گفت‌وگو با مجید تفرشی ، تداوم حیات جنبش غیرمتعهدها در گرو بازتعریف از نقش خود است

1395/3/19 ۰۸:۲۶

گفت‌وگو با مجید تفرشی ، تداوم حیات جنبش غیرمتعهدها در گرو بازتعریف از نقش خود است

جنبش عدم تعهد در اوج جنگ سرد بین ابرقدرت‌ها تاسیس شد و ناگزیر در میانه دو اردوگاه شرق و غرب توانست راه سومی باز كند ٣٧ سال بعد از پیوستن جمهوری اسلامی ایران به جنبش عدم تعهد

 

جنبش عدم تعهد در اوج جنگ سرد بین ابرقدرت‌ها تاسیس شد و ناگزیر در میانه دو اردوگاه شرق و غرب توانست راه سومی باز كند

٣٧ سال بعد از پیوستن جمهوری اسلامی ایران به جنبش عدم تعهد

عاطفه شمس:«جنبش عدم تعهد» از همان ابتدای تشكیل به عنوان نمادی از پایان دوران استعمار، اعلام مخالفت با پذیرش سلطه قدرت‌های بزرگ و تریبونی آزاد برای اعلام نظرات و مواضع كشورهای جهان سوم و در حال توسعه مطرح شد و عضویت در آن به منزله دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌آمد. اصطلاح «عدم تعهد» نخستین‌بار توسط جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند طی نطقی در ۲۸ آوریل ۱۹۵۴ در كلمبو مطرح شد و پس از آن با تلاش رهبران آسیایی- آفریقایی، جنبش عدم تعهد خود به خود شكل گرفت و كم و بیش دارای سازمان و ارگانی شد كه گرچه با قالب‌های سنتی اتحادیه‌ها و سازمان‌ها منطبق نیست ولی می‌توان آن را یك گروه مخصوص به خود توصیف كرد. این جنبش به عنوان یك تشكل مهم بین‌المللی، یكی از مجموعه‌های تاثیرگذار بر روند تحولات جهان است. هجدهم خردادماه سالروز عضویت ایران در جنبش عدم تعهد در سال ١٣٥٨ است. به همین مناسبت، گفت‌وگویی را با مجید تفرشی، تاریخ نگار و پژوهشگر، ترتیب داده‌ایم كه متن آن را در ادامه می‌خوانید.

 

در ابتدای بحث، راجع به پیشینه جنبش عدم تعهد، تاریخچه و ماهیت آن توضیح دهید. این جنبش توسط چه كسانی و در چه مقطع زمانی به وجود آمد؟

اندیشه ایجاد یك جبهه متحد سوم در برابر دو قطب‌های راست و چپ ابرقدرت در جهان، سابقه طولانی در بین دولت‌ها و ملت‌ها، به خصوص در جهان سوم دارد.

پس از جنگ جهانی دوم و با آغاز دوران جنگ سرد، تلاش‌های پراكنده‌ای برای اتحاد كشورهایی كه خواهان استقلال سیاسی و نظامی از ابرقدرت‌ها بودند، شكل گرفت. در سال‌های ١٩٥٣ و ١٩٥٤، كریشنا منون، سیاستمدار و اندیشمند نامدار هندی از یكسو و دكتر علی ساسترومیجویو، نخست‌وزیر اندونزی از سوی دیگر، برای نخستین بار به شكلی منسجم و مشخص از ضرورت تاسیس یك اتحاد جهانی از كشورهای غیرمتعهد به دو بلوك شرق و غرب سخن گفتند.

سران دولت‌های تازه مستقل شده اندونزی، برمه (میانمار)، پاكستان و سیلان (سریلانكا)، به همراهی چوئن لای، جمال عبدالناصر و نهرو رهبران سه دولت بزرگ‌تر چین، مصر، هند و همت ویژه احمد سوكارنو معمار استقلال و نخستین رییس‌جمهور اندونزی، تصمیم گرفتند تا پس از برگزاری یك همایش مقدماتی و محدود در سال ١٩٥٤ در كلمبو پایتخت سیلان، سال بعد با برگزاری همایش بسیار بزرگ‌تری با حضور نمایندگان اغلب كشورهای مستقل آسیا و آفریقا را در شهر باندونگ اندونزی برگزار كنند.

چهار هدف اعلام شده كنفرانس ١٩٥٥ باندونگ عبارت بود از:

١- تقویت حسن نیت بین كشورهای آسیایی و آفریقایی.

٢- بررسی مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ارتباط با كشورهای آسیایی و آفریقایی.

٣- بررسی مسائلی از قبیل استعمارزدایی، نژادپرستی و حاكمیت ملی كه به نظر كشورهای یاد شده دارای اهمیت ویژه است.

٤- تقویت موضع كشورهای واقع در دو قاره آسیا و آفریقا در سطح جهان و كمك آنان در جهت پیشرفت صلح و همكاری‌های بین‌المللی.

 این موارد، در واقع حاصل گفت‌وگوها و تاملات مشترك سوكارنو با جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند و چوئن لای نخست‌وزیر چین در سال ١٩٥٤ به شمار می‌رفت.

آیا در این كنفرانس، برای حضور نمایندگانی از ایران نیز به عنوان یكی از مهم‌ترین كشورهای آسیایی، تمهیداتی اندیشیده شده بود؟

دولت ایران نیز با پذیرش دعوت به كنفرانس باندونگ، هیات نمایندگی را به اندونزی روانه كرد. ابتدا قرار بود كه ریاست هیات ایرانی را دكتر علی امینی، وزیر دارایی در كابینه فضل‌الله زاهدی برعهده بگیرد، ولی با سقوط دولت زاهدی و آغاز نخست وزیری حسین علاء، تركیب هیات اعزامی ایران عمدتا از سیاست‌ورزان به دیپلمات‌ها و كارشناسان ارشد وزارت خارجه تغییر كرد. در این شرایط، ریاست هیات ایرانی به دكتر جلال عبده، نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد رسید. دیگر اعضای ارشد هیات ایرانی در باندونگ عبارت بودند از: دكتر فریدون آدمیت، امیراصلان افشار، مجید رهنما، علی فتوحی و محمد قوام بودند.

در كنفرانس آسیایی- آفریقایی باندونگ، علاوه بر هیات اعزامی ایران، سران و نمایندگان دولت‌ها یا نهضت‌های آزادیبخش چون اردن، الجزایر، اندونزی، برمه، پاكستان، تایلند، تركیه، تونس، جزایر طلا، چین، ژاپن، سعودی، سوریه، سودان، سیلان، فلسطین، فیلیپین، قبرس، كامبوج، لائوس، لبنان، لیبریا، لیبی، مراكش، مصر، نپال، ویتنام جنوبی، ویتنام شمالی، هند و یمن به عنوان عضو و چند كشور نیز به عنوان ناظر حضور داشتند. كشورهای شركت‌كننده در این كنفرانس، نماینده یك و نیم میلیارد نفر از جمعیت جهان بودند كه بیش از نیمی از ساكنان جهان آن روز را تشكیل می‌دادند.

آرتور كنت، نویسنده مشهور فرانسوی كه كتابی مهم و مرجع درباره كنفرانس باندونگ نوشته درباره انگیزه‌ها و اهداف این گردهمایی بی‌نظیر و مهم چنین نوشت: «برای اینكه علت اصلی تشكیل كنفرانس باندونگ را درك كنیم، كافی است كه در جهان خیال از سویی خیابان برادوی نیویورك، یا خیابان شانزه‌لیزه پاریس یا میدان پیكادلی در لندن را به خاطر بیاوریم و از سوی دیگر، گروهی از كودكان فقیر چینی كه در محلات فقیرنشین شانگهای كه از گرسنگی جان می‌دهند، یا دیگر قحطی‌زدگان گرسنه و برهنه‌ای كه در گوشه‌ای از دهات دورافتاده یا ساكن اعماق جنگل‌های انبوه آفریقا هستند یا نابینایان در كوچه‌های تنگ سعودی یا جذامیان هند را در نظر بگیریم.

باندونگ از سویی این مناظر دلخراش را به یاد می‌آورد و از سوی دیگر نشانگر این واقعیت بود كه گرسنگان و محرومان جهان به خود آمده‌اند و با صدای بلند ندا می‌دهند كه شرایط عادلانه باید تحقق یابد. آنان صبر و شكیبایی را از دست داده و به خود آمده‌اند. آنان طلیعه سربازانی هستند كه در صورت ادامه این بی‌عدالتی‌ها، با روحیه كینه‌ورزی و ستیزه‌جویی خو خواهند گرفت و به مبارزه برای احقاق حق خود دست خواهند زد.»

و در نهایت، چه نتایجی از كنفرانس باندونگ به دست آمد؟ حاصل این كنفرانس برای جنبش عدم تعهد و كشورهای عضو آن چه بود؟

نتیجه كنفرانس باندونگ صدور یك قطعنامه ده ماده‌ای به این شرح بود: ١- احترام به حقوق بشر، طبق اهداف مندرج در منشور ملل متحد ٢- احترام به استقلال و تمامیت ارضی كل ملل ٣- احترام به حقوق ملت‌ها در دفاع انفرادی و جمعی از حقوق خود، بر اساس منشور ملل متحد ٤- به رسمیت شناختن تساوی كل نژادها و كلیه ملل كوچك و بزرگ. ٥- عدم مداخله در امور داخلی كشورها ٦- ملحق شدن به دفاع جمعی در جهت جلوگیری از تامین منافع خاص ابرقدرت‌ها ٧- خودداری از توسل به تجاوز یا به كار بردن زور علیه تمامیت و استقلال سیاسی ملت‌ها ٨- حل و فصل اختلافات بین‌المللی از راه‌های مسالمت‌آمیز از قبیل مذاكره، سازش، داوری، رجوع به دادگاه و دیگر راه‌های مسالمت‌آمیز بر اساس منشور ملل متحد ٩- تشویق به حفظ منافع متقابل در همكاری بین كشورها ١٠- احترام به تعهدات بین‌المللی.

زمانی كه این جنبش فعالیت خود را به طور جدی آغاز كرد اساسا چه اهدافی را دنبال می‌كرد؟

بی هیچ تردیدی برگزاری كنفرانس باندونگ، سنگ بنای اصلی و اولیه تاسیس جنبش عدم تعهد ((The Non-Aligned Movement(NAM) بود. در فاصله شش سال بین ١٩٥٥ تا ١٩٦١، تعدادی از رهبران جهان سوم، به خصوص سوكارنو، عبدالناصر، نهرو، محمد قوام، نكرومه، رهبر غنا و مارشال تیتو، رهبر یوگسلاوی در ملاقات‌ها و مذاكراتی كه داشتند، كم و بیش بر اساس همان اهداف اعلام و تصویب شده در كنفرانس باندونگ، زمینه‌ساز ایجاد یك جنبش نوین جهانی در جهت استقلال از سیطره سیاسی و نظامی ابرقدرت‌های شرق و غرب شدند. در سال ١٩٦١، در نشستی در بلگراد، ٢٥ كشور جنبش عدم تعهد را بنیاد نهادند. در فاصله كنفرانس باندونگ تا تاسیس جنبش عدم تعهد، ایران با پیوستن به پیمان بغداد و سپس پیمان سنتو، رسما وارد اتحاد نظامی منطقه‌ای با امریكا و بریتانیا شد و امكان عضویت در جنبش عدم تعهد را از دست داد.

در آغاز كار این جنبش چه مسائلی می‌توانست موجودیت آن را تحت‌الشعاع قرار دهد؟

از ابتدای تاسیس جنبش عدم تعهد، این اقدام از هر دو سوی اردوگاه شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه غرب به رهبری ایالات متحده امریكا مورد حمله و تعرض قرار داشت. از یكسو این دو اردوگاه تلاش داشتند كه با جذب كشورهای عضو جنبش به سمت خود، عملا این حركت را از محتوا خالی كنند. از سوی دیگر، هم مسكو و هم واشنگتن اصرار داشتند تا اعضای عضو جنبش و كلیت این حركت را به وابستگی ضمنی و پنهانی به اردوگاه رقیب متهم كرده و عملا صلاحیت و مشروعیت عدم تعهد را زیر سوال ببرند.

جنبش عدم تعهد در اوج جنگ سرد بین ابرقدرت‌ها تاسیس شد و ناگزیر در میانه دو اردوگاه و با همه محدودیت‌ها و ملاحظات ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی توانست تا حدی راه میانه و سومی را در دوران جنگ سرد ابرقدرت‌ها مطرح كند.

با این همه، جنبش یا برخی از اعضای آن، در طول حیات این جنبش مكررا از سوی تعدادی از اعضای آن یا كشورهای دیگر (به خصوص امریكا و متحدان سیاسی و نظامی آن) متهم شدند كه در عمل بی‌طرف نبوده و به یكی از دو اردوگاه جنگ سرد گرایش داشته‌اند.

 مساله دیگر، اتهام ناكارآمدی تدریجی به رهبری جنبش بود و چنین گفته می‌شد كه در عالم واقع، عدم تعهد حركتی ظاهری بوده و تاثیر چندانی بر سرنوشت كشورهای خواهان استقلال از شرق و غرب نداشته است.

كشورهای عضو در جنبش عدم تعهد، دقیقا به چه مواردی خود را متعهد نمی‌دانند؟

جنبش عدم تعهد، متهم بوده كه دست‌كم تا دوران حیات اردوگاه شرق و وجود جنگ سرد، به دلیل آنكه عمدتا شامل كشورهای جهان سوم و از نظر اقتصادی، سیاسی، راهبردی و نظامی ضعیف بوده، اغلب توان رویارویی با منویات دو اردوگاه، به خصوص در بعد نظامی و راهبردی را نداشته است ولی باید قبول كرد كه حضور و وجود جنبش عدم تعهد در محدوده خاصی و به طور نسبی منجر به محدود كردن سیاست توسعه‌طلبانه دو اردوگاه شده است. البته تا زمان فروپاشی شوروی و با یك بررسی كشور به كشور می‌توان دریافت كه در مجموع گرایش به اردوگاه شرق در بین كشورهای عضو جنبش عدم تعهد بیشتر و نمایان‌تر بوده است.

این جنبش، تا به امروز كه چندین دهه از عمر آن می‌گذرد با چه فراز و فرودهایی مواجه بوده است؟

از نظر كمی، تعداد كشورهای عضو جنبش عدم تعهد از ٢٥ عضو در سال ١٩٦١، به ١٢٠ عضو در حال حاضر رسیده است كه این خود به تنهایی یك دستاورد مهم در طول ٥٥ سال عمر این جنبش به شمار می‌رود. تا زمان جنگ سرد و موجودیت شوروی، اردوگاه و بلوك شرق و پیمان ورشو، موجودیت جنبش عدم تعهد توجیه بیشتر و ملموس‌تری داشت.

 با این حال پس از پایان دوران كلاسیك جنگ سرد، برخی چنین عنوان می‌كنند كه با تغییر آرایش سیاسی- راهبردی در جهان و ظهور قدرت‌های جدید و بزرگی چون چین، هند، ژاپن و كره جنوبی، عملا مقوله عدم تعهد یا در عمل وجود خارجی ندارد یا ماهیت آن نسبت به نیم‌قرن قبل به كلی تغییر كرده است.

از زمان فروپاشی شوروی، عملا نقش عدم تعهد كمرنگ و كوچك شده و كشورهای عضو در حال بازخوانی و بازنگری در نقش جنبش در سده بیست و یكم و در مواجهه با مسائل جدید جهانی هستند. با این همه آرمان‌هایی چون مقابله با خشونت، دهشت‌افكنی، فقر جهانی، نژادپرستی، تجاوز و توسعه‌طلبی و ترویج سیاست‌های هم‌گرایی، ائتلاف‌های منطقه‌ای، ترویج چندفرهنگی، رواداری دینی، ملی و فرهنگی، احترام به حفظ محیط زیست جهانی، تلاش برای توسعه جوامع مدنی و سازمان‌های مردم نهاد، و توزیع عادلانه ثروت همچنان در دستور كار جنبش باقی مانده و نیاز به دستیابی به آن حتی بیش از گذشته حس می‌شود.

نقاط ضعف و قوت جنبش عدم تعهد كدام است؟

از آغاز به كار جنبش عدم تعهد، دو مشكل جدی وجود داشته و دارد. اول آنكه شماری از كشورهای عضو، مثلا كوبا، مصر، مراكش، عمان، پاكستان، قطر، سعودی، بحرین، سوریه، امارات متحده عربی و ویتنام، با وجود آنكه در دوران جنگ سرد رسما عضو پیمان‌های وابسته به دو اردوگاه شرق و غرب نبودند، ولی در عمل به‌شدت وابسته به یكی از دو اردوگاه بوده و از نظر سیاسی و نظامی كشورهای مستقلی محسوب نمی‌شدند.

 دیگر آنكه در خود جنبش نیز بعضا كشورهایی مانند هند به دلیل رشد چشمگیر در سال‌های اخیر، در عمل خود به یك ابرقدرت تبدیل شده و دیگر به عنوان یك عضو ساده و برابر با دیگر كشورها در این جنبش حضور ندارند.

در این میان، چه كشورهایی از قدرت بیشتری برخوردار هستند و كدام كشورها ضعیف‌تر محسوب می‌شوند؟

به دلیل تغییر موقعیت و جایگاه كشورهای مختلف عضو جنبش عدم تعهد، دقیقا نمی‌توان به نام كشورهای مشخصی به عنوان دست بالا در طول حیات این جنبش اشاره كرد. با این همه، در حال حاضر آفریقای جنوبی، ازبكستان، اندونزی، ایران، پاكستان، پادشاهی سعودی، شیلی، مصر، نیجریه، ونزوئلا و هند كشورهای نسبتا قدرتمندتر این اتحاد جهانی محسوب می‌شوند. باید توجه داشت كه ضمن كاهش اقتدار و ضریب نفوذ جنبش، پیوستن ایران در سال ١٩٧٩ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آفریقای جنوبی در سال ١٩٩٤ پس از از بین رفتن نظام آپارتاید، به اعتبار و اقتدار و اهمیت جنبش عدم تعهد تا حدی افزوده است.

با توجه به روندی كه این جنبش طی می‌كند چه آینده‌ای را برای آن محتمل می‌دانید؟ آیا امكان حل شدن آن در نظام بین‌المللی وجود دارد یا به مسیر كنونی خود ادامه خواهد داد؟

به گمان من، جنبش عدم تعهد در آینده نزدیك یا میان مدت از بین نخواهد رفت و به نوعی به حیات خود ادامه خواهد داد. با این همه، این جنبش اگر می‌خواهد به صورتی تاثیرگذار، گسترده و عمیق به حیات خود ادامه بدهد، نیاز به بازتعریف نقش خود در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی است. در شرایط فعلی به تدریج این جنبش تا حدی به صورت صوری و تشریفاتی به زندگی خود ادامه می‌دهد و این امكان وجود دارد كه در صورت عدم پوست اندازی و تغییر نقش و رویكرد، در دراز مدت با كمرنگ شدن جایگاه این جنبش، فلسفه وجودی آن نیز عملا از بین برود.

غیرمتعهدها تا به امروز در چه برهه‌هایی، توانسته‌اند بر تحولات جهانی تاثیرگذار باشند؟ و آیا اساسا می‌توان برای این جنبش چنین قدرتی را متصور بود؟

تاثیر مستقیم جنبش عدم تعهد در نظام بین‌المللی نشان دادن راهی سوم در كشاكش جنگ سرد دو ابرقدرت و گشودن پنجره‌ای جدید در راه استقلال از مسابقه تسلیحاتی و راهبردی آن دو قطب قدرت جهانی بوده است. این دستاورد كمی نیست. جنبش عدم تعهد تا حدی موفق شد تا صدایی برای كشورهای بی‌صدا و ضعیف در عرصه نظام بین‌المللی در جهت منافع ملی و منطقه‌ای آنها به شمار ‌آید. ممكن است راهكار عدم تعهد برای رهایی از سیطره قدرت‌های بزرگ كاملا كارآمد تلقی نشود، ولی تا زمانی كه گزینه دیگر و بدیلی برای این راهكار وجود نداشته باشد، وجود جنبش عدم تعهد مغتنم و ضروری است. در دو مقوله خلع سلاح و امنیت بین‌المللی، جنبش غیرمتعهدها تا حد زیادی توانست از شدت و رشد مسابقه و رقابت تسلیحاتی بین دو اردوگاه ابرقدرت‌ها به نفع كشورهای ضعیف‌تر و جهان سوم بكاهد. این دو مقوله از موارد نسبتا موفق جنبش در دراز مدت بوده كه دستیابی به آن نه‌تنها خدمت به اعضای جنبش كه به كل جامعه بشری بوده و مورد تایید موسسات ضدجنگ و طرفدار خلع سلاح جهانی نیز واقع شده است.

چه انگیزه‌هایی سبب می‌شود كشوری به عضویت در غیر متعهدها ترغیب شود؟ درواقع چه مزیتی برای این كشورها وجود دارد؟

دل كندن یا ناامیدی از دلبستگی و وابستگی به ابرقدرت‌ها برای حل مشكلات داخلی و منطقه‌ای، و تلاش برای یافتن راهی مستقل از پیمان‌های ناتو و ورشو، پیمان‌های مشابه و پیوسته منطقه‌ای آن و همچنین تلاش برای خروج از قیمومیت اقتصادی و سیاسی قدرت‌های بزرگ، انگیزه اصلی پیوستن كشورها به جنبش عدم تعهد بوده است. به هر روی، كشورهای عضو جنبش، در ابعاد و اندازه‌های مختلف مشتاق ارتقای سطح سیاسی و جایگاه منطقه‌ای و جهانی خود در پرتو استقلال از قدرت‌های بزرگ بوده‌اند. كشورهای عضو جنبش عدم تعهد در واقع در پی یافتن پناهگاهی در كشاكش توفان‌های منطقه‌ای و جهانی برای خود بوده و هستند. درس تجربه و سیلی روزگار به كشورهای عضو این جنبش نشان داده كه این احساس داشتن پناهگاه در همگرایی با قدرت‌های بزرگ به دست نیامده است. به یاد بیاوریم كه در اواخر دهه ١٩٨٠ میلادی معمر قذافی، دیكتاتور پیشین لیبی در سخنرانی هتاكانه خود در یكی از اجلاس سران جنبش عدم تعهد، گفت كه لیبی تحت رهبری او، راه خود را در خارج از عدم تعهد یافته و این جنبش را بی‌خاصیت و مسخره خطاب كرد. ولی تاریخ نشان داد كه گسستن از عدم تعهد و صرفا دل بستن به شرق و كرنش به غرب، نتوانست مانع سرنگونی و قتل عبرت آموز قذافی شود.

طی ٢٥ سال اخیر، جنبش عدم تعهد چه تغییراتی را در اهداف خود تجربه كرده است؟

چنان كه گفته شد، گفتمان سیاسی و راهبردی جنبش عدم تعهد در سال‌های پس از جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه شرق تا حد زیادی تغییر كرده است. نگاهی به دستور كار دوایر مختلف جنبش طی ربع قرن اخیر، نشان داده كه دگردیسی تدریجی جدی در اهداف و منویات این جنبش رخ داده است. اكنون مساله عضویت یا گسستن از پیمان‌های نظامی غربی و شرقی شاید در اولویت دیدگاه و منطقه جنبش خارج شده و جای خود را به همگرایی در راهكارهای مختلف در جهت مقابله با معضلات جدید یا جدیدا بالا گرفته‌ای چون تروریسم، فقر، قحطی، كمبود آب و غذا، بهداشت، نقض حقوق بشر، مشكلات زیست‌محیطی، جنایات سازمان یافته، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان داده است.

عضویت در غیرمتعهدها چه پیامدهای مثبت و منفی‌ای را برای اعضای آن در پی دارد؟

پاسخ به این سوال برای همه كشورها یكسان و ساده نیست. عضویت در جنبش عدم تعهد می‌تواند موجبی برای جدی‌تر شدن مقابله با معضلات و مشكلات برخی كشورها محسوب شود؛ چنان كه در موارد دیگر می‌تواند مانعی برای پیوستن به راهكارهای راهبردی جهانی و همگرایی نهادینه نظامی با قدرت‌های بزرگ تلقی شود. تجربه تاریخی نشان داده كه این همگرایی نهادینه نظامی و راهبردی با قدرت‌های بزرگ، همواره و برای همه كشورها لزوما خبر خوشی نبوده و شماری از كشورها عطای این همگرایی را به لقای آن بخشیده و راه عدم تعهد، با همه مشكلات، موانع و محدودیت‌های آن، را برای خود بهتر و مفیدتر یافته‌اند.

در طول حیات ٥٥ ساله جنبش عدم تعهد، فشارهای سازمان یافته و مصوبات جمعی این جنبش موجب شده تا اصلاحات مثبتی در ساز و كار اقتصادی جهان به سود كشورهای جهان سوم و در حال توسعه رخ دهد. این اصلاحات آرمانی نبوده و با سطح مطلوب فاصله زیادی دارد، ولی وجود و تاثیرگذاری آنها را هم نمی‌توان به كلی منكر شد.

آیا عضویت در این جنبش، تعارضی با سایر فعالیت‌های بین‌المللی اعضای آن ندارد؟

گاهی چنین محدودیت‌هایی در مسائل راهبردی و نظامی برای كشورهای عضو و فعال در جنبش وجود دارد ولی در زمینه‌های دیگر، اتفاقا عدم تعهد، الهام بخش و زمینه ساز دیگر پیمان‌ها و سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی در جهت رسیدن به حقوق كشورهای خواهان استقلال رای بوده است. یك نمونه تاریخی و آشكار از این دست، سازمان كشورهای تولیدكننده نفت (اوپك) است كه با الهام گرفتن از جنبش عدم تعهد شكل گرفته و در طول حیات خود، كم و بیش و به هر شكل توانسته تا حدی به اتحاد صادركنندگان نفت و ممانعت از زیاده‌خواهی قدرت‌های بزرگ صنعتی دست یابد.

نظام بین‌المللی، تا چه حد در مواردی غیر از آنچه این جنبش نسبت به آنها غیرمتعهد است، با آن رفتاری عادلانه داشته یا دارد؟

ساز و كار سازمان ملل متحد و به خصوص شورای امنیت، عملا رفتار عادلانه‌ای با كشورهای فاقد تاثیرگذاری ندارد.

كشورهای دارای حق وتو و متحدان آنها در عمل در تصمیم‌گیری‌های كلان جهانی تاثیرگذاری گسترده‌تر و عمیق‌تری از دیگران داشته و در این مسیر، كشورهای عضو جنبش عدم تعهد ناگزیرند در چارچوب ملل متحد و شورای امنیت با یكی از كشورهای دارای حق وتو، ولو به صورت تاكتیكی و مصلحتی، متحد بوده و در مواردی از استقلال رای خود و همگامی با جنبش عدم تعهد صرف نظر كنند.

با این همه، جنبش غیرمتعهدها در سه مقوله اصلاح ساختاری سازمان ملل، اصلاح ساختاری شورای امنیت و تاثیرگذاری در شورای حقوق بشر سازمان ملل، موفق شده كه با یك حركت درازمدت متحد و سازمان یافته، گام‌هایی نسبتا محكم و جدی در جهت تغییر نسبی شرایط و عادلانه‌تر كردن سازوكار ملل متحد برای اعضای ضعیف‌تر و كوچك‌تر بردارد. این روند البته هنوز به پایان نرسیده و راه درازی تا رسیدن به وضع مطلوب و آرمانی در پیش دارد.

منبع: اعتماد

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: