ابن جلجل
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 18 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/222888/ابن-جلجل
جمعه 15 فروردین 1404
چاپ شده
3
اِبْنِ جُلْجُل، سليمان بن حسان اندلسی، ابوداوود (ابوايوب: ابن ابار، 297؛ چ مادريد)، پزشك و گياهدارو شناس مشهور اندلسی سدۀ 4 ق/ 10 م. به رغم شهرت اين پزشك، اطلاعات دقيقی از زندگی او در دست نداريم و مهمترين منبع ما در اين باره نوشتۀ ابن ابار است كه احتمالاً آن را از شرح حالی كه ابن جلجل خود نوشته، برگرفته است. ابنجلجل در پايان كتاب طبقات الاطباء اشاره كرده كه شرح حال خود را مینويسد (ص 116)، ولی نه تنها در متن حاضر اين كتاب، چنين اطلاعاتی وجود ندارد، بلكه در نسخههای مورد استفادۀ نويسندگان بعد و قبل ابن ابار، مانند قاضی صاعد و قفطی و ابن ابی اصيبعه هم نبوده است و گر نه ترديدی نيست كه به ويژه ابن ابی اصيبعه كه از مقدمۀ يكی از آثار او در شرح حال ابنجلجل، و جاهای بسياری از طبقات الاطباء او استفاده كرده، میبايست از آن نيز بهره برده باشد؛ با اينهمه ابن ابار در ذكر احوال محمد بن حسان، برادر سليمان، تصريح كرده كه آن مطالب را از طبقات الاطباء برگرفته است (1/ 367، چ قاهره). از اينجاست كه پارهای اختلافات ميان نوشتۀ ابنابار و منابع ديگر در كنيه و نام آثار ابن جلجل ديده میشود. دربارۀ نام نياكان و خاستگاه او نيز اطلاعی در دست نيست و اثبات اين حدس كه احتمالاً «جلجل» صورت تحريف شدۀ نام اسپانيايی نيای او بوده كه پس از فتح اسلامی اندلس مسلمان شد (سيد، «يب»)، البته نيازمند دلايل و قراين بيشتری است. به هر حال ابن جلجل در قرطبه زاده شد و از ده سالگی به تحصيل علم پرداخت و از كسانی چون احمد بن فضل دينوری و ابوالحزم وهب بن مسرۀ فقيه و محدث در مراكز گوناگون علمی قرطبه حديث آموخت و در جوانی از محدثانی مانند احمد بن سعيد صدفی و ابوعبدالله محمد بن هلال روايت شنيد. در 358 ق/ 969 م در 26 سالگی ادب عرب و الكتاب سيبويه را نزد محمد بن يحيی رباحی اديب و فقيه مشهور اندلس فراگرفت و در همان روزگار ملازمت ابوبكر بن قوطيه و ابوايوب سليمان بن ايوب برگزيد (ابن ابار، 298؛ چ مادريد). وی از 14 سالگی به پزشكی گرايش يافت (ابن ابار، همانجا). اگر چه از استادان او در اين علم در منابع ما ياد نشده، ولی با توجه به آنچه ابن ابی اصيبعه (3/ 77) به نقل از مقدمۀ تفسير اسماء الادوية المفردة ابن جلجل آورده، میتوان دانست كه وی به ملازمت دانشمندان و پزشكانی كه به رياست حسدای بن شبروط اسرائيلی، پزشك و وزير مشهور عبدالرحمن الناصر اموی (حک 300-350 ق/ 913-961 م) با نيكلای راهب همكاری میكردند، در آمد و از آنان پزشكی آموخت (قس: ورنت، 1/ 26). وی چندان در آن فن پيش رفت كه در 24 سالگی در پزشكی صاحب رأی و نظر شد (ابن ابار، همانجا) و به سبب همين مهارت در پزشكی و داروشناسی (قفطی، 130؛ ابن ابی اصيبعه، 3/ 75) منصب طبابت خاص خليفه هشام دوم المؤيد اموی يافت (ابن ابی اصيبعه، همانجا). پزشك و داروشناس مشهور ابوعثمان سعيد بن محمد بن بغونش در دوران اوج علمی ابن جلجل از طليطله به قرطبه آمد و چندی نزد او دانش آموخت (ابن صاعد، 83؛ ورنت، همانجا). دربارۀ تاريخ درگذشت ابنجلجل نيز اطلاعی در دست نيست و آخرين بار كه از او ياد شده، سال 377 ق/ 987 م است كه تأليف طبقات الاطباء را به پايان برد (ابن ابار، همانجا)، اما با توجه به تولد شاگرد او ابن بغونش در 369 ق/ 979 م و توجه به اين نكته كه ابنبغونش اگر به تقريب در 15 سالگی يعنی 384 ق به قرطبه نزد ابنجلجل آمده باشد، میتوان گفت مرگ ابن جلجل زودتر از آن تاريخ نبوده است (سيد، «يز»).
1. تفسير اسماء الادوية المفردة كه بر كتاب الادوية المفردة يا الحشائش ديسقوريدس نوشته است. ابنجلجل خود در مقدمۀ اين اثر شرح ارزشمندی از سرگذشت ترجمۀ اين كتاب ديسقوريدس به عربی آورده كه ابن ابی اصيبعه آن را نقل كرده است. بنابراين شرح، ترجمۀ قديمتر اين كتاب كه به دست استفان بن باسيل و تصحيح حنين بن اسحاق در بغداد به انجام رسيد در اسپانيا متداول بود، اما استفان اسامی داروهايی را كه معادل عربی آنها را نمیدانست، ترجمه نكرده بود تا آنكه به روزگار عبدالرحمن الناصر اموی، رومانوس از قسطنطنيه هدايايی از جمله كتاب ديسقوريدس را كه به زبان يونانی قديم بود، به قرطبه فرستاد و سپس نيز به درخواست عبدالرحمن، امپراتور نيكلای راهب را كه فردی آگاه به زبانهای يونانی و لاتين بود، به قرطبه فرستاد. در قرطبه چند تن از پزشكان به رهبری حسدای بن شبروط وزير و پزشك با نيكلا در ترجمۀ كتاب ديسقوريدس شركت جستند و چنين مینمايد كه ابن جلجل نيز به آن هيأت پيوست و با نيكلا همكاری كرد (ابن ابی اصيبعه، 3/ 75-77؛ قس: سارتن، 1/ 783). ابنجلجل تفسير اسماء الادوية المفردة را در 372 ق/ 982 م به روزگار المؤيد هشام ابنحكم تأليف كرد (ابن ابی اصيبعه، 3/ 77). از اين كتاب نسخهای در بانكيپور (شم 2189، غير از اصل الحشائش ديسقوريدس به شم 91، نک : بانكيپور، IV/ 140) و بخشهـايی ناقص از آن در كتابخانۀ مادريد (شم 233) موجود است (گيلين، 105). 2. مقالة فی ذكر الادوية التی لم يذكرها ديسقوريدس فی كتابه. دربارۀ داروهايی كه از آنها در طب استفاده میشده و چنانكه ابن جلجل خود اشاره كرده، ديسقوريدس در ذكر آنها غفلت كرده يا آنها را خود نديده و نيازموده و يا در روزگار او مستعمل نبوده است (ابن ابی اصيبعه، همانجا). در كتابخانۀ بادليان، ضمن مجموعهای (شم 573). رسالهای هست به نام استدراك علی كتاب الحشائش لديسقوريدس، كه احتمالاً همين رسالۀ ابن جلجل است (سيد، «كپ»). 3. رسالۀ التبيين فيما غلط فيه بعض المتطببين، دربارۀ اشتباهاتی كه برخی از پزشكان مرتكب میشدهاند (ابن ابی اصيبعه، همانجا). از اين رساله نسخهای شناخته نشده است. 4. مقالة فی ادوية الترياق (GAL, I/ 272)، نسخهای از آن در همان مجموعۀ بادليان (شم 375) هست. 5. طبقات الاطباء والحكماء، مهمترين اثر ابن جلجل كه در منابع گوناگون به نامهای مختلف مانند اخبار اطباء الاندلس (مقری، 4/ 170، به نقل از ابنحزم؛ قس: حميدی، 208)؛ اخبار الاطباء و الفلاسفة (ابن ابی اصيبعه، همانجا) و نيز به عنوان كتابی كوچك دربارۀ تاريخ حكماء (قفطی، 130) آمده است، ولی با توجه به آنچه پيش از اين گفته شد، به نظر میرسد كه طبقات الاطباء و الحكماء كه ابن ابار (298، چ مادريد) از آن ياد كرده، نامی باشد كه خود مؤلف برگزيده، خاصه كه كتاب در واقع به 9 طبقه تقسيم شده است. اين كتاب حاوی شرح 57 تن از پزشكان و فيلسوفان، از هرمس تا روزگار معاصر ابن جلجل است. پنج طبقۀ نخست به روميان و يونانيان و اسكندرانيان تعلق دارد، طبقۀ ششم به حكمای صدر اسلام و مخضرم پرداخته، طبقۀ هفتم در پزشكان و فيلسوفان جهان اسلام (اعم از مسلمان و غير مسلمان)، طبقۀ هشتم در حكمای غرب جهان اسلام و طبقۀ نهم در حكمای اندلس است. ابن جلجل اين كتاب را به درخواست و خواهش يكی از بزرگان اندلس كه چنانكه خود اشاره كرده از امويان و فرزندان خلفای آن ديار بوده (صص 1، 4) تدوين كرد و آن را در آغاز سال 377 ق به انجام رسانيد (ابن ابار، همانجا). وی در اين اثر از منابع مختلف مكتوب يونانی و لاتينی و نيز از شنيدهها و ديدههای خود بهره جسته است. مهمترين مآخذ او به ويژه در تدوين 5 طبقۀ نخست كتاب عبارتند از كتاب الالوف (در حركات فلك و كواكب) اثر ابومعشر بلخی (ابنجلجل، 2)، بخش تاريخ روم پاولوس اروسيوس كه ابن جلجل از او با نام هُروشْيُش ياد كرده (همانجا) و همان كتابی است كه جزو هدايای امپراطور روم به دربار عبدالرحمن به قرطبه رسيد (ابن ابی اصيبعه، 3/ 75-76)، كتاب تاريخ القروانقه (ابنجلجل، 3؛ قروانقه = خرونيقون در يونانی) تأليف سفرونيوس يوسبيوس ايرونيموس (مشهور به قديس ايرونيم) بر اساس كتاب يوسبيوس قيسرانی، كتاب ايزيدورو اشبيلی (همو، 41) كه ابن جلجل از او نام بشير الاشبيلی (كه احتمالاً اشتباه كاتب است و «بشير» در اصل اشيدز بوده است: سيد، «له») ياد كرده است، ترجمۀ السياسۀ ارسطو (ابن جلجل، 67) و آثار ديگر. وی همچنين اطلاعات گرانبهای ديگری در باب پزشكان شرق و غرب جهان اسلام از كسانی چون ابوزكريا يحيی بن مالك بن عايد معروف به العائدی اندلسی (همو، 105)، ابن قوطيه (همو، 61) و محمد بن عبدون پزشك كه ابن جلجل (ص 115) شرح حال او را در پايان كتاب آورده، نقل كرده است. برخی از محققان احتمال دادهاند كه اين كتاب پس از تاريخ الاطباء اسحاق بن حنين كهنترين مجموعۀ شرح حال پزشكان به زبان عربی است (EI2)، اما فؤاد سيد (صص «كد، كه») لااقل 7 كتاب در اين زمينه قبل از اثر ابن جلجل بر شمرده است. كتاب طبقات الاطباء ابنجلجل اگر چه از منابع ابن ابی اصيبعه و ديگران بوده است، اما گاه در برخی جاهای اثر ابن ابی اصيبعه، از قول ابن جلجل مطالبی آمده كه در كتاب حاضر طبقات ديده نمیشود (مثلاً: ابن ابی اصيبعه، 2/ 18؛ ذيل حارث بن كلده، نيز 1/ 36، دربارۀ ايلق يا ايلة؛ ابن خلكان، 5/ 158، 160، ذيل رازی). اين كتاب در 1955 م به كوشش فؤاد سيد در انستيتوی فرانسوی قاهره به چاپ رسيد و بخش آخر آن نيز در 1968 م توسط خوان ورنت به اسپانيايی ترجمه و در جلد 5 «سالنامۀ مطالعات قرون وسطی» صفحات (445 تا 462) به چاپ رسيد (ورنت، 1/ 28). ورنت همچنين احتمال میدهد كه رسالۀ Secretis De كه البرتوس ماگنوس آن را به گيلگيل نسبت داده، از آن همين ابن جلجل باشد (همانجا).
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، 1375 ق/ 1955 م؛ همو، همان، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، 1915 م؛ ابن ابی اصيبعه، احمد بن قاسم، عيون الانباء، بيروت، 1377 ق/ 1957 م؛ ابنجلجل، سليمان بن حسان، طبقات الاطباء و الحكماء، به كوشش فؤاد سيد، قاهره، 1955 م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن صاعد اندلسی، صاعد بن احمد، طبقات الامم، به كوشش لويس شيخو، بيروت، 1912 م؛ حميدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس، به كوشش محمد بن تاويت الطنجی، قاهره، 1372 ق/ 1952 م؛ سارتن، جرج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمۀ غلامحسين صدری افشار، تهران، 1353 ش؛ سيد، فؤاد، مقدمه بر طبقات الاطباء (نک : ابن جلجل، در همين مآخذ)؛ قفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء، به كوشش محمد امين الخانجی، قاهره، 1326 ق/ 1908 م؛ مقری تلمسانی، احمد بن محمد، نفح الطيب، به كوشش يوسف شيخ محمد بقاعی، بيروت، 1984 م؛ ورنت، خوان «ابن جلجل»، زندگینامۀ علمی دانشمندان، ترجمۀ احمد آرام و ديگران، تهران، 1365 ش؛ نيز:
Bankipore; EI 2; GAL; Guillen, Robles, F., Catálogo de los manuscritos arabes, Madrid, 1889. بخش علوم
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید