قدیمیترها، داوود نوابی را با کتاب «نامه به کودکی که هرگز بهدنیا نیامد» اوریانا فالاچی میشناسند. ترجمه نوابی از این کتاب در قبل از انقلاب، بیش از دوازده بار چاپ شد، اما او کتابهای مهم دیگری را هم عرضه کرد؛ آثاری همچون «دیو در تن» اثر «رمون رادیگه» که در سال 1354 توسط انتشارات فرانکلین عرضه شد.
موجی برخاسته است، در ایران از سالهای آغازین دهه ١٣٧٠ در ترجمه و تالیف آثار فلسفی. شكی نیست كه حجم آثار فلسفی كه در این قریب به ٣٠ سال به فارسی منتشر شده، با معدود كتابها و مقالات پیش از انقلاب، قابل مقایسه نیست. گویی وجدان «نگران» (اگر نگوییم معذب) فكر ایرانی، از پی یك انقلاب، یك گسست بزرگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با سپری شدن فترتی ١٠ ساله در دهه ١٣٦٠ بر ضرورت تاملی فلسفی در وضعیت معاصریت خود پی برده و متوجه شده كه اگر میخواهد به نسبت سنت و تجدد بیندیشد و آگاهانه در معرض بادهای غربی قرار بگیرد، لامحاله باید فلسفه بداند.
ترجمه صورت عام و غالب كار فكری در ایران معاصر است. عمده آثاری كه در زمینه علوم انسانی اعم از فلسفه و علوم اجتماعی یا اندیشه سیاسی نوشته میشود، یا ترجمه است، یا اقتباس و تالیفی از چند اثر غیرفارسی است. حتی اگر این نكته به صراحت در مقدمه یا موخره كتاب و مقاله ذكر نشود. در این میان كم نیستند كسانی كه مدعی میشوند كار ایده یا اندیشه اصیل تولید میكنند، اما واقعیت آن است كه وقتی آثارشان را زیر و رو میكنیم، یا میبینیم حرف جدیدی كه پیشتر گفته شده در آنها نیست، یا از ارایه منبع و ماخذ اندیشههایشان طفره رفتهاند و به هر ترفندی كوشیدهاند كه منابع خود را پنهان كنند.
ترجمه فقط مواجهه زبانها نیست، در حوزه علوم انسانی این مواجهه بنا به گفته مراد فرهادپور نوعی اخذ كردن است. اخذ كردن تجربه، علم و دانشی كه در سنتهای ما نبوده و ما برای شروع آن مجبوریم از تجربه دیگری استفاده كنیم و درواقع اینجا است كه ترجمه نقش بازی میكند. بخش وسیعی از تفكر در سنتهای فكری ما یا حضور نداشته یا تجربه نشدهاند از این رو ترجمه میتواند آن تجربهها را اخذ كرده و به فرآیند اندیشهورزی ما بیاورد.
از گذشته تا به امروز بشر سعی كرده از طریق ارتباط، نیازهای جسمی و روحی خود را مرتفع كند و تا زمانی كه خواستار علم، سیاست، هنر و فرهنگ است این نیاز نیز وجود دارد. در این بین زبان نقش كلیدی در انتقال مفاهیم مورد نیاز داشته و دارد. منوچهر صانعیدرهبیدی، پژوهشگر، استاد فلسفه و مترجم آثاری نظیر «دین در محدوده عقل تنها» ایمانوئل كانت، «فلسفه دكارت»، «مقدمه بر علوم انسانی» ویلهلم دیلتای و «فرهنگ فلسفی» جمیل صلیبا بر این باور است تا زمانی كه پیشرفت در صنعت، علم و هنر مشهود است وجود ابزاری به نام ترجمه نیز ضروری است. با او درباره ترجمه، نقش و اهمیت در انتقال و رشد فرهنگ و اندیشه ایران گفتوگو كردیم كه در ادامه میآید.
ترجمه همیشه یك فعالیت خلاق فرهنگی است، به همان اندازه تالیف. هر آن چیزی كه به ترجمه مربوط میشود ربط و مناسبت و معنایی برای فرهنگگیرنده (فرهنگ مقصد) دارد كه با فرهنگ اهداكننده (فرهنگ مبدأ) متفاوت است. تصمیم به ترجمه چیزی و زمان ترجمه كه در چه مقطع زمانی صورت بگیرد، تصمیمات مبنی بر چه ترجمه كردن و چگونگی ترجمه و استقبال از قطعه ترجمه شده، همه اینها توسط فرهنگگیرنده و مقصد تعیین شده است. بنابراین برای آن فرهنگ واجد معناست. مثالی افراطی در این مورد، اما به همان دلیل نشاندهنده منظور، ترجمه گالان از هزار و یك شب، یا ترجمه فیتزجرالد از رباعیات عمر خیام است.
حجم بسیاری از مهم ترین آثار منثور قرون اولیۀ ادب فارسی را، آثار ترجمه شده از زبان عربی تشکیل داده اند و بدیهی است که این آثار، تأثیرات غیر قابل انکاری در ادب فارسی به جای گذاشته اند. بررسی این ترجمه ها که در میان آثار قابل انکاری در ادب فارسی به جای گذاشته اند.
وقتی از «ترجمه و فرهنگ» سخن میگوییم، مقصود نسبت «ترجمه» با کدام «فرهنگ» است؟ برای روشن شدن این معنا، باید مقدماتی ذکر شود، اجمالاً در خصوص فرهنگ، این معنا را میپذیریم که فرهنگ کلیتی از رفتار، شیوه عمل، شیوه زندگی و نحوه تفکر است. حال وقتی میگوییم «ترجمه و فرهنگ» مقصودمان این است که در چه فرهنگی ترجمه صورت میگیرد و شرایط فرهنگی ترجمه چگونه است؟ یا اینکه چه آثاری بر ترجمه مترتب است؟
ترجمه به معنی یافتن نزدیک ترین و دقیق ترین معادل برای واژگان زبان مبدا و حفظ روش و سیاق گوینده،از دیرباز و در طول تاریخ،پیوسته مورد توجه عام و خاص بوده و از ابزارهای مهم ارتباطی بشر به شمار می رفته است.علاقه مندی انسانها به آگاهی از فرهنگ،ادب واندیشه ملتها و اقوام و انسانهای دیگر و نیازمندی آنها به علوم و فنون دیگر،درکنار اختلاف و تفاوتهای زبانی موجود در جوامع انسانی گوناگون ترجمه را به عنوان یک موج موثر در جریان و سیر تاریخ اندیشه و فرهنگ انسانی نوعی تبادل و داد و ستد اندیشه،مطرح می نماید.
از آنجا که زیباترین کلام وجود إز درگاه خلود، به زبان تازى فرود آمده است، در بلنداى زمان پارسیان شیرین بیان، براى نشر معانى و کشف اسرار آن، در پهنه سرزمین پهناور ایران، براى فهم هموطنانى که به زبان عربى تسلط نداشته اند, به روشهاى گوناگون و به مقتضاى زمانها و مکانها و بینشها وگویشها به ترجمه و تفسیر آن پرداخته اند و معانى زبباى آنرا به یارى زبان و ادب دل انگیز منثور و منظوم پارسى بر لوح دل هموطنان نگاشته اند، نگارندهء این مقال بر آن شد تا به اقتضاى حال نگاهی به سیر ترجمه ها و تفسیرهاى دلرباى فارسى قرآن مجید اندازد
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید