1393/12/10 ۰۹:۳۷
علىرغم محدودیتهاى شغلى و آموزشى و اجتماعىکه دختران و زنان جوان مسلمان در اروپا با آن مواجه هستند، هر روزه بیش از پیش شاهد حضور آنان با حجاب اسلامى در مجامع و محافل مختلف هستیم. آیا وجود سازمانهاى مختلف مراقب حجاب و اخلاق و نماز و روزه و شعائر دینى، عامل این پایبندى به دستورات دینىاست یا شیوههاى تربیتى ویژه؟ آیا ترس از شلاق و محرومیت از آزادى و مجازاتهاى جسمى و… باعث روىآوردن این جوانان به ارزشهاى دینى و اسلامى در آن محیطها شده است؟ آیا راهپیماییهاى موسمى و تظاهرات ارعابآمیز خیابانى، این جوانان را به آیینهاى مذهبى سوق داده است؟
سرى هم به اروپاى امروز مىزنیم:
در ترکیه بهرغم حکومتى بهظاهر لائیک و در باطن ضدمذهبى که مىکوشد با محو پیشینههاى فرهنگى و اسلامى جامعه مسلمان، روزبهروز خود را به اتحادیه اروپا و دریوزگى عضویت در آن نزدیکتر کند، با تعهدات روزافزون جوانان به شریعت اسلامى و حجاب متین دختران و زنان مواجه مىشویم. کیست نداند که آمریکا و اسرائیل با بهرهگیرى از تمامى ترفندها به دینزدایى و فرهنگستیزى در این کشور مسلمان نشین مشغول هستند؟
در هیچ یک از کشورهاى اسلامى نظیر سوریه و الجزایر، با اعمال فشار از ناحیه حکومت براى حفظ شعائر دینى و سنن مذهبى روبرو نمىشویم. با وجود آن، کیفیت حجاب و نوع پوشش اختیارى و روزافزون زنان مسلمان، عمق باور دینى آنان را جلوهگر مىسازد. در هیچ کدام از این کشورها، ماهوارههاى تصویرى، آثار تربیت دینى جوانان را خنثى نساخته است. در هیچ کدام از این سرزمینهاى اسلامى، ناهیان منکر به چوب و چماق توسل نمىجویند.
چرا در جامعهاى که همهگونه امکانات و ابزار و شرایط طرب و عیش و عشرت و بىبندوبارى بالقوه فراهم است و گویى افیون، دین تودههاست، نشانههایى از فساد اخلاق و هویتزدگى در جوان مسلمان مشاهده نمىشود، ولى در جامعهاى مانند ایران که هیچ کدام از این عوامل مهیا نیست، لااقل رایج نمىباشد و بدون هزینهاى گزاف فراهم نمىگردد و از آن طرف تمامى امکانات رسانهاى و انتشاراتى و تبلیغى و آموزشى و تربیتى در کنار ابزارهاى برحذردارنده و مجازاتهاى مختلف و تهدیدهاى متفاوت و سرزنشهاى روحى و جسمى و محرومیتهاى تحصیلى و مالى و شغلى و… که پیوسته به کار گرفته مىشوند، هر از چندى باید به ارعاب و راهپیمایى و نطق و خطابه و موعظههاى تهدیدآور و بگیر و ببندهاى خیابانىو جمعآورى لباسها و پوشاکها و توقیف و مصادره آنتنهاى ماهوارهاى و گیرندههاى امواج تصویرى و وسایل ارتباط با دستاوردهاى فرهنگى و تولیدى عیش و طرب ضد ارزشى متوسل شویم؟
آزادى، نشاط و زیبایى
آیا از این راه و رسمهاى تربیتى تا به حال سودى بردهایم؟ اگر این روشها کارساز بودند، چه نیازى به تکرار آنها وجود دارد؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده است که به شرایط حاکم بر جامعه در دهههاى قبل از انقلاب برگردیم و راه و رسم برگزیدة امام را در معرفى اسلام ناب محمدى و شیوههاى تبلیغى شهیدمطهرى و شهیدبهشتى را در پرورش نسلى انقلابى و متعهد و جهادگر و منش و آیین و مرام آموزشى امام صدر را در لبنان آن روز در خلق قومى مجاهد و نستوه و مسلمان و روشنبین مرور کنیم و از همه آنها چراغى براى روشنکردن راه تربیت و دنیاى آینده فرزندان این مرز و بوم فراهم آوریم؟
آزادى و نشاط و زیبایى، سه عنصرى هستند که روح و روان و جسم جوان را به خود مىکشانند. هر فرد و هر فکر و هر فرهنگ و هر حکومتى که این عناصر را براى جوانان فراهم سازد، آنان را در حیطه اقتدار خود خواهد دید. اسلامى که امام خمینى و یارانش و امام صدر و همراهانش در دهههاى ۴۰ و ۵۰ مروج و سردمدار آن بودند، مشحون و مملو بود از زیبایى و شادىزایى و نشاطآفرینى و آزادى و آزادگى. پر واضح است که منظور از نشاط و شادمانى، عیش و طربهاى مهوع نمىباشد که جز مردابى براى روح و جز سرابى براى جسم نیست. شادى و نشاطى که جوان عازم میدان شهادت را در بر مىگیرد، در کدام مکتب غیردینى سراغ مىتوان گرفت؟ آن آزادى و آزادگى که از عبودیت ذات حق نشأت مىگیرد، در کجاى دیگر یافت مىشود؟ کدام زیبایى را مىتوان همسنگ جلوههاى منبعث از ذات مطلق و هستىبخش فیاض دید؟
اسلام امام و دینى که کارمایه انقلاب اسلامى بود، نه تنها افیون تودهها نبود، بلکه عامل حرکت و نویدبخش آزادى و پیامآور نشاط و خالق زیباییها بود. و مگر جز با همین فرهنگ و مکتب مىشد ملتى را در آن زمان و در آن شرایط، اینچنین یکپارچه و آنچنان مصمم و انقلابى، به سوى آزادى و رهایى از یوغ استبداد داخلى و استیلاى خارجى راهبرى کرد؟
در اینجا لازم مىبینم کمى به توضیح و تبیین بیشتر چند مطلب بپردازم تا تفاوت دیدگاههایى که در آن روزگار براى نسل جوان ابراز مىشد، با شرایط حاکم بر بخش بزرگى از جامعه جوان و فرهنگى کشور در این روزگار، روشنتر گردد.
آگاهى، آزادى و آفرینندگى
انسان آن طور که فترت الهى وسرشت طبیعى او حکم مىکند، باید خود را مبتنى بر تعالیم مشترک همه ادیان آسمانى، به قول شریعتى سه بُعد آگاهى، آزادى و آفرینندگى، به کمال برساند. بدیهى است که تعالى هریک از این سه بعد، در فضاى استبداد زده آلوده به وهم و جهل و خشم، امکان پذیر نمىگردد. انسان آگاه و آزاد و آفریننده از زور و زر و تزویر روى مىگرداند.
آگاهى: در حالى که در قرآن کریم متجاوز از ۶۰۰ بار به علم و آگاهى توصیه شده است، اما در بیان راه و هدف از تحصیل علم، به هیچ قید و حد و مرزى جز خیر و صلاح انسانها در این جهان و سعادت ابدى در آن جهان، برنمىخوریم. نکته درخور توجه این است که توصیه قرآن به فراگیرى علم، به علوم به اصطلاح دینى ختم نمىگردد وگرنه پیامبر گرامىاسلام(ص) سفر حتى به چین را براى تحصیل علم توصیه نمىکردند. در بسیارى از روایات وارده از اهل بیت(ع)، تحصیل علم اگر به قصد خدمت به انسانها و خیر و صلاح بشر باشد، علاوه بر سعادت و برکتى که نصیب فرد مىکند، عبادت پروردگار نیز به حساب آمده است. از همین جا معلوم مىشود که عبادت به نماز و روزه منحصر نمىگردد.
تلاش براى وصول به آزادى و رهایى از یوغ بندگى غیر خدا، نیز در زمره عبادات است و جهاد در راه خدا محسوب مىشود. بندگى خدا، که عین آزادگى است، خروج از ظلمات جهل و ستم و پلیدىها و روىآوردن به نور علم و دانش و عدل و بىنیازى و زیبایى و کمالات مطلق است.
آزادى: در باب آزادى به نقل قولى از امام موسى صدر بسنده مىکنم و فکر مىکنم به اندازه کافى گویاى منظور باشد: «آزادى، برترین سازوکار فعالکردن همه تواناییها و ظرفیتهاى انسانى است. هیچ کس نمىتواند در جامعه محروم از آزادى خدمت کند، تواناییهایش را پویا سازد و موهبتهاى الهى را بپروراند. آزادى یعنى به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوشگمانى نسبت به انسان. حال آنکه نبود آزادى، یعنى بدگمانى نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسى مىتواند آزادى را محدود کند که به فطرت انسانى کافر باشد. فطرتى که قرآن مىفرماید: فطره الله التى فطَر الناس علیها؛ فطرتى که پیامبر باطنى و درونى انسان است…»
و در جاى دیگر اضافه مىکند: «صیانت از آزادى ممکن نیست مگر با آزادى. آزادى بر خلاف آنچه مىگویند، هرگز محدودشدنى و پایانیافتنى نیست. در حقیقت آزادى کامل، عین حق است. حقى است که حدى بر آن نیست…آزادى حقیقى، دقیقاً رهایى از عوامل فشار خارجى و عوامل فشار داخلى است و به تعبیر امام على(ع): «من ترک الشهوات کان حُرّا» یعنى، آزاده کسى است که شهوات را ترک کند. اگر بخواهیم آزادى را تعریف کنیم، باید بگوییم که آزادى، رهایى از دیگران و رهایى از نفس است. اگر آزادى را این گونه تفسیر کنیم، دیگر معتقد به حد و مرز برایش نخواهیم بود. آن آزادى که با آزادى دیگرى اصطکاک داشته باشد، در حقیقت بندگى نفس خویش و شهوتطلبى است. آزادى، جهاد است. همان جهاد اکبرى که مورد نظر پیامبر گرامى بود. جهاد با خویشتن براى رهایى از شهوات در مقابل آنچه، جهاد اصغر که جهاد با بیگانگان است…آزادى والاترین شیوه براى شکوفا کردن قابلیتها، ظرفیتها و استعدادهاى جامعه است.» آیا چنین نگرش و باورى به این اصل اساسى و زیربنایى آزادى در جامعه امروز ما وجود دارد؟
آفرینندگى
آفرینندگى که از صفات بارى است و در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است، در هنر به معناى عام آن تجلى مىیابد. هیچ تولید هنرى که تجلى روح آفریدگارى انسان است، نمىتواند از زیبایى بىبهره باشد. طنین جان و جلوه کمال و جوهر جمال ازلى در هنر و آفرینش هنرى نهفته است. همین آثار هنرى است که حضور دائمى خداوند را به جان و دل انسان سرازیر مىکند. بدیهى است تجلى روح آفرینندگى انسان، منحصر به خلق آن چیزهایى نیست که امروزه از آن به آثار هنرى یاد مىکنیم. خلق یک تابلوى زیبا، ایجاد یک کالاى نفیس و دلاویز، تصنیف یک سمفونى باشکوه و یا یک سروده دلانگیز و نیز بنیاد یک بناى مسحورکننده و یک اثر هوشربا و نظایر آن، تماماً جلوههایى از روح زیباى خلاقیت انسان است؛ چرا که توانایى مدیریت جامعه و یافتن راهکارهاى مبارزه با جهل و ستم و تبعیض و فقر و عقبماندگى نیز، روى دیگر سکه آفریدگارى انسان اهورایى است.
اصول تربیتى تمامى ادیان آسمانى، مبتنى بر راهکارهایى است که حرکت انسان را بر روى سه بُعد «آگاهى، آزادى و آفرینندگى» سامان مىبخشد. بدیهى است که هرکدام از این سه بُعد، بدون تحقق دو بُعد دیگر، ره به کمال نمىبرد. چگونه مىتوان بدون آزادى، به آگاهى دست یافت و یا به خلق و ایجاد و انشا پرداخت؟ و نیز مگر پروراندن قدرت خلاقیت و پویایى هنر، در فضاى جهل و جور و استبداد ممکن است؟
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید