ابن براج
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/222363/ابن-براج
شنبه 9 فروردین 1404
چاپ شده
3
اِبْنِ بَرّاج، سعدالدين ابوالقاسم عبدالعزيز بن نحرير بن عبدالعزيز ابن براج طرابلسی معروف به قاضی و ملقب به عزالمؤمنين (د شعبان 481 ق/ اكتبر 1088 م)، فقيه و قاضی شيعی امامی. از تاريخ تولد او آگاهی دقيقی در دست نيست، ولی با توجه به اينكه عمرش را هشتاد و اندی نوشتهاند (افندی، 3/ 142، 143)، میتوان گفت كه در حدود 400 ق به دنيا آمده است. ابن براج در مصر متولد گرديد و در همانجا رشد يافت و چون ديرزمانی قضای طرابلس شام را به عهده داشت، به طرابلسی معروف شد (منتجبالدين، 107؛ افندی، همانجا). فقيهان، امامی وقتی به نحو مطلق از «قاضی» ياد میكنند، مرادشان ابن براج است (نوری، 3/ 480). آوازۀ مجلس درس سيدمرتضی علمالهدی او را به بغداد كشاند. ابن براج در 429 ق/ 1038 م در درس وی حاضر شد و 7 سال يعنی تا زمان درگذشت سيدمرتضی نزد او دانش آموخت (ابن شهرآشوب، معالم، 80؛ افندی، 3/ 142). علمالهدی كه كمك هزينۀ دانشجويان را به اندازۀ شأن علميشان میپرداخت، به شيخ طوسی ماهانه 12 و به ابن براج 8 دينار میداد و از اين رو میتوان او را برجستهترين و نامبردارترين شاگرد علمالهدی، پس از شيخ ابوجعفر طوسی (د 460 ق/ 1068 م) دانست. ابن براج پس از درگذشت علمالهدی، در مجلس درس شيخ طوسی شركت جست و چند سالی نيز در محضر او بود. در 438 ق/ 1046 م به عنوان خليفۀ شيخ رهسپار طرابلس شام شد (همانجا؛ مجلسی، 104/ 198). برخی از نويسندگان برآنند كه جلالالملك (از فرمانروايان بنی عمار، حک 464-492 ق/ 1071- 1099 م) در همين سال او را بر منصب قضا گماشت ( صدر، 304)، ولی با توجه به زمان روی كار آمدن جلالالملك (نک : ابن اثير، 10/ 71) چنين سخنی درست به نظر نمیرسد. اگر جلالالملك درست در آغاز حكومت خود، ابن براج را بر آن منصب گمارده باشد، از آنجا كه وی تا پايان عمر در طرابلس ماندگار شد (افندی، 3/ 142، 145)، میتوان گفت كه وی حدود 17 سال قاضی طرابلس بوده است. افندی (3/ 141). افزون بر استادان ياد شده، شيخ مفيد محمد بن نعمان (د 413 ق/ 1022 م) را نيز با ترديد از استادان قاضی میشمارد كه اگر وی در سال درگذشت شيخ مفيد 13 ساله بوده باشد، میتوان اين ترديد را موجه دانست. افندی از خلال كلمات مجلسی چنين برداشت كرده كه ابوالفتح كراجكی (د 449 ق/ 1057 م) استاد وی بوده است، ولی شخصاً بر آن است كه كراجكی استاد قاضی عبدالعزيز بن ابی كامل طرابلسی، شاگرد ابن براج بود و برخی از رجالشناسان، پارهای از احوال، كتابها و حتی لقب آن قاضی را با ابن براج درآميختهاند (همو، 3/ 141-143). كسان بسياری از مجلس درس ابنبراج بهره جسته و از او حديث شنيدهاند كه به برخی از آنان اشاره میشود: حسكا بن بابويه جد منتجبالدين، عبدالجبار مقری رازی، عبدالرحمن نيشابوری خزاعی، حسن ابن عبدالعزيز جيهانی (منتجب الدين، 44، 107- 108، 111)، قاضی ابن ابی كامل طرابلسی (حر عاملی، 149)، ابوجعفر محمـد حلبی (شهيد اول، 74)، زيد بن داعی (نک : ه د، آبی، رضیالدين) و كميح (مجلسی، 105/ 163؛ آقابزرگ، طبقات، 6/ 4). از برخی نوشتههای قاضی میتوان پی برد كه وی در مجلس درس شيخ طوسی يك شاگرد معمولی نبوده، چنانكه در مهذب مباحثهای را میبينيم كه ميان شيخ با ابن براج رخ داده و شيخ در اين گفتوگو مجاب گرديده است (ابنبراج، 2/ 419-420). نيز شيخ طوسی در سرآغاز پارهای از نوشتههايش ( رسائل، 117، 155؛ الفهرست، 2) تصريح میكند كه اين كتابها را به درخواست شيخ فاضل مینويسد و آقابزرگ ( الذريعة، 5/ 145؛ همو، مقدمۀ تبيان، «ث») در حاشيه پارهای از نسخ كتاب الجمل و العقود وی ديده كه مراد از شيخ فاضل، ابن براج است. نيز به گفتۀ كاظمينی (ص 9)، راوندی در حلالعقود تصريح كرده است كه شيخ مورد نظر همان ابنبراج است. افزون بر آن اينكه شيخ كتاب جداگانهای به نام مسائل ابن براج پرداخته است (طوسی، الفهرست، 288 [مسائل ابن راح!]؛ قس: ابن شهرآشوب، معالم، 115). ابنبراج از دانشمندان پرآوازه و معتبر شيعی است كه آرای او پيوسته مورد توجه فقيهان بزرگ بوده و غالباً به نظريات او اشاره و استناد شده است، به عنوان نمونه میتوان به اينان اشاره كرد: علامۀ حلی (د 726 ق/ 1326 م) در مختلفالشيعة (ص 302، جم )؛ شهيد اول (د 786 ق/ 1384 م) در القواعد و الفوائد (1/ 273، قس: فهرست اعلام)، الذكری (كتاب الصلوة، جم ) و الدروس (ص 10، جم )؛ فاضل مقداد (د 826 ق/ 1423 م) در التنقيح الرائع (1/ 69، 114، جم ) و سيدجواد حسينی عاملی (د ح 1226 ق/ 1811 م) در مفتاح الكرامة (ص 3، جم ). بسياری از فقيهان و محدثان سدههای بعد در اجازههايی كه به برخی از شاگردان خود دادهاند به شخصيت و آثار او اشاره كردهاند. قاضی از نويسندگانی است كه نوشتههايی در فقه و كلام پرداخته است. نوشتههای به جای ماندۀ او شامل مجموعهای از فتواهای فقهی است كه در آن استدلالهای فقهی و نقد نظرهای ديگر فقيهان بسيار كم به چشم میخورد.
1. الجواهر، در 1276 ق/ 1895 م در تهران در مجموعهای به نام الجوامع الفقهية چاپ شده است. در اين كتاب حدود 820 پرسش در بابهای گوناگون فقه مطرح و به آنها پاسخ داده شده است. برخی بر آنند كه اين كتاب اولين نوشتهای است كه مسائل فقهی را به صورت پرسش و پاسخ طرح نموده است (مدير شانهچی، 21)؛ 2. شرح جمل العلم و العمل (نک : مآخذ) كه شرحی است بر بخش فقهی كتاب جمل العلم و العمل علم الهدی. اين كتاب مختصر به بيان احكام طهارت، نماز ميت، روزه، اعتكاف، حج و زكات پرداخته است و از ويژگيهای آن اين است كه نظرهای فقهی گروهی از صحابۀ پيامبر (ص) و تابعين و فقيهان سدۀ 1 و 2 ق/ 7 و 8 م را در بردارد؛ 3. المهذب (نک : مآخذ). اين كتاب چنانكه از فحوای عبارتی از آن (2/ 476) برمیآيد، در حدود 467 ق/ 1083 م نوشته شده است و صاحب مفتاح الكرامۀ آن را مهذب قديم در مقابل مهذب ابنفهد ( مهذب جديد) میخواند (نک : آقابزرگ، الذريعة، 23/ 294).
حسن التعريف (ابن شهر آشوب، معالم، 80) كه حر عاملی (2/ 153) آن را حسنالتقريب ضبط كرده است: الروضة (منتجبالدين، 107) كه ابن شهرآشوب آن را روضةالنفس فی احكام العبادات الخمس ناميده است (معالم، همانجا). عماد المحتاج فی مناسك الحاج (منتجبالدين، همانجا) كه كنتوری (ص 385) آن را عماد الحاج فی مناسك المحتاج، و بغدادی (1/ 578) آن را الاحتجاج ... ضبط كرده است؛ الكامل در فقه (منتجبالدين، ابن شهرآشوب، همانجاها)؛ العالم در فروع (همانجا)؛ المعتمد (منتجبالدين، همانجا)؛ المقرب (همانجا؛ ابن شهرآشوب، همانجا) كه بعضاً به شكل المغرب و يا المعرب ضبط شده است (نک : ذيل منتجبالدين، همانجا؛ اردبيلی، 1/ 460)؛ المنهاج (ابن شهرآشوب، همانجا)؛ الموجز در فقه (منتجبالدين، همانجا)؛ التفسير (ابن شهر آشوب، المناقب، 1/ 35، 37).
آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، القرن السادس، به كوشش علينقی منزوی، بيروت، 1392 ق/ 1972 م؛ همو، مقدمه بر تبيان شيخ طوسی، بيروت، داراحياء التراث العربی؛ ابناثير، الكامل؛ ابنبراج، عبدالعزيز، شرح جمل العلم و العمل، به كوشش كاظم مدير شانهچی، مشهد، 1352 ش؛ همو، المهذب، قم، 1406 ق/ 1986 م؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، نجف، 1380 ق/ 1960 م؛ همو، المناقب، قم، انتشارات علامه؛ اردبيلی، محمد بن علی، جامع الرواة، بيروت، 1403 ق/ 1983 م؛ افندی، اصفهانی، ميرزا عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشی و احمد حسينی، قم، 1401 ق/ 1981 م؛ بغدادی، اسماعيل بن محمد امين، هدية العارفين، استانبول، 1951 م؛ حر عاملی، محمد بن حسن، املالآمل، به كوشش احمد حسينی، نجف، 1385 ق/ 1965 م؛ حسينی عاملی، محمدجواد، مفتاح الكرامة، قم، 1375 ق/ 1956 م؛ شهيد اول، محمد بن مكی، الدروس الشرعية، چاپ سنگی، 1260 ق؛ همو، الذكری، چاپ سنگی، 1271 ق؛ همو، القوائد و الفوائد، به كوشش عبدالهادی حكيم، قم، مكتبةالمفيد؛ صدر، سيدحسن، تأسيس الشيعة، بغداد، 1354 ق/ 1935 م؛ طوسی، محمد بن حسن، رسائل العشر، به كوشش محمد واعظزاده، خراسانی، قم، 1403 ق/ 1983 م؛ همو، الفهرست، به كوشش آلويس اشپرنگر، بمبئی، 1271 ق/ 1855 م؛ علامۀ حلی، حسن بن يوسف، مختلف الشيعة، چاپ سنگی، 1323 ق؛ فاضل مقداد، التنقيح الرائع، به كوشش حسينی كوهكمری، قم، 1404 ق؛ كاظمينی، اسدالله، مقابسالانوار، تهران، 1322 ق؛ كنتوری، اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار، به كوشش هدايت حسين، كلكته، 1935 م؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، 1403 ق/ 1983 م؛ مدير شانهچی، كاظم، مقدمه بر شرح جمل (نک : ابنبراج در همين مآخذ)؛ منتجبالدين، علی بن عبيدالله، فهرست، به كوشش عبدالعزيز طباطبائی، بيروت، 1406 ق/ 1986 م؛ نوری، ميرزاحسين، مستدركالوسائل، تهران، 1318-1321 ق.
سيدمحمد بحرالعلوم
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید