صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فقه، علوم قرآنی و حدیث / ابو جحیفه /

فهرست مطالب

ابو جحیفه


آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 21 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اَبوجُحَیْفه، وهب بن عبداللـه بن مَسْلمه، از بنی سُواءة بن عامر ابن‌صَعصَعه (د ح ۷۴ ق / ۶۹۳ م)، از اصحاب پیامبر (ص). در برخی منابع نام پدر او «جابر» یا «وهب» نیز آمده است (نک‍ : ابن حزم، ۲۷۳؛ ابن عبدالبر، ۴ / ۱۵۶۱). اگرچه تاریخی دربارۀ ولادت او داده نشده است، ولی به تصریح ابن سعد (۶ / ۴۲) که برخی از رجال‌شناسان روایت او را تأیید می‌کنند (نک‍ : بخاری، التاریخ، ۴(۲) / ۱۶۲؛ بلاذری، ۱ / ۳۹۶؛ طبری، ۳ / ۱۸۱)، ابوجحیفه به هنگام رحلت پیامبر (ص) به سن بلوغ نرسیده بود. وی علاوه بر آنچه شخصاً از پیامبر (ص) به سن بلوغ نرسیده بود. وی علاوه بر آنچه شخصاً از پیامبر (ص) دیده و شنیده و سالها بعد به عنوان خاطرات کودکی آنها را باز گفته است، از اصحاب رسول اکرم (ص) چون حضرت علی (ع) و براء بن عازب نیز حدیث شنیده و روایت کرده است (نک‍ : ابن قیسرانی، ۲ / ۵۴۰). 
ابوجحیفه پس از پیامبر (ص) چندان در مدینه نماند و در پی آبادانی شهر کوفه که از ۱۷ ق / ۶۳۸ م آغاز شد، همراه خاندان بنی سواءة راهی کوفه گشت و آنجا را به عنوان وطن برگزید (نک‍ : بخاری، همانجا؛ ابن ابی حاتم، ۴(۲) / ۲۲). 
چنانکه روایت شده است، پس از ورود حضرت علی (ع) به عراق در ۳۶ ق / ۶۵۶ م، ابوجحیفه در شمار یاران او درآمد و از وی لقب «وهب الخیر» گرفت (ابن اثیر، ۵ / ۹۶، ۱۵۷). همچنین گفته‌اند که آن حضرت او را به ادارۀ شرطۀ کوفه برگماشت و امور بیت‌المال را به وی سپرد (همانجا). خطیب بغدادی (۱ / ۱۹۹) یادآور شده است که ابوجحیفه در واقعۀ نهروان در رکاب علی(ع) بود و به همراه او به مداین درآمد. همچنین ابن اثیر (۵ / ۱۵۷) نقل کرده که او در دیگر جنگهای آن حضرت نیز شرکت داشت. از نویسندگان امامی، برقی (ص ۵) او را در شمار یاران خاص حضرت علی (ع) قرار داده و طوسی نیز (ص ۶۱) بدون توضیحی وی را در زُمرۀ اصحاب آن حضرت آورده است. 
با درگذشت اصحاب کهن سال پیامبر (ص)، ابوجحیفه در کوفه مرجع فقه و حدیث شد، چندانکه یعقوبی (۲ / ۲۸۲) او را از فقهای دورۀ عبدالملک بن مروان (حک‍ ‍۶۵-۸۶ ق) شمرده است. نیز گفته‌اند که کسانی چون پسرش عون، عامر شعبی، علی بن اقمر، ابواسحاق سبیعی، سلمة بن کهیل، حکم بن عتیبه و اسماعیل بن ابی‌خالد از او حدیث شنیده و روایت کرده‌اند (نک‍ : ابن ابی حاتم، همانجا؛ ابن قیسرانی، ۲ / ۵۴۰-۵۴۱). البته از ابوجحیفه احادیث چندانی روایت نشده است. بر پایۀ شمارشی که نووی (۱(۲) / ۲۰۲) به دست داده است، مجموع روایات او از پیامبر (ص) در کتب معتبر حدیث از جمله صحاح سته بالغ بر ۴۵ حدیث بوده که از آن میان ۷ مورد در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده است (برای متن احادیث، نک‍ : بخاری، صحیح، ۱ / ۵۵، جم‍ ؛ مسلم، ۱ / ۳۶۰، جم‍ ؛ احمد، ۴ / ۳۰۷- ۳۰۹؛ نیز مزی، ۹ / ۶۹-۱۰۳). دو مورد از این روایات در فقه مورد توجه بیشتری قرار گرفته و در باب اذان و استقبال قبله بدان استناد شده است (نک‍ : نووی، ۱(۲) / ۲۰۱-۲۰۲). 
یکی از روایات ابوجحیفه که به‌ویژه از دیدگاه امامیه حایز اهمیت است و در اثبات امامان دوازدهگانه از طریق روایات اهل سنت بدان استناد می‌شود، حدیث نص پیامبر (ص) بر وجود «دوازده خلیفه» پس از اوست (نک‍ : نعمانی، ۷۸؛ ابوالصلاح حلبی، ۱۷۵؛ طبرسی، ۳۶۳؛ ابن شهر آشوب، ۱ / ۲۹۱). در مقایسه بین این حدیث و حدیث مشابه و بسیار مشهور جابر بن سمرۀ سُوائی، پسر عموی ابوجحیفه، برخی همگونیها جالب توجه است؛ از جمله اینکه عبارت «کلهم من قریش» (همۀ آن خلفا از قریش خواهند بود) برای هر دو راوی نامفهوم بوده است و هر دو، این بخش از حدیث را از شخص دیگری شنیده‌اند (نک‍ : حاکم نیشابوری، ۳ / ۶۱۷- ۶۱۸؛ ابونعیم، ۲ / ۱۷۶؛ هیثمی، ۵ / ۱۹۰). علاوه بر احادیثی که ابوجحیفه از پیامبر (ص) و اصحاب آن حضرت روایت کرده، گاه برخی حکایات تاریخی نیز نقل کرده که از آن دست می‌توان روایات نصر بن مزاحم (ص ۱۴۱، ۴۶۲) از طریق اجلح بن عبدالله کندی را یاد کرد. 
از ۴۰ ق تا کشته شدن مصعب در ۷۱ ق، کوفه درگیر فتنه‌های گوناگونی بود که نقش ابوجحیفه و موضع او در جریان آن سالها در هاله‌ای از تاریکی است. او در اواخر عمر، به هنگام امارت بشر بن مروان اموی بر عراق (۷۱-۷۵ ق)، برخلاف تنی چند از عالمان کوفه، هدیۀ ارسال شده از جانب بشر را بدون مخالفت پذیرفت (بلاذری، ۵ / ۱۷۰). 
وفات ابوجحیفه، چنانکه در منابع مختلف تکرار شده است، در اثنای امارت بشر در کوفه واقع شد (نک‍ : ابن سعد، ۶ / ۴۲؛ خلیفه، ۱ / ۳۴۹) و برخی چون ابن حبان (ص ۴۶) وفات او را دقیقاً در ۷۴ ق دانسته‌اند (برای اقوال دیگر، نک‍ : ذهبی، ۳ / ۲۱۹). 

مآخذ

 ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۳ ق / ۱۹۵۳ م؛ ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ۱۲۸۰ ق؛ ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به کوشش فلایشهامر، قاهره، ۱۳۷۹ ق / ۱۹۵۹ م؛ ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ۱۴۰۳ ق؛ ابن‌سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش سترستن، لیدن، ۱۹۰۹ م؛ ابن‌شهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، چاپخانۀ علمیه؛ ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ ق / ۱۹۶۰ م؛ ابن قیسرانی، محمد بن طاهر، الجمع بین الرجال الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۳ ق؛ ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، به کوشش رضا استادی، قم، ۱۴۰۴ ق؛ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، ذکر اخبار اصبهان، به کوشش ددرینگ، لیدن، ۱۹۳۱ م؛ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ ق؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، تاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۸ ق / ۱۹۷۸ م؛ همو، صحیح، استانبول، ۱۳۱۵ ق؛ برقی، احمد بن ابی عبدالله، کتاب الرجال، تهران، ۱۳۴۲ ش؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ۱، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹ م؛ همو، همان، ج ۵، به کوشش گویتین، بیت‌المقدس، ۱۹۳۶ م؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ ق؛ خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ ق؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۷ م؛ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ۱۳۶۸ ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بیروت، ۱۳۹۹ ق؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمد ابن حسن، رجال، به کوشش محمد کاظم کتبی، نجف، ۱۳۸۰ ق / ۱۹۶۱ م؛ مزی، یوسف ابن عبدالرحمن، تحفة الاشراف، بمبئی، ۱۳۹۷ ق / ۱۹۷۷ م؛ مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۴ ق / ۱۹۵۴ م؛ نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ ق؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، بیروت، ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م؛ نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة؛ هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد، قاهره، ۱۳۵۳ ق؛ یعقوبی، احمد ابن اسحاق، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ ق / ۱۹۶۰ م. 

بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث