1397/7/17 ۱۳:۵۰
نظر گاندی دربارۀ آموزش و پرورش در هند جدید نظری بتشکنانه بود. او در دیدگاههای خود چنان انقلابی بود که تأکید میکرد حتی مؤسسات آموزشی رسمی برچیده شوند و حتی یک بار گفت: خطای وهمآلودی خواهد بود اگر بپنداریم که علم تنها از راه رفتن به مدرسه و دانشگاه به دست میآید
نظر گاندی دربارۀ آموزش و پرورش در هند جدید نظری بتشکنانه بود. او در دیدگاههای خود چنان انقلابی بود که تأکید میکرد حتی مؤسسات آموزشی رسمی برچیده شوند و حتی یک بار گفت: خطای وهمآلودی خواهد بود اگر بپنداریم که علم تنها از راه رفتن به مدرسه و دانشگاه به دست میآید:
«جهان پیش از آنکه مدرسهها و دانشکدهها پدید آمده باشند، دانشجویانی برجسته پرورده است. هیچ چیز در شرف بخشیدن به انسان و تداوم آن، همپای خودآموزی نیست. من نمیخواهم که بیش از حد مدرسهها و دانشکدهها را نکوهش کنم، آنها در جای خود فوایدی دارند؛ ولی ما در فواید آنها مبالغه میکنیم، آنها یکی از ابزارهای تحصیل دانشاند.»
این نظر بتشکنانه دربارۀ مؤسسات آموزشی در وضع امروزی هند نیز کاملا صادق است. گروهی کثیر پشت درهای دانشگاهها ازدحام میکنند و نومید بازمیگردند. همۀ داوطلبان را نمیتوان پذیرفت؛ ناگزیر در دهههای آینده به سرعت بر شمار داوطلبانی که علاقهمند به تحصیلات عالی هستند، افزوده خواهد شد. هر هزینهای که صرف مؤسسات تعلیمات عالی شود، هرگز کافی نخواهد بود. خودآموزی، فراگیری از طبیعت و تجارب زندگانی، هر جا که مقدور است، از راه آموزشی با نظام باز، مدارس باز و دانشگاههای باز راه حل این مشکل در قرن بیست و یکم خواهد بود. فقط یک چنین نظام آموزشی میتواند نیازهای روز افزون تعلیمات عالی را در کشورهایی با جمعیت بسیار انبوه پاسخگو باشد.
درس از گاندی
بازنگری در افکار گاندی دربارۀ تعلیم و تربیت ما را قادر خواهد ساخت که درسهایی اساسی فراگیریم که بتواند برای آینده مفید باشد. آنها عبارتند از:
۱ـ برچیدن تعلیمات آزاد فعلی که در دورۀ استعمار آغاز شده و نشاندن تعلیمات مبتنی بر حرفه یا شغل محور در سطوح ابتدایی و متوسطه به جای آن یک ضرورت است؛ اما حرفه یا شغل تنها ابزاری برای رسیدن به هدف است. هدف همانا پروردن مردم مملکت با صفات و تمایلات انسانی و راسخ است، به این دلیل که گاندی فرد را فراتر از هر چیز میدانست.
۲ـ چون تعلیم و تربیت برای پروردن مردم با کرداری خاص است، باید همگان را از ضرورت زندگی مسالمتآمیز اجتماعی آگاه کند: «غایت و نهایت فردگرایی افراطی به معنی نفی جامعه و تمام اهداف استقلال است.»
۳ـ چون تعلیم و تربیت ابتدایی و متوسطه بر تربیت حرفهای و پرورش اخلاقی تأکید میکند، این امر باید در اختیار دولت باشد. تعلیمات عالی باید به بخش خصوصی واگذار شود و عموما بر رعایت نیازهای ملی مبتنی باشد. هدف تعلیمات عالی همچنین باید ابداع شرایطی باشد که به پیشرفت برنامهها و تولید محصولاتی منجر شود که به تأمین نیازهای مردم یاری کند: رفع فقر، فراهم ساختن شغل و زندگی بهتر. باید چنان فضای عامی فراهم شود که همه کس در آن فضا نیازش را به حد کافی بیابد؛ اما نه برای ارضای طمع خود و البته همه باید در امنیت به سر ببرند.
۴ـ تحصیلکرده فردی است که از حقوق خود و به همان اندازه از مسئولیت خویش آگاه باشد. فردی است که مصمم است برای احقاق حق خود و همچنین حقوق اساسی انسانهای دیگر و برای خاطر نفع عموم جامعه بجنگد. فردی است که آگاهانه برای آفریدن حیاتی بهتر تلاش میکند تا در جامعه او هر هموطن حق برابر داشته باشد و اجازه ندهد که هیچکس برای تخریب محیط سالم و صلح عمومی به منظور گردآوردن ثروت برای خود و خانواده خود بکوشد.
۵ـ هیچ کسی را که قدرت ذهنی دارد، نباید از تحصیلات عالی بازداشت، ولو اینکه آن فرد قدرت فیزیکی و اقتصادی برای کسب آن نداشته باشد.
۶ـ مردان و زنان، هر دو، باید برای تحصیلات عالی امکانی یکسان داشته باشند. آنان باید در انتخاب رشته تحصیلی خود که بدان علاقه دارند و آن رشته به نفع جامعه است، آزاد باشند.
۷ـ تعلیم و تربیت باید پیوسته آمیخته با چنان تجربه شریفی باشد که مردان و زنان را یاری دهد تا در وجود خود بهترینها را کشف کنند و تمام صلاحیت خود را به سود دیگران به کاربرند، بهویژه برای افرادی که در جامعه از نظر اجتماعی، طبیعی و اقتصادی بهرۀ کمتری دارند، سودمند باشند.
۸ـ در برنامهریزی تحصیلی در همۀ سطوح باید بر وقار انسانی، اهمیت کار، مساوات همه افراد نوع بشر، حقوق بشر، مسئولیتها، برابری زن و مرد، آزادی، رهایی از اعمال غیرقابل دفاع غیراخلاقی، رهایی از اعمال مخرب طبیعت، و تشبّت سفت و سخت و به عدم خشونت و حقیقت تأکید شود.
۹ـ تعلیمات عالی باید به وسیلۀ بخش خصوصی حمایت شود.
۱۰ـ آن دسته از تعلیمات عالی تخصصی و فنی که در برنامههای معین دولتی و فعالیتهای صنعتی به کار میرود و برای جامعه مفید است، باید مورد حمایت دولت و صنایع قرار بگیرد.
۱۱ـ این مقدار معتنابه هنر که در برنامههای آموزشی دانشکدهها گنجانده میشود، اتلاف محض وقت است و منجر به بیکاری در میان فارغالتحصیلان میشود. این نوع تعالیم، سلامت ذهنی و جسمی، هر دو، را در افرادی که تحت تعلیماند، نابود میکند.
۱۲ـ فارغالتحصیلان تعلیمات عالی باید نیازهای کشور را تأمین کنند و با تلاشی مصرانه خود را از اسارت آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که طی قرنها استثمار بر آنان تحمیل شده است، رهایی بخشند.
اجازه بدهید نظر گاندی را از یک مقاله او از روزنامۀ Harijan (9 ژوئیه ۱۹۸۳) نقل کنیم:
«من دشمن تعلیمات عالی نیستم، بلکه دشمن آن تعلیماتی هستم که اکنون عرضه میشود. به نظر من باید کتابخانههای بهتر و بیشتر، آزمایشگاهها و مؤسسات پژوهشی دایر شود. در سایه آن شرایط است که ما گروهی شیمیدان، مهندس و استادانی دیگر خواهیم داشت که خادمان حقیقی ملت و پاسخگوی نیازهای گوناگون و روزافزون مردمی خواهند بود که پیوسته از حقوق و نیازهای خود آگاهی پیدا میکنند. این استادان سخن خواهند گفت، اما نه به زبان بیگانه، بلکه به زبان مردم. دانشی که آنان فرا میگیرند، از آن همه مردم خواهد بود. آنان حقیقتا کار اصولی خواهند کرد نه این که فقط انتقالدهنده باشند و ارزشها عادلانه و منصفانه تقسیم خواهد شد.»
دیدگاههای گاندی در باره تعلیمات عالی هرگز کاستی نخواهد یافت، بلکه هر چه سالها بگذرد، افزونی پیدا خواهد کرد.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید