صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فقه، علوم قرآنی و حدیث / آل کاشف الغطاء /

فهرست مطالب

آل کاشف الغطاء


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 1 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

9. عباس بن حسن (1253-1323 ق / 1837-1905 م)، فقیه، اصولی، ادیب و شاعر. وی در نجف زاده شد. مقدمات علوم را نزد عالمان آن شهر خواند و پس از آن خارج فقه و اصول را نزد پسر عمویش مهدی آل کاشف‌ الغطاء، شیخ محمدحسین اَعسم، شیخ مرتضی انصاری، میرزا حبیب‌اللّٰه رشتی و میرزای شیرازی در سامرا طی کرد. از استادان یاد شده و نیز از شیخ راضیِ نجفی اجازۀ روایت یافت. شاگردان بسیاری در حوزۀ تعلیم و تربیت او پرورش یافتند. او در شعر و ادب توانا بود (همو، طبقات ... ، 992).
تألیفات او عبارتند از: منهل الغمام فی شرح شرائع الاسلام؛ نبذة الغری فی احوال الحسن الجعفری؛ الفوائد العبّاسیة در فقه و اصول؛ شرح الرّوضة البهیّة؛ الورود الجعفریة فی حاشیة الرّیاض الطباطبائیة؛ دلائل الامامة؛ الدّرّ النّضید فی التّقلید؛ رسالة فی مباحث الالفاظ؛ رسالة فی تعادل و التراجیح. نیز اشعار بسیاری در شرح مسائل فقهی، ادبی و موضوعات دیگر به وی منسوب است (همو، همان، 994).
10 مرتضی بن عباس (1291- 1349 ق / 1874-1930 م)، فقیه، اصولی، متکلّم، نویسنده و شاعر. وی در نجف زاده شد. تحت نظارت پدر تربیت یافت و نزد عالمانِ خاندانش مقدّمات علوم دینی را فراگرفت و پس از آن علم اصول را نزد آخوند خراسانی و فقه را نزد سید کاظم یزدی طی کرد و از سید محمد قزوینی و سید مهدی قزوینی، اجازۀ روایت یافت.
برخی از آثار او بدین شرح است: فوز العباد فی المبدءِ و المعاد، 3 جلد، نجف، 1342 ق (عوّاد، 3 / 294؛ مشار، چاپی عربی)؛ منظومة فی الاوان الشّرعیة، تهران، 1322 ق؛ الغرر الغروریّة فی الاحکام الزکویّة، بغداد، 1329 ق (عواد، 3 / 294-295). و آثار دیگری نیز دارد که ظاهراً خطّی است، بدین شرح: الفوائد الغروریّة، مسائل فی الفقه و الأصول، الآداب الجلیّة فی ردّ شبهات الوهّابیّة در 2 جلد، اسنی التّحف، حاشیة علی مکاسب الشیخ الأنصاری، منظومة فی احکام الخلل فی الصّلاة و شرائطها، رسالة فی تطبیق ما ورد فی الکرّ من المسامحة و الوزن بنحو التّحقیق لا التّقریب و رسالة فی العدالة (همانجا؛ حرزالدّین، 2 / 408).
11. هادی ‌بن عباس (1289-1361 ق / 1872-1942 م)، فقیه، مورخ، محقق، ادیب و شاعر. در نجف دیده به جهان گشود. پس از طیّ مقدمات علوم، فقه و اصول را نزد شیخ الشریعۀ اصفهانی، سید کاظم یزدی، شیخ محمدطه نجف (د 1329 ق / 1911 م) و آخواند خراسانی خواند. از طه نجف، سید حسین قزوینی، سید محسن صدر کاظمی و شیخ آقا رضا اصفهانی (د 1322 ق / 1904 م) به کسب اجازۀ حدیث نایل آمد. در شعر و ادب شهره بود تا بدان جا که او را از بنیانگذاران نهضت ادبی سدۀ 14 ق / 20 م در عراق دانسته‌اند (امین، 10 / 231).
از شیخ هادی آل کاشف‌ الغطاء آثار متنوعی بر جای مانده است که برخی از آنها بدین قرار است: المقبولیّة الحسنیّة، شعر، نجف، 1342 ق؛ المستدرک علی نهج‌البلاغة، نجف، 1354 ق؛ مدارک نهج‌البلاغة، ضمیمۀ مستدرک، نجف، 1354 ق؛ اوجز الانباء فی مقتل سیّد الشّهداء، ضمیمۀ المقبولیة الحسنیة، نجف، 1342 ق؛ هدی المتقین، در فقه، نجف، بی‌تاریخ (مشار، چاپی عربی). آثار چاپ نشدۀ شیخ هادی اینهاست: شرح بر شرائع‌ الاسلام ؛ شرح بر تبصرۀ علامۀ حلی (حرزالدین، 3 / 247)؛ البرهان المبین فی من یجب اتّباعه من النبیّین (زرکلی، 8 / 58) یا احمد هما در جواب ایهما؟ (آقابزرگ، الذریعه، 1 / 303)؛ حاشیه بر کتاب طهارت شیخ انصاری؛ شرح بر الدّرّة؛ قاموس المحرمات؛ قاموس الواجبات؛ اجوبة مسائل موسی جارالّٰله؛ رسالة فی الرّوحانیّات (امین، 10 / 231).
12. علی ‌بن محمدرضا (1267-1350 ق / 1850-1931 م)، عالم، ادیب، مورخ و شاعر. وی در نجف تولد یافت و در همان شهر مراتب علمی و تربیتی را طی کرد. از عالمانی چون شیخ مهدی آل کاشف‌ الغطاء، شیخ راضی نجفی، شیخ جعفر شوشتری، شیخ محمد حسن مامقانی و شیخ جواد محیی‌الدین اجازۀ روایت یافت (آقا بزرگ، طبقات ... ، 1439). به امور اجتماعی و رفع مشکلات مردم اهتمام داشت و در نزد حاکمان عثمانی بغداد دارای نفوذ بود. با سری پاشا، حاکم بغداد که از ادیبان و ادب‌دوستان به‌ شمار می‌آمد، دوستی داشت و او را مدح بسیار می‌گفت. در سال 1295 ق / 1878 م سفری به ایران کرد و مدت 7 سال در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز و مشهد ماند و در 1302 ق / 1884 م به نجف بازگشت. سفری نیز به شام، حجاز، مصر، اسلامبول و هند کرد (همانجا). شیخ علی آل کاشف‌ الغطاء، دلبستگی به جمع‌آوری کتاب داشت و خود از محققان و مؤلفان شمرده می‌شد.
مهم‌ترین تألیف او کتاب الحصون المنیعة فی طبقات الشّیعة در 7 جلد است که تمام نیست. طرح اصلی کتاب در 12 طبقه با عناوین صحابه، تابعان، راویان، عالمان، حکیمان و متکلمان، عالمان عرب، پیشوایان تصوف، پادشاهان، امیران، وزیران، شاعران و زنان است که از آن میان طبقۀ صحابه بخشی از عالمان و اندکی از طبقۀ شاعران تدوین شده است (همانجا، 1440).کتاب دیگر او النوافح ‌العنبریة فی المآثر السّریّه است (حرزالدین، 2 / 137)، دیگر سمیر الحاضر و انیس المسافر در 5 جلد که کشکول گونه‌ای است (همانجا).
13. موسی ‌بن محمدرضا (1260-1306 ق / 1844- 1888 م)، فقیه و ادیب. وی در نجف به دنیا آمد. علوم روزگارش را نزد عالمان نجف از‌جمله شیخ محمد حسین کاظمی (د 1308 ق / 1890 م) آموخت. پس از آن به سامرا سفر کرد و در درس میرزا محمدحسن شیرازی شرکت جست. گفته شده است که از سوی میرزا به اجازۀ روایت نایل آمد. پس از درگذشت پدر، یک بار در 1298 ق / 1880 م به اصفهان سفر کرد. بار دیگر در 1306 ق رهسپار ایران شد و در اثنای همین سفر در تهران وفات یافت (همو، 3 / 52).
14. احمدبن علی (1292-1344 ق / 1875-1925 م)، فقیه و مرجع تقلید. وی پس از طی مقدمات علوم به سامرا سفر کرد و مدتی در آنجا به تحصیل پرداخت و آنگاه به نجف بازگشت. خارج فقه و اصول را نزد سید کاظم یزدی، آقا شیخ رضا اصفهانی و آخوند خراسانی خواند. پس از انقلاب مشروطیت ایران (1324 ق / 1906 م)، از استادش آخوند خراسانی، به‌سبب حمایتش از مشروطیت، دور گشت و به سید کاظم یزدی، که مخالف مشروطه بود، نزدیک شد. در اواخر عمر، پس از درگذشت یزدی، از مراجع تقلید شمرده می‌شد و با وجود عالمانی چون میرزای نایینی و سید ابوالحسن اصفهانی، در ایران و عراق و افغانستان کسانی از او تقلید می‌کردند. وی از حاج میرزا حسین خلیلی نجفی در 1325 ق اجازۀ روایت یافت (همو، 1 / 88). سرانجام در نجف درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. برخی از آثار او که عمدتاً فقهی است، بدین قرار است: احسن الحدیث فی احکام المواریث، نجف، 1341 ق؛ سفینة ‌النّجاة، نجف، 1338 ق، این کتاب رسالۀ عملیۀ شیخ و در 2 جلد است. یکی از شاگردان وی آن را با عنوان عین الحیاة به فارسی ترجمه کرده و در 1341-1345 ق در بمبئی چاپ شده است؛ قلائد الدّرر فی مناسک مَن حجّ اواعتمر، بغداد، 1344 ق.
15. محمدحسین بن علی آل کاشف ‌الغطاء (1294-1373 ق / 1877-1954 م)، فقیه اصولی، ادیب و مورخ محدث، محقق، نویسنده، سخنور، شاعر و از عالمان مبارز و بنامِ آل کاشف‌الغطاء. وی در نجف تولد یافت. مقدمات علوم و ادبیات، هیأت، حساب و هندسه را آموخت. آنگاه خارج فقه و اصول را از سید کاظم یزدی، شیخ آقا رضا اصفهانی و آخوند خراسانی؛ کلام را از میرزا باقر اصطهباناتی (د 1326 ق / 1908 م)، شیخ احمد شیرازی و شیخ محمدرضا نجف‌آبادی؛ حدیث را از حاج میرزا حسین نوری فراگرفت و خود از فقیهان اصولی و از عالمان محقق و چیره‌دست گردید. وی مورد توجه علما به‌ویژه سید کاظم یزدی بود و سید پاسخ بسیاری از پرسشهای علمی و فقهی را به شیخ محمدحسین واگذار می‌کرد. پس از درگذشت برادرش شیخ احمد آل کاشف‌ الغطاء، با وجود مرجعیتِ عامِ آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، به مقام مرجعیت رسید و کسانی در هند، ایران، قطیف، افغانستان، مسقط، سواحل و نیز عشایر عراق از وی تقلید می‌کردند. وی از کسانی چون میرزا حسین خلیلی نجفی، شیخ علی خاقانی، شیخ عباس بن شیخ حسن آل کشف ‌الغطاء، شیخ عباس بن شیخ علی آل کاشف ‌الغطاء و حاج میرزا حسین نوری اجازۀ روایت گرفت. در حوزۀ درس فقه او، که عمدتاً در مسجد هندی نجف و آرامگاه میرزای شیرازی تشکیل می‌شد، جمعی از طلاب و علما شرکت می‌کردند.
شیخ محمدحسین از آگاهیهای دینی و سیاسی برخوردار بود. هم جوهر دیانت اسلامی و تاریخ امت اسلامی را می‌شناخت و هم وضع زمان و سیاست حاکمان روزگار خود را درمی‌یافت. از‌این‌رو در همان‌ حال که وظایف یک عالم دینی را انجام می‌داد، وقت خود را صرف مسائل عمدۀ سیاسی و اجتماعی و آگاهانیدن ملل مسلمان و ستیز با امپریالیسم و صهیونیسم می‌کرد. سفرهای وی به کشورهای اسلامی، یکی از شیوه‌های عملی او برای بیدارسازی امت اسلامی و بخشی از اهتمام وی به امور مسلمانان بود. نخستین بار، در 1328 ق / 1910 م، به حجاز سفر کرد و پس از آن به شام و بیروت رفت. در این سفر ضمن دیدارهای گوناگون با عالمان و متفکران مختلف، برخی از آثارش را در لبنان به چاپ رساند. سپس روانۀ مصر گردید و در آن کشور با عالمان دیدار و گفت‌وگو کرد و برای دانشجویان دانشگاه ازهر جلسۀ درس تشکیل داد و در چند کلیسای قاهره سخنانی ایراد کرد. از سفرهای مهم او سفر به فلسطین بود که در 1350 ق / 1931 م به منظور شرکت در «کنگرۀ اسلامی»، انجام شد. این کنگره به مناسبت بعثت پیامبر اسلام (ص)، با حضور 500‘1 تن از عالمان مسلمان در بیت‌المقدس برگزار گردید. شیخ محمدحسین، که از سوی عالمان عراق در آن کنگره شرکت کرده بود، در مسجد الاقصی نماز خواند و هزاران مسلمان و از‌جمله عالمان مذاهب مختلف عضو کنگره به او اقتدا کردند و پس از آن در دوازدهمین جلسۀ کنگره سخنرانی مؤثری ایراد کرد که بازتاب مثبتی در کنگره و جهان اسلام داشت. وی دربارۀ احوال مسلمانان در گذشته و حال و پریشانی و انحطاط کنونی مسلمانان و لزوم وحدت میان آنان و پرهیز از اختلاف و پراکندگی سخن گفت. این سخنرانی در قدس به چاپ رسید. در همین سفر از شهرهای دیگر فلسطین مانند حیفا، نابلس و یافا دیدن کرد. در بازگشت از سفر، مردم عراق از او به گرمی استقبال کردند. در همین اوان وی در مسجد کوفه در حضور انبوه مسلمانان، که از سخنرانی او در بیت‌المقدس به هیجان آمده بودند، سخنرانی مبسوطی ایراد کرد که از خطبه‌های تاریخی او به ‌شمار می‌آید. وی در این سخنان عظمت دیرین اسلامی را به یاد آورد و دربارۀ عقب‌ماندگی کنونی امت مسلمان مطالبی گفت.
در 1352 ق / 1933 م نخستین بار به ایران سفر کرد و حدود 8 ماه در این کشور ماند و از غالب شهرهای بزرگ ایران مانند کرمانشاه (باختران کنونی)، همدان، تهران، شاهرود، مشهد، شیراز و بوشهر دیدار کرد و در همه‌ جا به زبان فارسی با مردم سخن گفت و آگاهیهایی به مسلمانان داد و آنان را به بیداری و قیام برای مبارزه با استعمار فراخواند. پس از آن طریق بصره به عراق بازگشت. بار دیگر در 1366 ق / 1947 م و بار سوم در 1369 ق / 1950 م به ایران سفر کرد. وی در 1371 ق / 1952 م بار دیگر، به سوریه و لبنان رفت. در همین سال به کنگرۀ اسلامی کراچی در پاکستان دعوت شد و در آنجا سخنرانی، و از شهرهای مهم پاکستان دیدار کرد. افزون‌بر اینها، او در نبردهای مسلحانه با استعمار بریتانیا در طی جنگ اول جهانی (1914- 1918 م) و نیز در قیام مردم عراق (کودتای رشید عالی گیلانی در ربیع‌الثانی ـ جمادی‌الاول 1360 ق / آوریل ـ مۀ 1941 م) بر ضد انگلیس شرکت کرد و جنگید. در همین جنگ صریحاً فتوای جهاد با اشغالگران انگلیس داد و از مردم خواست به‌عنوان یک تکلیف شرعی به جنگ برخیزند.
در 1367 ق / 1948 م که دولت اسرائیل با حمایت دولتهای غربی در خاورمیانه پدید آمد، شیخ محمدحسین با صراحت به مقابله برخاست و از اعتبار و نفوذ سیاسی خود در این جهت سود جست. او بر این باور بود که فرمانروایان کشورهای عربی در مبارزه با اسرائیل جدی نیستند.
از اشتغالات مهم شیخ محمدحسین نوشتن مقاله و کتاب بود. گفته‌اند که شمار این آثار به 80 جلد می‌رسد (آقا بزرگ، طبقات ... ، 619). با اینکه در اواخر عمر به بیماریهای گوناگونی دچار شده بود، همچنان به کار تحقیق و تدوین آثار ادامه می‌داد. آثار او عمدتاً برآمده از نیازهای فکری عصر است و به منظور بیدار کردن مردم پدید آمده است و برخی از آنها از اهمیت تاریخی ویژه‌ای برخوردار است. به‌ویژه وی در نویسندگی و ادب دست داشت. نثرش زیبا و شعرش لطیف و استوار بود. از‌این‌رو آثار او، افزون‌بر ارزش علمی و اجتماعی، از اعتبار ادبی بسیار برخوردار است.
آثار چاپ شدۀ شیخ محمدحسین بدین شرح است: الآیات البیّنّات، در نقد آراءِ وهّابیان و بهائیان، 1345 ق / 1926 م؛ اصل الشّیعة و اصولها، صیدا، 1351 ق / 1932 م، این کتاب بارها به چاپ رسیده و به زبانهای مختلف از‌جمله فارسی ترجمه شده است؛ التّوضیح فی بیان ما هو الانجیل و من هو المسیح، 2 جلد، جلد اول: صیدا، 1331 ق / 1912 م، جلد دوم: بغداد، 1346 ق / 1928 م؛ الدّین و الاسلام، 2 جلد، جلد اول: 1330 ق / 1911 م، جلد دوم: صیدا، 1331 ق / 1912 م؛ المراجعات الرّیحانیّة، 2 جلد، بیروت و صیدا، 1331 ق / 1912 م؛ وجیزة ‌الاحکام، رسالۀ عملی به فارسی و عربی، چاپ مکرّر در نجف؛ عین المیزان، در نقد مقالۀ «میزان‌ الجرح و التّعدیل» اثر جمال‌الدّین قاسمی دمشقی، صیدا، 1330 ق / 1911 م؛ الفردوس الاعلی، نجف، 1371 ق، تبریز، 1372 ق؛ المُثُل العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون، نجف، 1373 ق (ترجمۀ فارسی آن از علی شریعتی، مشهد، 1334 ش)؛ المواکب الحسینیة، نجف، 1345 ق؛ نبذة من السّیاسة الحسینّیة، نجف، 1373 ق؛ نظم کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار، تبریز، 1318 ش؛ الارض و التّربة الحسینّیة، نجف، 1365 ق؛ جنّة ‌المأوی، تبریز، 1380 ق؛ حاشیۀ عین الحیات (فارسی)، بمبئی؛ مبادی الایمان، نجف، 1378 ق؛ المحاورة مع السّفیرین الامریکی و البریطانی، نجف، 1373 ق؛ میثاق الوطن العربی، نجف، 1358 ق؛ مقتل ‌الحسین، نجف، 1384 ق؛ خطبة ‌الامام، نجف، 1371 ق؛ الحاشیة علی تبصرة ‌المتعلّمین، بغداد، 1338 ق؛ تحریر المجلة، 3 جلد، نجف، 1359 ق؛ زادالمقلّدین (فارسی)، چاپ مکرر در نجف و ایران؛ سؤال و جواب، چاپ مکرر، نجف؛ نقد کتاب ملوک ‌العرب، تألیف ریحانی که در مجلۀ النجف چاپ شده است.
به‌طور‌کلّی حیات علمی و سیاسی شیخ محمدحسین بر گرد چهار محور می‌چرخید: 1. تدریس و مرجعیّت دینی، 2. سفرهای تبلیغی و سیاسی، 3. تحقیق و نگارش، 4. مبارزۀ سیاسی با استعمار و صهیونیسم. او از مصلحان اسلامی سدۀ اخیر در جهان اسلام است. با اینکه تحت تأثیر آرای اصلاحی و انقلابی پیشگامان حرکت بیداری مسلمانان مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده و دیگران بود، اما عمق اندیشه، آشنایی با سیاست و مسائل زمان، صراحت در گفتار و شجاعت در عمل، جایگاه فقهی و مرجعیت دینی ــ در شرایطی که جهان اسلام از مصلحان بزرگ و انقلابی تهی بود ــ برجستگی ویژه‌ای به وی بخشید و آموزشهای اصلاحی او را کارساز کرد.
در زمینۀ اصلاح طلبی دینی، عمده‌ترین افکار و پیشنهادهای او را می‌توان چنین برشمرد:
1. دعوت به بازگشت به عظمت صدر اسلام: در آثار و سخنان شیخ محمدحسین، گذشته‌های پرافتخار مسلمانان و مجد و تمدن کهن آنان یادآوری شده و راز آن پیشرفتها و سِرّ انحطاط سده‌های اخیر امت اسلامی تشریح گردیده است. او معتقد است که نخستین گام رهایی مسلمانان، بازگشت به ایمان خالص و بی‌پیرایۀ صدر اسلام است.
2. فراخوانی مسلمانان به اتحاد: او تأکید بر اتحاد میان فرقه‌های مسلمان دارد. هر چند مانند بسیاری دیگر از منادیان وحدت اسلامی تعریف و تفسیر روشنی در این زمینه به دست نمی‌دهد، اما می‌خواهد که مسلمانان به این دعوت پاسخ مثبت دهند. او تا آنجا به نقش اتحاد اسلامی اهمیت می‌دهد که جنگهای صلیب، حملۀ مغولان به امپراتوری اسلامی و نفوذ استعمار نوین غربی در جهان اسلام را معلول فقدان اعتماد میان مسلمانان می‌داند. از‌این‌رو تلاش او در دفاع از تشیع و شناساندن آن نیز به انگیزۀ زدودن غبارهای سوءِتفاهم بین دو مذهب بزرگ اسلامی و نزدیک‌تر کردن شیعی و سنّی بود. از‌این‌رو بود که عالمان فرق مختلف اسلامی به او احترام می‌گذاشتند و گاه، چنانکه در کنگرۀ قدس، عالمان وهابی نیز پشت سر او به نماز می‌ایستادند. بر اثر کوششهای وی در این زمینه بود که دو تن از استادان دانشگاه فاروق اول در بیروت، شیخ هاشم دفتردار مدنی و شیخ محمدعلی الزعبی، کتابی با عنوان الاسلام بین السّنّة و الشّیعة نوشتند که در 1369 ق / 1950 م در بیروت چاپ شد (همو، همان، 614-615).
3. فراخوانی به مبارزۀ با استعمار و صهیونیسم: شیخ محمدحسین با پدیده امپریالیسم، در آن روزگار آشنا بود. آگاهی او را در این زمینه می‌توان در پاسخ وی به کنگرۀ آمریکایی «بحمدون» یافت. در 10 رجب 1373 ق / 15 مارس 1954 م گارلند ایوانز هاپکینز، نایب رئیس «انجمن آمریکایی دوستداران خاورمیانه»، نامه‌ای به شیخ محمدحسین نوشت و در آن از وی دعوت کرد در کنگره‌ای که به منظور بررسی راههای همکاری اسلام و مسیحیت در امر مقابله با الحاد و مادّه‌گرایی، با عضویّت عده‌ای از پیشوایان دو دین در 18 شعبان / 22 آوریل همان سال در شهر بحمدونِ لبنان تشکیل می‌شود، شرکت کند. او این دعوت را رد کرد و علت شرکت نکردن خود را طیّ نامۀ مفصّلی به آمریکا فرستاد که به صورت کتاب المُثُل ‌العُلیا درآمد. وی در این نامه، دیدگاههای خود را از استعمار، غرب، آمریکا، اسرائیل، مادّه‌گرایی، کمونیسم، شوروی، مسیحیّت، اسلام، دولتهای اسلامی و انگیزۀ انجمن مذکور نوشت و علت شرکت نکردن خود را در چنین کنگره‌ای بیان داشت.
4. دعوت به رشد اقتصادی و فراگیری صنعت و دانشهای نوین: او با اینکه مسلمانان را به احیای ایمان صدر اسلام فرامی‌خواند و مبارزه با استعمار غربی را ضروری می‌دید، توجه داشت که یکی از راههای نجات از ارتجاع کهن و استعمار نوین، توسعۀ اقتصادی و آموختن علوم و فنون جدید است. وی در سخنرانی خود در مسجد جامع کوفه، پس از بازگشت از کنگرۀ فلسطین در‌این‌باره چنین گفت: غرب بر شرق مالک نشد مگر به صنعت و مکیدن از چشمه‌های ثروت. دین شریف ما همۀ مصالحی را که مفید ثروت است، برای ما بیان کرده و ضرورت رشد اقتصادی را گوشزد کرده است، و در پایان گفت: سعادت حاصل نمی‌شود مگر به دو وسیله: اتحاد و اقتصاد.
16. محمدرضا بن هادی (1310-1366 ق / 1892-1947 م)، فقیه، ادیب و شاعر. وی در نجف زاده شد. پس از فراگیری مقدمات علوم، فقه و اصول را از پدر و دیگر علمای نجف آموخت. او که ادیب چیره‌دستی بود، آثارش را در نشریات مختلف انتشار داد. در بیروت درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد.
آثار شیخ محمدرضا آل کاشف ‌الغطاء بدین شرح است: حیات الشّریف الرّضّی، در نجف، 1353 ق؛ الغیب و الشّهادة، نجف، 1346 ق؛ تحقیق کتاب حقایق التأویل فی متشابه التّنزیل سید رضی، جلد 5، نجف، 1355 ق؛ «الصوت و ماهیة». چاپ در نشریۀ المرشد؛ بخشی از اشعار او در کتاب شعراء اْلغریّ در 1374 ق / 1955 م چاپ شده است.
عالمان دیگری نیز از خاندان کاشف ‌الغطاء برخاسته‌اند که از شهرت چندانی برخوردار نیستند.

مآخذ

آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذریعة؛ همو، طبقات اعلام الشیعة، قرن 13 و 14، مشهد، 1404 ق؛ امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، 1403 ق؛ حرزالدین، محمد، معارف الرجال، قم، 1405 ق؛ زرکلی، خیرالدین، الأعلام، بیروت، 1984؛ شورا، خطی؛ عواد، کورکیس، معجم ‌المؤلفّین العراقیّین، بغداد، 1969 م؛ فیضیّه، خطی؛ قمی، عباس، فوائد الرّضویّة، تهران، 1327 ش؛ کاشف ‌الغطاء، جعفر، کشف ‌الغطاء، تهران، سنگی؛ مرعشی، خطی؛ مرکزی، خطی؛ مرکزی و مرکز اسناد، خطی؛ مشار، چاپی عربی؛ همو، چاپی فارسی؛ معلم حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم الاثار، اصفهان، 1352 ش؛ وزیری، خطی.

حسن یوسفی اشکوری

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: