حکمت/ جواد طباطبایی | ۱۲:۰,۱۳۹۵/۱۲/۲۵|

در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان (بـرای مـوارد استعمـال در زبـان فـارسی و شـواهد شعری، نک‍ : لغت‌نامه ... ). تهانوی حکمت را در اصل به معنای «اتقان الفعل و القول و احکامهما» دانسته که در اصطلاح فیلسوفان به دو معنای خاص، شامل دو بخش عملی و نظری، و معنای اخص استعمال شده که مراد از آن قوه‌ای عملی حد وسط میان جربزه و بلاهت است (1/370؛ قس: ابن‌سینا، دانشنامه ... ، 99، که می‌نویسد: «حکمت ... بر دو چیز افتد ... بر دانش تمام ... و دیگر بر کنشی که محکم بود»؛ نک‍ : دنبالۀ مقاله، بخش 3). جرجانی افزون بر معنای اصطلاحی حکمت، آن را به معنای «وضعُ شیء فی موضعه» و نیز «ما لَهُ عاقبة محمودة» نیز آورده است (ص 124).

حکم / محمدصادق لبانی مطلق | ۱۱:۳۲,۱۳۹۵/۱۲/۲۲|

حُکْم، اصطلاحی در فقه و اصول ناظر به اعتباری از سوی شارع دربارۀ افعال مکلفان. حکم در لغت به معنای داوری دانسته شده که اصل آن از معنای منع آمده است (فیومی، 2/ 145)، و در قرآن کریم نیز در همین معنا به کار رفته است (مثلاً یوسف/ 12/67؛ انبیاء/21/ 79). گاه برخی معانی مانند علم و عدل نیز دربارۀ این واژه گفته شده است (نک‍ : ابن‌منظور). مفهوم حکم: ریشۀ بحث از مفهوم حکم به گفت‌وگوهای کلامی در سده‌های متقدم هجری بازمی‌گردد. معتزله حکم را صفت متعلق به فعل تعریف می‌کردند (مجاهد، 292؛ برای بسط، نک‍ : ابوالحسین، 1/364- 369)...

حقیقت در عرفان اسلامی / علی‌اشرف امامی | ۱۲:۳۱,۱۳۹۵/۱۲/۱۸|

حقیقت در عرفان اسلامی: حقیقت در لغت از ریشۀ «حقّ»، و به معنی مطابقت و موافقت است (راغب، مادۀ حقّ). این واژه گاه دربارۀ چیزی که وجود و ثبات داشته باشد، گاه دربارۀ اعتقاد بر حق، یعنی اعتقادی مطابق واقع، و گاه دربارۀ عملی که از روی ریا نباشد و سخنی که از روی مجاز گفته نشده باشد، به کار می‌رود (همانجا). حق به معنای آنچه وجودش قطعی و یقینی است (جرجانی، 40)، با مفهوم حقیقت در عرفان مرتبط است؛ خداوند حقی است که به حقایق و حقوق تحقق می‌بخشد (سلمی، «درجات … »، 487)...

حَقیقَت/ شهرام خداوردیان | ۱۲:۲۸,۱۳۹۵/۱۲/۱۶|

حَقیقَت، مفهوم و اصطلاحی در فلسفه و حکمت که غالباً در وجوه وجودشناختی، منطقی و معرفت‌شناختی به کار رفته است. بررسی پیشینۀ کاربرد این اصطلاح در آثار فلاسفۀ مسلمان و به تبع آن، ارائۀ تعریفی از این اصطلاح با دشواریهای متعددی روبه‌رو ست، زیرا به‌رغم کاربرد فراوان واژۀ «حقیقت»، موارد نسبتاً اندکی را در متون فلسفی می‌توان یافت که در آنها مستقیماً از معانی اصطلاحی این واژه و تمایز آنها سخنی به میان آمده باشد. نکتۀ دیگری که پیچیدگی مسئله را افزون می‌کند، استعمال مکرر این واژه در متون عرفانی و صوفیانه...

حقوق در دورۀ اسلامی/ حسن امین | ۱۴:۳,۱۳۹۵/۱۲/۱۴|

نخست ـ از صدر اسلام تا پایان دورۀ عباسیان تاریخ حقوق دورۀ اسلامی در 6 قرن اول، یعنی از صدر اسلام تا سقوط عباسیان به 4 دوره قابل بخش‌بندی است: دورۀ نخستین، دوران تأسیس یا تشریع که با بعثت حضرت محمد (ص) به پیامبری در سن 40 سالگی در 610 م در مکه آغاز شد و با وفات آن حضرت در مدینه در 11 ق/632 م به پایان رسید. نقطۀ عطف این دوره، هجرت پیامبر در سیزدهمین سال بعثت او در 622 م از مکه به مدینه است که با تأسیس«مدینةالنبی» به ایجاد یک نظام سیاسی و حقوقی تمام‌عیار دست زد. در همان آغاز، پیامبر پیمانی با اعراب و یهودیان مدینه امضا کرد که آن را «نخستین قانون اساسی» خوانده‌اند (شهیدی، 50-55)....

حقوق/ منصور شکی | ۱۰:۴۴,۱۳۹۵/۱۲/۱۱|

حُقوق، مجموعه قوانین و مقررات حاکم بر روابط افراد در جامعه. این مقاله ناظر بر دو بخش حقوق در ایران باستان و حقوق دورۀ اسلامی است. I. حقوق در ایران باستان مقدمه: تا آنجا که مدارک و شواهد تاریخی گواهی می‌دهد، از قدیم‌ترین دورانها جوامع ایرانی دارای شرایع و قوانین عرفی مبسوطی بوده‌اند. آیین مزداپرستی زردشت که قدمت آن به احتمال قوی به نیمۀ اول هزارۀ پیش از میلاد می‌رسد، از دوران هخامنشیان در میان مادها و پارسها رواج داشته است (بویس، «تاریخ ... »3، I/190-191). با آنکه انعطاف‌ناپذیری و شدت و حدت قوانین مادها و پارسها مثلی ساری...

حق و حکم/ محمدصادق لبّانی مطلق | ۱۳:۴۴,۱۳۹۵/۱۲/۹|

حق و حکم: یک اصطلاح زوج در فقه متأخر که زمینۀ پیدایی آن چالشهای فقها در خصوص برخی از مجعولات شرعی که مردد است میان آنکه حق مکلف باشد یا حکم شارع. مقسم حق و حکم نزد فقهای متأخر، مجعولات شرعی است که آن را به حق و حکم تقسیم نموده‌اند. در لغت، بازگشت همۀ معانی حق به معنای ثبوت است (ابن‌منظور، ذیل حقق؛ جرجانی، 67) و در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است (مثلاً یونس/10/23). البته ثبوت ممکن است حقیقی و تکوینی باشد، یا جعلی و اعتباری که از طرف معتبری اعتبار می‌گردد.

حَقّ/ احمد پاکتچی | ۱۰:۲۷,۱۳۹۵/۱۲/۷|

مفهومی کليدی در فرهنگ اسلامی، در بردارندۀ طيفی گسترده از معنا که در بخشی از کاربردها، بر ثابت و يقينی بودنِ هستیها، و در بخشی ديگر از کاربردها، بر بايسته‌های کنشی دلالت دارد. مادۀ فعلی «ح ق ق» در زبانهای سامی، به معنای بريدن است که سپس از آن معنای حکم کردن، و در مرحلۀ پسين، معنای فعلی تثبيت کردن و تثبيت شدن، و معانی اسمی عدالت، راستی و نظم از آن ساخته شده‌اند (گزنيوس، 405؛ لسلاو، 240) و در عربی معناهای ديگر مانند شايستگی و بهره هم به آنها افزوده شده است. اينکه برخی، اصل حق را به معنای مطابقت، يا به اِحکام و صحت بازگردانده‌اند، وجهۀ تاريخی ندارد و بر پايۀ يافتن وجه مشترکی ميان کاربردهای عربی است ...

حَضَراتِ خَمْس / کاظم طیبی‌فرد ـ فاطمه لاجوردی | ۱۲:۵,۱۳۹۵/۱۲/۴|

حَضَراتِ خَمْس، اصطلاحی عرفانی در مکتب ابن‌عربی که بیانگر مراتب طولی هستی، شامل 5 مرتبه از تجلیات خداوند است. حضرت در لغت به معنای حضور، جانب، نزدیکی و پیشگاه (هجویری، 248؛ لغت‌نامه ... )، و در عرفان به معنای مظهر، یعنی محل یا جایگاه ظهور یا حضور خداوند، و در معنای خاص‌تر، به معنی هر یک از مراتب نزولی تعینات، از وحدت ذات تا کثرت عالم شهود است. به این ترتیب، حضرت در نوشته‌های ابن‌عربی و شارحان او به معنای مرتبه‌ای از مراتب وجود به کار می‌رود و اصطلاحاتی چون عالَم، نشئه، تعیّن، تنزل و تجلی واژه‌های مترادف آن‌اند ...

حَشیشیّه / فرهاد دفتری | ۱۲:۴۶,۱۳۹۵/۱۲/۲|

حَشیشیّه، نامی دشنام‌گونه که دیگر مسلمانان بر اسماعیلیان نزاری نهادند و سپس در زبانهای اروپایی به کلمۀ اساسین و اشکال مختلف آن مبدل شد. اسماعیلیان نزاری جامعه‌ای از اقلیت شیعیان بودند که به رهبری اولیۀ حسن صباح (د 518 ق/1124 م) در 483 ق/1090 م، دولتی در درون سرزمینهای سلجوقیان در ایران بنیاد نهادند. مرکز این دولت که بعداً شاخه‎ای نیز در شام به‌دست آورد، در قلعۀ الموت در دیلمان قرار داشت. سرزمینهای ایرانی دولت نزاریه در 654 ق/ 1256 م به‌دست مغولان افتاد و قلاع آنها نیز ویران شد...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما