اصفهان
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 28 آذر 1400
https://cgie.org.ir/fa/article/245833/اصفهان
جمعه 10 اسفند 1403
چاپ شده
9
بركیارق اصفهان را محاصره كرد و به واسطۀ طولانی شدن محاصرۀ شهر، ارزاق نایاب، و شهر دچار قحطی شد. سلطان محمد از اصفهان گریخت و در پی فرار او، شهر به دست سربازان بركیارق غارت شد (جناب، همانجا؛ بازورث، 110-111). با مرگ بركیارق در 498 ق، محمد بار دیگر به اصفهان بازگشت (EI2, IV / 102). از اولین اقدامات او كاهش قدرت باطنیان بود كه تا 500 ق با دستگیری و پوست كندن احمد بن عبدالملك عطّاش به طول انجامید (ابن اثیر، 10 / 434؛ EI2، همانجا). اصفهان تا مرگ سلطان محمد در 511 ق پایتخت باقی ماند و از آن پس مركز قدرت به خراسان انتقال یافت. در این زمان كشاكشهای مذهبی افزایش یافت و در 560 ق درگیری میان طرفداران آل خجند و آل صاعد (ه م م) به اوج خود رسید و خسارات جانی و مالی فراوانی به بار آورد (EI2، همانجا).اصفهان در 590 ق به دست خوارزمشاه تكش افتاد (همانجا). در 623 ق لشكر مغول به فرماندهی جرماغون به اصفهان رسید و خرابی بسیاری به شهر وارد ساخت (اصفهانی، 176). در رمضان 625 جلالالدین برای دفع مغولان، اصفهان را مركز اردوی خود قرار داد و موقتاً بر آنان پیروز شد (اقبال، 1 / 122-124؛ بویل، 330)، اما سرانجام از آنها شكست خورد و اصفهان در 633 ق به عنوان آخرین شهر بزرگ جبال به چنگ مغولان افتاد (منهاج، 424-433؛ اقبال، 1 / 127، 386).در دورۀ مغولان، اصفهان همانند شهرهای دیگر صدمات فراوانی دید. به گفتۀ رشیدالدین فضلالله: «چندان خلق كه ایشان كشتهاند، كس نكشته» (ص 349؛ اقبال، 1 / 103). در زمان غازان خان، امیرمحمد ایداجی حاكم اصفهان بود (رشیدالدین، 39-40). در این زمان كوششهایی برای آبادانی اصفهان به انجام رسید (همو، 349) كه از آن جمله موقوفات مختلف و احداث دارالسیاده را میتوان نام برد (همو، 190-191).در 742 ق امیر پیرحسین كه بر فارس و اصفهان غلبه یافته بود، حكومت اصفهان را به شیخ ابواسحاق برادر مسعود شاه اینجو كه به بغداد گریخته بود، واگذاشت (اقبال، 1 / 361، 411-412). در 757 ق امیر مبارزالدین محمد مظفری به محاصرۀ شهر اصفهان پرداخت و سرانجام بر آن دست یافت (جناب، 237؛ اقبال، 1 / 421، 423).در 789 ق تیمور به اصفهان وارد شد. حاكم اصفهان و عدهای از علما و سادات شهر برای امان خواهی به بیرون شهر رفتند، اما هنگامی كه تیمور محصلان خود را برای دریافت پول و هدایا به شهر فرستاد، مردم اصفهان آنان و عدهای از سربازان تیمور را به قتل رساندند. در مقابل تیمور نیز دستور قتل عام مردم شهر را داد كه طی آن حداقل 70 هزار نفر از سكنه كشته شدند و تیمور از سركشتگان منارهها برپا ساخت (اقبال، 1 / 437؛ اصفهانی، همانجا؛ نظامالدین، 104-105؛ لاكهارت، همانجا).به طور كلی در سدۀ 7 ق، اصفهان یكی از شهرهای مشهور جهان به شمار میآمد و به عنوان یكی از مراكز مهم علوم و صنایع و هنر شهرت داشت (قزوینی، 296-297).شهر اصفهان در آستانۀ سدۀ 8 ق / 14 م، و به ویژه در زمان غازان خان، گسترش بیشتری یافت و تا نزدیك زایندهرود كشیده شد؛ از این رود نهرهایی در شهر جاری بود (حمدالله،
، 48). در این زمان، اصفهان دارای 44 محله و دروازه بود. حمدالله مستوفی شهر اصفهان را در اصل حاصل ادغام 4 دیه و مزارع و مضافات آنها برمیشمارد. این 4 دیه عبارت بودند از: كران، كوشك، جوباره و دردشت (همانجا). انصاری دمشقی در این زمان هنوز اصفهان را دو شهر میداند: یكی كهن كه بخش اعظم آن به صورت ویرانه درآمده (یعنی جی)، و دیگری كه آبادان بوده (یهودیه)، و میان آنها یك میل (نیم فرسنگ) فاصله بوده است (ص 312). از سوی دیگر، براساس گفتۀ حمدالله مستوفی (همانجا)، طی این دوره شهر اصفهان چنان گسترش یافت كه یهودیه، یعنی هستۀ اولیه شهر، خود به صورت محلهای از آن درآمد (نیز نك : تحویلدار، 32-33).منابع بسیاری به خطا شهر اصفهان را حاصل گسترش و به همپیوستن دو شهر جی و یهودیه دانستهاند (لاكهارت، 19؛ بلانت، 20). در واقع، جی و یهودیه در هیچ زمان آنچنان وسعت نیافتند كه با از بین رفتن فاصلۀ میان آن دو، در یكدیگر ادغام شوند و شهری یكپارچه و واحد را برپا سازند (شفقی، 178). انصاری دمشقی از اوایل سدۀ 8 ق گزارش میدهد كه «شهرستان» نام بعدی جی است كه در كنار زایندهرود قرار داشت (همانجا)؛ هرچند نام جی به عنوان ناحیه باقی ماند. به گفتۀ حمدالله مستوفی، شهرستان بزرگترین قریه در ناحیۀ جی بود (همان، 50). حتى شاردن در دورۀ صفویه نیز قریۀ شهرستان را یكی از بزرگترین دهكدههای جهان میخواند (8 / 38) و بدین سان، آن را مجزا از شهر معرفی میكند.اصفهان در سدۀ 8 ق شهری بزرگ و زیبا با «مدارس و خانقاهات و ابواب الخیر» بسیار بوده است (حمدالله، همان، 49؛ ابن بطوطه، 1 / 211).در 856 ق اصفهان به دست جهانشاه قراقویونلو افتاد و سال بعد شهر توسط او ویران و غارت شد و مردم قتل عام گردیدند. به دنبال آن، در 874 ق اوزون حسن آققویونلو بر آنجا دست یافت (EI2, IV / 102؛ فرهنگ، 10 / 19). ونیزیانی كه در زمان اوزون حسن از اصفهان دیدن كردهاند، آن را «شهری بسیار وسیع در دشتی» پرنعمت معرفی كردهاند كه حصاری از خشت خام و خندقی پیرامون آن داشته (كنتارینی، 140)، و محیط شهر 4 میل و با احتساب حومه، 10 میل بوده است. در این زمان جمعیت شهر اصفهان 50 هزار نفر تخمین زده شده است (همو، 80-81).اگرچه پیش از دورۀ صفوی نیز اصفهان شهری بزرگ و پرجمعیت به شمار میرفت، اما اوج شكوفایی این شهر به این دوره بازمیگردد (فیشر، 105-106). در 1006 ق / 1597 م شاه عباس اول (سل 996- 1038 ق) پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل ساخت (اسكندربیك، 544). برخلاف قزوین كه در طول دورۀ پایتختی خود از گسترش چندانی برخوردار نشد، اصفهان در دورۀ كوتاهی ــ به گفتۀ شاردن ــ در شمار یكی از بزرگترین شهرهای جهان آن روزگار درآمد (7 / 49).گسترش شهر اصفهان طی این دوره با بنیاد نهادن محلههای تازه همراه بود. شاه عباس اول در قسمت جنوبی شهر و در طول مسیر زایندهرود و نیز آن سوی زایندهرود، زمینهای آزاد و وسیعی در اختیار داشت كه امكان طرح گسترش شهری در سطحی وسیع را فراهم میساخت (هیلنبراند، 775). طی همین دوره میدان شاه یا نقش جهان، به عنوان مركزی جدید مطابق با ضرورتهای سیاسی ـ فرهنگی تازه ایجاد شد. این مركز از طریق شبكهای از حوزههای فعالیت شهری به مركز قدیمی شهر ــ میدان كهنه ــ متصل شد و نهایتاً فعالیتهای شهری را به سوی خود جلب نمود. این میدان در واقع به شكل همان میدان كهنۀ شهر و با حفظ همان عناصر اصلی برپا شد. این عناصر عبارت بودند از: بازارها، مسجد، مدرسه، دولتخانه و سرانجام یك فضای باز و وسیع مركزی. این طرحِ تازه از سوی دیگر، به دور از مسائل و محدودیتهای قسمت قدیمی شهر، در فضای باز و آزاد به اجرا درآمد (شیرازی، 588).به گفتۀ تاورنیه پس از احداث و رونق میدان جدید، میدان كهنه به تدریج اهمیت خود را از دست داد؛ اگرچه هنوز دو قسمت آن آباد بود و كسبه در عمارات سرپوشیدۀ آن جای داشتند (ص 384). كمپفر خبر میدهد كه پیرامون این میدان را كارگاهها، دكههای هنرمندان و قهوهخانهها فراگرفته بود (ص 192). از این دوره به بعد، این میدان شكل اصلی خود را از دست داد و به خانهها و مغازههای تازه تبدیل شد (نورصادقی، 62؛ قس: كمپفر، همانجا، حاشیه 2).میدان نقش جهان به گفتۀ شاردن یكی از زیباترین میدانهای جهان است (7 / 107، 112؛ نیز نك : دیولافوا، 288- 289؛ فلاندن، 157؛ جكسن، 310-311؛ كرزن، II / 26) و كارِری آن را با شكوهتر از میدان سن ماركِ ونیز دانسته است (ص 77). از آنجا كه این میدان در مجاورت باغ معروف نقش جهان واقع بود، به نام میدان نقش جهان خوانده شد (نورصادقی، همانجا؛ طهرانی، 102). هنرفر عقیده دارد پیش از ایجاد این میدان، در محل آن میدانی به نام نقش جهان وجود داشته است ( اصفهان، 107). باغ نقش جهان ظاهراً باغ بزرگی بوده است كه عمارات هشت بهشت و چهل ستون و میدان شاه و كمی از بازارهای بعدی را در برمیگرفته است. این باغ تا نزدیك دروازۀ حسنآباد امتداد داشته، و ظاهراً دروازۀ كوشك (درب كوشك)، دروازهای از این باغ بوده است (نورصادقی، 81). اصفهانی بنای این باغ را به شاه اسماعیل نسبت داده، میگوید: از این باغ در دورۀ قاجار تنها نامی باقی مانده بود (ص 33).با ایجاد میدان نقش جهان، گسترش اصفهان با طرح و برنامه ادامه یافت (هیلنبراند، 775) و به دنبال آن، بناهای زیادی برپا شد و باعث رشد بیشتر این شهر گردید. از همین زمان بود كه شهر اصفهان در خارج از حصارهای قدیمی خود گسترش یافت (كمپفر، 185).شهر اصفهان در سدۀ 12 ق / 18 م دارای ویژگیهای منحصر به فردی بود كه حتى در نظر اروپاییانی كه بسیاری از شهرهای بزرگ دنیای آن زمان را به خوبی میشناختند، شهری بیهمتا به شمار آمده است (هیلنبراند، 777). شاردن اصفهان را همانند شهرهای بزرگ اروپا و از نظر شمار جمعیت، در ردیف شهر لندن كه خود در آن دوره پرجمعیتترین شهر اروپا بود، برمیشمارد (7 / 51). كمپفر آن را بزرگترین شهر آسیا در این سوی رود گنگ به حساب میآورد و پیرامون آن را با احتساب حومه، بالغ بر حدود 36 كمـ ذكر میكند (همانجا).تكوین شهر اصفهان را در این دوره تا حد زیادی به سیاست شاه عباس اول نسبت دادهاند (رومر، 271). این سیاست نه تنها تركیب سپاه را تغییر داد، بلكه باعث دگرگونی در تركیب جمعیت در سطحی وسیع شد و مهارتهای گوناگون افراد در زمینههای مختلف خود باعث گسترش بیشتر زندگی فرهنگی ـ اقتصادی شهر اصفهان گردید (همانجا). در این باره، میتوان به گسترش تجارت توسط ارامنۀ جلفا، به ویژه تجارت با هندوستان اشاره كرد (ندیم الملك، 160). در زمینۀ جابهجاییهای جمعیتی اقداماتی توسط شاه عباس صورت گرفت كه در تركیب جمعیت شهر تأثیر بسزایی داشت؛ از جملۀ این اقدامات، انتقال 3 هزار خانوار ارمنی از آذربایجان (جلفا) به اصفهان بود كه در كنار زایندهرود اسكان داده شدند (اسكندربیك، 668). سیوری عقیده دارد كه شاه عباس این عده را به منظور بهرهگیری از تجربه و توان تجاری ـ صنعتی آنان به این نقطه منتقل ساخت (ص 174). سكنۀ این محلۀ تازه كه جلفا نام گرفت، در آغاز منحصر به ارمنیان بود كه شمار آنان به حدود 30 هزار نفر میرسید (كمپفر، 186). لاكهارت این عده را 6 هزار خانوار نوشته است (ص 539)؛ در مقابل، گرگوریان با تأكید بر منابع ارمنی، جمعیت اولیۀ جلفا را 15 تا 20 هزار نفر تخمین زده است كه تا 1630 م به حدود 30 هزار نفر رسید (ص 667). در این زمان حدود 50 هزار ارمنی دیگر در 24 روستای پیرامون شهر اصفهان اقامت داشتند (همانجا). به گفتۀ تاورنیه مسلمانان در این زمان به دستور شاه حق اقامت در جلفا را نداشتند (ص 407)؛ در مقابل، دیولافوا نیز گزارش میدهد كه ارمنیان از گذشته از اقامت در شهر ممنوع شده بودند (ص 214).جلفای اصفهان در این زمان دارای 13 كلیسا و بیش از 100 نفر روحانی (مسیحی) بود (كمپفر، همانجا). شاردن جلفا را شامل دو بخش معرفی میكند: جلفای كهنه، ساخته شده توسط شاه عباس اول، و جلفای نو، پرداختۀ شاه عباس دوم (8 / 83). وی دو بخش جلفا را متشكل از 5 كوچۀ بزرگ و موازی شرقی ـ غربی كه از رودخانه به سوی كوه كشیده شده، و دارای كوچههای بسیار با بازارها، میادین، گرمابهها و دو كاروانسرای كوچك است، معرفی میكند (همانجا).گذشته از مسیحیان (ارمنی)، بسیاری از گرجیها نیز كه به عنوان اسیر جنگی به ایران آورده شده بودند، در شهر اصفهان اسكان داده شدند كه عدۀ آنها در سدۀ 11 ق / 17 م بالغ بر 20 هزار نفر بود (كمپفر، 197؛ رومر، 272). در این زمان، در قسمت جنوبی جلفا، روستای زردشتیان قرار داشت كه حدود 600 خانوار كشاورز را در خود جای میداد (كمپفر، 187). جمعیت شهر اصفهان را در این دوره تا 000‘100‘1 نفر نیز ذكر كردهاند (هالینگبری، 59)، اما حداقل جمعیت این شهر در این زمان را 600 هزار نفر نوشتهاند (شاردن، 7 / 50).طی همین دوره، به واسطۀ ایجاد راهها و كاروانسراهای متعدد و گسترش تجارت در كشور، شهر اصفهان به عنوان مركز مهم تجارت داخلی ایران درآمد (فراگنر، 527؛ اسپونر، 700) و تجار و شركتهای متعدد خارجی از سراسر جهان در آنجا به كار اشتغال داشتند (فلاندن، 157) كه از آن میان میتوان از تجار انگلیسی، هندی، فرانسوی و پرتغالی نام برد (كمپفر، 197). در همین دوره، مذاهب و فرق غربی نیز نمایندگانی در شهر داشتند، از جمله كاپوسنها، كرملیها، اگوستینیها، یسوعیها و دومینیكنها (كمپفر، 197- 198؛ سیوری، 176).شهر اصفهان در دورۀ صفوی دارای كاخهای با شكوه، كاروانسراهای وسیع، بازارهای زیبا و خیابانهای مستقیم و طویل و عریضی بود كه با درختكاری و جویهای آب روان به صورت دلپذیری درآمده بود (شاردن، 7 / 56). این خیابانها، به ویژه در محلههای نوبنیاد آن زمان، از جمله عباسآباد و جلفا، احداث شده بود (كمپفر، 190). وجود درختان بسیار در شهر اصفهان، بنابر گفتۀ تاورنیه، این شهر را به صورت «جنگلی» درآورده بود (ص 379؛ قس كارری، 60). كوچههای شهر، برخلاف خیابانها، پیچ در پیچ و اغلب مسقف بود و از هر یك، كوچههای فرعی زیادی منشعب میشد (كمپفر، تاورنیه، همانجاها). با گسترش شهر، شمار محلههای آن به بیش از 40 محله رسید؛ ازجمله محلههای نوبنیاد آن زمان، محلههای عباسآباد، فرحآباد (تحویلدار، 31) و جلفا (كمپفر، 186) بود.در این زمان، پلهایی دو قسمت شهر در دو سوی رودخانه را به یكدیگر متصل میساخت. این پلها در اواخر دورۀ صفوی عبارت بودند از: 4 پل بزرگ و 2 پل كوچك كه بجز یكی از پلهای كوچك، بقیۀ آنها هنوز پا بر جا هستند (لاكهارت، 541). جكسن شمار پلهای زایندهرود را 5 میداند (ص 314). اولین این پلها، پل مارنان است كه محلۀ عباسآباد را با قسمت غربی جلفا مرتبط میسازد (لاكهارت، همانجا). احداث این پل را به شاه طهماسب نسبت دادهاند (كمپفر، 188). دیگری پل الله وردیخان است كه از آثار ارزشمند در معماری به شمار میآید (همو، 189) و چون محلۀ جلفا را به شهر متصل میكرده است، آن را پل جلفا نیز نامیدهاند (همانجا؛ تاورنیه، 396). طول این پل را 968 پا و عرض آن را 45 پا دانستهاند (لاكهارت، همانجا؛ قس: كمپفر، همانجا). دیوارههای بلند این پل حافظ كاروانها در برابر باد بوده، و اتاقها و فضاهای تعبیه شده در آن، محل پناه و استراحت مسافران به شمار میرفته است (پوپ، III / 1235). این پل را سی و سه چشمه، چهار باغ (همو، III / 1237) و پل شاه عباسی (اصفهانی، 108) نیز نامیدهاند. بعد از پل الله وردیخان، پل جویی (همانجا) یا جوبی (لاكهارت، همانجا) قرار دارد كه بعضی به خطا آن را چوبی نوشتهاند (نك : جواهر كلام، 27) و چون بر روی این پل جویی سنگی به منظور انتقال آب از یك سوی رودخانه به طرف دیگر آن وجود داشته، به این نام خوانده شده است (طهرانی، 93؛ قس: اصفهانی، 108- 109). در پایین دست پل جویی، پل خواجو قرار دارد كه شاه عباس دوم آن را در محل پلی كه آن را اوزون حسن بنا نهاده بود، ساخت (لاكهارت، همانجا)؛ به همین دلیل و نیز به سبب مجاورت این پلها با محلۀ حسنآباد، آن را پل حسن خان تركمان و پل حسنآباد (اصفهانی، 109، 111) هم خواندهاند. جبهۀ خارجی پل خواجو دارای كاشیكاری و گچبریها و تزیینات زیبایی است و 24 چشمه دارد كه در پشت آنها سدهایی چوبی به منظور مسدود ساختن آب تعبیه شده بود كه باعث میشد دریاچهای در پشت پل ایجاد شود. به این ترتیب، این پل در حكم بند نیز بوده است (كمپفر، 190؛ لاكهارت، 542). اصفهانی نویسندۀ نصف جهان، شمار پلهای اصفهان را 12 پل مینویسد (ص 106-107).اصفهان در پایان سدۀ 11 ق / 17 م، دارای 8 دروازه بود (شاردن، 7 / 61؛ قس تاورنیه، 379) و نهمین دروازۀ شهر موسوم به «دروازۀ مرگ» در زمان سیاحت كمپفر توسط مردم خراب شده بود (ص 187). به گفتۀ تاورنیه به سبب فروریختن قسمتهایی از باروی شهر، برای ورود و خروج از شهر نیازی به عبور از دروازهها نبوده است (همانجا). تاورنیه در زمان بازدید خود، شهر اصفهان را بیشتر به یك «دهكده» شبیه میداند (ص 383).شهر اصفهان در پایان دورۀ صفوی، شكوه پیشین خود را از دست داد. برخی تعصبات دینی را از زمینههای اصلی فروپاشی و ویرانی شهر اصفهان برمیشمارند (جناب، 243). به گفتۀ اصفهانی از زمان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین امور مملكتی به دست «امرای متفرقه و خواجهسرایان» افتاد و «امر مملكت مختل و نظام امور گسیخته» شد (ص 181، 183).در 1134 ق / 1722 م در 3 فرسنگی شهر اصفهان ــ در گلان آباد ــ شاه سلطان حسین از افغانان شكست یافت و اصفهان به محاصرۀ افغانان درآمد (همو، 193-196؛ رستم الحكما، 133 به بعد) و پس از 6 یا 7 ماه تصرف شد (لاكهارت،EI2, IV / 104; 28). در 11 محرم 1135 شاه سلطان حسین لباس سیاه پوشید و روز 13 محرم خود را تسلیم محمود افغان نمود و تاج شاهی را خود بر سر محمود نهاد (اصفهانی، 205-206). طی این دوره صدمات فراوانی به شهر وارد آمد. به گفتهای حدود 20 هزار نفر به دست افغانان كشته شدند و شمار بسیاری از گرسنگی و قحطی جان باختند (قدوسی، 102؛ EI2، همانجا).در 1142 ق پس از قدرت یافتن نادر و شكستن افغانان و پیشروی به سوی اصفهان، اشرف ــ جانشین محمود افغان ــ پس از آخرین شكست از نادر در مورچه خورت، به اصفهان پناه برد و از آنجا به شیراز
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید