ابن ترک
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 18 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/222856/ابن-ترک
شنبه 16 فروردین 1404
چاپ شده
3
اِبْنِ تُرْك، ابوالفضل، يا ابومحمد عبدالحميد بن واسع بن ترك جيلی (خُتَلی؟)، رياضیدان برجستۀ سدۀ 3 ق/ 9 م و مؤلف آثاری در اين فن. از زندگی وی آگاهی چندانی از منابع موجود به دست نمیآيد، جز اينكه او را معاصر ابوعبدالله محمد خوارزمی رياضیدان (د 232 ق/ 846 م) دانستهاند (GAS, V/ 241). در گزارش منابع معدودی كه به ذكر نام و نشان وی پرداختهاند، ابهاماتی نيز ديده میشود. از جمله ضبط نامشخص محل نسب اوست، چنانكه ابن نديم آن را ختلی آورده (ص 281) و قفطی (ص 230) جيلی ضبط كرده است. از سوی ديگر در يكی از دو نسخۀ باقی مانده از كتاب الجبر و المقابلۀ او كه متعلق به سدۀ 6 ق/ 12 م است، ضبط كلمه به «جيلی» نزديكتر است (سايلی، 87). از اين رو، برخی در نسبت او جيلی (= گيلانی) را ترجيح دادهاند (قربانی، رياضیدانان ايرانی، 31). با اينهمه واژۀ ترك در پايان سلسله نسبت او، همچنان نسبت وی را در ابهام نگه میدارد، زيرا اين واژه میتواند لقبی برای جد وی، يعنی بيان كنندۀ تعلق او به يكی از خاندانهای ترك باشد. سايلی (صص 87-89) با ذكر شواهدی از گروهی از دانشمندان ترك نژاد يا غير ترك كه لقب ترك داشتهاند، احتمال مذكور را بررسی كرده است. چنانكه ابوبرزه فضل بن محمد بن عبدالحميد بن واسع (قفطی، 254؛ قس: ابن نديم، 281) نوۀ وی كه همانند نيای خويش از رياضیدانان به شمار میرفته نيز ملقب به ترك بوده است. از متأخرين، مؤلف هديۀ العارفين (بغدادی، 1/ 506) بر نام و نسب وی «بغدادی» را هم افزوده و سال 240 ق/ 854 م را به عنوان سال وفاتش ضبط كرده است بیآنكه هيچگونه سندی بر اين گفتۀ خود ارائه داده باشد. نويسندگان معاصر غربی اطلاعات بيشتری از وی به دست ندادهاند، چنانكه سوتر (صص 17-18) تنها به نقل مطالب ابننديم و قفطی اكتفا كرده است. به هر حال عبدالحميد ابن ترك از جمله دانشمندانی است كه در نهضت عظيم علمی قرن 3 ق/ 9 م، علوم اسلامی را پايهگذاری كردند. نگاهی به فهرست آثار وی، كه قفطی (ص 230) آنها را مشهور و مورد استفاده دانسته، و خود وی را نيز دانشمندی بنام در ميان اهل فن معرفی كرده است، نشان میدهد كه ابن ترك، در عين توجه به جنبۀ نظری حساب و رياضيات، از فايدههای عملی آن نيز غافل نبوده است. اين آثار عبارتند از: 1. كتاب الجامع فی الحساب، كه خود شامل شش كتاب كوچكتر میشده است؛ 2. كتاب المعاملات؛ 3. كتاب نوادر الحساب و خواص الاعداد. از اين سه اثر تاكنون نسخهای گزارش نشده است؛ 4. الضرورات فی المقترنات عن كتاب الجبر و المقابلة، كه تنها رسالۀ باقی مانده از اوست و بروكلمان (GAL, S, I/ 383) آن را كتاب الجبر و المقابلة ناميده است. اما ظاهراً اين رساله بخشی از يك كتاب بزرگتر بوده است (قربانی، زندگینامۀ رياضیدانان دورۀ اسلامی، 298). هيچ يك از دو نسخۀ شناخته شدۀ اين اثر عنوان ندارد و نام كتاب از روی افزودههای نساخ در پايان دستنوشتهها استنتاج شده است (سايلی، 79). سايلی متن عربی اين رساله را به انگليسی و تركی ترجمه و منتشر كرده و احمد آرام آن را به فارسی برگردانده و همراه بيان محتوای رياضی آن به شيوۀ جديد، در نشريۀ سخن علمی به چاپ رسانيده است (ص 897 به بعد). از يك گزارش كوتاه حاجی خليفه چنين برمیآيد كه ابوبرزه (كشف الظنون: ابوبرده) در يكی از آثار خود ادعا كرده است كه جد وی، عبدالحميد بن ترك، در جبر و مقابله بر خوارزمی تقدم داشته است، اما ابوكامل شجاع بن اسلم (د 318 ق/ 930 م) رياضیدان مصری در كتاب مفقودالاثر الوصايا بالجبر و المقابلة (و يا شايد الوصايا باالجذور، نک : GAL, S, I/ 390) او را به كمدانشی و ادعای بیاساس متهم كرده است (2/ 1407- 1408). صرفنظر از درستی، يا نادرستی اين ادعا كه تنها منبع آن گفتۀ حاجی خليفه است، و گذشته از گزارش ابن خلدون (ص 383) كه خوارزمی را نويسندۀ نخستين كتاب در جبر و مقابله معرفی كرده است و با توجه به اينكه وی و ابن ترك معاصر بودهاند، از مقايسۀ جبر و مقابله او و رسالۀ باقی مانده از ابن ترك نمیتوان دربارۀ تقدم هيچيك از آن دو بر ديگری نظری قطعی ابراز داشت. رسالۀ ابن ترك درواقع حل هندسی معادلات درجه دوم است (آرام، 897). زبان رساله نيز زبان رياضی قديم است. برخی از اصطلاحات اين كتاب امروز نيز در علم جبر به كار میروند، مانند اصطلاح «معادله» كه بدون شكل فرمولی آن در متن رسالۀ ابنترك به صورت «معادل شدن فلان با فلان» به كار رفته است. اصطلاح «مال» كه در متن رساله به كار رفته است، در رياضيات جديد معادل مجهول درجۀ دوم، يعنی X2 و «جذر» خود X است. خوارزمی در نخستين فصل از كتاب خود، اين اصطلاحات را معنی كرده، اما ابن ترك مستقيماً به طرح مسأله و حل آن پرداخته است. اين امر میتواند گواهی بر آن باشد كه رسالۀ مذكور بخشی از كتاب بزرگتری بوده كه در بخشهای پيشين آن، مقدمات آن گنجانيده شده بوده است، اما دربارۀ دو واژۀ ضرورت و مقترنات كه در عنوان رساله ديده میشود، بايد گفت كه مقصود از مقترنات معادلات درجۀ دوم است، يعنی معادلاتی كه با شرط مخالف صفر بودن يك طرف، طرف ديگر معادله بيش از يك جمله داشته باشد. بنابر اين در مقابل مفردات يا معادلات ساده مانند:b = ax2، معادلهای مانند:bx=c +x2 نمونهای برای مقترنات يعنی معادلات مركب به شمار میرود (سايلی، 82). واژۀ ضرورت را سايلی با توجه به واژۀ اضطرار كه به وسيلۀ خوارزمی و خيام به كار برده شده، توضيح داده است. به گفتۀ سايلی مفهوم اين واژه به هر يك از معادلات زير كه در آنها مبين معادله برابر با صفر باشد باز میگردد: c=bx + x2وbx = x2 و bx =c + x2 (ص 81)، ضرورات، در واقع لزوم منطقی شرايطی است كه برای جواب داشتن يا محال بودن چنين معادلاتی ضرورت دارند (آرام، همانجا).
آرام، احمد، «رسالهای از قرن سوم هجری در جبر و مقابله»، سخن علمی، س 3، شم 11 و 12، بهمن و اسفند 1343 ش؛ ابنخلدون، مقدمه، بيروت، دارالفكر؛ ابننديم، الفهرست، به كوشش گوستاوفلوگل، لايپزيک، 1872 م؛ بغدادی، اسماعيل بن محمدامین، هدية العارفين، استانبول، 1951 م؛ حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، 1941-1943 م؛ قربانی، ابوالقاسم، رياضیدانان ايرانی، تهران، 1350 ش؛ همو، زندگینامۀ رياضیدانان دورۀ اسلامی، تهران، 1365 ش؛ قفطی، علی بن یوسف، تاريخ الحكماء، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيک، 1903 م؛ نيز:
GAL, S; GAS; Sayili, Aydin, Abdülhamid ibn Türk’un Katiṣık Denklemlerde Mantikî Zaruretler Adlı yazısı ve zamanın Gebri, Ankara, 1962; Suter, Heinrich, Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, 1900. بخش علوم
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید