صفحه اصلی / مقالات / داغستان /

فهرست مطالب

داغستان


آخرین بروز رسانی : جمعه 1 اسفند 1399 تاریخچه مقاله

داغِسْتان،  از جمهوریهای خودمختار فدراسیون روسیه به مرکزیت ماخاچ‌قلعه، واقع در کرانۀ غربی دریای مازندران و شرق قفقاز. 
جمهوری خودمختار داغستان با وسعت ۳۰۰‘۵۰ کمـ۲، میان °۴۱ تا °۴۵ عرض شمالی، و °۴۵ تا °۴۸ و ´۳۰ طول شرقی در جنوب روسیه واقع است و از جانب شمال به جمهوری خودمختار قالمیق/ قالموق/ کالمیکیا، از شرق به دریای مازندران، از جنوب به جمهوری آذربایجان، از جنوب ‌غربی به جمهوری گرجستان، از غرب به جمهوری خودمختار چچن و از شمال ‌غربی به منطقۀ استاوروپول محدود است («دائرة‌المعارف آذربایجان[۱]»، III/299-300). 
داغستان از ترکیب واژۀ ترکی «داغ» یا «طاغ» به معنای کوه، و پسوند فارسی «ستان» به معنای مکان و سرزمین تشکیل شده، و ترکیب آن دو به معنای کوهستان یا سرزمین کوهستانی است (همانجا). به گفتۀ بارتولد، نام داغستان از سدۀ ۱۰ ق/۱۶ م، بر این سرزمین اطلاق شده است (نک‍ : EI2). 
سرزمین داغستان از‌لحاظ عوارض طبیعی به ۳ ناحیۀ مشخص تقسیم می‌شود. نخست ناحیۀ پست و هموار که نواحی جنوب‌ شرقی داغستان را در بر می‌گیرد؛ دوم ناحیۀ کوهپایه‌ای در باریکۀ کرانه‌های دریای مازندران که دارای دره‌ها، فرورفتگیها و رشته‌کوههای نه‌چندان بلندی است که از شمال ‌غربی به جنوب ‌شرقی کشیده شده‌اند؛ و سرانجام ناحیۀ کوهستانی در غرب داغستان که در‌واقع بخشی از رشته‌کوههای قفقاز بزرگ است و بلندترین قلۀ آن به نام «بازار دوزو» با ارتفاع ۴۸۵‘۴ متر از سطح دریا، در مرز داغستان و جمهوری آذربایجان جای دارد («دائرة‌المعارف آذربایجان»، همانجا؛ «دائرة‌المعارف شوروی[۲]»، XIII/273). رودخانه‌های تِرِک، سولاک و سامور مهم‌ترین رودخانه‌های داغستان به شمار می‌روند. آب‌و‌هوای داغستان عموماً گرم و خشک، و میانگین بارندگی آن حدود ۲۰۰ میلی‌متر در سال است؛ اما این میزان در نواحی شمالی این سرزمین به حدود ۸۰۰ میلی‌متر در سال می‌رسد ( انکارتا، .npn). 
در جمهوری خودمختار داغستان، حدود ۳۰ گروه قومی زندگی می‌کنند و حدود ۳۲ زبان در آنجا رایج است. هر‌یک از زبانها، متشکل از چند گویش اصلی و فرعی است که برای دیگر گویشوران قابل فهم نیست. زبانهای رایج در داغستان عمدتاً وابسته به گروههای زبانی قفقازی، فارسی و ترکی‌اند. این تنوع قومی و زبانی نشانگر مهاجرت اقوام و گاهی کوچ اجباری در طول تاریخ است. اصلی‌ترین گروه زبانی داغستان، زبانهای قفقازی و هند‌و‌اروپایی (اسلاوی ـ فارسی) و ترکی است («دائرة‌المعارف آذربایجان»، همانجا؛ بریتانیکا، III/845؛ یکتایی، ۳۴۸؛ آکینر، 130). 

آوارها، کومیکها، لزگیها، دارگینها / دارغینها، نوگایها، طبرسرانها، آگولها، تاتها، زاخوریها، چچنیها و رتولها مهم‌ترین گروههای قومی داغستان به شمار می‌روند (همو، 122؛ «دائرة‌المعارف شوروی»، XIII/277). 

جمعیت داغستان در ۱۳۹۵ ش/۲۰۱۶ م، ۰۰۰‘۰۱۵‘ ۳ تن برآورد شده است. در آن سال، ماخاچ‌قلعه حدود ۸۰۰‘ ۵۸۷ تن، خاساویورت ۴۲۰‘ ۱۳۸ تن، و دربند ۳۵۴‘ ۱۲۲ تن جمعیت داشته‌اند («جمعیت[۳]»، .npn). حدود ۸۵٪ جمعیت داغستان را مسلمانان تشکیل می‌دهند که بیشتر آنها اهل تسنن و شافعی‌مذهب، و حدود ۴٪ آنها نیز پیرو مذهب تشیع‌اند. مسیحیان و یهودیان شماری اندک از جمعیت داغستان را تشکیل می‌دهند (خالدوف، ۱۳۰؛ آکینر، 131). 
دیرینگی زندگی انسان در سرزمینی که امروزه داغستان خوانده می‌شود، به روزگاران پیش از تاریخ می‌رسد. کوههای سخت‌گذر که این سرزمین را در بر گرفته‌اند، پناهگاهی امن برای ساکنان آنجا فراهم آورده بود؛ اما شرایط اقلیمی و زمینهای کوهستانی آن برای کشاورزی مناسب نبود و از دیرباز ساکنان آنجا را دامدارانی کوچ‌رو تشکیل می‌دادند. این مردمان کوچ‌رو به هنگام ضعف حکومتهای مرکزی ایران از گذرگاههای قفقاز می‌گذشتند و نواحی شمال ‌غربی ایران را دستخوش تاراج می‌کردند؛ ازاین‌رو، از دیرباز شاهان ایران برای جلوگیری از تهاجمات این مردمان کوچ‌رو، خصوصاً از سدۀ ۴ م به بعد، توجه خاصی به این منطقه داشتند و برای نظارت بر گذرگاههای    کوههای قفقاز، پادگانهایی را در آنجا بر پا ساخته بودند (نک‍ : همو،122-123؛ یکتایی، ۱-۳؛ فرای، 243-245؛ رئیس‌نیا، ۲ /۴۹۷، ۳ /۳۷۴-۳۷۵). 
نفوذ ایرانیان در منطقه موجب رواج مزداپرستی و انتشار نامها و لقبهای ایرانی مانند طبرسران شاه، فیلان شاه، لیران شاه، و برخی رسوم و آداب ایرانیان مانند طرز دفن مردگان گردید (نک‍ : ابن‌خردادبه، ۱۲۴؛ قزوینی، ۳۹۹-۴۰۰). 
اعراب در دورۀ فتوحات، در زمان خلیفۀ دوم، از طریق کرانه‌های غربی دریای مازندران به مناطق شمالی آن پیشروی کردند (نک‍ : طبری، ۴/۱۵۳-۱۵۵) و پس از فتح دربند، مناطق شمالی این گذرگاه را به تصرف درآوردند و این حملات تا پایان سدۀ ۱ ق/۷ م ادامه داشت (خلیفه، ۲۱۱-۲۱۳؛ یعقوبی، ۲/ ۱۶۸؛ طبری، ۴ /۱۵۷- ۱۵۸، ۳۰۴-۳۰۵، ۵ /۳۹۶، ۷ /۲۱، ۸۸). در آغاز سدۀ ۲ ق/ ۸ م، خزرها از طریق دربند به مناطق جنوبی‌تر پیشروی کردند. این واقعه در اوایل خلافت هشام بن عبدالملک (۱۰۵-۱۲۵ ق/۷۲۳-۷۴۳ م) رخ داد. پس از آن در ۱۱۲ ق/ ۷۳۰ م، سپاه مسلمانان به فرماندهی مسلمة بن عبدالملک، خزرها را به عقب راندند و بار دیگر دربند به تصرف مسلمانان درآمد (نک‍ : همو، ۷ /۷۰-۷۱)؛ اما رواج اسلام در منطقه به‌کندی صورت می‌گرفت و برای رفع این معضل ۲۴هزار خانوار از اعراب مسلمان موصل، دمشق، حِمْص، تَدْمُر، حلب و دیگر نقاط شام و جزیره در منطقۀ دربند مستقر شدند و به این ترتیب پیشرفت اسلام در منطقه میسر گردید (ابن‌ابی‌الربیع، ۷۷؛ خلیفه، ۲۲۶؛ ابن‌اثیر، ۵/ ۱۷۸). 
در اوایل خلافت عباسیان، داغستان زیر نظر والیان آذربایجان و ارمنستان اداره می‌شد؛ اما در حدود سالهای میانی سدۀ ۳ ق/ ۹ م، با رو به ضعف نهادن دستگاه خلافت عباسی، داغستان تحت حاکمیت حکام محلی هاشمیان قرار گرفت. هرچند در اواخر سدۀ ۳ تا اوایل سدۀ ۴ ق، فرمانروایان محلی ساجیان، دربند و اطراف آن را بر قلمرو خود افزودند، اما دیری نپایید که حکام هاشمی توانستند بار دیگر دربند و نواحی آن را به تصرف خود درآورند. در نیمۀ دوم سدۀ ۵ ق/ ۱۱ م، ترکان سلجوقی بر داغستان استیلا یافتند. داغستان در اوایل سدۀ ۷ ق/۱۳ م به تصرف مغولان درآمد و در وهلۀ نخست تحت حاکمیت ایلخانان مغول اداره می‌شد و سپس بر قلمرو اردوی زرین افزوده شد («دائرة‌المعارف دیانت[۴]»، VIII/405). 
با رو به ضعف نهادن دولت اردوی زرین، داغستان به تصرف تیموریان درآمد. در دورۀ استیلای تیموریان بر این سرزمین، اسلام در داغستان گسترش بیشتری یافت و حدود ۱۲ امیرنشین در آنجا تشکیل شد (پورصفر، ۹ بب‍‌ ). امیرنشینهای شمخالات داغستان یا امیران تارخو (تارخی / تارکی)، اوسمیان قیتاق و معصومان طبرسران از جملۀ مهم‌ترین این امیرنشینها بودند (همو، ۲۶-۳۳، ۳۶-۴۵، ۷۱-۸۲). در همین دوران، منازعات دولتهای ایران و عثمانی و تا حدی دولت روسیۀ تزاری بر سر داغستان شدت گرفت و امرای محلی داغستان نیز در این منازعات شرکت داشتند (همانجاها؛ القداری، ۷۶-۷۷). بااین‌همه، امیران داغستان در بیشتر مواقع تابع دولت صفوی بودند (پورصفر، ۲۹-۳۱، ۳۵، ۳۷- ۳۸، ۷۴-۷۶). 
برخی از رجال این امیرنشینها در دوران شاه سلطان حسین به مناصب بزرگی دست یافتند. فتحعلی ‌خان داغستانی، شمخال داغستان بود. ایلدار خان در اواخر سلطنت شاه عباس، پسرش القاص میرزا را بنابه خواستۀ شاه عباس به دربار او اعزام داشت و او از آن پس در ایران اقامت گزید و از ازدواجش با نجات بیگم دختر قراحسن‌ خان استاجلو، دو پسر به نامهای فتحعلی خان و مهرعلی خان به‌ دنیا آمدند. فتحعلی خان تنها وزیراعظم با‌کفایت شاه سلطان حسین بود که با توطئۀ درباریان متهم به سوء‌قصد به شاه شد و برکنار گردید. محمدعلی خان، برادرزادۀ فتحعلی خان، در سالهای وزارت عمویش، بیگلربیگ ایروان بود و لطفعلی خان داغستانی سپهسالار ایران و از بستگان فتحعلی خان در یکی از جنگها برضد محمود افغان پیروز شد و او را تا قندهار عقب نشاند. یکی‌ دیگر از مشاهیر این خاندان، علیقلی ‌خان متخلص به واله داغستانی (۱۱۲۴- ۱۱۶۹ ق)، صاحب تذکرۀ معروف ریاض‌الشعراء است. وی فرزند محمدعلی خان پسر مهرعلی خان است و پس از سقوط دولت صفوی به هند مهاجرت کرد و در همان‌جا درگذشت. یکی‌ دیگر از رجال این خانواده، نجفقلی بیگ پسر‌عموی واله داغستانی است که از بزرگان دولت نادر شاه (سل‍ ۱۱۴۸-۱۱۶۰ ق/ ۱۷۲۵-۱۷۴۷ م) بود، و در اواخر سلطنت نادر به حکومت یزد رسید و پس از انتشار خبر قتل نادر، در شورش مردم یزد کشته شد (همو، ۳۰). 
نفوذ دولت صفویه در داغستان به‌ویژه از نیمۀ دوم سدۀ ۱۱ ق/ ۱۷ م رو به کاهش گذاشت و از سوی دیگر قدرت امرای محلی داغستان افزایش یافت و منازعاتشان شدت گرفت (باکیخانف، ۱۲۳-۱۲۶؛ القداری، نیز پورصفر، همانجاها). با ضعف و فروپاشی دولت صفوی، امرای داغستانی استقلال بیشتری یافتند و    سرکشیهای آنان رو به فزونی گذاشت. پس از این، رویکردِ آنان به دولتهای عثمانی و روسیه، موجب ورود نظامیان این دو کشور به داغستان شد (نک‍ : استرابادی، ۹، ۱۶- ۱۹). 
دولت روسیه به بهانۀ مجازات قاتلان بازرگانان روسی که در ۱۱۲۴ ق/ ۱۷۱۲ م صدها تن از آنان در شهر شماخی به‌وسیلۀ حاجی داوود مسکوری و متحدانش کشته شده بودند، وارد داغستان شدند و پس از تصرف نواحی مختلف این سرزمین، قسمتهایی از آذربایجان و کرانه‌های غربی گیلان را اشغال کردند و این تصرفات طبق پیمان قسطنطنیه در ۱۱۳۷ ق/۱۷۲۵ م مورد تأیید دولت عثمانی و روسیه قرار گرفت (باکیخانف، ۱۸۱ بب‍‌ ). 
با روی کار آمدن نادر شاه افشار و جنگهای سنگین او با دولت عثمانی، و توافق با دولت روسیه، قلمرو ایران و ازجمله داغستان از تصرف دولتهای روسیه و عثمانی خارج شد (استرابادی، ۱۸۲-۱۸۳؛ محمدکاظم، ۱ /۳۲، ۴۱۰-۴۱۱؛ باکیخانف، ۱۴۰). نادر شاه در طول سلطنت خود، با سرکشیهای امرای داغستانی روبه‌رو بود و امیران داغستان، مانع استقرار دولت نادر شاه در این سرزمین بودند؛ ازاین‌رو، نادر شاه بارها به این منطقه لشکر کشید و به‌ویژه با لزگیها به نبرد پرداخت، اما هیچ‌گاه بر داغستان تسلط کامل نیافت (استرابادی، ۲۳۲- ۲۳۸، ۲۵۸-۲۶۶، ۳۴۲-۳۴۵، جم‍؛ محمدکاظم، ۱ /۴۱۰-۴۱۱، ۲ /۶۷۲- ۶۷۸، ۸۳۲-۸۳۳؛ آرونوا، ۱۶۸- ۱۶۹، ۲۱۳ بب‍‌ ؛ باکیخانف، ۱۴۱-۱۴۲). نادر شاه در اوایل سلطنت خود طبق پیمان صلح رشت در ۱۱۴۵ ق/ ۱۷۳۲ م، تمامی نواحی واقع در جنوب رود کورا / کُر را به ایران برگرداند (همو، ۱۴۰)؛ اما خشم نادر شاه و بی‌اعتمادی وی بر امیران داغستانی با کشته‌شدن برادرش ابراهیم خان ظهیرالدوله در ۱۱۵۱ ق/ ۱۷۳۸ م در داغستان شدت گرفت (نک‍ : محمدکاظم، ۲ /۶۷۲- ۶۷۸، ۸۳۲-۸۳۳). 
پس از به‌قتل‌رسیدن نادر شاه در ۱۱۶۰ ق/ ۱۷۴۷ م، نفوذ و قدرت ایران در داغستان از میان رفت و منطقۀ داغستان به یکی از حکومتهای ملوک‌الطوایفی بدل شد و امیران محلی برای دستیابی به قدرت و نفوذ بیشتر به منازعات طولانی پرداختند (نک‍ : باکیخانف، ۱۶۵؛ القداری، ۱۲۳-۱۲۷). پس از آن تنها مناسبات به‌ظاهر احترام‌آمیز میان بعضی امیران محلی داغستان و دولت زندیه باقی مانده بود (ابوالحسن گلستانه، ۱۹۰، ۳۳۹-۳۴۰؛ ابوالحسن مستوفی، ۶۶۳). 
حاکمان مناطق مختلف داغستان با جنگهای خود بر‌ضد    یکدیگر، لطمات بسیار سنگینی بر مردم داغستان وارد آوردند (باکیخانف، همانجا؛ القداری، ۱۲۳-۱۳۷؛ پورصفر، ۳۳ بب‍‌ ). همین ناآرامیها در منطقه موجب نفوذ دوبارۀ دولت روسیه گردید و سرانجام والیگری قفقاز در ۱۱۹۹ ق/ ۱۷۸۵ م توسط دولت روسیه تأسیس شد (EI۲). در ادامۀ این درگیریها و منازعات، امیران محلی بر مناطق داغستان دست یافتند و با انعقاد قرارداد گلستان در ۱۲۲۸ ق/۱۸۱۳ م، میان ایران و روسیه، این سرزمین به روسیه واگذار گردید (نک‍ : اعتمادالسلطنه، ۳/۱۵۱۲-۱۵۱۳؛ سپهر، ۱/۲۴۲). 
در اواخر سدۀ ۱۲ ق/ ۱۸ م، فرقۀ صوفیۀ نقشبندیه در داغستان نفوذ بسیار داشت و رهبری مبارزات ضد‌روسی در بیشتر موارد با رهبران و مریدان این فرقه بود. معروف‌ترین و بزرگ‌ترین قیامهای ضدروسی در نیمۀ دوم سدۀ ۱۳ ق اتفاق افتاد و رهبری آن با شیخ شامل بود که قریب ۲۵ سال سرکردۀ بلامنازع قیام مردم داغستان برضد روسیه بود («دائرة‌المعارف آذربایجان»، VII/129). شیخ شامل سرانجام در جنگ گونیب در ۱۲۷۶ ق/ ۱۸۵۹م مغلوب شد و خود را تسلیم کرد و قیام مریدان پایان یافت. با برقراری آرامش نسبی در قفقاز و داغستان بار دیگر برخی از حکومتهای محلی داغستان احیا گردید، اما پس از عزل حاکم شمخال در ۱۲۸۲ ق/۱۸۶۵ م، داغستان به اشغال روسیه درآمد و توسط فرمانداران نظامی تعیین‌شده از سوی دولت روسیه اداره می‌شد (EI2). 
در ۱۲۹۴ ق/ ۱۸۷۷ م، عبدالرحمان افندی، یکی از رهبران فرقۀ نقشبندیه، با استفاده از جنگی که میان روسیه و عثمانی در‌گرفته بود، به شورشی مردمی برضد دولت روسیه در داغستان دست زد؛ اما دولت روسیه پس از خاتمۀ جنگ این قیام را سرکوب کرد («دائرة‌المعارف دیانت»، VIII/405). 
با تشکیل حکومت شوروی در ۱۹۲۰ م/ ۱۲۹۹ ش، جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی داغستان تأسیس شد و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۳۷۰ ش/۱۹۹۲ م، داغستان به عضویت پیمان فدراسیون روسیه درآمد و در ۱۳۷۲ ش/۱۹۹۳ م به جمهوری خودمختار بدل شد. جمهوری خودمختار داغستان در آذر / دسامبر همان سال قانون اساسی روسیه را نپذیرفت و در ۱۳۷۳ ش/۱۹۹۴ م، خود قانون اساسی جدیدی تدوین کرد؛ اما همچنان جزو فدراسیون روسیه باقی ماند («قلمروها [۵]... »، 58). 

مآخذ

آرونوا، م. ر. و ک. ز. اشرفیان، دولت نادر شاه افشار، ترجمۀ حمید امین، تهران، ۱۳۵۶ ش؛ ابن‌ابی‌الربیع غرناطی، محمد، تحفة‌ الالباب (رحلة)، به کوشش قاسم وهب، ابوظبی، ۲۰۰۳ م؛ ابن‌اثیر، علی، الکامل، بیروت، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵ م؛ ابن‌خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۳۰۶ ق؛ ابوالحسن گلستانه، مجمل‌ التواریخ، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ۱۳۴۴ ش؛ ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ۱۳۶۹ ش؛ استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، تهران، ۱۳۷۰ ش؛ اعتمادالسلطنه، محمد‌حسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمد‌اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۶۷ ش؛ القداری داغستانی، حسن، آثار داغستان، پترزبورگ، ۱۳۱۲ ق؛ باکیخانف، عباسقلی‌آقا، گلستان ارم، به کوشش عبدالکریم علیزاده و دیگران، باکو، ۱۹۷۰ م؛ پورصفر، علی، حکومتهای محلی قفقاز در عصر قاجار، تهران، ۱۳۷۷ ش؛ خالدوف، دنگا، «اسلام و سیاست در داغستان»، مجلۀ مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ۱۳۷۲ ش، س ۲، شم‍ ۲؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش مصطفى نجیب‌ و حکمت کشلی ‌فواز، بیروت، ۱۴۱۵ ق/۱۹۹۵ م؛ رئیس‌نیا، رحیم، آذربایجان در سیر تاریخ ایران، تبریز، ۱۳۶۸ ش؛ سپهر، محمدعلی، ناسخ التواریخ ( تاریخ قاجاریه)، به کوشش جمشید کیان‌فر، تهران، ۱۳۷۷ ش؛ طبری، تاریخ؛ قزوینی، زکریا، آثار البلاد، به کوشش فردیناند ووستنفلد، گوتینگن، ۱۸۴۸ م؛ محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ۱۳۶۴ ش؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ۱۴۱۵ ق/۱۹۹۵ م؛ یکتایی، مجید، «پیشینۀ تاریخی سرزمین داغستان»، مجلۀ بررسیهای تاریخی، تهران، ۱۳۵۰ ش، س ۶، شم‍ ۱؛ نیز: 

Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, 1983; Azarbayjan Savet ensiklopediyasy, Baku, 1976-1987; Bol'shaya Sovetskaya Entsiklopedia, second edition, Moscow, 1949-1958; Britannica, micropaedia, 1989; EI2; Encarta, 2009; Frye, R. N., The Heritage of  Persia, London, 1970; «Population» , Russia: Republic of Dagestan, www. citypopulation.de/php/russia-dagestan.php; The Territories of the Russian Federation, London, 1999; Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, 1993.

معصومه رضازادۀ شفارودی