حمزه نامه / محمود امیدسالار | ۱۰:۱۰,۱۳۹۶/۲/۲|

حَمْزه‌نامه، حماسۀ عامیانۀ بسیار بلندی در باب عموی حضرت پیامبر (ص)، و جنگها و ماجراهای تخیلی بسیاری که دربارۀ وی گزارش شده است. این داستان احتمالاً معروف‌ترین قصۀ مشترک فرهنگهای اسلامی از مغرب تا شمال افریقا، عربستان، ایران، اندونزی، هندوستان و دیگر بلاد مسلمان‌نشین جهان است و با نامهای گوناگونی از قبیل حمزه‌نامه، شاهزاده حمزه، جنگ‌نامۀ امیرالمؤمنین حمزه، اسمار حمزه، رموز حمزه، داستان امیرحمزه، قصۀ حمزه، قصۀ امیرالمؤمنین حمزه، امیر حمزۀ صاحبقران، تاریخ گیتی‌گشا، و برخی عناوین دیگر در نسخه‌های خطی و چاپهای سنگی مختلف یاد شده است.

حلولیّه/ احمد پاکتچی | ۱۱:۳۰,۱۳۹۶/۱/۳۰|

حُلولیّه، عنوان کلی برای فرقه‌ها و جریانهای دینی در جهان اسلام، که به نوعی قائل به حلول خداوند در یک انسان شده‌اند. درواقع، این عنوان برای جمعی از جریانهای فرقه‌ای به‌کار برده شده است که قول به حلول در افکار آنان محوریت دارد، اما چنان‌که سمعانی تصریح کرده است، آنان متشکل از اصناف متنوعی‌اند (نک‍ : 2/ 249). با آنکه اصل ساخت‌یافتگی مفهوم حلول حداکثر به سدۀ 2 ق/ 8 م مربوط می‌شود، محور نهادن این مفهوم و ساختن نامی فرقه‌ای که ناظر به گروههای متنوع قائل به حلول باشد، ظاهراً به سدۀ 4 ق/10 م بازمی‌گردد.

حلب، جامع/ یدالله غلامی | ۱۳:۲۰,۱۳۹۶/۱/۲۷|

حَلَبْ، جامِع، از بناهای شاخص سوریه، ساخته شده در سدۀ 1 ق/7 م، بازسازی شده در سده‌های 6-7 ق، واقع در نزدیکی قلعۀ مشهور حلب، در محلۀ بازارچۀ حاتم (نک‍ : عثمان، 71؛ داوید، نقشۀ 36). این بنا طی سده‌ها، دگرگونیهایی یافته، اما بخشهایی از بنای اولیۀ آن هنوز باقی است. بنای مسجد کنونی برآیند متجانسی از شیوه‌های معماری در دوره‌های گوناگون، و عناصر تشکیل‌دهندۀ آن نمونه‌ای توأمان از سادگی و زیبایی است؛ ویژگیهای معماری و تزیینات آن را گرایش به سطوح و حجمهای چهارگوش، سطوح بی‌تزیین دیوار، عدم گرایش به ظریف‌کاری، و ابلق‌کاری دقیق تشکیل می‌دهد...

حکومت/ جواد طباطبایی | ۱۲:۴,۱۳۹۶/۱/۲۳|

حُکومَت، اصطلاحی که در سدۀ 19 م/13 ق در زبان ترکی عثمانی به عنوان معادلی برای gouvernement در زبان فرانسه به کار رفت و به‌تدریج در زبانهای فارسی و ترکی رواج یافت (EI2, III/552؛ نیز لویس، 36-37). واژۀ حکومت از ثلاثی مجرد «حکم» در عربی و دیگر زبانهای سامی به معنای قضاوت، حکمت و نیز طبابت است، اما در زبان عربی معنای غالب آن قضا و داوری است و حکومت نیز معنای داوری و دادرسی را افاده می‌کرده است. در ترکی عثمانی، در آغاز، «حکومت» به معنای قدرت سیاسی، تسلط بر امور دولتی و نیز نظام سیاسی یا رژیم به کار می‌رفت و در معنایی نزدیک...

حکمة الاشراق/ صادق سجادی | ۹:۴۴,۱۳۹۶/۱/۲۱|

حِکْمَةُ الْاِشْراق، نام و عنوان اثر پرآوازۀ شیخ شهاب‌الدین یحیی بن امیرک سهروردی (مق‍ 587 ق/1191 م) مشتمل بر اصول دستگاه فلسفۀ اشراقی که مصنفِ فیلسوف، خود را زنده‌کنندۀ آن خوانده است («کلمة … »، 117؛ نک‍ : صدرالدین، 6/ 199). دربارۀ تسمیۀ کتاب و نظامِ فلسفیِ موصوف در آن به حکمت اشراق، سهروردی و شارحان نامدار کتاب او با اشارات و تعابیر مختلف، اما قریب به یک معنی، سخن رانده‌اند. چون حکمت به مثابۀ شراره‌های نور ــ شروق ــ به شکل شهابهای قدسی از انوار روحانیِ سماوی بر نفس، بر حسب استعداد او، وارد می‌شود (سهروردی، «المشارع … »، 504)؛ یا چون مبتنی بر حکمت ...

حکمت/ محمد دبیرسیاقی | ۱۳:۱۲,۱۳۹۶/۱/۱۹|

حِکْمَت، علی‌اصغر (10 فروردین 1272- 3 شهریور 1359 ش/ 30 مارس 1893- 25 اوت 1980 م)، ادیب، شاعر، نویسنده، مترجم، سیاستمدار معاصر ایران و نخستین رئیس دانشگاه تهران. او در شیراز به دنیا آمد. اصل وی از روستای پَر اِشکِفت بود. پدرش میرزا احمد علی (د 1351 ق/1932 م)، مستوفی خاص دیوان اعلى بود که ابتدا لقبِ حشمت الممالک داشت و سپس در 1340 ق/ 1922 م، ملقب به مُعظم الدوله شد (فسایی، 2/1125؛ فرصت‌، 298؛ حکمت، ره‌آورد … ، 1/60، 61). سلسله نسب پدری حکمت چنین است: میرزا احمد علی خان، فرزند میرزا محمد حکیم باشی، فرزند میرزا علی‌اکبر طبیب، فرزند میرزا ابوالقاسم، فرزند میرزا مسیح، فرزند میرزا کاظم...

حکمت در تصوف و عرفان / علی‌اشرف امامی | ۱۲:۳۲,۱۳۹۶/۱/۱۶|

مفهوم حکمت در تصوف بیشتر به مواعظ و نکات پندآمیز و یا باطنِ علم اشاره دارد و از دیدگاه ابن‌عربی، به عنوان مقام، حاکی از علمی محکم و متقن نسبت به معلومی خاص است ( فتوحات ... ، 3/405). اینکه برخی صوفیان به واسطۀ وعظ و پندهای حکیمانه و یا نوشته‌هایشان دربارۀ چیستی حکمت، به عنوان حکیم شهرت یافته‌اند، در سمت‌وسوی دعوت قرآن کریم برای ارشاد خلق به سوی خدا با حکمت و موعظۀ حسنه است (نحل/16/125). ابو عبدالرحمان سلمی (د 412 ق/1021 م) در عین آنکه صوفی را در بالاترین مقام و نهایت سلوکْ داعی می‌داند،...

حکمت در قرآن و حدیث / فرامرز حاج‌منوچهری | ۱۳:۴۳,۱۳۹۶/۱/۱۴|

واژه و اصطلاح حکمت در کاربرد قرآنی، غالباً در عطف به «الکتاب»، دربردارندۀ مفهوم گونه‌ای از دانش الٰهی است. حکمت از ريشۀ 3 حرفیِ «ح ک م» در معنای منع و بازداری، واژه‌ای دارای پيشينه در زبانهای سامی است. واژگان حُکم و حکيم از همين ريشه بارها در قرآن کریم ياد شده‌اند. لغويان و مفسران، انبوهی از معانی را از دو جنبۀ نظری و عملی برای حکمت بيان کرده‌اند که وجه مشترک آنها بازدارندگی از جهل و صدور ناشايست است (جوهری، ابن‌منظور، ذيل حکم؛ طبرسی، 1/155)...

حکمت/ جواد طباطبایی | ۱۲:۰,۱۳۹۵/۱۲/۲۵|

در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان (بـرای مـوارد استعمـال در زبـان فـارسی و شـواهد شعری، نک‍ : لغت‌نامه ... ). تهانوی حکمت را در اصل به معنای «اتقان الفعل و القول و احکامهما» دانسته که در اصطلاح فیلسوفان به دو معنای خاص، شامل دو بخش عملی و نظری، و معنای اخص استعمال شده که مراد از آن قوه‌ای عملی حد وسط میان جربزه و بلاهت است (1/370؛ قس: ابن‌سینا، دانشنامه ... ، 99، که می‌نویسد: «حکمت ... بر دو چیز افتد ... بر دانش تمام ... و دیگر بر کنشی که محکم بود»؛ نک‍ : دنبالۀ مقاله، بخش 3). جرجانی افزون بر معنای اصطلاحی حکمت، آن را به معنای «وضعُ شیء فی موضعه» و نیز «ما لَهُ عاقبة محمودة» نیز آورده است (ص 124).

حکم / محمدصادق لبانی مطلق | ۱۱:۳۲,۱۳۹۵/۱۲/۲۲|

حُکْم، اصطلاحی در فقه و اصول ناظر به اعتباری از سوی شارع دربارۀ افعال مکلفان. حکم در لغت به معنای داوری دانسته شده که اصل آن از معنای منع آمده است (فیومی، 2/ 145)، و در قرآن کریم نیز در همین معنا به کار رفته است (مثلاً یوسف/ 12/67؛ انبیاء/21/ 79). گاه برخی معانی مانند علم و عدل نیز دربارۀ این واژه گفته شده است (نک‍ : ابن‌منظور). مفهوم حکم: ریشۀ بحث از مفهوم حکم به گفت‌وگوهای کلامی در سده‌های متقدم هجری بازمی‌گردد. معتزله حکم را صفت متعلق به فعل تعریف می‌کردند (مجاهد، 292؛ برای بسط، نک‍ : ابوالحسین، 1/364- 369)...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما