ابراهیم بن محمد بن ابی یحیی
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
جمعه 16 خرداد 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/222582/ابراهیم-بن-محمد-بن-ابی-یحیی
پنج شنبه 14 فروردین 1404
اِبْراهیمِ بْنِ مُحَمَّدِبْنِ اَبی یَحْییٰ، از بزرگان شیعه در قرن ۲ ق / ۸ م که نظرات مختلف و حتی متضادی دربارۀ او ابراز شده است. وی مردی متفکر، متکلم، محدث و فقیه بوده است. بغدادی او را مؤسس فرقهای میداند که به نام خود او به امر ابراهیمیه معروف بود (ص ۱۴۰). نام او در اغلب تذکرهها و کتب طبقات و تواریخ و رجال، ابراهیم بن محمد بن ابی یحیی آمده است، اما ابراهیم بن ابی یحیی (همانجا؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۵۷) و ابراهیم بن یحیی (ابن مرتضی، باب ذکر، ۲۵؛ همو، طبقات، ۴۲، ۱۲۹) نیز گفتهاند. کنیۀ او ابواسحاق است، و چون مولای بنیاَسلُم بوده، او را اَسلُمی، و از آن روی که اهل مدینه بوده مدنی نیز خواندهاند (همانجاها). جدش سمعان نام داشته (ابن جوزی، ۱ / ۵۱؛ ذهبی، تذکره، ۱ / ۲۴۷؛ همو، میزان، ۱ / ۶۰) و به نوشتۀ ابن حجر (۱ / ۱۵۸) مولای ابواسحاق مدنی بوده است.زمان تولد ابراهیم معلوم نیست، ولی سال درگذشت وی را ۱۸۴ ق / ۸۰۰ م گفتهاند (ابن سعد، ۵ / ۴۲۵؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۶۱؛ همو، تذکره، ۱ / ۲۴۷)؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۹).وی از استادان امام شافعی (محمد بن ادریس) بود و بنابر پارهای اقوال شافعی وی را ثقه دانسته و از او روایت کرده است و گویند آنگاه که شافعی مسند قضا را پذیرفته، ابراهیم از او بیزاری جسته است (ابن عدی، ۱ / ۲۲۱ و ۲۲۶؛ ابن جوزی، ۱ / ۵۱؛ ابنمرتضی، باب ذکر، ۲۵؛ همو، طبقات، ۴۳ و ۱۲۹؛ ذهبی، تذکره، ۱ / ۲۴۶ و ۲۴۷؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۸-۱۶۱). ابراهیم کثیرالحدیث نیز بوده است (ابن سعد، ۵ / ۴۲۵؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۹، ۱۶۰) چنانکه مُوَطَّأ او بر چند برابر مُوَطَّأ مالک بالغ میشده (ابنعدی، ۱ / ۲۲۶؛ ذهبی، تذکره، ۱ / ۲۴۷؛ همو، میزان، ۱ / ۵۹)، ولی مجموعۀ احادیث او اکنون در دست نیست. بعضی گفتهاند که واقدی کتب ابراهیم را گرفته و به نام خود کرده است (نجاشی، ۱۵؛ طوسی، ۱۶).با اینکه از اهل سنت بزرگان دیگری هم بودهاند که در حدیث او امر منکری نیافتهاند (مثلاً نک : ابن عدی، ۱ / ۲۲۲)، ولی بیشتر آنان به انکارش کوشیدهاند. از جملۀ اینان مالک است که او را ثقه نمیداند و حتی کذّابی میشمرد که نه به حدیثش اعتمادی هست و نه به دینش (عقیلی، ۱ / ۶۳؛ ابن عدی، ۱ / ۲۱۹، ۲۲۰؛ ابن جوزی، ۱ / ۵۱؛ ذهبی، تذکره، همانجا؛ همو، میزان، ۱ / ۵۷؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۸). امام احمدبن حنبل نیز احادیث او را بیاصل دانسته (ذهبی، میزان، ۱ / ۵۷، ۵۸) و برخی دیگر او را متروکالحدیث، منکرالحدیث، ضعیف یا کذّاب ذکر کردهاند (ابن سعد، ۵ / ۴۲۵؛ عقیلی، ۱ / ۶۲-۶۴؛ ابن عدی، ۱ / ۲۱۹-۲۲۲؛ بغدادی، ۱۴۰؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۵۷؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۸-۱۶۰؛ نسائی، ۴۲؛ بخاری، ۴۰۸).علت این انکار و تکذیب را میتوان در آن دانست که وی از خاصان در حدیث شیعه بوده (نجاشی، ۱۴؛ طوسی، ۱۶؛ حلی، ۱۷؛ علامۀ حلی، ۳). و از اصحاب امام صادق (ع) بوده (برقی، ۲۷) و از وی و امام محمدباقر (ع) نقل حدیث کرده است (نجاشی، ۱۴؛ علامۀ حلی، ۳). گفتهاند که کتابی در حلال و حرام به نقل از امام صادق (ع) تألیف کرده بوده (نجاشی، ۱۵؛ طوسی، ۱۶) که آن هم در دست نیست.آراءِ او: از آنچه گذشت چنین برمیآید که ابراهیم شیعۀ امامی بوده است. از جمله تأییدات این قول آن است که مخالفان، وی را رافضی خواندهاند (عقیلی، ۱ / ۶۳، ۶۴؛ ابن عدی، ۱ / ۲۲۱؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۵۸، ۵۹؛ همو، تذکره، ۱ / ۲۴۷؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۸، ۱۶۰)؛ لیکن همین مخالفان او را از معتزله نیز دانستهاند (ابنعدی، ۱ / ۲۱۹؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۵۷؛ ابن حجر، همانجا). با اینهمه موافقان وی نیز از اعتزال او سخن گفتهاند، چنانکه بلخی (ص ۸۰)، قاضی عبدالجبار (ص ۳۳۶) و نیز ابن مرتضی در طبقات المعتزله (ص ۱۳۴) و باب ذکرالمعتزله (ص ۲۰، ۲۵) وی را از جملۀ معتزله و از معتزلۀ اهل مدینه دانستهاند. قاضی عبدالجبار، پدر او محمدبن ابی یحیی را هم از معتزله میداند (ص ۳۳۶)، اما خودش، به گفتۀ ابن مرتضی، از طبقۀ پنجم معتزله و از اصحاب عمروبن عبید بوده است (باب ذکر، ۲۵؛ طبقات، ۴۲، ۱۲۹).ابراهیم را ازاینرو از معتزله شمردهاند که وی از قائلان به توحید و عدل بود و اهل اعتزال معتقدین به توحید و عدل را از خود میدانستند و بسیاری کسان، ازجمله ائمۀ شیعه را در طبقات معتزله ذکر میکردند (مثلاً نک : فضل الاعتزال). ابن مرتضی حتی امام شافعی را نیز در زمرۀ اهل عدل و توحید آورده است (باب ذکر، ۲۵؛ طبقات، ۴۲، ۴۳، ۱۲۹، ۱۳۴). امام احمدبن حنبل وی را قَدَری خوانده (ذهبی، میزان، ۱ / ۵۷- ۵۹؛ همو، تذکره، ۱ / ۲۴۷) و امام مالک (بخاری، ۴۰۸؛ عقیلی، ۶۲) و شافعی نیز قَدَری بودن ابراهیم را تأیید کردهاند (ابن عدی، ۱ / ۲۲۱؛ ذهبی، میزان، همانجا، همو، تذکره، همانجا؛ نیز نک : بلخی، ۸۰؛ قاضی عبدالجبار، ۳۳۶). خود وی نیز ظاهراً اعتقاد خویش به قَدَر را آشکار میکرده و از آن پروایی نداشته است (عقیلی، ۱ / ۳؛ ابن عدی، ۱ / ۲۲۱؛ ابن حجر، ۱ / ۱۶۰).مخالفان ابراهیم او را جهمی نیز گفتهاند، و جهمیّه در اسلام مشهور به اعتقاد به جبر هستند. اما نکتۀ جالب توجه این است که او را هم قدری و هم جهمی خواندهاند (مثلاً نک : عقیلی، ۱ / ۶۳؛ ابن عدی، ۱ / ۲۲۰؛ ذهبی، میزان، ۱ / ۵۸، ۵۹؛ همو، تذکره، ۱ / ۲۴۷، ۱ / ۲۴۷؛ ابن حجر، ۱ / ۱۵۸-۱۶۱). علت این امر را شاید بتوان در همآوازی وی با برخی از نظریات جهم (نک : جهمیّه) دانست که با آرای شیعه همانندی داشته است و افزونبر این قدما در مواردی معتزله را نیز از جهمیه شمردهاند. و اطلاق این عنوان بدیشان از جهت مشارکت هر دو گروه در بعضی عقاید مانند نفی صفات ازلی، نفی رؤیت حق تعالی، مخلوق بودن کلام خدا و حسن و قبح عقلی (شهرستانی، ۱ / ۷۹-۸۱) و نیز به جهت تقدم جهمیه بر معتزله و پیروی معتزله از آنان بوده است (مثلاً نک : ابن تیمیه، ۱ / ۲۵۶). حتی گاهی بعضی اشخاص منتسب به شیعه را هم بدین عنوان ملقب میکردند (نک : دارمی، ۹۸).نکتۀ دیگر دربارۀ این است که بغدادی (ص ۱۴۰) او را از اهل تشبیه میداند. چنین نسبتی به بعضی دیگر از متکلمین شیعه، همچون هشامبن حکم (ﻫ م) که او هم از شاگردان امام صادق (ع) بوده، نیز داده شده است، اما چون اصل سخن ابراهیم و دعاویش در دست نیست، داوری دربارۀ معتقدات او بیش از این میسر نیست.
ابن تیمیه، احمدبن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، قاهره، ۱۳۳۲ ق؛ ابنجوزی، عبدالرحمن، کتاب الضعفاء و المتروکین، بیروت، ۱۴۰۶ ق / ۱۹۸۶ م؛ ابنحجر، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۵ ق؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛ ابن عدی، عبداللـه، الکامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ۱۴۰۵ ق / ۱۹۸۵ م؛ ابن مرتضی، احمدبن یحیی، باب ذکر المعتزلة، به کوشش توماس آرنولد، حیدرآباد دکن، ۱۳۱۶ ق؛ همو، طبقات المعتزلة، به کوشش دیوالد ویلتسر، بیروت، ۱۳۸۰ ق / ۱۹۶۱ م؛ بخاری، محمدبن اسماعیل، «کتاب الضعفاء الصغیر»، المجموع فی الضعفاء و المتروکین، به کوشش عبدالعزیز عزالدین السیروان، بیروت، ۱۴۰۵ ق / ۱۹۸۵ م؛ برقی، احمدبن ابیعبداللـه، کتاب الرجال، به کوشش جلالالدین حسینی اُرموی، تهران، ۱۳۴۲ ش؛ بغدادی، عبدالقاهربن طاهر، الفَرقُ بین الفِرَق، به کوشش عزت العطار الحسینی، قاهره، ۱۳۶۷ ق / ۱۹۴۸ م؛ بلخی، ابوالقاسم، «باب ذکرالمعتزلة»، فضل الاعتزال، به کوشش فؤاد سید، تونس، ۱۳۹۳ ق / ۱۹۷۴ م؛ حلی، حسن بن علی، کتاب الرجال، به کوشش جلالالدین حسینی ارموی، تهران، ۱۳۴۲ ش؛ دارمی، عثمانبن سعید، الرّد علی الجهمیّة، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن، ۱۹۶۰ م؛ ذهبی، شمسالدین محمد، تذکرة الحفّاظ، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۶ ق / ۱۹۵۶ م؛ همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۹۶۳ م؛ شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، به کوشش محمد بدران، قاهره، ۱۳۲۸ ق / ۱۹۱۰ م؛ طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، مشهد، ۱۳۵۱ ش؛ عقیلی، محمدبن عمر، کتاب الضعفاء الکبیر، بیروت، ۱۴۰۴ ق / ۱۹۸۴ م؛ علامۀ حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، تهران، ۱۳۱۱ ق؛ فضل الاعتزال، به کوشش فؤاد سید؛ قاضی عبدالجبار معتزلی، «طبقات المعتزله»، فضل الاعتزال، به کوشش فؤاد سید؛ نجاشی، احمدبن علی، رجال، قم، ۱۴۰۷ ق / ۱۹۸۷ م؛ نسائی، احمدبن علی، «الضعفاء والمتروکون»، المجموع فی الضعفاء والمتروکوین، به کوشش عبدالعزیز عزالدین السیروان، بیروت، ۱۴۰۵ ق / ۱۹۸۵ م.
مسعود جلالی مقدم
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید