1399/7/14 ۰۸:۲۰
سیوهفت سال دانشنامهنگاری كم نیست اما او چنین كرده و در كنار آن، مشایخ فرهنگ ایران را كنار هم جمع كرده تا آنچه به ثمر میرسد، بیشترین اثر را بر جای گذارد. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگو با «كاظم موسوی بجنوردی»، رییس مركز دایرۀ المعارف اسلامی است كه یكی از مهمترین كارهایش در این سالها، مجموعه پنججلدی «جغرافیای جامع ایران»، امروز، رونمایی میشود.
حمیدرضا محمدی: سیوهفت سال دانشنامهنگاری كم نیست اما او چنین كرده و در كنار آن، مشایخ فرهنگ ایران را كنار هم جمع كرده تا آنچه به ثمر میرسد، بیشترین اثر را بر جای گذارد. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگو با «كاظم موسوی بجنوردی»، رییس مركز دایرۀ المعارف اسلامی است كه یكی از مهمترین كارهایش در این سالها، مجموعه پنججلدی «جغرافیای جامع ایران»، امروز، رونمایی میشود.
**************
چه شد تا در سال 1362 ایده تألیف و تدوینِ دایرۀ المعارف اسلامی به ذهنتان خطور كند؟
ایده دایرۀ المعارف اسلامی در دوران زندان سیاسی به ذهنم رسید؛ پس از به ثمر نشستن انقلاب و تشكیل نهادهای آن كه عمدهترینش مجلس شورای اسلامی بود و بر اساس دیدی كه نسبت به مسائل فرهنگی داشتم مجددا آن ایده به ذهنم آمد. در سال 1362 من در مجلس اول و از طرف مردم تهران نماینده بودم و فكر كردم حالا كه انقلاب شده بد نیست كه فرهنگ ملی و اسلامی خودمان را با زبان و روایت خودمان معرفی كنیم. اطلاع داشتم كه آن چیزی كه در جهان و بین اساتید دانشگاهی و خاورشناسان معمول است، بیشتر كارهایی بوده كه اروپاییها در زمینه اسلامشناسی و ایرانشناسی از سیصدسال قبل شروع كرده بودند و هزاران رساله، مقاله و كتاب در این زمینه پدید آمده بود. به عنوان مثال در ویرایش اول دانشنامه اسلام كه ما به آن EI1 میگوییم، از دویست سال قبل نوشتن دائرةالمعارف اسلامی آغاز شده بود یعنی به اندازهای در این زمینه آثار پدید آمده بود كه شروع به نوشتن دانشنامه كردند. اگرچه كار این خاورشناسان بسیار غنی و ذخیرهای مهم حساب میشد اما معتقد بودم باید با روایت خود ما باشد و از سویی نیز این دانشنامه اروپایی چند نقص عمده داشت؛ نخست آنكه روایت شیعی در آن كم و روایتها بیشتر از منابع برادران اهل سنت ما بود و البته برخی از این منابع نیز به منابع متاثر از دروغپردازیهای دوران اموی آلوده شده بود. بنابراین روایتی كه ما میتوانیم از فرهنگ اسلامی و ملیمان داشته باشیم قطعا از روایتی كه غیر مسلمانان نوشته باشند، متفاوت است. اگرچه كار آنان را بسیار ارج گذاشته وحتی ادعا میكنم كه حتیالمقدور هیچ مقالهای را بدون مراجعه به آثاری كه خاورشناسان پدید آوردهاند، بسنده نمیكنیم و حتما مقایسه صورت میگیرد.نكته دیگر به برخی مسائل قدسی ما و بهویژه نظرمان نسبت به امامان معصوم باز میگردد. این امر به ظاهر برای خاورشناسی كه از این مسائل خالیالذهن بوده، قابل درك و مفهوم نیست و مثلا در یك مورد راجعبه امام حسن(ع) مطالبی نوشتهاند كه صحت ندارد. بنابراین وقتی ما تحقیق میكنیم باید مطالب به روایت ما گفته شود و برای این كار منابع بسیار از جمله منابع خاورشناسان را هم میبینیم و بدون تعصب همه حقایق را از متون تاریخی استخراج میكنیم. اصرار و انگیزه ما بر این كار روشن است زیرا میخواهیم روایت خاص خودمان را داشته باشیم، یعنی روایت ایرانی از تمامی فرهنگ اسلامی و ملی. اما به پرسش شما در مورد ایده دایرهالمعارف اسلامی در سال 1362 بازگردم. انقلاب شده بود و مدعی بودیم كه ایران مركز جهان اسلام است و اگر اینجا پایگاه اصلی است نمیتواند بدون روایت خاص خود ما در مسائل اعتقادی و فرهنگی باشد. كار در آغاز بسیار مشكل و مخالفتها بسیار بود زیرا برخی از اساتید استدلال میكردند كه منابع تحقیق در اختیار ما نیست و در تمام رشتهها نیز متخصص نداریم. در گام نخست برای این دو نقص برنامهریزی كردم و این كتابخانه عظیمی كه در مركز دایرۀ المعارف اسلامی وجود دارد حاصل همان مساله است. ما در ابتدا به سراغ جمعآوری منابع تحقیق رفتیم. روش ما بدین صورت بود كه مثلا وقتی میخواستیم درباره موضوعی بنویسیم، اول منابع آن را پیدا میكردیم چون ما از اول مبنا را بر این گذاشتیم كه تمام كارهایمان اعتبار علمی داشته باشد و بدون منابع معتبر چیزی را نمینویسیم. از آنجایی كه موضوع كار ما فرهنگ اسلامی و ملی با رویكرد علمی بود، ناگزیر همه وجوه فرهنگ ملی و اسلامی را در هدفگذاری برای تشكیلاتمان مورد نظر قرار دادیم و به همین دلیل نیزدائرةالمعارفهای اسلامی و تخصصی را در دست انجام گرفتیم. مثلا دائرةالمعارف بزرگ اسلامی را به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی مینویسیم. اما نمیتوانیم به همین مورد اكتفا كنیم، در نتیجه دایرۀ المعارفهای بسیاری همچون دانشنامه ایران، دانشنامه فرهنگ مردم ایران، دانشنامه تهران بزرگ، دانشنامه حقوق ایران، دانشنامه خلیج فارس، دانشنامه ایران باستان، دانشنامه زبانها و گویشهای ایرانی، فهرستواره كتابهای فارسی كه 12 جلد آن منتشر شده و نیز فهرست مقالههای فارسی كه 11 جلد آن منتشر شده را در دستور كار قرار دادیم. بهعلاوه كتابهای علمی برای دانشگاه و افرادی كه میخواهند درباره ایران تحقیق كنند مثل تاریخ جامع ایران در بیست جلد و جغرافیای جامع ایران در پنج جلد با تكیه بر منابع معتبر نوشتیم و منتشر كردیم.
بهتر است از همینجای بحث، بهسراغ دو مجموعه تاریخ و جغرافیای جامع ایران برویم.
مجموعه تاریخ جامع ایران را شاید حدود صدوهفتاد استاد برجسته در مدت چهارده سال (با حساب سنوات ویرایش) نوشتند و همراه با تالیف این اثر، جغرافیای جامع ایران نیز نوشته شد كه در 5 جلد منتشر شده است و بیش از پنجاه استاد معتبر این اثر بزرگ ملی را نوشتهاند. اثر جغرافیای جامع ایران در واقع یك جغرافیای تاریخی است و در كنار آن وجوه فرهنگی را نیز به سبكی خاص و در رابطه با سرزمین ارایه شده است و این بسیار مهم است كه ما سرگذشت سرزمین را تنها با نگاه سیاسی نمیبینیم كه پادشاهی آمد، اینجا را گرفت و سلطه خود را تحكیم كرد بلكه سرگذشت سرزمین را در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تاریخی آن مدنظر میگیریم. به نظر من این اثر به نوعی شناسنامه مدون بوده و به دلیل دارا بودن جنبه استراتژیك برای منافع ملی ما و حفظ یكپارچگی و تمامیت ارضی و همچنین وحدت ملی مهم است و هر كسی كه ادعایی نسبت به بخشی از سرزمین ما داشته باشد با این دیوار قطور و علمی برخورد میكند.
این لفظ جامعیت كه برای مجموعه تاریخ و جغرافیا گذاشتهاید شامل چه میشود و آیا میتوان گفت كه قبل از این دو مجموعه، هیچ اثر جامعی در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران نداشتهایم؟
جامعیت یعنی تمام داستان زندگی یك ملت بازگو میشود. زندگی فقط جنگ، فتح یا شكست نیست بلكه جنبه فرهنگی، اجتماعی و هنری نیز داشته است؛ یعنی هر آنچه كه ما بهصورت تجربه زیسته داشتیم و با آن رشد و نمو كردیم، تا به امروز. به عنوان مثال آنچه كه امروز در مورد كوروش میشناسیم این نیست كه فقط فلان فتوح را انجام داده است بلكه شامل آزادی بردگان و آزادی ادیان نیز میشود و این موارد برای حوادث و سلسلههای بعدی نیز وجود دارد كه در مجموع فرهنگ و هویت ما را متجلی میسازد و این هویت فقط به چند جنگ خلاصه نمیشود. این نكته را از این نظر گفتم كه برخی مورخان تصور میكنند بخش زیادی از جنبه فرهنگی ما نظامی است اما در واقعیت ما برای دنیا فرهنگ و معارفی را عرضه كردیم كه به دانایی و معارف بشر افزوده و ما نقش مثبت و سازندهای در دنیا داشتهایم و برای خودمان هم مهم است زیرا در صورتی میتوانیم استقلال و وحدت داشته باشیم كه به هویت خود پی ببریم و بدانیم كه چگونه به امروز رسیدیم.
اشاره كردید كه پیش از این ایرانشناسان غربی درباره تاریخ و جغرافیای ما نوشته بودند و حالا این كتاب با همكاری ایرانشناسان ایرانی تالیف شده است. فكر میكنید این امر میتواند دلیلی بر اهمیت كتاب جغرافیای جامع ایران باشد و آیا ما خودمان میتوانیم تاریخ و جغرافیای خودمان را به نهادهای آكادمیك خارجی معرفی كنیم؟
البته همینطور است؛ اثر تاریخ و جغرافیای ایران همچون خواهر و بردار برای یكدیگر هستند و مجموعا 25 جلد میشوند. هدف نویسندگان این دو اثر هویت ایران است و ما كوشش كردهایم روایت آن ایرانی باشد و برای همین نیز نود درصد نویسندگان هر دو اثر ایرانی هستند، چه ساكن و چه خارج از ایران. همچنین تعدادی از خاورشناسان با ما همكاری كردند وآن خاورشناسانی را انتخاب كردیم كه به نحوی پایبند روایت ایرانی بودند زیرا همانطور كه در ابتدا گفتم ما ایرانیها نسبت به مسائل قدسی حساس هستیم و كسی كه خارج از چارچوب این فرهنگ رشد و نمو پیدا كرده باشد این موارد برای او قدسی نیست و روایتش متفاوت خواهد بود و از همین رو اصرار داریم كه دانشنامه با روایت ایرانی باشد.
آیا ممكن است این انتقاد متوجه نهاد فرهنگی شما باشد كه چون روند نگارش حدود 14 سال طول كشیده، برخی از مقالات كهنه شده یا نیاز به ویرایش داشته باشد؟
البته بسیاری از بخشها را بازویرایش كردیم اما این نیاز وجود دارد كه هر چند سال یكبار به روزرسانی صورت بگیرد مخصوصا جایی كه اطلاعات عددی راجعبه جمعیت یا مواردی از این دست آمده باشد. اضافه بر این هیچ كاری به نظر ما صددرصد كامل نیست و بنابراین برای نقدهایی كه به دستمان میرسد اهمیت ویژهای قائل هستیم. ازهمینرو هر نظری را كه اهل علم و نظر به ما دهند بلافاصله تقاضا میكنیم مكتوب شود تا استفاده كنیم و در همین راستا نیز واحدی داریم كه این نظرات را بررسی و نگهداری میكند، البته ممكن است همه نقدها وارد نباشد اما برخی نقدها وارد است و ممكن است برخی موارد پیش از این مورد توجه قرار نگرفته باشد.
پس این اول راه است!
قطعا ما همیشه در اول راه هستیم.
فارغ از دارا بودن وجه علمی، آیا لازم است كه هر ایرانی نیز یك دوره تاریخ و جغرافیای جامع ایران در خانه خود داشته باشد؟
البته اگر ما پایبند مسائل میهنی باشیم و واقعا بخواهیم فرزندانمان را با هویت ایرانی تربیت كنیم، بسیار ضروری و لازم است. هر فرد ایرانی اگر اصولی نداشته باشد حتما دارای ضعفهایی عمده خواهد بود و مهمترین اصول ما حفظ هویت، تاریخ و ملیت است كه این مهم در وطن و میهن تجلی مییابد. ما باید كاری كنیم كه حتی در كابین هر زوج كه بخواهند ازدواج كنند نیز یك دوره تاریخ و جغرافیای جامع باشد كه هم زینت خانه است و هم زینت معنوی و هم البته میراث خوبی برای فرزندانشان كه بشناسند ایران چگونه جایی است. ما دورههای بسیار سخت و همچنین دورههایی بسیار خوب را پشت سر گذاشتیم تا به این نقطه رسیدیم، فرزندان ما باید از اینها آگاه شوند تا نسبت به آن ارزش بگذارند و به آن مفتخر باشند.
در پایان، افق آینده ایران را چگونه میبینید؟
در تحقیقاتی كه در زمینه توسعه پایدار كردهام به این نتیجه رسیدهام كه ما همه عوامل توسعه را داریم. بنابراین من به آینده بسیار امیدوارم و معتقدم روزی خواهد رسید كه این بندهای بسته شده به دست و پای ما كه مانع پرش ما شده است را ملت با هوشیاری باز خواهد كرد و آن پرش تاریخی انجام خواهد شد چنانكه در انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی تا حدود زیادی پیشرفت كردیم یعنی این ملت زنده است و آمادگی دارد كه برای پیشرفت و رسیدن به جهش اصلی به توفیقات بزرگی نائل شود.
ویژه نامه جغرافیای جامع ایران؛ روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید