1393/12/18 ۰۹:۵۶
[امام موسی صدر در ادامه میگوید:] در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل مىدهند. در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است: من عمل صالحاً من ذکر اوْ اُنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاه طیبه و لنجزینّهم اجرهم بأحسن ما کانوا یعملون. آنان که رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگى گوارا و جزاى آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهى است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدى او را در آن واحد، تحصیل کند.
[امام موسی صدر در ادامه میگوید:] در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل مىدهند. در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است: من عمل صالحاً من ذکر اوْ اُنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاه طیبه و لنجزینّهم اجرهم بأحسن ما کانوا یعملون. آنان که رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگى گوارا و جزاى آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت در نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح راهى است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدى او را در آن واحد، تحصیل کند. بسیار آسان است که انسان راهى را که مىرود، با قصد صالح به جاى آورد. انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفى در وجود خود دارد. اگر بتواند راهى را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضا شود، آن راه موفقیتآمیزتر است؛ چه، با نیروى بیشتر و متمرکزترى به سوى هدف مىشتابد. طبیعى است که اگر از درس خواندن، کارکردن، مدرسه رفتن و حتى از خانهدارشدن و ادارىبودن قصد صالح داشته باشیم، همه این کارها را مىتوانیم در سلک عبادت قرار دهیم.
عبادت به نماز و روزه منحصر نیست. پیغمبر اسلام به ابوذر مىگوید: «حتى در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش.» آرى، خواب و خوراک از لوازم زندگى انسان است، سبب تأمین نیرو براى انسان مىشود و موجب مىگردد که انسان بتواند با نشاط بیشترى در راه خیر، در راه اصلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکى که با قصد قربت و با تصمیم بر کار نیک انجام گیرد، عبادت است. سفر کردن براى تحصیل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد، واگر به قصد حفظ حیثیت انسان و تأمین آسایش همنوعان صورت گیرد، جهاد در راه خدا محسوب مىشود. آنگاه این قصد سبب مىگردد که انسان در این راه با دقت بیشترى قدم بردارد. چه بسا وجود این قصد انسان را محدود مىکند، ولى راه موفقیت آمیزتر و نتیجهبخشتر است.
در آیه دیگر مىخوانیم: یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یُحییکم. دعوت پیغمبر را سبب زندگى شمرده است. با کمال تأسف متدینین امروز معتقدند که دین فقط براى مرگ است. به این سبب، جوانان که تصور مىکنند دین با راه زندگى، با کار و کوشش، و با تلاش براى تأمین آینده هماهنگى ندارد، از دین اعراض مىکنند. در حالی که به طور مسلّم مىتوان گفت: اسلام و یا هر دین خدایى، هیچ یک از غرائز اصلى و احتیاجات ضرورى انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشامیدن جلوگیرى نکرده است، بلکه گفته است راه صحیح را براى خوردن و آشامیدن انتخاب کنید! تجاوز نکنید! اسراف در خوردن نکنید! عیناً همان ترتیب را در غریزه جنسى مشاهده مىکنیم. به هیچ وجه از این غریزه منع نشده است. در اسلام جلوگیرى از این غریزه و سایر غریزههاى زندگى انسانى، رهبانیت نامیده شده و گفته شده است: لا رهبانیه فى الاسلام. لیکن از تجاوز به ناموس غیر و از افراط در این امر منع شده است. این غریزه نیز مانند خوردن و آشامیدن است. بهره بردن از زیباییهاى زندگى و بهرهبردن از نعمتهاى الهى، به طور معقول و منطقى نه تنها بىاشکال است، بلکه در بسیارى از آثار وارده از اهلبیت دیده مىشود که مرغوب و محبوب خداوند است. پس مىتوان راهى را رفت که بدن انسان لذت ببرد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش یابد، و در عین حال خویشان انسان خشنود باشند. چه امتیازى مىشود داد به کسانی که یک قسمت بزرگ از وجود خود، یعنى فطرت خداجویى را کنار گذارند و یا غرق در شهوات شوند، و یا از حریم اجتماع و زندگى اجتماعى کناره گیرند؟
درس باید خواند؛ مرد اجتماع باید بود؛ در عین حال دیندار هم مىتوان بود. همه اینها با هم جمع مىشوند، بلکه همه اینها یک راه است. آرامشى که در نتیجه نماز، و رضایتى که در نتیجة روزه براى انسان حاصل مىآید، نه تنها زحمت مختصرى را که انسان در راه بهپا داشتن این عبادات مىکشد جبران مىکند، بلکه آرامش، آسایش و نورى در قلب انسان پدید مىآورد که توفیق وى را در هدفهاى تحصیلى نیز تأمین مىکند. تصور مىکنم که با کمال وضوح مىتوان دریافت که عبادات با تمرین، بسیار آسان مىشود. انسانى که خاشع بود، با کمال سهولت به عبادات مختصرى که از طرف خداوند بزرگ به او تکلیف شده است، گردن مىنهد…
تو خود مىدانى که در هفته متجاوز از هفت ساعت در مدارس اینجا و بیروت با جوانان سر و کله مىزنم. به آنها گفتهام که درب سالن را مىبندیم و دهانها را مىگشاییم. آنچه مىتوانید، سؤال کنید و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعى در اصلاح جوانها بسیار ارزشمندتر از سعى در اصلاح بزرگسالان است؛ آینده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. امیدواریم که از تنگنظرى قدیمیان، و از تندروى امروزیان که نتیجه و عکسالعمل آن افراط بوده است، برحذر باشید. امیدواریم که دنیایى که نسل شما مىسازد، دنیایى آزاد و آباد و آسوده باشد. دنیایى باشد که در آن عدل و حق و خیر، همراه ایمان و علم دیده شود. دنیایى که ما بتوانیم ایام پیرى خود را با کمال راحتى و آرامش در آن بگذرانیم، و امیدوار باشیم که فرزندانمان آیندهاى سعادتمند دارند…»
افکار شهید بهشتى و شهید مطهرى
با افکار و اندیشههاى شهید بهشتى نیز آشنایى کامل داشته و دارم. نخست اینکه سالهاى اول و دوم و سوم دبیرستان را در «دبیرستان دین و دانش» قم گذراندم که توسط ایشان تأسیس و اداره مىشد، و دیگر اینکه طى پنج سالى که ایشان مرکز اسلامى هامبورگ را سرپرستى مىکردند، هم به طور فردى و هم در قالب انجمنهاى اسلامى با ایشان مأنوس بودم. بعد از پیروزى انقلاب نیز چه در دوران شوراى انقلاب و دولت موقت و چه در سخنرانیها و خطبهها و مصاحبهها، شیوههاى مدیریتى و مشى سیاسى وافکار و آرمانهاى ایشان را دریافتم. آثار و نوشتهها و کتابهاى شهید مطهرى که به قول امام «بدون استثنا» خوب و مفید و روشنگر و سازنده است، در اختیار همگان قرار دارد. با مراجعه بدانها مىتوان به ریشههاى ناکامى ما در هدایت جوانان و به علل گریز آنان از راه و رسم پرورشى موجود پىبرد.
در سطور پیشین به شیوههاى قرآنى حکمت و رحمت و مهربانى و جدال احسن و زبان مهرآمیز و فراخى سینه و مروت و بردبارى در برخورد با دگراندیشان و نهى از منکرات اشاره داشتم و سلوک بزرگان دین را با جوانان در سالهاى قبل از انقلاب و نیز مرام و منش موفق امام صدر را در لبنان آن روز یادآور شدم. از زبان شهیدمطهرى هم مىشنویم: «به خدا قسم من مىترسم زیانى که ما از راه امر به معروف و نهى از منکر جاهلانه کردهایم، یا صدمههائى که از این راه به اسلام زدهایم، از زیان ترک امر به معروف و نهى از منکر بیشتر باشد!» اینجا و در تکمیل مطلب، بىمناسبت نمىبینم نکتهاى را یادآور شوم، تا یکى از عوامل و ریشههاى بىاعتنائى بخش عظیمى از جوانان را به اعتراضات موسمى برخى از ناهیان منکر، باز گو کرده باشم. تردیدى نیست که منکرات و محرمات شرعى، به پوشش خانمها و کلاً حجاب، منحصر نیست:
*بردن آبروى یک انسان و کشتن شخصیت او، در قرآن کریم مساوى با قتل عام انسانها انگاشته شده است. همچنین اعاده شخصیت و بازگرداندن اعتبار و آبروى خدشهدار شده یک انسان نه فقط یک مسلمان برابر با حیات بخشیدن به همه انسانها اعلام مىگردد: من قتَل نفساً بغیر نفس او فساداً فى الارض فکانّما قتَل الناس جمیعا و من احیاها فکانّما احیاء الناس جمیعا.
*غیبت از گناهان کبیره اعلام گشته و آن، معادل خوردن گوشت برادر دانسته شده است.
*گناه تهمت، معادل زنا با مادر در مسجدالحرام گفته شده و معلوم است حد شرعى زنا چیست.
*رباخوارى و نزولخورى و رشوهدادن و رشوهگرفتن و نفاقافکنى و ریاورزى و ظلم به تهیدستان و بىیاوران و گرانفروشى و کمفروشى و دروغگفتن و شبههافکنى و عیبجویى و تجسس در زوایا و احوال پنهان انسانها… همه و همه این گناهان از معاصى بزرگ بوده و داراى مجازاتهاى سنگین، چه در این جهان و چه در روز حساب مىباشد.
*حد و مرز و قبح هیچ کدام از این گناهان و مجازاتهاى شرعى آنها، از بدحجابى و کمحجابىکمتر نیست. پارهای از آن معاصى حتى به عنوان ویرانکنندة اجتماع و نابودکننده حَرث و نسل و به مثابه افساد در زمین، قلمداد شده است.
آیا…؟
آیا گناهان فوق در جامعه ما روزمره نشده و امرى رایج قلمداد نمىگردد؟ آیا جوانان ما و دختران و پسران ما تا به حال شاهد تشکیل یک اجتماع کوچک در اعتراض به رشوهخوارى بودهاند؟ آیا علیه کمفروشى و گرانفروشى و بىعدالتى و اجحاف قضائى و…تا به حال اعتراضى دستهجمعى صورت گرفته است؟ آیا تا به حال راهپیمایى جمعى کفنپوش را به خاطر هتک آبروى فرد و یا گروهى و یا به خاطر ایراد تهمتهاى آشکار به فرد و افراد مسلمان شاهد بودهایم؟ آیا آثار خانمانسوز گناهان مذکور را در وضعیت نابسامان جامعهمان نمىبینیم؟
من در مقام قیاس با دیگر گناهان برشمرده، بىاعتنائى معترضان به بدحجابى خانمها و حتى اقلیتهاى غیرمسلمان را به آن معاصى کبیره و بىاعتنایى آنان را نسبت به ناهنجاریهاى به مراتب رایجتر، قابل توجیه نمىبینم. اگر به خاطر یک ظلم صورتگرفته به یک انسان، شاهد یک اعتراض دستهجمعى ولو کوچک بودیم، آن وقت مىشد ریشههاى تهاجمات بىحاصل و غیرمعقول و زیانبار موسمى و خیابانى علیه بدحجابى را، فقط تعصب دینى و دلسوزى براى اجتماع و فرد خاطى دانست. از ذکر نمونههایى از اقدامات سراسرى و بىرویه و غیرقابل کنترل و غیرقابل فهم و مشکوکى که هر از چندى شاهد آن بودهایم، در این مجال مىگذرم.
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید