1397/9/10 ۱۱:۴۲
«شهره است که در سال 642 هـ. ق جلالالدین محمد بلخی و شمس تبریزی برای نخستینبار با یکدیگر ملاقات میکنند. بر اساس شواهد موجود و بنابر نظـر «گلپینارلی» مولانا در این دیدار باید 38 ساله و شمس 62 ساله بوده باشد. اما نکته استثنایی و درخور توجه درباره این رویداد تاریخی آن است که علاوه بر آنکه روز و ماه و سال این واقعه به دقت بیان و ثبت شده، حتی درخصوص اینکه این دیدار در چه ساعتی از روز بهوقوع پیوسته است نیز سند موثق وجود دارد.
دیداری که مبدأ ادبیات عرفانی است
محسن بوالحسنی: «شهره است که در سال 642 هـ. ق جلالالدین محمد بلخی و شمس تبریزی برای نخستینبار با یکدیگر ملاقات میکنند. بر اساس شواهد موجود و بنابر نظـر «گلپینارلی» مولانا در این دیدار باید 38 ساله و شمس 62 ساله بوده باشد. اما نکته استثنایی و درخور توجه درباره این رویداد تاریخی آن است که علاوه بر آنکه روز و ماه و سال این واقعه به دقت بیان و ثبت شده، حتی درخصوص اینکه این دیدار در چه ساعتی از روز بهوقوع پیوسته است نیز سند موثق وجود دارد. بر اساس این اسناد، تاریخ رسیدن شمس به مولانا بامداد روز شنبه نهم آذر ماه سال 642 ه.ق است و این مهمترین تاریخی است که ما در زمینه مولاناپژوهی داریم.» استاد محمدعلی موحد، اسناد مربوط به این دیداررا به تمام و کمال در مقالات شمس و بعدتر در «جرعهای از شراب ربانی» گزارش و مدون کرده و چنین روزی را برای همیشه تاریخ به ثبت رسانده است. چنانچه کفایت کند، این میتواند مقدمهای کوتاه باشد برای گپ و گفتی با توفیق سبحانی، ادیب و مولانا پژوه معاصر، درباره چنین روزی و برخورد این دو دردانه؛ روزی که شمس و مولانا، نه برای اول بار (یکبار مولانا با پدر در محضر محیالدین ابن عربی با شمس دیدار کرده بود) بل برای دومین بار که در کاروانسرای شکرفروشان با هم دیدار کردند.
********
این تاریخ مشخص را استاد محمدعلی موحد بهعنوان روز دیدار تاریخی شمس و مولانا به ثبت رسانده است. از منظر شما در این گونه احوال و شرحها، رجوعمان به چه مستنداتی است؟
در این مسیر سه کتاب بسیار مهم وجود دارد که جناب موحد از این کتابها به این استناد و ارجاع رسیده است و بیشک نقل ایشان درست و دقیق است. یکی کتاب «ابتدانامه» بهاءالدین پسر مولاناست که البته در آن ذکر جزئیات نشده است، دیگر کتاب «رساله سپهسالار» فریدون بن احمد سپهسالار است که با مولانا مشهور بوده و دیگر کتاب، «مناقب العارفین» احمد افلاکی. جناب موحد در این آثار مداقه کردهاند و از لایههای رو و عیان آنها به این تاریخ رسیدهاند و آنچه ایشان میگویند برای همه حجت است. حتی درباره مقبره شمس هم که در نقاط بسیاری مشهور است هم آقای دکتر موحد و ریاحی غبارزدایی کردند که مقبره شمس در خوی تنها جایی است که اگر شمس میخواست در زمینی به خاک رود آن خاک در خوی است.
از مولانا در تذکرهها و آنچه خود نوشته در آثار نظم و نثرش تصویری درست و بیابهام داریم. درباره شمس اما جز در مقالات که خود انشا کرده است تصویری به دست نیست. این ویژگی مستتر بودن و عیان نشدن در ذات خود شمس بوده است یا اگر منابعی داشتهایم از دست رفته؟
بله دقیقاً همین طور است. شمس خودش نمیخواست عیان و روشن باشد. این ابهام در سرتاسر گفتههای خود او در مقالات هم وجود دارد. یک روز کسی درباره مولانا از استاد فروزانفر سؤالی میپرسد که جواب استاد عجیب و قابل تأمل است. فرد میپرسد: چرا مولانا آنچنان در بند لغات و کلمات نبوده است؟ استاد جواب میدهد که بله، مولانا دربند کلمات نبود، بلکه این کلمات بودند که در بند و گرفتار مولانا بودند و مولانا هر طور میخواست آنها را به کار میگرفت. شمس هم همینطور است. شما در مقالات با درخشش شمس در کلمات روبهرو هستید. چیزی که پیش از آن و پس از آن نمیتوانید نمونهای از آن نثر درخشان را بیابید. پس میتوان گفت نثرشمس همسو و هم پایه شعر است و شعر مولانا هم سطح و هم پایه شمس.
مقالات شمس و تصحیح و چاپ و نشرش آنچنان قدمتی ندارد و حاصل تلاش بزرگانی مانند استاد موحد، شما و چند نام دیگر است. داستان تصحیح مقالات چیست و این کتاب دقیقاً از کجا میآید؟
سؤال خوبی است و جای شرح و بسط دارد اما مختصر به آن اشاره میکنم. ما دو نسخه بسیار معتبر از مقالات داریم که یکی از آنها در قونیه و دیگری در کتابخانه بایزید استانبول است. من هر دو را دیدم و سال 1971 میلادی شروع کردم به تصحیح آن. در نسخه بایزید به صراحت اول کتاب تاریخ 645 ذکر شده و کتاب نسخه قونیه نیز شبیه همان است. بنابراین این کتابها در زمان حیات مولانا تحریر شدهاند. این نسخهها گم یا مفقود نبودند بلکه شیرمردی مثل موحد را میخواستند که عمر بر آن بگذارد. من از این کتابها عکس میگرفتم و روزی چند صفحه تصحیح میکردم اما دیدم این کار بزرگ از عهده من خارج است. کتاب را کنار گذاشتم. در واقع کتاب مرا کنار گذاشت تا جناب موحد کاری کرد کارستان. اول نیمی از آن و بعد تمام آن را به شرح و تفصیل به تصحیح دقیق نوشت و بعد از آن بود که مقالات وارد زندگی مردمی شد که به آن علاقه داشتند.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید