابخانههای جهان پیدا شود، شاید بتوان او را جزءِ نخستین كسان در این فن به شمار آورد. صفدی (6/ 126) كتابهای وی را چنین برمیشمرد: الشهاب التاجم فی علم وضع التراجم، الفصول المترجمة عن علم حل الترجمة و الكافی فی علم القوافی.
زركلی، اعلام؛ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش س. ددرینگ، بیروت، 1392 ق/ 1972 م؛ ظاهریه، خطی (شعر)؛ كحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، بیروت، 957 م.
ایرانناز كاشیان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید