اومانیسم در ساحت انسان متجدد / مصطفی ملکیان
|۹:۳۷,۱۳۹۵/۹/۳۰| بازدید : 751 بار

از روزی که مدرنیسم به تدریج نطفه اش بسته شد، انسان از این توصیه رواقیان که در پی تغییر خودت باش عدول کرد و به سوی تغییر جهان پیرامون خویش عدول کرد و رویکردی جدید پدید آمد، طبعا بهترین پدیده برای برآوردن این رویکرد روی آوردن به علوم طبیعی بود. بزرگترین هنر علوم طبیعی که سایر علوم از آن بی بهره اند، آن است که قدرت تغییر جهان اطراف را به انسان می دهند، چرا که در واقع کشف یک قانون در جهان فیزیک یا شیمی یا روانشناسی یا اقتصاد و... به معنای توسعه دادن قلمرو امکان تغییر جهان است. هر چه قوانین بیشتری کشف می شود، قلمروتغییر جهان گسترش میابد؛ به همین دلیل برای انسان دارای جهان بینی مدرنیسم، علوم تجربی حرف اول را میزدند و بر صدر می نشستند. تا جایی که به تدریج به الگو یا به تعبیری، پارادایم همه ساحت های دیگر اندیشه و زندگی انسان مدرنیسم تبدیل شدند. این نوع الگوگیری انسان مدرن از علوم تجربی و این که علوم تجربی را به حق یا به ناحق برای همه ساحت های دیگر اندیشه و زندگی اش الگو قرار داد، خود سایر مولفه های مدرنیسم را می سازد. بنابراین اولین مولفه، که مهم ترین مولفه مدرنیسم است، عزم تغییر جهان است. این مولفه به نوبه خودش اقبال به علوم تجربی را ایجاد کرد و اقبال به علوم تجربی سایر مولفه های مدرنیسم را یکی پس از دیگری پدید آورد.

آیین شهریور و مهر 1388 شماره 22 و 23

 

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما