اصفهان
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 28 آذر 1400
https://cgie.org.ir/fa/article/245833/اصفهان
جمعه 10 اسفند 1403
چاپ شده
9
گریخت. نادر در همان سال به اصفهان وارد شد (استرابادی، 102-107؛ هنوی، 40-44). بدین سان، اگر چه اصفهان از جور افغانان خلاص شد، لیكن به واسطۀ مالیاتهای متنوع و فراوانی كه مأموران نادر میگرفتند، صدمات فراوانی دید (جناب، 244؛ اصفهانی، 257- 259). پس از مرگ نادر، اصفهان دستخوش ناآرامیها و تاختوتاز و غارت گروههای مختلف مدعی سلطنت بود (پری، 93-94، 104). علی مردان خان بختیاری در 1163 ق با كریم خان زند متحد شد و شهر اصفهان را از چنگ ابوالفتح خان بختیاری به درآورد. كریم خان در 1165 ق علی مردان خان را عزل كرد و برادر خود صادق خان را به حكومت اصفهان گماشت (EI2، همانجا). در این زمان شهر اصفهان به طور نسبی از خسارات در امان ماند و مردمی كه شهر را ترك كرده بودند، بازگشتند و اصفهان یك بار دیگر رو به آبادانی نسبی نهاد؛ اما پس از مرگ كریم خان در 1193 ق / 1779 م یك بار دیگر هرج و مرج بر شهر اصفهان حاكم شد (اصفهانی، 279-280).در 1199 ق آقا محمدخان عازم اصفهان شد و آنجا را از دست جعفر خان زند بیرون آورد و باقرخان خوراسگانی را به جای او منصوب كرد. در 1201 ق جعفر خان دوباره بر اصفهان دست یافت، اما آقامحمدخان یك بار دیگر او را از شهر بیرون راند و برادر ناتنی خود، جعفر قلی خان را حاكم اصفهان ساخت (لمتون، 31-32). در این زمان پایتخت به تهران منتقل شد و اصفهان موقعیت تجاری خود را به تدریج به تبریز واگذاشت (EI2، همانجا؛ كرزن، II / 41).در زمان فتحعلی شاه (1212-1250 ق)، حاجی محمدحسین خان اصفهانی صدر اعظم او حكومت و بازسازی اصفهان را بر عهده گرفت. در زمان او جمعیت شهر رو به افزایش نهاد، اما پس از وی دوباره اصفهان دستخوش ویرانی و كاهش جمعیت شد (اصفهانی، 280-281). در كنار كشاكشهای سیاسی، یكی از علل افت و خیز شكوفایی شهر اصفهان قحطیهای پیدرپی آن بود (جناب، 229-230). به سبب كشاكشهای سالهای 1252 تا 1255 ق كه طی آن خسارات زیادی به اصفهان وارد آمد، محمدشاه ناچار شد در 1256 ق به اصفهان سفر كند (اصفهانی، همانجا؛EI2, IV / 105). در خلال حكومت ناصرالدین شاه یك بار دیگر در 1265 ق شورشهایی در شهر روی داد، اما پس از بازدید او از شهر در 1267 ق / 1859 م اوضاع رو به بهبود نهاد، لیكن در قحطی سالهای 1288 و 1289 ق یك بار دیگر رشد شهر متوقف شد و جمعیت آن رو به كاهش نهاد (همانجا). اصفهانی جمعیت شهر را در این زمان 80 هزار نفر برمیشمارد و آن را كمترین رقم از آغاز شكلگیری شهر به شمار میآورد (ص 282).جمعیت اصفهان را در آغاز سدۀ 19 م (1800-1801 م) حداقل 200 هزار نفر (هالینگبری، 59) و در آستانۀ سدۀ 20 م به اختلاف حدود 100 هزار نفر (فلاندن، 156)، 60 هزار نفر (ماساهارو، 138؛ شفقی، 291) و نیز 70 تا 80 هزار نفر (گایگر، II / 383؛ كرزن، 2 / 53-54) دانستهاند. ماساهارو در این زمان برای اصفهان 172 مسجد، 48 مدرسه، 800‘1 كاروانسرا و 273 حمام برمیشمارد (همانجا). از این زمان به بعد، بسیاری از محلههای شهر رو به ویرانی نهاد و خالی از سكنه شد، تا جایی كه فلاندن بیش از پنج ششم خانههای شهر را ویران معرفی میكند (همانجا؛ ماساهارو، 136؛ هالینگبری، همانجا).كاهش تدریجی جمعیت و اعتبار شهر اصفهان را از سوی دیگر به جابهجایی پایتخت از اصفهان به شیراز (در دورۀ زند) و سپس تهران (دورۀ قاجار) نسبت دادهاند (شفقی، همانجا).در دورۀ 35 سالۀ حكمرانی ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه بر اصفهان، این شهر رو به انحطاط نهاد (همانجا) و بسیاری از محلههای آن خراب و به كلی خالی از سكنه شد (تحویلدار، 32). دیولافوا علت كاهش جمعیت ارمنی شهر اصفهان را آزار ایشان پس از دورۀ شاه عباس اول و مهاجرت شماری از آنان به هندوستان میداند (ص 217-220؛ جكسن، 316).اوژن فلاندن كه در بهار 1840 م از اصفهان دیدن كرده است، از خرابی روستاها و مهاجرت روستاییان اطراف شهر و نیز ویرانی قسمتهایی از شهر خبر میدهد (ص 131-132). دیولافوا حدود 40 سال بعد، اصفهان را «ویرانۀ غارت دیده»ای معرفی میكند كه دارای «كوچههای تنگ و پر از كثافات» و «بازارهای ویرانهای است كه همه خالی از سكنه مانده و دیوارها در شرف خرابی هستند» (ص 213). در مقابل، جكسن در آستانۀ سدۀ 20 م، اگر چه رونق و شكوه از دست رفتۀ اصفهان را تأیید میكند، اما وضع عمومی مردم، آثار فعالیتهای بازرگانی و تجارت رو به ترقی شهر را امیدبخش میداند (ص 307). با اینهمه، به گفتۀ ملك المورخین كاشانی در 1322 ق، جمعیت شهر اصفهان حدود 250 هزار نفر بوده است (ص 84-85). اگر چه در اواخر دورۀ قاجار، شهر اصفهان دارای «قلعه و دیواربست صحیحی» نبود، اما به گفتۀ اصفهانی 14 دروازه و 37 محله داشته است (ص 23، 27). شیروانی در 1237 ق اصفهان را دارای 17 محله و حدود 15 هزار خانه دانسته است (ص 605) و ملك المورخین شهر اصفهان را دارای 19 محلۀ بزرگ كه «هر یك شعب مختلفه» داشته، معرفی میكند (ص 29). ندیمالملك نیز به 17 محله و 8 دروازۀ شهر اشاره دارد (ص 169).شهر اصفهان امروزی با جمعیتی برابر 810‘437‘1 نفر (1370 ش) ( آمارنامه، 1373 ش، 29)، همچنان در حال رشد و گسترش است. مركز فعال شهر بر محور چهارباغ، در قسمت غربی میدان امام (میدان شاه سابق) شكل گرفته است و جمعیت كمدرآمدتر شهر هنوز در بخشهای كهن شهر زندگی میكنند. شرایط طبیعی و نیز تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی، عواملی را كه میتوانست حافظ مركز قدیمی شهر باشد، از میان برداشته است (شیرازی، 590). امروزه بسیاری از عناصر اصلی و سنتی شهر، مانند مدارس و حمامهای قدیمی، كارآیی خود را از دست دادهاند. سرایها كه از عناصر اصلی بازار به حساب میآمدند، نیز با دگرگونیهایی روبهرو شدهاند و با ایجاد مغازهها و مراكز خرید جدید از اهمیت بازارهای سنتی كاسته شده است. با وجود این، بازار اصفهان با چند كیلومتر طول و سرایهای متعدد و فعال و صنعتگران و تجار هنوز به حیات اقتصادی خود ادامه میدهد (بختیار، 331-332).
در اصفهان از دورههای مختلف تاریخی آثار و بناهای گوناگونی بر جای مانده كه خود نمایانگر زندگی پرفراز و نشیب این شهر است. اهمیت و تنوع این آثار تا بدانجاست كه اصفهان را «موزۀ ایران» نام نهادهاند (طهرانی، 76). این شهر در اوایل قرن حاضر دارای 169 مسجد، 12 كلیسا، 12 كنیسه، 28 مدرسۀ سنتی، 72 حمام عمومی و 142 كاروانسرا و تیمچه بوده است (همو، 92-93).با وجود قدمت اصفهان، از دورههای پیش از اسلام در این شهر آثار زیادی بر جای نمانده است؛ تنها از دو سر ستون متعلق به دورۀ ساسانی با نقوش برجسته میتوان یاد كرد كه یكی از آنها در موزۀ ملی ایران (موزۀ ایران باستان) و دیگری در عمارت چهل ستون اصفهان نگهداری میشود (هنرفر، گنجینه، 4-5). این دو سر ستون به سرستونهای بیستون شباهت دارند (همانجا، حاشیه).از دیگر آثار منسوب به ساسانیان بقایای آتشكدهای است كه بر فراز كوه منفرد آتشگاه در مغرب شهر اصفهان و مشرف بر جادۀ اصفهان ـ نجفآباد قرار دارد (بلانت، 28). جكسن تاریخ بنای این آتشكده را به پیش از دورۀ ساسانی و به عصر هخامنشی مربوط میداند (ص 299، حاشیۀ 1). این آتشكده ظاهراً بخشی از دژی بوده است كه آن را به تهمورث نسبت دادهاند (ابن خردادبه، 20؛ حمدالله، نزهة، 50). به گفتۀ ابن رسته در نزدیكی این دژ، قلعۀ قدیمیتری منسوب به كیكاووس وجود داشته است كه پس از نابودی آن، بهمنِ اسفندیار [اردشیر] این دژ و آتشكدۀ آن را بر پا داشت (ص 180-181؛ قس: حمزه، 37- 38). این آتشكده تا آغاز سدۀ 4 ق دایر، و آتش آن بر جا بوده است (ابن رسته، همانجا).ساختمان این آتشكده به شكل 8 ضلعی است كه حدود 4 متر بلندی و 5 / 4 متر قطر داشته، و سقف آن در اصل گنبدی شكل بوده است (جكسن، 293). این بنا عمدتاً از خشتهای ضخیم مربع شكل كه به وسیلۀ ملاط رس و قطعات نی به یكدیگر متصل شدهاند، ساخته شده است. در اطراف آتشكده، بناهای دیگری در جانب شرقی، جنوب شرقی و شمال شرقی قرار داشته است كه ظاهراً در دورۀ اسلامی بدان افزوده شده، و اقامتگاه موبدان و حریم آتشگاه و احتمالاً خزانۀ آتشكده بوده است (همو، 294؛ هنرفر، گنجینه، 5).از آثار دیگری كه به دورۀ ساسانی نسبت میدهند، پل شهرستان، از پلهای قدیمی زایندهرود است كه در 3 كیلومتری شرق پل خواجو و مقابل ناحیۀ جی واقع است (همان، 8). پوپ آن را یكی از پلهای قدیمی به سبك رومی میداند و احتمال میدهد كه در جنوب ایران همانندهایی داشته است كه در طول زمان از میان رفتهاند (III / 1230). این پل را ساختۀ دست مهندسان رومی دانستهاند كه همراه والرین به اسارت درآمده بودند (بلانت، همانجا). پل شهرستان را كه به این ترتیب با پلهای شوشتر و دزفول قابل مقایسه است، در دورۀ دیلمیان و سلجوقیان تنها پل مهم زایندهرود دانستهاند (هنرفر، همان، 8- 9). بلانت تنها ساختمان قسمت بالایی این پل را به دورۀ سلجوقی نسبت میدهد (همانجا). از جمله آثار دیگر پیش از اسلام، بقایای دیوار شهر را كه تا آغاز سدۀ 14 ق در برخی قسمتهای شهر باقی مانده بود، میتوان ذكر كرد (نك : اصفهانی، 31).از اولین آثار دورۀ اسلامی در شهر اصفهان میتوان از مسجد خُشینان نام برد (نك : ابن رسته، 237). به گفتۀ ابن رسته این مسجد را در جایی بنا كردند كه ابوموسى در آنجا نماز گزارده بود (ص 238). بعضی بنای این مسجد را به عمر بن خطاب نسبت دادهاند (نك : نور صادقی، 52). قلعۀ طبرك یا تبرك (طهرانی، 141) از بناهای درخور توجه اصفهان پیش از دورۀ صفوی بود كه بنای آن را به زمان آلبویه مربوط دانستهاند (هنرفر، گنجینه، 37). این قلعه تماماً از گل و به شكل مربعی نامنظم ساخته شده بود (شاردن، 7 / 265)؛ دیوار بلند كنگرهداری با برجهای گرد این قلعه را فرا میگرفت و خندقی مجهز به یك خاكریز با وضع دفاعی مناسب آن را احاطه كرده بود (همانجا). این قلعه در زمان دیلمیان از طریق راههای زیرزمینی به خانههایی كه در نزدیكی میدان كهنه و میدان میر قرار داشت، متصل میشد (هنرفر، همانجا). این راههای زیر زمینی ظاهراً در زمان سلجوقی نیز وجود داشته است (همانجا). به گفتهای این قلعه متعلق به دورۀ ساسانی بوده، و در زمـان دیلمیان بـازسازی شده است (نك : رفیعی، 11؛ اصفهانی، همانجا).شاردن در دورۀ صفوی این قلعه را «بسیار باستانی» و متمایز از دژهای اروپایی و بیشتر شبیه یك زندان معرفی میكند (7 / 266). همو نام 4 برج از برجهای این قلعه را ذكر میكند: برج زنجیر خانه، شاه زهرمار، برج اركلو و برج چهل دختران (همانجا). كمپفر این قلعه را اسلحه خانه (ص 191)، و ندیمالملك «خزانه و جبه خانۀ سلاطین صفوی» معرفی میكند (ص 155؛ قس: اصفهانی، همانجا). قلعۀ اركی كه تاورنیه از آن یاد میكند، ظاهراً همین قلعۀ طبرك است كه او آن را «محل نگهداری اشیاء نادر و نفیس متعلق به شاه» برمیشمارد (ص 383؛ نیز نك : شاردن، 7 / 269-270). همو این قلعه را در زمان دیدار خود از اصفهان، فاقد استحكامات تدافعی و تنها دارای چند برج خاكی مربع شكل معرفی میكند (همانجا).قلعۀ طبرك كه آن را «به قدر شهر متعارفی» دانستهاند (اصفهانی، همانجا)، در اصل دارای 370 خانه، یك میدان تسلیحات، مسجد و حمام بوده، و منزل وزیر را نیز در خود جای میداده است. خانههای این قلعه در زمان صفوی محل زندگی سربازان بوده است. مساحت این قلعه را 100 هزار ذرع مربع دانستهاند (شاردن، 7 / 267؛ طهرانی، همانجا). قسمتهایی از برج و باروی قلعۀ طبرك و مدخل آن تا اوایل قرن حاضر برجای بوده است؛ اما امروزه از برج و باروی این قلعه چیزی بر جای نمانده است (اصفهانی، همانجا؛ هنرفر، گنجینه، 40).از دیگر بناهای دورۀ اسلامی، مسجد جامع جورجیر است كه آن را در مقابل مسجد جامع عتیق كه جامع كبیر خوانده میشد، جامع صغیر مینامیدند (همانجا). مافروخی بنای این مسجد را به صاحب بن عباد نسبت میدهد (نك : آوی، 63). گُدار بنای آن را مربوط به سالهای بین 366 و 385 ق مربوط میداند (1 / 155). منارۀ این مسجد كه بزرگترین منارۀ اصفهان بوده، «100 گز» ارتفاع داشته است (آوی، همانجا). این مسجد در دورههای بعد از میان رفته، و در فاصلۀ سالهای 1067 تا 1073ق به جای آن، مسجد حكیم بنا شده است (هنرفر، همان، 41؛ قس: گدار، 156).از دیگر آثار متعلق به دورۀ دیلمیان در شهر اصفهان میتوان از صفۀ صاحب بن عباد در مسجد جمعۀ اصفهان و نیز 4 ستون گرد در مسجد جمعه كه با تزیینات گچبری آرایش یافته، نام برد (هنرفر، همان، 43-44).از مهمترین بناهای دورۀ سلجوقی در ایران، مسجد جمعۀ اصفهان است (همان، 67؛ قس: گدار، 1 / 109-110؛ نك : ه د، اصفهان، جامع) كه مجموعهای از شیوههای گوناگون معماری در دورههای مختلف اسلامی است ( مساجد ... ، 18؛ قس: بلانت، 30).از دیگر آثار تاریخی اصفهان مسجد علی است كه در مجاورت میدان كهنه و مسجد جمعه قرار دارد (هنرفر، همان، 369). این مسجد در دورۀ سلطان سنجر (سال 515 ق) بنا شده (نورصادقی، 100؛ قس: طهرانی، 123)، و در دورۀ شاه اسماعیل اول با كاشی كاری و مقرنسهای گچی آراسته، و بازسازی شده است (هنرفر، همانجا). منارۀ آجری و بلند این مسجد حدود 30 متر ارتفاع دارد ( لغت نامه ... ، ذیل اصفهان). ملك المورخین ارتفاع آن را 35 ذرع نوشته است (ص 30) و كمپفر آن را بزرگترین منارۀ شهر اصفهان به شمار آورده است (ص 192). بنای این مسجد را بعضی به علیشاه تكش خوارزمشاه، والی اصفهان در 595 ق، منسوب دانستهاند (طهرانی، همانجا).از دیگر آثار و بناهای پیش از زمان شاه عباس اول میتوان از بناهای هارون ولایت نام برد كه بقعه و سر در كاشیكاری آن مورخ 918 ق، و از اماكن مقدسه و زیارتگاههای عمدۀ شهر اصفهان است. این محل هم مورد احترام مسلمانان و هم محل زیارت یهودیان بوده است (طهرانی، 127). كمپفر آن را مورد احترام مسیحیان نیز معرفی كرده است (ص 192). ملكالمورخین كاشانی این امامزاده را از اولاد امام موسى كاظم (ع)، و بنای آرامگاه را به پیش از صفویه مربوط میداند و گزارش میدهد كه یهودیان اصفهان این مقبره را آرامگاه هارون برادر حضرت موسى (ع) میدانند (ص 32-33).ایوان جنوبی هارون ولایت دارای محرابی با كاشیكاری معرق و نفیس است (هنرفر، گنجینه، 360-361) و در گذشته یك شیرسنگی بزرگ و قدیمی در پشت این ایوان وجود داشته است (ملك المورخین، همانجا). این بنا از سمت غربی از طریق دری به محوطۀ مدرسۀ كوچكی باز میشود (هنرفر، همانجا) كه همان مدرسۀ سلطان محمد سلجوقی است. این مدرسه امروزه در حال ویرانی، و به مدرسۀ حاج حسن موسوم است (همان، 379).در محلۀ احمدآباد یك مدرسۀ متروكه است كه به مقبره یا تكیۀ پای چنار و نیز به مقبرۀ نظامالملك شهرت دارد. در ایوان وسیعی كه در جنوب این مدرسه واقع است، دو قبر هست كه یكی از آن دو به خواجه نظام الملك و دیگری به ملكشاه سلجوقی منسوب است (همان، 233-234).از دیگر آثار این دوره میتوان از دو مسجد قطبیه و ذوالفقار نام برد. مسجد قطبیه، متعلق به دورۀ شاه طهماسب اول است كه كاشیهای نفیس آن به ساختمان جدیدی در ضلع جنوبی باغ چهل ستون منتقل شده است (هنرفر، گنجینه، 380) و مسجد ذوالفقار واقع در بازار اصفهان، در 950 ق بنا شده، و بر روی دیوارهای گچی شبستان آن تصویر چند شمشیر دو سر (ذوالفقار) نقاشی شده است (همان، 384). همچنین باید از مسجد درب جوباره، معروف به مسجد پیر پینهدوز كه در 955 ق بنا شده است، نام برد. سر درِ قدیمی این مسجد نیز به باغ چهل ستون انتقال یافته است (همان، 386-387). افزون بر اینها، از این آثار نیز میتوان نام برد: بقعۀ شاه زید واقع در شرق محلۀ ترواسكان مربوط به سال 994 ق كه در 1097 ق تعمیر شده است (همان، 389)؛ مسجد سلطان ابوسعید بهادر خان متعلق به سدۀ 8 ق (همان، 293)؛ بقعۀ جعفریه (امامزاده جعفر) كه از بناهای برج مانند سدۀ 8 ق است (همان، 300)؛ مدرسۀ باباقاسم یا مدرسۀ امامیه از قدیمیترین مدارس طلبهنشین شهر اصفهان (همان، 303)؛ بقعۀ شهشهان مجاور مسجد جمعۀ اصفهان (همان، 333)؛ و درب امام از دورۀ جهانشاه قراقویونلو مربوط به 857 ق كه در واقع آرامگاه دو امامزاده است (همان، 341-343).اوج شكوفایی معماری در شهر اصفهان به دورۀ صفوی، به ویژه شاه عباس اول، باز میگردد. طی این دوره، با اجرای طرح نوین و ایجاد بناهای تازه اصفهان گسترش و اهمیت خاصی یافت و شیوۀ منحصر به فردی از معماری در آنجا پدید آمد. با وجود اینكه معماران، صنعتگران و هنرمندان شیوههای سنتی را در نظر داشتند، اما با طرح شیوهای خاص، باعث اوجگیری تمامی معیارهای زیباشناسی سراسر دورۀ خود شدند و خلاقیت هنرمندانۀ دنیای اسلامی را یك بار دیگر به اوج رساندند (رومر، 270-271).شهر اصفهان در دورۀ صفوی ــ به ویژه در زمان شاه عباس اول ــ با ایجاد باغها و قصرهای سلطنتی و مساجد با شكوه و پلهای زیبا و میدانها و خیابانهای نو و كاروانسراها و بازارها و منازل زیبا، چهرۀ تازهای یافت، تا آنجا كه در سدۀ 12 ق به صورت یكی از شهرهای آباد و زیبای جهان آن روز درآمد (نك : هنرفر، همان، 725).بسیاری از بناها در این دوره، پیرامون میدان نقش جهان ــ كانون اصلی توسعۀ شهری آن زمان ــ ساخته شد كه از آن جملهاند مسجد شاه (مسجد امام فعلی)، عمارت عالیقاپو و مسجد شیخ لطفالله (رومر،
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید