صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / تاریخ / احد /

فهرست مطالب

احد


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 4 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اُحُد، كوهی در نزدیكی مدینه و نام یكی از غزوات مشهور پیامبر اسلام (ص). این كوه سرخ رنگ كه بریدگی ندارد (یاقوت، ۱ / ۱۴۴-۱۴۵). در حدود ۴ كیلومتری شمال مدینه واقع است (EI1) و در نزدیكی آن مردم مدینه مزرعه و باغ داشته‌اند (اصطخری، ۱۸) و همۀ ‌شهرت احد به سابقۀ جنگی باز می‌گردد كه میان یاران پیامبر (ص) و مشركان مكه در كنار آن در گرفت (نک‍ : یاقوت، همانجا).
دربارۀ ماجرای غزوۀ احد، روایتهای مفصلی در آثار بازماندۀ سیره نگاران نخستین به دست ما رسیده است، از آن جمله می‌توان به روایات عروة بن زبیر و زُهری اشاره كرد؛ اما مفصاترین روایتها از آن دو سیره‌نگار مشهور یعنی ابن اسحاق (ه‍ م) و واقدی است. روایت ابن اسحاق به چند گونه در آثار مورخان بعدی آمده است و گزارش او را در روایاتی كه شاگردان او مستقیماً از وی نقل كرده‌اند، مانند محمد بن سلمه می‌توان یافت (نک‍ : ابن اسحاق، ۳۲۲ به بعد). ابن هشام (۲ / ۶۰ به بعد) و طبری (تاریخ، ۲ / ۴۹۹ به بعد) ‌نیز به طرق دیگری به او استناد كرده‌اند. گزارش واقدی كه گفته است اخبار جنگ احد را از روایات پراكندۀ گوناگون فراهم آورده، دقیق و سودمند است و نویسندگان بعدی، مانند ابن سعد (ه‍ م)، بلاذری (۱ / ۳۲۱-۳۲۷) و همچنین گاه طبری (همان، ۲ / ۵۰۴) به آن چشم داشته‌اند.
در سال ۳ ق، یك سال از شكست سختی كه مسلمانان در نبرد بدر بر مشركان وارد كردند، قریشیان به فرماندهی ابوسفیان (ه‍ م) به خون‌خواهی كشتگان بدر، آمادۀ كارزاری دیگر با پیامبر (ص)‌ و مسلمانان شدند. ایشان بدین منظور كسانی را همچون عمرو بن عاص و ابن زبعری و ابوعزه (ه‍ م م)، ‌به جلب همكاری دیگر قبایل برانگیختند (ابن اسحاق، ۳۲۲-۳۲۳؛ واقدی، ۱ / ۲۰۱؛ نیز نک‍ : طبری، همان، ۲ / ۵۰۰) و سپس با لشكری كه شمار آن را ۳ هزار تن گفته‌اند، به سوی مدینه تاختند. بنابر روایت واقدی گویا پیامبر (ص) در قبا ــ جایی در نزدیکی مدینه ــ بود که به وسیلۀ نامه‌ای که عمویش عباس بن عبدالمطلب پنهانی سوی پیامبر (ص) فرستاده بود، از خروج مشركان برای نبرد آگهی یافت (۱ / ۲۰۳-۲۰۴)، اما در روایات دیگر به این نامه اشاره‌ای نشده است (مثلاً نک‍ : ابن هشام، ۲ / ۶۲؛ نیز نک‍ : طبری، همان، ۲ / ۵۰۲).
در ۵ شوال، مشركان به عرض ــ ناحیه‌ای در نزدیكی احد ــ رسیدند و چارپایان را در مزارع آنجا برای چرا رها كردند (واقدی، ۱ / ۲۰۶-۲۰۷). پیامبر (ص) به وسیلۀ یكی از اصحاب از شمار و نیز تجهیزات ایشان آگاهی یافته بود (همو، ۱ / ۲۰۸). تنی چند از بزرگان اوس و خزرج چون سعد بن معاذ، اسید بن حُضَیر و سعد بن عُباده با گروهی از بیم هجوم مشركان تا بامداد جمعه در مسجد پاسداری می‌دادند (همانجا). روز جمعه، پیامبر (ص) با اصحاب دربارۀ چگونگی دفاع رایزنی کرد. پیامبر (ص) بسیار مایل بود كه مسلمانان از شهر خارج نشوند. بزرگان مهاجران و انصار نیز چنین می‌خواستند و خاصه كسانی با توجه به تجربه‌های پیشین جنگ در شهر مدینه، توصیه می‌كردند كه مسلمانان از شهر بیرون نروند، ولی عدۀ دیگری كه جوان‌تر بودند و حتی صحابی بزرگی چون حمزة بن عبدالمطلب خواهان جنگ در بیرون مدینه بودند. سرانجام پیامبر (ص) رأی گروه اخیر را پذیرفت (نک‍ : همو، ۱ / ۲۱۰، ۲۱۳؛ نیز نک‍ : عروه، ۱۶۸- ۱۶۹).
پیامبر (ص) با لشكر هزار نفری مسلمانان از مدینه بیرون شد (ابن هشام، ۲ / ۶۳؛ قس: ابن اسحاق، ۳۲۶، كه آن را ۷۰۰ تن یاد كرده است) و شب را در شیخان ــ جایی مدینه و احد ــ درنگ كرد و بـامداد روز بعد بـه راه افتـاد (نک‍ : واقدی، ۱ / ۲۱۶- ۲۱۸). هنوز اندكی از ورود لشكر مسلمانان به احد نگذشته بود كه عبدالله بن اُبی، به سبب آنكه توصیۀ او را مبنی بر موضع‌گیری در مدینه نپذیرفته بودند، با گروهی دیگر پیامبر (ص) را ترك كرد (عروه، ۱۶۹؛ زهری، ۷۷؛ واقدی، ۱ / ۲۱۹؛ ابن‌هشام، ۲ / ۶۴) و شمار مسلمانان از هزار تن به ۷۰۰ تن كاهش یافت. پیامبر (ص) بی‌درنگ لشكر بیار است، كوه احد را پشت سر نهاد و عده‌ای تیرانداز به فرماندهی عبدالله بن جُبیر بر كوعه عینین كه سمت چپ احد بود، گماشت (واقدی،‌ ۱ / ۲۱۹-۲۲۰). مشركان نیز صف آراستند: بر سمت راست خالد بن ولید و بر سمت چپ عكرمه پسر ابوجهل فرماندهی داشت (همو، ۱ / ۲۲۰). پیامبر (ص) پیش از آغاز جنگ خطبه‌ای خواند (همو، ۱ / ۲۲۱-۲۲۳) و تیراندازان را به تأكید فرمود تا مراقب پشت سر مسلمانان باشند و هیچ گاه موضع خود را ترك نكنند (ابن‌ اسحاق، همانجا؛ واقدی، ۱ / ۲۲۴-۲۲۵؛ ابن هشام، ۲ / ۶۵-۶۶؛ بخاری، ۵ / ۲۹ نیز نک‍ : طبری، تاریخ، ۲ / ۵۰۹). در آغاز پیكار چون یكی از جنگجویان مشركان به نام طلحة بن ابی طلحه مبارز طلبید و علی (ع) به كارزار او رفت و سرانجام به خاكش افكند، مسلمانان شادمان از نخستین پیروزی، تكبیرگویان یكباره به صف مشركان حمله بردند (واقدی، ۱ / ۲۲۵-۲۲۶). مسلمانان به سرعت غالب آمدند و مشركان روی به گریز نهادند (همو، ۱ / ۲۲۹؛ ابن سعد، ۲ / ۴۰-۴۱)، اما تیراندازانی كه بر سمت چپ لشكر گمارده شده بودند، به طمع غنیمت، جایگاه خود را ترك كردند و اصرار عبدالله بن جبیر كه آنان را به فرمانبرداری از دستور پیامبر (ص) فرا می‌خواند، سودی نبخشید. خالد بن ولید كه پیش‌تر نیز به تنگه‌ای كه تیراندازان مدینه در دست داشتند، توجه كرده، ولی كاری از پیش نبرده بود (واقدی، همانجا). این بار به تنی چند از تیراندازان باقی مانده هجوم برد و عكرمه نیز با او همراه شد (همو، ۱ / ۲۳۲؛ ابن‌سعد، ۲ / ۴۱-۴۲) و همگی از پشت سر به لشكر مسلمانان كه در حال تعقیب پیادگان لشكر مشركان بودند، تاختند. در این میان كسی ندا در داد كه پیامبر (ص) كشته شده است (زهری، همانجا؛ ابن اسحاق، ۲۷؛ واقدی، همانجا). این خبر سخت موجب تضعیف روحیۀ مسلمانان شد، ‌چنانكه مسلمانان پراكنده شدند و حتی برخی به سوی كوه پناه بردند (همو، ۱ / ۲۳۵). گفته‌اند در گرما گرم نبرد، چند تن از مشركان قصد جان پیامبر (ص) كردند كه بر اثر آن، دندانش شكست و صورتش شكاف برداشت (همو، ۱ / ۲۴۴؛ نیز نک‍ : زهری، همانجا، طبری، همان، ۲ / ۵۱۹). سرانجام پیامبر (ص) كه تنها شمار اندكی از یاران در كنارش مانده بودند (واقدی، ۱ / ۲۴۰). درحالی‌كه زخمهای متعدد برداشته بود، به شكاف كوه پناه برد (ابن‌اسحاق، ۳۳۰؛ نیز نک‍ : ابن هشام، ۲ / ۸۳؛ طبری، همان، ۲ / ۵۱۸). مشركان تیغ در مسلمانان نهادند و بسیار كسان از ایشان به شهادت رسیدند، از همه مهم‌تر، حمزة بن عبدالمطلب عموی پیامبر (ص) بودكه وحشی غلام جُبیر بن مُطعم نیزه‌ای به تن او فرو كرد و سپس نیز شكمش را درید و جگرش را به نزد هند، همسر ابوسفیان برد كه حمزه پدرش را كشته بود، و هند جگر حمزه را به دندان گزید. پیامبر (ص) ‌از شهادت حمزه و مثله شدن پیكر او سخت اندوهگین و خشمناك شد (ابن اسحاق، ۳۲۹، ۳۳۳؛ واقدی، ۱ / ۲۸۵-۲۸۶، ۲۹۰). وحشی بعدها ماجرای شهادت حمزه را خود شرح می‌داد (نک‍ : ابن هشام، ۲ / ۷۰-۷۲؛ بخاری، ۵ / ۳۶-۳۷).
سرانجام وقتی ۲ سپاه از هم جدا شدند، ابوسفیان نزدیك دامنۀ كوه كه مسلمانان در آنجا گردآمده بودند، آمد و ضمن ستایش بُتان، روز احد را نبردی در برابر نبرد بدر دانست (زهری، ۷۸؛ ابن اسحاق، همانجا؛ واقدی، ۱ / ۲۹۶-۲۹۷؛ بلاذری، ۱ / ۳۲۷). مسلمانان به دفن شهدا پرداختند و پیامبر (ص) بر یك یك پیكر ایشـان كه شمارشـان ۷۰ تن بـا اندكـی افزون‌تر بود (نک‍ : همو، ۱ / ۳۲۸) ‌نماز گزارد و هر بار می‌فرمود تا پیكر حمزه را نیز در كنار شهیدی دیگر می‌نهادند و بدین گونه بر پیكر حمزه هفتاد و اندی بار نماز گزارد (ابن هشام، ۲ / ۹۷؛‌ واقدی، ۱ / ۳۱۰؛ ابن سعد، ۲ / ۴۴؛ بلاذری، ۱ / ۳۳۶). نام شهدای احد كه همگی در كنار این كوه دفن شدند، به تفصیل در مآخذ كهن ذكر شده است. از مشركان نیز بیست و ‌اند تن كشته شدند (عروه، ۱۷۲؛ واقدی، ۱ / ۳۰۰ به بعد؛ برای اسامی كشتگان مشركان، نک‍ : همو، ۱ / ۳۰۷ به بعد).
غزوۀ احد در روز شنبه ۷ شوال ۳ ق / ۲۳ مارس ۶۲۵ م اتفاق افتاد (همو، ۱ / ۱۹۹؛ ابن سعد، ۲ / ۳۶؛ بلاذری، ۱ / ۳۱۱-۳۱۲)، اما برخی نیمۀ شوال همان سال نیز گفته‌اند (ابن اسحاق، ۳۲۴؛ ابن حبیب، ۱۱۲-۱۱۳؛ نیز نک‍ : طبری، همان، ۲ / ۵۳۴). در منابع، به چندین آیه از قرآن مجید كه در شأن غزوۀ احد نازل شده، خاصه آیات ۱۲۱ تـا ۱۲۹ سورۀ مباركۀ آل عمران اشـاره شده است (مثلاً نک‍ : واقدی، ۱ / ۳۱۹ به بعد؛ ابن هشام، ۲ / ۱۰۶ به بعد؛ طبری، تفسیر، ۴ / ۴۵ به بعد). همچنین حدیثهایی از پیامبر (ص) در این باره نقل شده است (بخاری، ۵ / ۳۹‌-۴۰؛ ابوعبید، ۱ / ۱۱۷). پیامبر (ص) پس از آن آگـاهی به دیدار تربـت شهـدای احـد می‌رفـت (مثلاً نک‍ : بخاری، ۵ / ۲۹) و از آن پس نیز كسانی كه به مدینه می‌رفتند، دیدار احد را از دست نمی‌دادند. برخی سفرنامه‌نویسان، شرایط كنونی آن منطقه را به تفصیل شرح داده‌اند (نک‍ : EI1).

مآخذ

ابن اسحاق، محمد، السیر و المغازی، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ۱۳۹۸ ق / ۱۹۷۸ م؛ ابن حبیب، محمد، المحبر، به كوشش ایلزه، لیشتن اشتتر، حیدرآباد دكن، ۱۳۶۱ ق / ۱۹۴۲ م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دارصادر؛ ابن هشام عبدالملك، السیرة النبویة، به كوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ ق / ۱۹۵۵ م؛ ابوعبید بكری، عبدالله، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفی سقا، بیروت، ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ۱۹۲۷ م؛ بخاری، محمد، صحیح، قاهره، ۱۳۱۵ ق؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹ م؛ زهری، محمد، المغاری النبویة، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ۱۴۰۱ ق / ۱۹۸۱ م؛ طبری، تاریخ؛ همو، تفسیر؛ عروة بن زبیر، مغاری رسول الله (ص)، به كوشش محمد مصطفی اعظمی، ریاض، ۱۴۰۴ ق / ۱۹۸۱ م؛ واقدی، محمد، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶ م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:

EI1. 

بخش تاریخ