حمیری، ابوالعباس
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
چهارشنبه 4 دی 1398
https://cgie.org.ir/fa/article/236678/حمیری،-ابوالعباس
جمعه 8 فروردین 1404
چاپ شده
21
حِمْیَری، ابوالعباس عبدالله بن جعفر (د پس از 298 ق/ 911 م)، از محدثان برجستۀ امامیه در سده 3 ق/ 9 م و یکی از چهرههای مؤثر در قوام مذهب اثناعشری در دورۀ غیبت صغرى. نجاشی نسب پدرش را جعفر بن حسین بن مالک بن جامع آورده (ص 219؛ یا جامع بن مالک، همو، 354)، اما ابنبابویه در ذکر نسبت او، مکرر تنها با نسب کوتاه شده عبدالله بن جعفر بن جامع یاد کرده است (مثلاً عیون ... ، 2/ 9، کمال ... ، 656؛ عمادالدین، 101). ظاهراً این بدان معناست که وی نزد قمیان به ابن جامع شهرت داشته است (نیز نک : طوسی، رجال، 384).نسبت حمیری او به قبیلۀ حمیر از قبایل یمنی باز میگردد، اما دربارۀ خاستگاهش بیشتر نمیدانیم. منابع رجالی به او نسبت قمی نیز دادهاند (نجاشی، 219؛ طوسی، الفهرست، 167، رجال، 400) و نجاشی او را شیخ قمیان و چهرۀ وجیۀ قم شمرده است (همانجا)؛ این اشارات نشان از توطن او در قم دارد که محتمل است خاستگاه او یا وطن ثانویاش باشد. مروری بر زیست مشایخ او میتواند ما را با پاسخ این پرسش نزدیک سازد. در حالی که به قرینۀ استماع حمیری از ابن شمون (د 258 ق) و طیالسی (د 259 ق) وی چندی پیش از 259 ق/ 873 م برای تحصیل در عراق بوده است (نک : حمیری؛ 130؛ ابنقولویه، 281)، مشایخ معلوم الوفات او در قم و ری، متأخرتر از مشایخ عراقی اویند. مثلاً حمیری از سهل بن زیاد آدمی عالم بزرگ ری که تا اندکی پس از 255 ق زنده بوده (نجاشی، 185)، استماعی نداشته است و عموم مشایخ او در قم و ری، کسانی چون برقی (د 274 یا 280 ق) و ابوحاتم رازی (د 277 ق) و هم نسلان آنان بودهاند که حدود یک نسل نسبت به مشایخ عراقی او تأخر رتبه دارند. به اینها باید افزود که حمیری و فرزندان او تنها شخصیتهای شناخته شده از قبیلۀ حمیر در رجال قماند، روایتی از خود او نشان میدهد که در برابر خاندان اشعریان و آل طلحه، وی در قم رجلی منفرد بوده است (طوسی، الفهرست، 82)؛ در حالی که رجال حمیری در کوفه و بصره سابقهای دراز دارند (مثلاً نک : بخاری، 5/ 135، 377؛ باجی، 1/ 506؛ خطیب، 12/ 68؛ ذهبی، 15/ 13). بر مبنای فرضِ یاد شده، حمیری در اوایل دهۀ 260 ق، ظاهراً پس از وفات برخی از مهمترین مشایخش چون ابوهاشم جعفری (د 261 ق) و محمد بن حسین بن ابی الخطاب (د 262 ق) عراق را ترک کرد و به قم درآمد و در طی دهههای 260 و 270 ق به تحصیل خود در قم و ری ادامه داد. در 278 ق، وی در مجلس احمد بن عبیدالله بن خاقان در کنار عالمانی از اشعریان و آل طلحه، رجلی معتبر محسوب میشده است (طوسی، همانجا).بر این پایه، دور نیست که گفته شود خاستگاه حمیری از عراق و احتمالاً شهر کوفه بوده و او در برههای متأخر از حیات خود راه به سوی قم جسته است. در دهههای اخیر سدۀ 3 ق، با افزوده شدن فشار بر شیعیان در عراق، قم مأمنی از آن چالشها به دور مانده و مأمنی برای عالمان امامی بوده است.در مروری بر مشایخ، باید گفت وی در کوفه از رجالی برجسته چون محمد بن خالد طیالسی د 259 ق (حمیری، همانجا؛ نجاشی، 168) ساکن صحرای جرم و محمد بن حسین بن ابی الخطاب همدانی د 262 ق (ابنقولویه، 89؛ نجاشی، 89) دانش اندوخت و از رجال دیگر چون ایوب بن نوح نخعی (کلینی، 4/ 174)، احمد بن حسین صیقل (ابنبابویه، کمال، 324)، احمد بن میثم بن ابی نعیم (دلائل الامامة، 454)، جعفر بن محمد بن مالک فزاری (ابنبابویه، عیون، 1/ 51؛ همو، کمال، 311)، حسن بن علی ابن مغیره (طوسی، الفهرست، 189؛ ابنطاووس، الاقبال ... ، 3/ 65)، سندی بن محمد جهنی (حمیری، 57؛ نجاشی، 430) خواهرزادۀ صفوان بن یحیى، محمد بن عبدالحمید عطار (ابوغالب، 60؛ ابنبابویه، «مشیخة ... »، 425)، محمد بن فضیل کوفی (دلائل الامامة، همانجا)، و از رجال فطحیه از محمد بن ولید خزاز کوفی (حمیری، 168؛ نجاشی، 143) و معاویة بن حکیم (ابنبابویه، الخصال، 270)، حدیث شنید. او ظاهراً مدتی را نیز در بغداد سپری کرد و در آنجا محضر چند تن از اصلیترین استادانش چون داوود بن قاسم ابوهاشم جعفری، د 261 ق (صفار، 358؛ طبرسی، فضل، 2/ 98)، محمد بن عیسی بن عبید یقطینی (ابنبابویه، کمال، 346؛ نجاشی، 334)، هارون بن مسلم (حمیری، 1؛ نجاشی، 80)، احمد بن هلال عبرتائی، د 267 ق (ابنبابویه، علل ... ، 1/ 244؛ ابنعیاش، 9) و حسن بن ظریف بن ناصح (حمیری، 86؛ کلینی، 1/ 527) را دریافت و افزون بر آنان، از کسانی چون احمد بن محمد بن اسحاق کرخی (صفار، 355)، علی بن سلیمان بن رشید (دلائل الامامة، 435؛ طوسی، الامالی، 224)، محمد بن اسحاق ابن خانبه کرخی (نجاشی، 346)، محمد بن حسن بن شمون بصری، د 258 ق (ابنقولویه، 281)، محمد بن فضل بغدادی (طوسی، تهذیب ... ، 6/ 110)، موسی بن جعفر بن وهب بغدادی (ابنبابویه، الامالی، 551؛ الاختصاص، 79)، یعقوب بن یزید انباری (ابنبابویه، همان، 79؛ نجاشی، 134)، و دوستش محمد بن عثمان عمری از نواب چهارگانه (ابنبابویه، «مشیخة»، 510) حدیث شنید.پس از آمدن به قم، وی از محضر سرآمدانی از محدثان، چون ابراهیم بن هاشم قمی عالم مهاجر از کوفه (ابنبابویه، الامالی، 272، الخصال، 295)، احمد بن محمد برقی (ابنقولویه، 111؛ ابنبابویه، الامالی، 92)، احمد بن محمد بن عیسى اشعری (ابنقولویه، 43؛ ابنبابویه، همان، 283) و محمد بن عبدالجبار قمی (ابنبابویه، «مشیخة»، 425؛ نجاشی، 149) دانش آموخت و از بسیاری کسان مانند احمد بن اسحاق قمی (همو، 108)، احمد بن حمزة بن الیسع قمی (کلینی، 3/ 552؛ طوسی، تهذیب، 4/ 46)، بنان (عبدالله) بن محمد بن عیسى اشعری (ابنبابویه، ثواب ... ، 83؛ مفید، 279)، حسن بن علی زیتونی اشعری (ابنبابویه، کمال، 232)، حسین بن عبدالله صغیر (ابنقولویه، 253؛ طوسی، تهذیب، 6/ 43)، حسین (حسن) بن مالک قمی (کلینی، 7/ 60؛ ابنبابویه، من لا یحضر ... ، 3/ 434)، ریان بن صلت اشعری (همو، عیون، 1/ 207؛ نجاشی، 165)، عباس بن معروف اشعری (ابنطاووس، مهج ... ، 334-335)، علی بن اسماعیل قمی (ابنبابویه، «مشیخة»، 423؛ نجاشی، 187)، علی بن عبدالله بن صلت قمی (همو، 217)، عمران بن موسى خشاب (ابنقولویه، 87)، محمد بن احمد بن ابی قتاده (خزاز، 277)، محمد ابن علی ابوسمینه صیرفی مهاجر از کوفه (نجاشی، 72)، محمد بن عیسی اشعری (ابنعیاش، 13؛ مفید، 150) رئیس قمیان در عصر خود، محمد بن هارون قمی (نجاشی، 192) از رجال مستثنى از نوادر الحکمة و موسی بن (حسن بن) عامر اشعری (طوسی، رجال، 449، الفهرست، 245) حدیث شنید.وی باید چندی در ری نیز تحصیل کرده باشد، زیرا برخی از چهرههای امامی اهل ری مانند سلمة بن خطاب براوستانی (نجاشی، 187)، صالح بن ابی حماد رازی (ابنبابویه، عیون، 1/ 48؛ طوسی، الغیبة، 143) و علی بن محمد کلینی مشهور به علّان (ابنبابویه، کمال، 483) و رجالی نامدار از اهل سنت چون ابوحاتم رازی، د 277 ق (طوسی، رجال، 448، الفهرست، 224) در میان مشایخش دیده میشود.استماع حمیری از شیوخ دیگر شهرها، مانند ابراهیم بن مهزیار اهوازی عالم خوزستان (کلینی، 1/ 486؛ ابنبابویه، الخصال، 80)، عمرکی بن علی بوفکی، عالم نیشابور (نجاشی، 303)، عمر بن علی عبدی اهل رقه (خزاز، 255؛ حسن بن سلیمان، 121)، شریف عبدالله بن حسن عریضی اهل مدینه (نجاشی، 252) و حسین بن علی بن کیسان صنعانی عالم یمنی (طوسی، الاستبصار، 1/ 333، تهذیب، 2/ 308، 7/ 376، 9/ 355) ممکن است در یکی از شهرهای یاد شده یا در حین مناسک حج بوده باشد.
دربارۀ صحبت او با ائمه (ع) اقوال مختلف است؛ کشی و نجاشی از صحبت او با هیچیک از ائمه (ع) سخن نگفتهاند؛ در رجال منسوب به برقی نام او تنها در شمار اصحاب امام حسن عسکری (ع) آمده (ص 60)، در حالی که شیخ طوسی او را با نام مشهورش ضمن اصحاب امام هادی و امام عسکری (ع) (رجال، 389، 400) و با نام ابوالعباس حمیری ذیل اصحاب امام رضا (ع) آورده است (همان، 370). منابع رجالی متأخر هم متفاوت رفتار کردهاند: فاصلۀ زمانی او از امام رضا (ع) موجب شده است تا هیچکس صحبت او با آن امام را تکرار نکند (قس: اردبیلی، 2/ 297)، اما برخی چون علامۀ حلی تنها بر صحبت امام عسکری (ع) تأکید کرده (ص 194)، و برخی دیگر صحبت امام هادی (ع) را نیز تأیید کردهاند (مثلاً اردبیلی، 1/ 478).آنچه اسانید موجود در کتب حدیث به ما نشان میدهند، آن است که حمیری با هیچیک از ائمه بهجز امام حسن عسکری (ع) دیدار حضوری نداشته است و حتى دربارۀ این امام، یادکردی نه در مجامیع مشهور، بلکه در نوشتههایی چون «کتاب عتیق غروی» وجود دارد (به نقل مجلسی، 99/ 238) و شاید همین ویژگی است که اطمینان نجاشی را جلب نکرده است. نمونهای از مکاتبه با امام هادی (ع) دربارۀ سواره نماز خواندن پیامبر (ص) دیده میشود (طوسی، تهذیب، 3/ 231)، اما مکاتبات او با امام عسکری (ع) بسیار گسترده بوده، و نمونههای متعدد آن در جوامع حدیثی مضبوط گشته است (مثلاً کلینی، 5/ 447؛ ابنبابویه، من لا یحضر، 3/ 476، 488؛ طوسی، همان، 2/ 362، الاستبصار، 4/ 161). برخی مکاتبات وی با یکی از دو امام با کنایه نیز در منابع دیده میشود (مثلاً کلینی، 5/ 139؛ طوسی، تهذیب، 6/ 75) و نجاشی به نسخهای اشاره دارد که صورت مدون نامهنگاریهای او با ائمه (ع) و توقیعات آنان بوده است (ص 220).وی در سال 260 ق، به هنگام وفات امام حسن عسکری (ع) و دعوی برادرش جعفر برای جانشینی، از شخصیتهای محوری در رد امامت جعفر و دعوت به امامت فرزند غایب امام عسکری (ع) بوده است (نک : ابنبابویه، کمال، 476-477؛ قس: ابنحمزه، 609-611). در همین راستا، وی در ترویج روایات ناظر به تولد و کودکی امام، مانند روایت حکیمه خاتون اهتمام داشته است (نک : ابنبابویه، کمال، 507).در دورۀ نواب اربعه، نقش حمیری قابل توجه است؛ در دورۀ نایب اول عثمان بن سعید عمری، حمیری با او مراوده داشت و به وی نزدیکتر از کسانی چون احمد بن اسحاق اشعری بود که خود در شمار وکلای ممدوح محسوب بودند (کلینی، 1/ 329؛ نیز ابنبابویه، کمال، 435، 441). بر اساس یک روایت از خودِ حمیری، وی در این دوره از طریق عمری با امام زمان (ع) مکاتباتی داشت و پاسخ نامهها را به خط امام دریافت میکرد (طوسی، الغیبة، 362). وی خود یادآور میشود که بسیار در باب جلالت مقام عثمان عمری سخن میگفته است (همان، 355).پس از درگذشت عثمان عمری، حمیری کسی بود که به سبب آشنایی با خط امام، شهادت داد عهد جانشینی محمد بن عثمان عمری به جای پدرش به همان خطی است که از امام غایب (ع) میشناخته است (طوسی، همانجا). به هر روی، در سالهای بعد، حمیری با محمد بن عثمان عمری رابطهای مستحکم داشت (نک : ابنبابویه، کمال، 440؛ طوسی، الغیبة، 364) و برخی از توقیعات صادر شده بر دست وی را او روایت کرده است (مثلاً ابنبابویه، کمال، 510). از آنجا که وفات محمد عمری در 304 یا 305 ق/ 916 یا 917 م واقع شده است (طوسی، همان، 366) و حمیری در ماجرای جانشینی حسین بن روح نوبختی به عنوان نایب سوم حاضر نیست، و اینکه در 303 ق، این محمد پسر حمیری است که اجازه روایت قرب الاسناد را داده است (آقابزرگ، 153)، وی بایستی در اواخر نیابتِ عمری از دنیا رفته باشد. روایتی در الثاقبِ ابن حمزه، با وجود آشفتگی که در متن آن وجود دارد، اگر به صورت جزء روایت قابل اعتماد باشد، حکایت از آن دارد که وی در رأس هیئتی برای پرداخت وجوهات شیعیان قم و جبال به عراق رفته بود و در مسیر بازگشت، در همدان به تبی سخت مبتلا شد و همانجا وفات یافت (ص 609-611). این روایت آشفته، همچنین سخن از آن دارد که از سوی امام مهدی (ع)، خبر مرگش پیشاپیش به وی داده شد و حنوط و کفنش از سوی امام اعطا شد (همانجا).حمیری نه تنها خود در مکاتبه با ائمه (ع) مداومت داشته، بلکه بخش مهمی از منقولات او را متن مکاتبات دیگران با ائمه، به خصوص امام هادی (ع) تشکیل داده است، مانند مکاتباتی با آن امام از محمد بن احمد بن مطهر (کلینی، 5/ 563)، حسن بن علی صنعانی (همو، 6/ 98؛ طوسی، تهذیب، 2/ 308)، محمد بن فضل بغدادی (همان، 6/ 110)، محمد بن جزك (همان، 3/ 216)، علی بن شعیب (همان، 7/ 321)، حسن بن مالك قمی (ابنبابویه، من لا یحضر، 3/ 434)، علی بن ریان (طوسی، همان، 3/ 309) و ایوب بن نوح (ابنبابویه، همان، 3/ 435؛ طوسی، همان، 5/ 272) و مکاتباتی با امام مهدی (ع) از محمد بن صالح همدانی (ابنبابویه، کمال، 483).
دورۀ حضور حمیری در قم، دقیقاً دورهای است که اختلاف دو مکتب هشام بن سالم و هشام بن حکم به اوج خود رسیده بود و همین امر حمیری را نیز در این منازعه درگیر میکرد. وی در رویارویی با منازعات سعد بن عبدالله و علی بن ابراهیم قمی که در غالب دفاعیهها و ردیههایی از دو مکتب در مقابل یکدیگر بروز یافته بود (نجاشی، 177- 178، 260)، حمیری بدون آنکه خود را بهطور مستقیم درگیر منازعه سازد، وارد میدان گشته و به تألیف کتابی روشنگرانه در تبیین اندیشههای مذهبی هشام بن حکم و هشام بن سالم و مقایسۀ دیدگاههای آنان در چند مسئلۀ محوری پرداخته است. نجاشی عنوان نوشتۀ حمیری را چنین ضبط کرده است: کتاب ما بین هشام بن الحکم و هشام بن سالم و (پیشنهاد اصلاح به «فی») القیاس و الارواح و الجنة و النار و الحدیثین المختلفین (همو، 220)، به این معنا که حمیری در کتاب خود به بررسی اختلاف هشامیـن در 4 موضوع کلامـی ـ فقهـی (حجیت قیاس)، مباحث ارواح و بهشت و جهنم، و حدیثین مختلفین پرداخته است. شواهدی وجود دارد که از تعلق خاطر حمیری به مکتب هشام ابن حکم حکایت دارد؛ از جمله اخباری که وی در ستایش بلیغ از یونس بن عبدالرحمان نقل کرده است (نک : کشی، 486؛ نجاشی، 447) و برخی از مشایخ مؤثر در شخصیت علمی وی، مانند محمد بن عیسی بن عبید، از هواداران اصلی آن مکتب بودند. حرکت حمیری در ارائۀ یک مطالعۀ مقایسهای میان اندیشۀ هشامین و فارغ از تندرویها و برخوردهای پرحرارت سعد بن عبدالله، بدون آنکه چیزی دربارۀ محتوای کتاب او بدانیم، میتواند در کنار نوشتۀ علی بن ابراهیم قمی در دفاع از مکتب هشام بن حکم جای گیرد. حتى اگر اختلافاتی میان حمیری و علی بن ابراهیم مفروض گرفته شود. چهرۀ علمی تنوعگرا و غیر بومی عبدالله بن جعفر حمیری نیز، قرینهای دیگر بر ترجیح این احتمال است که علی بن ابراهیم به عنوان شخصیتی با اصالت و آموزش کوفی و مهاجر به قم، برای حمیری قابل درک و قابل احترام بوده است.
مجموع شواهد نشان میدهد که حمیری در طول 3 دهۀ اخیر از سدۀ 3 ق تا حدود 297 ق، در قم به عنوان مدرس فعالیت داشته و تعلیم شاگردان و تألیف آثارش در همان شهر بوده است. به گفتۀ نجاشی وی چندی پس از 290 ق وارد کوفه شد و اهل کوفه احادیث بسیاری از او شنیدند (ص 219). این قدوم باید در 297 ق یا اندکی پیش از آن رخ داده باشد و این سالی است که در یادداشتهای کودکیِ ابوغالب زراری برای آمدن حمیری ضبط شده است (ابوغالب، ص 38- 39؛ قس: همو، 46). وی در سال 298 ق، در اقامتی در کربلا نیز محفلی برای تعلیم حدیث داشته است ( الاختصاص، 210). نمیدانیم آیا حمیری از این سفر به قم بازگشته است یا نه، اما دیری پس از آن نزیسته، و انتقال نیابت از محمد بن عثمان عمری به حسین بن روح نوبختی در 304 یا 305 ق را شاهد نبوده است.مهمترین شاگردان حمیری قمیاند و در میان آنان نام رجال برجستهای چون احمد بن محمد بن یحیى عطار قمی (ابنعیاش، 9؛ نجاشی، 59، 220)، علی بن ابراهیم قمی (کشی، 222)، علی بن حسین ابنبابویه قمی والدِ صدوق (ابنبابویه، التوحید، 412؛ ابنقولویه، 227)، محمد بن حسن ابن ولید قمی (ابنبابویه، معانی ... ، 1)، محمد بن حسن صفار قمی (صفار، 26، 61، جم )، محمد بن علی بن محبوب اشعری (طوسی، تهذیب، 2/ 362)، محمد بن قولویه قمی (ابنقولویه، 66)، محمد بن یحیى عطار قمی (کلینی، 1/ 329؛ ابوغالب، 77) و فرزندش محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری (حمیری، 1؛ کلینی، 6/ 358) دیده میشود (نیز نک : طوسی، رجال، 424، 437، الاستبصار، 3/ 201). سعد بن عبدالله اشعری رئیس محدثان قم که خود از اقران حمیری است، گاه برخی احادیث خاص را از او روایت کرده است (ابنبابویه، علل، 2/ 603؛ طوسی، الاستبصار، 1/ 333).از شاگردان کوفی او ابن عُقدۀ همدانی (د 332 ق) (خزاز، 259) عالم جارودی و ابوغالب زراری (د 368 ق) (ابوغالب، 38، 46؛ نجاشی، 119) عالم بزرگ آل اعین قابل ذکرند و از دیگر شاگردان بزرگش، محمد بن همام اسکافی (د 336 ق) (ابنهمام، 30؛ نجاشی، 8) عالم بغداد و علی بن محمد بن فیروزان (کشی، 486، 605)، محدث قمیِ مقیم کش، شایسته نامبریاند (نیز نک : خصیبی، 364؛ کشی، 222؛ ابنبابویه، علل، 1/ 172-173؛ طوسی، رجال، 445؛ ابنطاووس، الیقین، 188).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید